Matlock

Matlock

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Matlock 2024 S02E09 Collateral 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 9 Matlock 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-02-27
Downloads: 30
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شرکت حقوقی جیکوبسون مور

مدارکی رو مخفی کرد که می‌تونست مواد افیونی رو از بازار جمع کنه

اونم ده سال زودتر

فکر کن جون چند نفر رو می‌شد با این کار نجات داد

از جمله دختر خودمون رو

ممنون که گذاشتی با الفی ایمیل‌بازی کنم

واقعاً عالی بود

شناختن پدرش

براش خیلی ارزش داشته

چرا داری مخفی می‌کنی

اون تحقیق گم‌شده‌ی ولبِرکسا درباره‌ی مواد افیونی رو؟

متی مدرک رو برداشت

و از ساختمون برد بیرون تا به روزنامه تایمز بده

جولیان، تمومش کن. این دیگه خیلی زیاده‌روی‌ـه

ایوا حاضره که کودتا رو راه بندازه

اگه بتونم رأی‌های لازم رو از نیویورک بگیرم

کودتا؟

خب، شرکت حقوقی لامار و اولسون

می‌خوان با هم ادغام بشن

بابام سکته کرده

«بزرگ خاندان» ازم خواست یه لطفی در حقش بکنم

اینکه از تقویمِ جولیان عکس بگیرم

دیگه هیچ‌وقت، هیچ‌وقت همچین اتفاقی نمی‌افته

می‌دانم نمی‌افته سارا، چون قراره جابه‌جات کنم

و از تیمم بذارمت کنار

این پیش تو بمونه

اگه «بزرگ خاندان» صلاحیت حضور تو دادگاه رو نداشته باشه چی؟

اون‌وقت از خدا می‌خوام که جولیان رو لو ندی

یه پرس تخم‌مرغ هم‌زده با نون تست می‌خوام

با نون تست و کره و مربا

فقط اون روغنِ گاو (کره) رو حذف کن

نیمروی هم‌زده الآن حاضر می‌شه

روی اون تست مربا بمال، الفی

رو چشم. و، اه، روغنِ گاو، داداش؟

اصطلاحِ کره‌ست، داداش

اوه، نه، حذفش نکن. من کره می‌خوام

داریم سعی می‌کنیم کاری کنیم جویی به عنوان آشپز استخدام بشه

نه اینکه رگ‌هاتو مسدود کنیم

جوابِ مشتری رو نده، خانم

همیشه حق با مشتریه

خب، تندتر کار کن سرآشپز

یه پیرمردِ بدعنق چسبیده بیخِ ریشم

تست حاضره

سفارش حاضره

دو تا تخم‌مرغ هم‌زده و نون تست با مربا

واو

بافتش خوبه

امم، طعمش خوبه. اگه فقط

زرده‌ها رو ۱۵ ثانیه‌ی دیگه هم می‌زدی

کلش سبک‌تر می‌شد

اینجا یه غذاخوری توی محله‌ی «لوئر ایست ساید»ـه

اون دنبال سرعت و داغ بودنِ غذاست

اوه، خیلی داغ و خیلی سریع. عالیه

و با این حساب، من دیگه باید برم سرِ کار

امروز موفق باشی، جویی

و، اوم، فردا شب همین‌جا می‌بینیمت

برای شام تولدت. طاقت ندارم

اوه، و راستش همین الآن شنیدم که خواهرم و خانواده‌اش

لحظه‌ی آخری می‌خوان بیان شهر

راه داره اونا هم بیان؟

اوم... نگران نباش

من تنها آدمِ داغونِ خانواده‌ام

لورا معلم راهنماییه

شوهرش هم کارآگاهه

یه کا... کارآگاه. واو. عجب

نظرت چیه مادلین؟

خب، راستش

من هیچ سرنخی برای نه گفتن نمی‌بینم

اوه

اوه

سلام بابا

می‌دونید این کیه آقای مارکستون؟

پسرم

دقیقاً

پسرِ خوبیه. هر روز اینجا بوده

من... من

من... اشکالی نداره

حرف زدنت برمی‌گرده. رگ‌های خونی‌ش

الآن خیلی حساسن، برای همین می‌خوایم آروم نگهش داریم

بدون استرس. باشه، فهمیدم

من... من

هی، اشکالی نداره. داری عالی پیش می‌ری بابا

دوست

دوست دارم

مـ... مـ... منم دوستت دارم بابا

اصلاً از شام خوردن با یه کارآگاه خوشم نمی‌آد

می‌خوای برای دسر هم اف‌بی‌آی رو دعوت کنی؟

خب، چاره‌ای نداشتم. یعنی، اون نگاهی که

تو صورتِ الفی بود، اون... خب

ببین شاید یه راهکارهایی داشته باشه

برای نفوذ به خانه‌ی اپرای سیدنی

با نقشه‌ی حسابرس وارد شدنت خر نشدن؟

با نقشِ «همکارِ هول‌شده» رفتم جلو

حالا که صحبت از همکارِ هول‌شده شد

چون بیلی رفته مرخصی

متی، بس کن

من سارا رو برنمی‌گردونم سرِ کارش

اون یه موضوعِ خیلی مهم رو از من مخفی کرد

عذاب وجدان داره المپیا، خیلی حالش بده

منم همین‌طور، ولی دور و برم به آدمایی نیاز دارم که بتونم بهشون اعتماد کنم

اعتماد همه‌چیزه

پسر، باید یه زنگوله به گردنت آویزون کنم

ببخشید. می‌تونم المپیا رو چند لحظه قرض بگیرم؟

اوه، حتماً

منم برای جلسه با جک آلوارز آماده می‌شم

تا ۱۵ دقیقه‌ی دیگه می‌رسه

اوه، راستش ممکنه این طول بکشه. مسائل خانوادگیه

جک رو در جریانِ روند کار بذار

و اگه از نبودنِ من ناراحت شد، بحث رو بکشون سمت بچه‌هاش

تضمین می‌کنم که این‌طوری خوشحال می‌شه

حتماً بچه‌ی نوجوون نداره. فعلاً

حال پدرت چطوره؟

فیزیوتراپی و گفتاردرمانیِ زیادی در پیش داره

ولی در کل، خیلی خوبه

خیالم راحت شد

آره، می‌دونم

اوم

المپیا، من نمی‌تونم بندازمش زندان

چی؟ بل‌وین قرارداد عدم افشا داره

کسِ دیگه‌ای هم قرار نیست یهو پیداش بشه

این رو نمی‌دونیم

چرا، می‌دونیم. این اتفاق مالِ تقریباً ۱۵ سال پیشه

بیا تمومش کنیم. خواهش می‌کنم

من یه فرصتِ دیگه برای بودن با پدرم می‌خوام، باشه؟

ببین، درکت می‌کنم، ولی

چی؟ اون یه پیرمرده

پدربزرگِ بچه‌هامونه. واقعاً دلت می‌خواد اونو

پشت میله‌های زندان ببینی؟ بذار فقط درباره‌ش فکر کنم

باشه؟ باشه

باید با متی هماهنگ کنی؟

چی؟ چرا باید با متی حرف بزنم؟

بس کن. بس کن. بس کن

من تا اون ساختمونِ آجری دنبالت کردم

و دیدم که تحقیق رو دادی بهش

جولیان... و دیروز

با وکیلم جلسه داشتم

پس می‌دونم آخرین برگ برنده‌ام چیه

نیازی به هیچ اقدامِ انتحاری نیست

باشه؟ بذار توضیح بدم. که حق با من بود؟

که متی و بل‌وین داشتن با هم کار می‌کردن

و تو طوری باهام بازی کردی که فکر کنم دچار توهم شدم

چون متی اولش می‌خواست تو رو بندازه زندان

و من راضی‌ش کردم که روی پدرت تمرکز کنه

و آره، من بهش دادم

تحقیق رو به عنوان ضمانت بهش دادم تا نره سراغ وزارت دادگستری

باشه؟ برای اینکه مطمئنش کنم عدالت اجرا می‌شه

از وقتی فهمیدم تو این کار رو کردی

همه‌ش داشتم سعی می‌کردم ازت محافظت کنم

و به خدا قسم، این عینِ حقیقته

سلام‌علیک

خب، المپیا درباره‌ی کارم چی گفت؟

اوه، یواش‌تر. یه کم برو عقب عزیزم

داری حالم رو دگرگون می‌کنی

غریزه‌ی جنگ یا گریزم رو تحریک می‌کنی. ببخشید

اوم، المپیا به زمانِ بیشتری نیاز داره

وقتی نداریم

متی، من باید وردستِ یکی باشم

«باربیِ تعدیل نیرو» اینجاست

باربیِ چی‌چی؟

خب، این لقبیه که توی اسلک براش گذاشتم. گوئنِ فلان

اون از طرفِ شرکتِ لامار و اولسون اومده

تا قبل از ادغام، پرسنل رو ارزیابی کنه

و داره می‌آد. سرت رو بنداز پایین و خودت رو مشغول نشون بده

متی. بله؟

توافقِ شهرداری برای دنیل پیرسون خیلی پایین بود

سلام! متوجه‌تون نشدم

نمی‌خوام مزاحم بشم، فقط دارم خودم رو معرفی می‌کنم

من گوئن ایستون هستم، مدیر منابع انسانیِ لامار و اولسون

دارم سعی می‌کنم یه آماری بگیرم

که کی به کیه و چی به چیه

چون داریم به یه ماشینِ حقوقیِ چابک و قدرتمند تبدیل می‌شیم

عالیه. سلام. من سارا فرانکلین هستم

از دیدنتون خوشبختم. اوه

تو همونی هستی که توی اسلک برام لقب گذاشتی

شما به اسلک دسترسی دارید؟

یه سری به نیروهای موقت زدم

اسم اون ماهی‌های خون‌خواری که شنا می‌کنن چی بود

کوسه. نه کوسه نه

بگذریم، مهم نیست

نیروهای موقت همیشه آمارِ همه‌چیز رو دارن

هی، مـ... واقعاً متأسفم. فقط یه شوخیِ بی‌مزه بود

مشکلی نیست. شوخی‌ها کارِ من رو راحت‌تر می‌کنن

می‌فهمم کی رو باید با موشکِ هدایت‌شونده‌ی نابودگرم بزنم

ها! اینم یه شوخی بود

ها

قول می‌دم که اینجا نیستم تا کسی رو اخراج کنم

من فقط پیشنهاد می‌دم

بر اساسِ مازادِ نیروهای مشهود

و شما هم باید متی متلاک باشید

دقیقاً خودمم. و هر چی شنیدید

نه اتفاق افتاده و نه کارِ من بوده

تازه شوخ‌طبع هم هستی. خوشم اومد

حالا، بیلی مارتینز کجاست؟

مریض شده. خیلی‌خیلی مریض. همه‌ش بالا می‌آره

و اون... و ما هوای کارهاشو داریم

ایول. پس نیازی نیست برگرده. شغلش حذف شد

اوه، اوه، اوم

باز هم شوخی کردم

من به معرفی کردن خودم ادامه می‌دم

از آشنایی با شما دو تا خوشحال شدم. معمولاً سه تا بودید

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left