The first 200 lines.
...آنچه در "وان تري هيل" گذشت من ديدمت
چيو ديدي؟ قضيه چيه؟
"ديدمت که داشتي مواد مي خريدي، "کلي
کل مدت داشتي بهم دروغ مي گفتي
تو لباسهاي منو کوچيک کردي، نه؟
!نه، "ماروين" هيچ کس لباساي تو رو کوچيک نکرده
!تو چاقي !چاق، چاق، چاق
...ميخوام که اينجا زندگي کني .با من
هي. فکر کردم رفتي
ميخوام برم به اون تور
ببخشيد، اون "دن اسکات"ه؟
بله
چطور مي توني اجازه بدي، اون مرد برات کار کنه؟
اون يه قاتله
واقعا فکر نمي کنم اين به شما ربطي داشته باشه
حالا برو بيرون
وقتي برگشتم، بايد رفته باشي
متوجهم
."بابابزرگ "دن
نگران بودم
.گفتم شايد توهم داري ميري
."نگران نباش "جيمي من هيچ جا نميرم
سلام عزيزم
خب، مهدکودک زنگ زد
.و گفت تو اصلا "ديويس" رو اونجا نذاشتي
fmb و mbt925 :تـرجــمــه و زيـرنويـس
"کلي"
کلي"، خونه اي؟"
از کمپ زدن توي حياط پشتي خوشم مياد
فکر ميکني بابام اينجا پيشم ميمونه؟
فکر ميکنم اين يه شرط بي خطره
شما دوتا هيچ وقت کمپ رفتين؟
نه، ما هيچ وقت شانسشو نداشتيم
.شايد وقتي اومد خونه، سه تايي بتونيم
دلت واسش تنگ شده، آره؟
آره، هرچند، زود مياد خونه
آره
چه اتفاقي افتاد؟
...نميدونم، من
فراموش کردم
من فقط...فراموش کردم
خانم و آقاي "بيکر"، "ديويس" آماده ي ترخيصه
.اگه ممکنه با من بياين
آقاي "بيکر"، پليس چندتا سوال از شما داره
برو، ببرش خونه، اونجا ميبينمت
سلام
سلام عزيزم، چيزي نياز داري؟
آره، ازت ميخوام ديگه به دوست پسرم نفروشي
يا ميرم پيش پليس
ميدوني، وقتي تازه داشتي ميومدي
فکر کردم يه هرزه اي
حالا مطمئنم که يه هرزه ي احمقي
مطمئني که ميخواي تهديدم کني؟ هان؟
چون من خيلي خوب با تهديد کنار نميام
!ولم کن، ولم کن - !هي -
چه غلطي داري ميکني؟
از اينجا برو. برو خونه
آخخ
"اوه خداي من، "کلي - !"کلي" -
دفعه ي بعد که تو يا اين هرزه بياين طرف من
ميکشمتون
بعدش هم ميسوزونمتون
روشنه؟
اوه خداي من، تو خوبي؟
تو چه فکر احمقانه اي کردي؟
ميتونستي هر دومونو به کشتن بدي
داشتم سعي ميکردم کمکت کنم
من به کمک تو نيازي ندارم
حالش خوبه؟
خوبه
متاسفم
نميدونم چطور اتفاق افتاد
...من...من واسه اون قرار، استرس داشتم و
فقط فکر نمي کردم
من ميبرمش
کلي"، گوش کن"
بهت گفتم، من به کمک تو نيازي ندارم
ببين، تو توي دردسر افتادي، نميفهمي؟
ما بايد حلش کنيم
تنها چيزي که نياز دارم اينه که تو بکشي کنار
بکشم کنار؟ داري بهم ميگي بکشم کنار؟
به لطف تو، تازه يه تفنگ بهم نشونه گرفته شده بود
پس حالم خيلي خوب نيست
!چطور جرئت ميکني منو سرزنش کني
تو کسي هستي که مشکل مواد داره
حق با تواه
اين مشکل منه، نه تو
پس بذار کمکت کنم از قضيه بري بيرون
تو ديگه مجبور نيستي نگران من يا هيچکدوم از اين مسائل باشي
راستشو بخواي، شايد بهتر باشه بري
..."کلي" - ازت خواستم بري -
"من اينجا بهت نياز ندارم، "کوئين
جدي نميگي
راست ميگي
اينجا بهت نياز ندارم، درست نيست
اينجا نميخوامت، درستشه
برو بيرون
صبح بخير
واو، سلام، صبح بخير
من "چيس"ام
منظورم اينه، مطمئنم ميدوني
...ولي، آمم
...ولي اگه نميدوني، من
چيس"ي؟"
آره
گرفتم
واو، چه بچه سوسولي
نميدوني چه حسي دارم
وقتي لختم، بهم بگن سوسول
خب، درباره ي اين چه حسي داري؟
حسسس
خيلي...خوبي درباره ي اين دارم
...ولي...تو بايد تمومش کني، چون
...هرچند کاري که الان داشتي ميکردي
...واقعا خيلي عالي بود و تو
خب، خيلي سکسي هستي
من...من تازه از يه رابطه بيرون اومدم
...و يه جورايي - ميدونم -
...ديشب حدود 10 بار درباره "الکس" برام گفتي
...بين 10 بار سکس
بار؟ 10
.شايد 11 بار
اوهوم
اوه، باشه
...خب، آمم، خيلي فوق العادست
و يه کم برام جديده
و واسه همين، چيزي که ميخوام بگم...واقعا سخته
نميخوام بي شعور به نظر برسم
ولي من دنبال رابطه ي جدي نيستم
منم نيستم
شمارمو گذاشتم توي تلفنت
..."تو قسمت "ن
"به نام "الکس نيستم
عزيزم، من خونم
اسکيلز"، سلام"
تو برگشتي
تو و "ماوث" دعواتون شده؟
نه
خب...آره
.يه جورايي
منظورم اينه
من اسمشو واقعا دعوا نميذارم
بيشتر به اين خاطره که من نگران يه چيزي بودم
و "ماروين" اونقدرا نگرانش نبود
...و
...و اين کاناپه به طور تعجب آوري خيلي راحته، پس
ما دعوا کرديم
اون کنار من نميخوابه
چيه؟
.لعنتي، رفيق، تو چاقي
کوچولوي من يه بيسکوئيت ميخواد؟ آره؟
اوه، ببين کي اينجاست، خاله "کوئيني"ه
سلام، خيلي خوب به نظر نمياي
آره، کل شبو رانندگي ميکردم
چرا؟
به خاطر "کلي"ه
چي شده؟
داره مواد مصرف ميکنه
چي؟
آره
کوئين"، مطمئني؟"
آمم، با وجود اعتراف خودش
و اسلحه اي که ديشب بهم نشونه گرفته شده بود
آره، مطمئنم
اوه، خداي من
رفتم تو خونه، و اون....رفته بود
منم...منم نگران بودم
که اتفاق بدي براش بيفته
واسه همين رفتم پيش دلال موادش و باهاش برخورد کردم
تو چي؟ تو بايد به پليس زنگ بزني
اگه "کلي" رو ببرن زندان چي؟
نميتونم اوضاع رو خرابتر کنم
هيل"، نميدونم چکار کنم"
خب، اون ازم خواست بيخيالش بشم
ولي من نميخوام بيخيالش بشم
خيلي خب، بيا اينجا
اولا، همه چي درست ميشه
و ما کمکش ميکنيم
باهمديگه حلش ميکنيم
فقط به "نيتن" نگو، باشه؟
الان نه
ببين بابايي برات چي گرفته "ليديا". يه گوزن خوشگل
"بگو "گوزن
ميتوني بگي "گوزن"؟
گوزننن
"اوه، دلم برات تنگ شده، "نيتن اسکات
منم دلم برات تنگ شده
طاقت ندارم تا ببينمت
زود بيا خونه تا بتونم اون صورت خوشگلو ببوسم
ميام
چي ميگيم؟
"خدا حافظ "ليديا
امشب ميبينمت، عزيزم
باي باي بابايي
باي باي بابايي
اميدوارم گندمک اشکالي نداشته باشه
مامانم فقط چيزاي سالم ميخره
خب، من تازه با بابام حرف زدم
امشب داره مياد خونه
اين يعني تو بايد بري؟
No comments yet. Be the first to leave one.