The first 200 lines.
بیا، ای اندوه به تو خوشآمد میگوییم
،بگذار در ماتم به هم بپیوندیم
،با نومیدی به وجد آییم
.و این مرحوم خوشاقبال را ارج نهیم
...ای محبوب عزیز
!هیس
نمایش خوبی بود، پیرمرد
"گومز"
محبوبم؟
خبرای فوقالعادهای دارم
...قراره بچهدار بشم
همین حالا
پرستار، دردهای زایمان فاصلهشون چهقدر ـه؟
هر 15 ثانیه، دکتر
دردت غیر قابل تحمل ـه؟
این غیرانسانی ـه؟ عزیز دلم، شکنجه نیست؟
آری
،و بعدش مامانی بابایی رو بوسید
و بعد فرشته به لکلک گفت
و لکلک از بهشت پرواز کرد پایین
،و یه الماس زیر برگ کَلم گذاشت
و بعدش الماس به یه نوزاد تبدیل شد
پدر مادر ما هم دارن بچهدار میشن
سکس کردن
زور بزنید، خانم آدامز
!انبر
!انبر
!انبر
تمایل دارید بیهوش بشید؟
نه، ممنون اما از بچهها بپرسید
محبوبم
جانم
خانم آدامز، بچه؟
عذر میخوام
ـ پسر ـه ـ دختر ـه
!ـ گومز ـ چه خبرا؟
پدر، بچه چیه؟
!یه آدامز
ترجمه و زیرنویس از Tamagotchi و marYam
یه سورپرایز کوچیک ترتیب دادم، دلبندم
امیدوارم خوشت بیاد
،وای، گومز، تاریکه افسردهکننده ست، فلاکتباره
"نوشته، "کودک نوپا
مثل یه رؤیا ست
بیا، محبوبم
گهوارهی آدامز
به خونه خوش اومدی، پسرم
این حقیقت نداره
چرا داره همه میدونن
،وقتی یه بچهی جدید به دنیا میاد یکی از بچههای دیگه باید بمیره
ـ جدّی؟ ـ رسم ـه. یکیمون باید بره
کدوم یکی؟
خب، اونا فقط یه پسر لازم دارن
چشماش به پدرم رفته
گومز، اونا رو از دهنش بیار بیرون
گوگولی مگولی
یه نوزاد تو خونه
دیگه وقتش بود هی، آقا کوچولو
تو هم دیدی؟
یه شیطان واقعی ـه
پاگزلی"، بچه چهار کیلو و نیم ـه"
گلولهی توپ نُه کیلو ـه
کدوم یکی اول به پیادهرو سنگی میخوره؟
ما فقط تفریق خوندیم
خودت چی فکر میکنی؟
گلولهی توپ؟
خیلی خوبه اما کدوم یکی پرتاب میشه؟
بچه؟
فقط یه راه برای فهمیدنش هست
حاضری؟
چه عصر باشکوهی
بارون
محبوبم
وای عزیز
فرزندانم، چرا از بچه تنفر دارید؟
ازش متنفر نیستیم فقط میخواییم باهاش بازی کنیم
مخصوصاً با سرش
فرزندانم، فکر میکنید بچه رو بیشتر از شماها دوست داریم؟
ـ بله ـ بله
،فکر میکنید وقتی یه بچهی جدید میاد
اون یکی بچه باید بمیره؟
ـ بله ـ بله
خب، این حقیقت نداره
دیگه نه
فقط رقابت خواهر و برادری ـه
گومز، یادت میاد ما چطور بودیم؟
!ـ ازت متنفر بودم ـ ازت حالم به هم میخورد
گلوشو فشار دادم تا از هوش رفت
و مجبور شدن به دستگاه تنفس مصنوعی وصلش کنن
منم اونو به درخت بستم
و چهار تا از دندونای دائمیش رو کشیدم
،وقتی خواب بود
جمجمهش رو باز کردم و مغزش رو در آوردم
واقعاً؟
!برادر
!برادر
فرزندانم، میبینید؟
مرگ! مرگ بر دشمنان"
"مردم جمهوری
!هورا
عدالت بر قرار شد
آن خبیث را بیاورید
تو به مردم فرانسه خیانت کردی
تو مظهر شیطانی
چه دفاعی داری؟
گناهکار
گناهکار با اعتراف خودش
مجازات مرگ ـه
جلاد، بذارش روی بلوک
فرزندانم، چکار میکنید؟
!ـ بازی !ـ بازی
وای بر جمهوری
اینجا رو ببین
،نیمه شب، مهتاب
احاطه شده با مرگ
خیلی وقت ازش گذشته
!انجامش بده !بیحرکت نگهش دار
خطا رفت
!بیا، بگیرش
!من نمیخوامش
یک خانه، سه اولاد
تعداد زیادی پنجره
،دلبندم، من نگران تو هستم
استرس، این همه داد و بیداد
من چیزیم نمیشه
،فقط مثل هر زن مدرن دیگه هستم سعی دارم تا همه چیز رو یکجا داشته باشم
شوهر مهربان، خانواده
فقط ای کاش وقت بیشتری داشتم
تا نیروهای تاریکی رو بیابم
،و به جهاد جهنمی ـشان ملحق بشم فقط همین
میتونی، میرسی !باید اینطور بشه
اما چطوری؟
،فرزندان ،به عنوان پرستار جدیدتون
میدونم همه نگران
،محیط زیست هستیم
پس امروز صبح در مورد
چگونگی جلوگیری از آتشسوزی جنگل صحبت میکنیم
جلوگیری؟
خیلیخب، فرزندان
دیگه جونم به لبم رسیده
حالا جواب یه سؤال ساده رو بدید
بچه کجا ست؟
کدوم قسمتش؟
سلام، بچهها
من "پالی" عروسک هستم
امروز چکار کنیم؟
من میدونم بیایید اتاقامون رو تمیز کنیم
سلام، پالی
اتاقم رو در ازای
روح فناناپذیرت تمیز میکنم
سلام عمارت آدامز؟
قدیمی ـه
و بزرگ
"لرچ"
سلام. سلام دبی جلینسکی" از آژانس هستم"
آژانس؟
اما ادعا میکردن دیگه کسی در دسترس نیست
پیشنهاد یه سگ دوبرمن رو دادن
!سورپرایز من خارج از شهر بودم
مامان ـشون شمایی؟
من خانم آدامز هستم
عاشق لباستم خیلی تنگ و جذاب ـه
متشکر
گومز
به گمانم یه پرستار جدید داریم
دوشیزه جلینسکی
دب
عجب خانمکُشی ـه؟
شرمنده نفرمایید
همهی توصیهنامهها و مدارکم رو میتونم نشون بدم
تا بدونید من یه روانی قاتل نیستم
ـ البته که نیستی ـ زیادی جوانی
به منزل ما خوش آمدید
،برج ناقوس، باتلاق
و یه سیاهچال این زیر ـه
ـ شبکه کابلی دارید؟ ـ البته
دبی
این همون جونور کوچیکه؟
وای، نه این بچهمون ـه
خوشگله. بینقص اسمش چیه؟
درد جانکاهی بود
...تمام اسامی معمول نوزادا رو گشتیم
لوسیفر
ـ بنیتو ـ مائو
،بعدش سر عقل اومدیم
،یه چیز ساده
چیزی که بچه باید باهاش زندگی کنه
"پیوبرت"
پیوبرت
خوشم میاد
کثیف ـه
اجازه هست؟
لباستون قابل اشتعال ـه؟
واکسنات رو زدی
سرخک، اوریون، هاری؟
عاشق بچههای کوچیکم
میخوام اینقدر فشارشون بدم تا اینکه نفسی
تو بدن کوچیکشون باقی نمونه
سلام، پیوبرت
عاشقتم
No comments yet. Be the first to leave one.