The first 200 lines.
داستان خانه شیرین اقتباسی از وبتونی به قلم کارنبی کیم و یونگچان هوانگ است
« خانه شیرین »
خوبی؟
بیا بریم. اینجا خطرناکه
چرا؟
میخوای بکشیش؟
فقط داره کاری رو انجام میده که بهش گفتن
برو اونجا
تو لی یون یوای، نه؟
تو از کجا میدونی؟
همهشون بهخاطر تو مردن
با اینکه بیآزار بودن
...وایسا
کافیه
ولش کن
ما دیگه میریم
قربان
طولی نمیکشه که هیولاها سر برسن
آژیر خطر رو به صدا دربیار
چشم قربان
این رو چی کارش میکنیم؟
کمکش کن راه بره
ببرش تو قسمت قرنطینه
چشم قربان
از این طرف
برین
.یونگسئوک با بیسیم غیبش زد ارتباطمون با افرادی که تو استادیومن قطع شده
انفجار بزرگی بود
فکر کنم یه مین تو قسمت بیرونی بود
از روی صداش متوجه شدین قربان؟
فقط مین میتونه موقع انفجار همچین صدایی تولید کنه
گروهبان دونگجون لی هستم قربان
بگو میشنوم
قربان هیولاها در دیدرس هستن داریم بهشون نزدیک میشیم
دارن کدوم سمت میرن؟
ظاهرا به سمت استادیوم
سئوکچان
چقدر تا اونجا فاصلهست؟
حدودا 15 دقیقه قربان
دور بزن
از استادیوم دور شو
داریم فرار میکنیم؟
با فرمان من
مخزنش خالیه. چیزی توش نیست
آره. ولی برای سوختگیری اینجا نیومدیم
جینهو
بله قربان؟
وقتشه خودی نشون بدی
گزارش وضعیت جدید هیولاها رو بهم بدین
دارن ازدحام میکنن قربان
خوبه
شروع کنین
بریم
شروع کن جینهو
منتظر چی هستی پس؟
چرا آتیشش نمیکنی؟
فکر کنم هیولاها باعث ایجاد اختلال تو سیگنال شدن قربان
همینجا نگه دار
یعنی برگردیم؟ - همینجا بمون. سقف رو باز کن -
بگیرین که اومد حرومیها
حاضرم جونم رو در راه نجات اردوگاه فدا کنم
نمیتونی دو دقیقه خفهخون بگیری کارت رو بکنی، نه؟
این کیم هم روز به روز پرروتر میشه
ماشین رو خاموش کن
پایان وضعیت اضطراری
از اینجا به بعد چی کار کنیم؟
منظورت چیه؟
تمام مواد منفجرهمون رو استفاده کردیم
حالا چطور میخوایم منفجرشون کنیم؟
تونستیم استادیوم رو از شرشون در امان نگه داریم
درسته
.اردوگاه رو نجات دادیم ولی مهماتمون از دست رفت
بعدا یه کاریش میکنیم
ببخشید که اینقدر دردسرتون دادم
نه مسئلهای نیست
...پسرم... جونایل
پیداش میکنم خانم
به زودی میبینینش
قربان. نگاه کنین
میخواستم ازتون عذرخواهی کنم قربان
برای چی؟
که خودسرانه عمل کردم
حتی بعد از خنثی شدن مین
چرا اون کار رو کردی؟
ممکن بود خودت رو به کشتن بدی
نمیخواستم بعدا پشیمون بشم
دلیلش این بود قربان
میدونم چه حسی داره
که مردد بشی
و بعد پشیمون بشی که چرا کاری نکردی
...قربان
میتونم از حضورتون مرخص بشم؟
توجه کنین
چی باعث انفجار شد؟
زنی سعی کرد فرار کنه و باعث شد مینی فعال بشه
قبل از اینکه بتونیم خنثیش کنیم منفجر شد
کی مسئول نظارت بر اون دسته بود؟
مسئولیتش به عهده من بود قربان
سرباز پارک هستم
دیگه تموم شد. خوشبختانه کسی آسیب ندید
فرد متواری کجاست؟
دستگیر شد؟
پارک چانیونگ
نشانههایی از هیولاشدن داشت
به همین علت قرنطینهش کردیم
قرنطینه؟
من اصرار کردم که اینجا نگهش داریم
کیمیونگهو
سوگندت رو فراموش کردی؟ قسم خوردی که از استادیوم و افرادت محافظت میکنی
تمام این مدت بهت اعتماد کردم ولی ببین کارمون به کجا کشیده
تو کمتر از یک سال نصف بیشتر افرادمون رو از دست دادیم
سعی کن از اینجا محافظت کنی
مسئولیت سربازها رو خودم به عهده میگیرم
کارتون خوب بود
مرخصید
قربان
گروهبان چوی هنوز برنگشتن؟
منظورت چیه؟
حین انجام ماموریت دچار حادثه شدیم
و ظاهرا هنوز برنگشته
بازماندگانی که موقع حضور و غیاب نبودن هم کنار ورودی پیدا کردیم
کسی اینجا نیست. برو دیگه
چت شده؟
ممکن بود بهخاطر ورود بیاجازه کشته بشی
ریسکش رو به جون میخرم
فوقش میمیرم و میرم بهشت
هرچی باشه اقلا از اینجا که بهتره
این چیه؟ داری سرصبحی مست میکنی؟
آره یهکم
خوبه
یه چیزی دارم که باهاش میچسبه
چی؟
یه داستان جالب
مرسی. دوست ندارم بشنوم
به علم بیشتر علاقه دارم
شنیدم عملیات پاکسازی بوده
موقعی که زدن منطقه و استادیوم رو با موشک منفجر کردن رو یادته؟
اشتباهی در کار نبوده
از بالا دستورش رو صادر کرده بودن
ظاهرا اپیدمی داشته از کنترلشون خارج میشده
واسه همین تصمیم گرفتن
که از شرشون راحت شن
الان این مسئله چه اهمیتی داره؟
بیخیال. میدونم که برات مهمه دکتر
قصد ندارم اذیتت کنم دکتر
همونطور که گفتم صرفا داستان جالبیه
همچین چیزی نبوده
همه رو به قتل نرسوندن
سعی کردن پاکسازی کنن و از نو شروع کنن ولی شکست خوردن
واسه همینه که هنوز زندهای، درست نمیگم؟
و به همین خاطر داری خوش و خرم زندگیت رو میکنی، مگه نه؟
نه. به این خاطر اینجا نیومدم
میخوای واقعا یه داستان جالب بشنوی؟
چرا که نه
سراپاگوشم
فکر کنم یهکم برات سنگین باشه
جدی؟
چی رو داری مخفی میکنی؟
تو که کاملا علاف و بیکاری یهکم تلاش کن
خودت سردرمیاری
ای بابا
بگو دیگه دکتر
نخواستم که مفتی برام تعریف کنی
یهکم پیش تونستم اینها رو ببرم. قمار کردم
برو بیرون. میخوام استراحت کنم
خوب بخوابی
چرا کف زمین اینقدر لیزه؟
ممکنه یکی با سر بخوره زمین
مامان
کجایی؟
باید برم پیشش
خودش گفت
باید مادرم رو پیدا کنم
بذار ببینم چی کاسب شدیم
احیانا نباید اطراف رو بپایی رئیس؟
دست به وسایلش نزن
این چه کاری بود؟
دارم تمرین میکنم
بوم
چرا باهام همکاری نمیکنی؟ باید میمُردی خب
چیه؟
ای بابا! چه ضدحالی هستی
ایول
هله هوله داره
!وای خداجون. کنسرو گوشت
سوسیس
راه بیفت بریم. برگشتنی بشین غذا بخور
بذار یه گاز بزنم
این رو نمیبریم؟
مال خودمون تموم شده
هنوز بیهوشه؟
آره
یه نگاه به چشمهاش بنداز
مردمکهاش جمع شد؟
نه - ببین زخمی چیزی رو بدنش هست؟ -
همه جاش رو خوب چک کن
اگه خراشی چیزی رو پوستش داشت آنتیبیوتیک بهش بده
این دیگه چیه؟
یه زخمی رو دستشه ولی عجیب و غریبه
خدایا
No comments yet. Be the first to leave one.