The first 200 lines.
وایسا ببینم. پس یکی اینو همینطوری برات فرستاده؟
.آره، به ایمیل "ریوردیل چویس"ـم
اگه براتون سوال پیش اومده که ،من میتونم دوباره بشنوم یا نه
نمیتونم. ولی کاری که بعد از
.انفجار میتونم انجام بدم، خوندن ذهنه
میتونم صدای کلماتی که توی مغز یه نفر شکل میگیره .رو قبل از این که به زبون بیاره بشنوم
.یه ذره گیجکنندهـست
...یعنی خب هر کسی حق داره که
یعنی خب هر کسی حق داره که .نظر خودشو داشته باشه، ولی اییش
.میدونم
،برای همین به صورت ناشناس منتشرش کردم ،که هویتمون رو محفوظ نگه دارم
که خود کسی که فرستادتش هم .اینطور ازم خواسته بود
تابیتا و دوستام فکر میکنن .که شنواییم برگشته
،که البته باورش غیرممکنم نیست .چون دکتر گفته که امکانش وجود داره
یعنی من آدم بدیم که دارم به تابیتا و بقیه دروغ میگم؟
.نمیدونم، جاگهد
مردم شهر چی فکر میکنن؟
چکار میکنن؟
.این سوال خیلی خوبیه
از همین الانم میتونستم موج شوکی که .کل شهر رو دربرمیگیره حس کنم ریوردیل: بدترین شهر در کل آمریکا؟
اون مقاله یه نقد خیلی شدید و خشن .درمورد ریوردیل بود
درمورد این که ریوردیل چه چیزی رو از خودش به نمایش .میذاشت در مقابل این که که واقعا چه جور جایی بود
کازینوی ورونیکا و رجی رو ،شدیدا مورد انتقاد قرار داده بود
،و اونو غیرقانونی میدونست
،و ادعا میکرد که محلی برای جنایت .مصرف مواد مخدر و خشونت خواهد بود
فرهنگ وجود دارو دستههای خیابونی ریوردیل .رو مورد سرزنش قرار داده بود
سرپنتها و گولیها رو که همیشه .در آستانهی راه انداختن جنگ هستن
،از تاریخچهی طولانی شهر در کوتهفکری،جهالت
.ظلم و ستم و افکار عقبمونده صحبت کرده بود
از مجریای قانون مالیات بگیر ،ناکارآمدمون گفته بود
.و فقدان فرهنگ و هنرهای نمایشیمون
اما شدیدترین انتقاد رو به اقتصاد در حال مبارزه و بیکاری فزایندهی ریوردیل
،وارد کرده بود و اگه بخوام دقیقا نقلقول کنم ".بیخانمانها در هر گوشه و کناری مستقر شدهاند"
هنوزم از این که به اینجا نقل مکان کردی خوشحالی، غریبه؟
.اوه، آره
.خیلی خیلی خوشحالم
هر کلمهـش مثل خاری بود
.که به قلب ریوردیل فرو میر میرفت
،و حالا که اون مقاله اسم نداشت
قرار بود همهی کاسه کوزهها ...سر کی بشکنه به غیر از
.باورم نمیشه جاگهد همچین کاری کرده باشه
.خب مثل این که باز شروع شد
.نامرد - داداش، این دیگه چیه؟ -
".بدترین شهر در کل آمریکا"
جدی داداش؟
بعد از این که پدرمون درومد تا ،شهرو از دست هیرام نجات بدیم
چرا همچین چیزیو منتشر کردی؟
ریوردیل چویس یه روزنامهی آزاده که
.دیدگاههای انتقادی اعتقاد داره
کی؟
کی اینو نوشته؟
چرا باید اینو بهت بگم؟
که بتونی بری دخلشونو بیاری؟
.آره، معلومه که این کارو میکنم
.معلومه که نه
.خیلیخب، بببین، دیدگاه متفاوتی داری
.خیلی عالیه
.بذار باهات مصاحبه کنم .هفتهی دیگه منتشرش میکنم
.نه بابا، گور باباش
با آلیس و فرنک حرف زدم. قراره یه یه جلسه
توی شهرداری تشکیل بدن تا همه بتونن .رو در رو راجع به این مزخرف صحبت کنن
و بهتره اونجا باشی تا .اون جلسه رو کامل پوشش بدی
.بانوی اعظم رز
،من نباید اینجا باشم
اما بانو ابیگیل دارن آماده میشن برن بیرون و
باید یه راهی پیدا کنیم .تا بانو شریل رو برگردونیم
.شریل دیگه رفته
.دود شده رفته هوا
،نه
من توی آینهای که ابیگیل داشت .خودشو نگاه میکرد دیدمش
،فکر میکنم هنوز یه جایی
.توی بدنشه
خب، اگه اینطور باشه یعنی این که
،ابیگیل یه جایی مخفیش کرده
توی یه جور زندان ذهنی
.زندانیش کرده
.اوه، خدای من
راهی هست که بتونیم به شریل دسترسی پیدا کنیم؟
باهاش ارتباط برقرار کنیم؟
خب، تنها راهی که میشه این کارو کرد
وقتیه که ابیگیل
،تو خواب خیلی عمیقی فرورفته باشه
.و تو هم باید کنارش توی یه خواب عمیق باشی
یعنی خب ابیگیل یه زمانی .توی بدن تو زندگی میکرد
تو میتونی از این ارتباط استفاده کنی
.تا وارد خواب و رویاش بشی
و شاید
.بتونی شریل رو پیدا کنی
.اگه هنوز وجود خارجی داشته باشه
.میتونم توی چاییش یه چیزی بریزم
.حواستو جمع کن
،اگه بخوای این کارو بکنی
باید قبل از این که ابیگیل .بیدار بشه بیدار شده باشی
.وگرنه گرفتار خشم و عصبانیتش میشی
.جیسون
.شریل
.عزیزای من
.تصمیم گرفتم براتون جشن تولد بگیرم
این عالی نیست؟
حتی دوستای کوچولوتون توی
.مدرسه و کلیسا و اینا رو هم دعوت کردم
هدر رو هم دعوت کردی؟
.نه، اون زنیکهی جنده رو دعوت نکردم
.ولی بقیه رو دعوت کردم
،حالا
چی باید بگین؟
.ممنونیم، مامانی عزیز
،قابلتونو نداره .فرشتههای قشنگ کوچولوی من
کی اون مقاله رو نوشته؟ .احتمالا کار آلیس بوده
.شهر جدی جدی داره به فنا میره
.شاید بهتر باشه از اینجا برم - .خیلیخب -
خیلیخب، مطمئنم که همه مقالهای رو که .نویسندهی اسرارآمیزمون نوشته رو خوندن
و بله، خیلی چیزا هست .که باید راجع بهش بحث بشه
اما نه این واقعیت که ما یه کازینوی غیرقانونی
در محدودهی شهرمون داریم که داره .به صورت مخفیانه به فسادش ادامه میده
.اگه اجازه بفرمایین
کارمندای بابیلونیوم همه شهروندان ریوردیل هستن
.که حقوق خوبی هم بهشون پرداخت میشه
و علاوه بر این ما پتانسیل اینو داریم که .افراد رو از خارج شهر به اینجا جذب کنیم
مهمانانی که
برای تمام کسب و کارای مختلفمون .درآمد به همراه میارن
تلاش خوبی بود ورونیکا، ولی هممون .میدونیم کی واقعا از این کازینو سود میبره
.مالکانش
و خب آخرین باری که یه لاج کار مفیدی
برای این شهر انجام داده کِی بوده؟
این حرفت یعنی چی اونوقت؟
فکر میکنم خودت .خوب میدونی یعنی چی
میشه بریم سراغ اصل ماجرا؟
کی اون مقاله رو نوشته؟
.اوه، بابا بیخیال
هر کسی که هستی اگه ،قراره اینطوری به شهرمون حمله کنی
حداقل اینقدری دل و جرات داشته باش .که گردن بگیری
.کار من بود
.من نوشتمش .من اون مقاله رو نوشتم
میدونم باید اینقدری جرات میداشتم .که اسممو زیرش میزدم
به گمونم فقط نگران بودم که اگه ،اسم پیکنز رو زیر مقاله ببینین اونوقت
چیزایی که نوشتمو بهخاطر کاری که
.پدر پدربزرگم انجام داده درست نمیخونین
منظورت نسلکشی اجداد منه دیگه؟
.آره خب، تو این مورد حق با توئه
ببخشید ها، ولی چند روزه داری اینجا زندگی میکنی؟ چهار روز؟
و باید برامون مهم باشه که چه فکری میکنی؟
خب، گاهی اوقات لازمه کسی که تازه میاد
با یه دیدگاه جدید بگه که .یه شهر چه مشکلاتی داره
آره، خب تنها چیزی که من دارم میبینم
یه آدم تازه به دوران رسیدهـست که بدون پیشنهاد دادن یه راهحل بدردبخور
.داره راجع به شهرمون مزخرف میگه
.ولی من راهکاراییم دارم
.اگر حاضر به شنیدشون باشین
رفیق، من فقط حاضرم
.که این مسئله رو بیرون از اینجا حل کنیم .همین حالا، من و تو، اون بیرون
.خیلیخب، آرچی
.باید بذاریم آقای پیکنز هم صحبت کنن
اوه، خب وقتی قراره در مورد شهری
مثل ریوردیل که اینقدر اوضاعش وخیمه صحبت کنم، اصلا از کجا باید شروع کرد؟
.میدونم
محل استقرار و سکونت بیخانمانها ".که بهش میگین، "اسکچ الی
فقر
،باعث فقر بیشتر میشه ،مواد مخدر به همراهش میاره و سبب جنایت میشه
و باعث جنایات بیشتر میشه .تا وقتی که دیگه هچکس امنیت نداره
.آره
متاسفم، اما بیخانمانها رو ،باید از اینجا بیرون کرد
.هر چه سریعتر و تا جایی که ممکنه مهربانانه
.حق با اونه - .موافقم -
.بیخانمانها مایهی دردسرن
.دیگه وقتش بود یکی اینو بگه
.نمیشه که همینطوری از شهر بندازیمشون بیرون
،متاسفم، ولی ما همچین آدمایی نیستیم .همچین کاری نمیکنیم
.ریوردیل از شهرونداش محافظت میکنه
،و آدمایی که توی اسکچ الی زندگی میکنن
مثل همهی ما .شهروند اینجا محسوب میشن
باید بهشون نشون بدیم .که براشون ارزش قائلیم
.خب، شما همتون پیشنهاد منو شنیدین
.اما ما همگی سر و پا گوشیم، آقای اندروز
پیشنهاد شما چیه؟
و بدین ترتیب بود که مبارزه .برای روح ریوردیل شروع شد
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
«مترجمین: عاطفه بدوی و عسل باقری» ::. Atefeh Badavi & Asalulios .::
.بانو ابیگیل، اومدین خونه
جلسهی شهرداری چطور بود؟ - .بسیار دلپسند -
.خب، یکمم غیبت کنم
پرسیوال پکینز بود که اون متن رو .دربارهی ریوردیل نوشته بود
.ممکنه بتونه همپیمان خوبی برام بشه
اما ابتدا فکر میکنم، بنده باید درمورد تاریخچهی شهر و نقشی که
،خانوادهی پکینز در شکلگیری اون داشتن .آگاهی پیدا کنم
فکر میکنم یه کتاب درموردش .توی کتابخونهی تورنهیل دیدم
.من براتون میارمش، بانو ابیگیل
.براتون چای هم دم کردم
چرا برای استراحت به اتاقتون نمیرین .و من هردوشون رو براتون میارم بالا
.نزنی منو
.حق دارم بزنم ها، میدونی که
.ببین آرچی، من یه روزنامهنگارم ،باید بیطرف بمونم اما
.حرفاتو توی شهرداری شنیدم
و نمیدونم این کمکی میکنه .یا نه، ولی باهات موافقم
فکر میکنم این که افراد بیسرپناه رو از ریوردیل .بیرون بندازیم مشکلی رو حل نمیکنه
.من اون آدما رو میشناسم
یه زمانی یکی از اونا بودم
،و وقتی که تو دردسر افتاده بودم .بهم کمک کردن
.اونا آدمای خوبین .به منابع ما احتیاج دارن
.اینا رو میتونستی توی جلسه هم بگی
No comments yet. Be the first to leave one.