Matlock

Matlock

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Matlock 2024 S02E01 The Before 2024 Times 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-FLUX
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 1 Matlock 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-19
Downloads: 33
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

من مادلین متلاک هستم. وکیلم، مثل همون سریال تلویزیونی قدیمی.

متی! قاضی به نفع ما رأی داد.

فوق‌العاده‌ای.

بیشتر چیزایی که در مورد من می‌دونی، واقعیت داره،

اما دروغ هم هست.

عصر بخیر، خانم کینگستون.

گرمی! اوه!

آلفی. تو کی هستی لعنتی؟

تو هر روز صبح به عکس من نگاه می‌کردی

و بعد میومدی سر کار و تو روی من لبخند می‌زدی؟

به من اعتماد نداری؟ بهم اعتماد داری؟

به مدارک نگاه کن. شوهر سابق تو،

جولیان، مدارکی رو پنهان کرده بود

که می‌تونست جون آدم‌ها رو نجات بده.

از جمله جون دختر من.

دیوونه شدی.

چرا یه مطالعه گم‌شده‌ی ولبرکسا رو پنهان می‌کنی

در مورد مواد مخدر؟ پدرم

بهم گفت از شر اون مطالعه خلاص شم.

لطفاً. بیا خردش کنیم.

آلفی بالاخره پیدام کرد.

فکر کنم من پدرشم.

بفرمایید داخل.

خب، فکر می‌کنم باید از اول شروع کنیم.

اسمتون؟ جوی.

جوزف دانزا.

بچه بانمکیه، آلفی.

یه کم شبیه بابام می‌زنه.

اینجاست؟

نه، نیست.

ببخشید، اما

شما با سرپرستش تماس نگرفتید

قبل از اینکه ارتباط برقرار کنید

با آقای دانزای ۱۴ ساله، پس

بهتره با احتیاط پیش بریم.

آخه باید درک کنید،

تا همین چند روز پیش اصلاً نمی‌دونستم بچه‌ای دارم.

پس شما نبودید که بعد از مراسم خاکسپاری الی ایمیل فرستادید؟

اوه. چون من می‌خواستم...

می‌خواستم اینو بهتون بدم.

اِم...

الی آخرین باری که دیدمش، اینو پیش من گذاشت.

شاید آلفی خوشش بیاد.

چرا نمی‌شینیم؟

خب آره، من الی رو سال ۲۰۰۸ دیدم.

چند ماه اول اسمش رو نمی‌دونستم.

فقط بهش می‌گفتم "کارائوکه".

من الان پاکم.

باید اینو روشن کنم.

خوشحالم می‌شنوم.

از کی؟ ۲۰۲۱.

ما عاشق هم بودیم، حرف من اینه.

بهت نگفت بارداره؟

من اون موقع وضعیت خوبی نداشتم.

چقدر با هم بودید؟

حدود دو سال.

که میشه سال ۲۰۱۰.

الی سال ۲۰۱۱ باردار بود.

درست. آره. خب، اِم...

من تو به خاطر سپردن تاریخ‌ها خوب نیستم.

آیپاد الی.

تو اینو بهش دادی، درسته؟

بعد از پیروزی‌اش تو شنا؟

یا بعد از مصدومیتش؟

من اینو به آلفی میدم.

اما من باید اصرار کنم که آزمایش DNA انجام بدیم

قبل از اینکه با معرفی شما به نوه‌ام راحت باشم.

امیدوارم متوجه باشید.

آره. حتماً، مشکلی نیست.

می‌تونیم تو یه آزمایشگاه وقت بگیریم.

نیازی نیست.

برای DNA فقط هفت تار مو لازمه

به همراه بافت فولیکولی چسبیده بهش.

هی. اون کی بود؟

پدر آلفی.

یا حداقل این چیزی بود که خودش گفت.

باید آزمایش DNA بگیریم.

ولی اون چیزایی می‌دونست.

چرا دیر کردی؟

قرار بود مستقیم از بانک بیای.

خب، باید تمام امانت‌های جولیان رو کپی می‌کردم.

می‌بینی که هیچ پرداختی از طرف پدرش یا ولبرکسا نبوده.

دارم بهت میگم، متی،

جولیان هرگز یه مدرک رو از پرونده پنهان نمی‌کنه

چه برسه به مدرکی که بتونه تأثیرگذار باشه

تو بحران مواد مخدر.

پس

حالا باید روی پدرش تمرکز کنیم، همونطور که قول دادی.

واضح بود که اون این کار رو سازماندهی کرده.

و من یه سرنخ جدید دارم.

صبر کن.

تابلوی جرمت کجاست؟

ادوین می‌خواد مدارک منو به تایمز بفرستیم

و بذاریم اونا ادامه بدن.

کارش تمومه.

فکر کردم می‌تونم یه ماه بهت فرصت بدم، اما حالا

با اومدن این آقا

و نمی‌تونم تصور کنم چه حسی داری، متی،

اما این واقعیت‌های پرونده رو عوض نمی‌کنه.

و واقعیت اینه که تو هیچ پرداختی پیدا نکردی.

اما این به این معنی نیست که جولیان اون سند رو برنداشته.

همه چی به اون می‌رسه.

این "همه چی" فقط حدس و گمان‌های بی‌اساس شماست.

هیچ کدوم تو دادگاه معتبر نیست.

و، مَتی، تنها فرصتت برای گیر انداختن سینیور رو از دست میدی.

کسی که خودت می‌دونی کی پشت این ماجراست.

یادت میاد اون ایمیل رو چطور پیدا کردی؟

همونی که سینیور فرستاده بود.

از استرالیا که گفته بود "کارش انجام شد"؟

خب، من ایمیل‌های بایگانی شدم رو گشتم.

و یه عالمه مدیر از شرکت ولبْرِکسا...

اونجا همشون تو تعطیلات بودن.

اینو می‌دونستی؟

و وقتی سینیور به من و جولیان ایمیل زد...

تا بهمون بگه که داره میره سیدنی...

تا در مورد یک توافق قبل از دادگاه صحبت کنه...

اون همچنین گفت که دوستِ...

"جدید و بانمکش از باشگاه" رو هم با خودش میاره.

در صورتی که مجبور بشه "شام رو با خانم‌ها تحمل کنه."

شرط می‌بندم اون زن مرموز...

می‌تونه بهمون بگه تو اون سفر واقعاً چی شده.

سینیور با کی ملاقات کرده...

در مورد چی حرف زدن...

شاید هم شنیده که اون داشته تلفنی...

دستور رو صادر می‌کرده.

اینا همه‌اش شاید و اما و اَگره.

و یک راه خیلی طولانی.

مَتی.

به محض اینکه این ماجرا علنی بشه...

سینیور وکیل میگیره و سعی می‌کنه بندازدش گردن جولیان.

خودت می‌دونی که این کار رو می‌کنه.

و هیچ راهی نداره که این ماجرا دامن من و بچه‌هام رو نگیره.

ما تو منطقه خطر هستیم.

خواهش می‌کنم؟

می‌دونم دوستی ما برات ارزش داشت.

اگه امیدی هست که دوباره دوستی‌مون رو به دست بیاریم...

فکر می‌کنی این ممکنه؟

نمی‌دونم.

اگه می‌گفتم آره...

می‌دونستی که دروغ می‌گم.

ما همدیگه رو زیادی خوب می‌شناسیم.

آره، همینطوره.

اما اگه راهی برای جبران هست...

همین راهه.

سریع‌ترین آزمایشگاه DNA دو روز طول می‌کشه.

تا وقتی منتظر نتایج هستی...

فقط بهم یه فرصت بده تا اسم این زن رو پیدا کنم.

چون من می‌دونم چطور.

چطور؟

اصلاً یعنی چی این حرف؟

عزیزم، بحث الان این نیست.

می‌دونم.

ناراحتی؟ نه.

فقط کاش می‌دونستیم دنبال پدرت می‌گشتی.

همه‌اش اون قضیه قیمومیت بود.

بعد شنیدم شماها داشتین در مورد یه ایمیل قدیمی حرف می‌زدین.

پس گشتم و پیداش کردم، به یه باشگاه موتورسواری رسید.

فکر می‌کنی اون واقعاً پدرمه؟

خب، ما نتایج DNA رو دو روز دیگه می‌گیریم.

اما جویی قطعاً مادرت رو می‌شناخت.

این مال اون بود. هوم.

این چیه؟

این...

یه آی‌پاده.

آهنگ پخش می‌کنه.

اون رو همه جا با خودش می‌برد.

عاشق موسیقی بود.

کارائوکه می‌خوند.

حالت چطوره، آلفی؟

مثل اینکه می‌خوام شارژر مناسب این رو پیدا کنم.

شاید از ای‌بِی.

فکر می‌کنی حالش خوبه؟

به نظرم اون باهوشه.

لازم نیست عجله کنیم.

جویی به اِلی "کارائوکه" می‌گفت.

خب، آره، ولی گفتی که اون رو می‌شناخت، و...

ادوین، من... مَدلین، تا دو روز دیگه...

وقتی نتایج DNA رو می‌گیریم...

کل زندگی ما می‌تونه تغییر کنه.

یه قبل و بعد دیگه.

و اگه این اتفاق داره می‌افته...

من دوست دارم تو بخش "قبل" بمونم...

تا جایی که ممکنه.

می‌فهمم.

کارم اینجا تموم شد.

عالی شده.

کلید رو نمیشه کپی کرد؟

کاملاً مطمئنی؟

مطمئنم.

ما تو بخش "قبل" می‌مونیم، درسته؟

تو به تمیز کردنت ادامه بده، منم به کارم ادامه می‌دم.

المپیا چی؟

اون همچنان سعی می‌کنه من رو متقاعد کنه...

تا بهش زمان بیشتری بدم که ربط بده...

سند گمشده ولبْرِکسا رو به سینیور.

مَدلین، که من این کار رو نمی‌کنم.

عزیزم، ۴۹ سال از عمرمون گذشته.

باید بذاری جمله‌هام رو تموم کنم.

تموم کردی؟ هرگز.

ولی بفرمایید.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left