The first 200 lines.
...آنچه گذشت در «دیده بان سوم»
مردم علیه نیتو
.اون هرگز در مورد اینکه مورد آزار قرار گرفته بهت چیزی نگفت
و من واقعاً باورم نمیشه
.که اون هیچوقت بخواد اینطوری به کسی آسیب بزنه
.برام مهم نیست که از من بزرگتری
.ولی برای من مهمه
تو یا امدادگرات باید بگید
«آقا، متوجه هستید که در خطر جدی مرگ قرار دارید؟»
باید بهمون بگی کی بهت گفت به میگل وایت آسیب بزنی؟
.ممنونم
.شنیدی؟ - تک تک کلماتش رو
اون واقعاً ورنون رو بهت داد؟
فقط بین خودمون بمونه، راسته؟
.کاملاً راسته
.لطفاً آروم باش. نمیتونم حرفاتو بفهمم
...اون اسلحه داره؟ - جرمی، چند سالشه
.در رو باز نکن
.آقا، مأموران در راهند
چرا بعضی از شیفتها حس میکنم هیچوقت تموم نمیشن؟
خندهداره؟
.وقتشه بریم تو
حدوداً ۳۲ دقیقه وقت داریم. به چی میخندی؟
.هیچی
.هنوز نیشت بازه
.واقعاً؟ - آره
.اون نیشخندِ "حال کرده"ته
.من از اون نیشخندها ندارم
کیه؟ اون دختره سارقه؟
.توری؟ - اوهوم
.آره، فکر کنم داشتم به توری فکر میکردم
.بیا یه چیزی بخوریم. یه کم دیره
.کمک میکنه زمان زودتر بگذره
این شیفت انگار هیچوقت تموم نمیشه، نه؟
.حواستو جمع کن، دیویس. - باشه، اِهم
داری برمیگردی بیرون؟
امسال واکسن آنفولانزا زدی؟
...نه قربان، نزدم، ولی
.فکر کنم دولت داره واکسن رایگان میده
اوه، پس ترجیح میدی پولشون رو بدی؟
نه، شرط میبندم اون بچههای تاسکیگی اونجا
.وضعشون خوب بود
...خلبانها؟ - نه، اون
.ولش کن، اَهَم
.نمیخوام تو هم نباشی
فکر میکنی سالی فردا غیبت میکنه؟
.نمیدونم. شنیدم حالش خیلی بده
باید باهات حرف بزنم. - چی؟
.باید باهات حرف بزنم
.مگر اینکه بخوای یه نوشیدنی دیگه برام بخری
.بیا اینجا. سالی، بیا این طرف
.مثل اینکه قضیه جدیه
تو نمیخوای منو تنبیه کنی، نه لویی؟
!هی
!نه، نه، نه. اه، بابا بچهها
.تازه شروع کردیم. نمیشه، رفیق
!هی، یالا! هی، سالی داره حساب میکنه
.اوه نه. مشکلی پیش اومده
.باید حساب کنی
.آره
.ببخشید. ببخشید
چقدر بدهکارم؟
!من همه اینا رو خوردم؟ - پنج شب
.سیصد دلاره
تخفیف پلیس هم شاملش میشه؟
.از لیوان سوم به بعد من داشتم برات حساب میکردم
...لویی، اِم
.من سیصد دلار ندارم
سالی، بهت نگفتم؟
مگه نگفتم اینجا باهام بازی درنیاری؟
.ببین، من نباید به کسی نسیه بدم
.گوش کن، گوش کن
.ببین، من... ۶۰ دلار دارم
.باشه؟ بگیرش
جمعه حقوقم رو میگیرم
و میام اینجا حسابو صاف میکنم، باشه؟
ببین سالی. خونه جدید داری، نه؟
چرا نمیری خونه یه کم استراحت کنی؟
.نمیتونی تا ابد اینجا بشینی
.اون اینو نمیخواست
اینجا نیست، درسته؟
.فکر نکنم
.اشتباه از من بود
.ولی تا وقتی این بدهی رو تسویه نکنی، خبری ازت نیست
.کاملاً حق با توئه، اشتباه خودته
آروم باشید، آقا. افسر لباس فرم تنشه یا لباس شخصیه؟
.باشه. پشت خط بمون
.تو کلانتری ۵۵، یه مأمور تو دردسره
.۱۰-۱۳ در تقاطع ۶۹ و شیرو
...تماسگیرندهای ناشناس گزارش میدهد که یک افسر لباس شخصی
با دو مرد در همان محل درگیر شده است...
.واحدها، اعزام شوید
دیوید در حال حرکته. ۵۵
...الان تماسهای بیشتری بابت درخواست کمک افسر داریم
!یالا، بریم
.یک افسر مرد داخل پارک درخواست کمک میکنه
!بوسکو
.کلانتری ۵۵، یک تماس دیگه دارید
دیوید ۸۴ است. ۵۵
.یک ماشین رها شده دم ورودی پارک داریم
.پخش شید. یه محاصره درست کنید
.هیچکس نه بیاد تو، نه بره بیرون
.خب، پخش شید. بذارید کل پارک رو بگردیم
.شما برید اون سمت
.یوکاس، بوسکو، دیویس، مستقیم برید
.شما هم اون طرف. ستوان ۵۵ به مرکز
.به سکتور هنری بگید سمت شمالی پارک رو پوشش بده
.و یگان ویژه، هوانوردی و K-9 رو بفرست اینجا، مرکز
«اطلاعات دریافت شد. به همه واحدها اطلاع داده میشه.»
!اینجا! یه کاپشن پلیس اینجاست
منفی، ستوان، ما دریافت نمیکنیم
.هیچ تماس دیگهای به ۹۱۱ در مورد ۱۰-۱۳
«ستوان ۵۵ به مرکز.»
با واحد گشت پلیس محله هماهنگ کن و ازشون بخواه یه لیست بدن
.از همه پرسنلشون
«۱۰-۴۵، ستوان. الان بررسی میکنم.»
پیداش کردین؟
«ستوان ۵۵، هنوز گزارشی نیست.»
.«هنوز داریم میگردیم.» ما هنوز داریم میگردیم
پس حتی نمیدونیم کیه، درسته؟
همه پرسنلتون رو حسابرسی کردین؟
.آره، همهشون برای یه جلسه تو خونه بودن
ماشینها رو میگردیم ببینیم چیزی پیدا میکنیم
.که کمکمون کنه
«هی.»
هی، چطوری؟
.خوبی؟ - آره
.چی شده؟ چند بار بهت زنگ زدم
...آره، میدونم، خب
.سرم خیلی شلوغ بوده
عالیه. ببین، امیدوار بودم که، خب، میدونی
ببین، اون شب اتفاق افتاد، باشه؟
.هیچ معنیای نداشت
پس فقط به من نچسب، باشه؟
الان تحملش رو ندارم. - چسبیدن؟
.من فقط میخوام برگردم تو بخش مبارزه با جرم
.خب، ما به کسی نیاز نداریم
.باشه
هی، بوسکو، میخوای این پلاکها رو بررسی کنی
و ببینی این ماشین مال کدوم واحده؟
.حتماً. - باشه
.حتماً. - آه، اون داره به ما کمک میکنه اینجا
.اوه، اون فقط داشت به من کمک میکرد پارک رو بگردم
.خب، حالا که دیگه نیست
.آروم باش، من فقط میخوام این پلاکها رو بررسی کنم
از کِی ماشینای پلیس پخشکننده سیدی دار شدن، هان؟
«مال ما نداشت.»
.پلاک پارک پلیس هم نداره
هیچ گزارشی
آخرین بار کی یه ماشین پلیس دیدی
که ۳۰ تا گزارش زیر صندلیش چپونده نشده باشه، هان؟
.نه. هیچوقت
.ستوان سوارسکی
.فکر نمیکنم این یکی از ماشینای ما باشه
.چی؟ - بله
.سیستم صوتی با پخشکننده سیدی داره
.کارت پارک هم نداره
.و این صندلی برای استاندارد یه مرسدس خیلی ارزونقیمت به نظر میاد
هنوز چیزی از اون پلاک پیدا نکردی؟
.این ماشین از یه زوج تو کوئینز دزدیده شده
.حتی یه ماشین پلیس واقعی هم نیست
.بله، همهش دروغه
«ستوان ۵۵، یگان ویژه و هوانوردی»
«گزارش جستجوی پارک منفیه.»
.بسیار خب، ۱۰-۴، مرکز
.عملیات جستجو لغو شد. به همه واحدها بگید به گشت عادی برگردن
.«اطلاعات دریافت شد.» - میخوام این ماشین انگشتنگاری بشه
از داخل و خارج بگردید. این یه جور شوخیه؟
.شما ۴۰ تا پلیس رو الکی اینجا نگه داشتید
.خب، من حدس میزنم الکی نبوده
گروهبان ۵۵، واحد جنایی به مرکز، کاری برای ۵۵ دارید؟
.وای. - کروز حق داشت
.اون یه نابغه است
دیوید به مرکز. ۵۵
«یک سرقت تأیید شده در این مکان داریم.»
.یه واحد دیگه و یه گروهبان بفرست
.من هیچوقت نمیرم خونه
!جوی! جوی، ببین چی دارم
میتونم کمکتون کنم؟
...آیا، خب
جوی هست؟
.آها، اون تو حمامه
خب، و، و شما کی هستید؟
.مردی که اجاره اینجا رو میده
...باشه، پس این شما رو تبدیل میکنه به
پدرش. - پدرش؟
.درسته. - باشه، اوه، درسته
.این شما رو پدرش میکنه
...من فکر کردم شاید ما بتونیم
.آه، کاکائو درست کنیم
.اینجا رو خالی کردن
.خب، وقت زیادی داشتن
.آره، خوب سرمون کلاه گذاشتن
.اون کاپشن یه نکته جالب بود
اونا رو که همینجوری هر جایی نمیشه پیدا کرد. چی؟ امروز؟
.هر جا رو نگاه میکنی یکی یه نشان NYPD داره
.یک ساعت دیگه خونه من
چی؟
خب الان چی کار داره بهت میده انجام بدی؟
چی؟
No comments yet. Be the first to leave one.