Matlock

Matlock

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Matlock 2024 S02E11 Tail Lights 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 11 Matlock 2024 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-03-15
Downloads: 29
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

شرکت حقوقی جیکبسون مور

مدارکی رو قایم کردن که اگه لو می‌رفت، این داروهای مخدر از بازار جمع می‌شد

بابام بهم گفت که اون تحقیق رو از بین ببرم

من همونی بودم که رأی‌ها رو جمع کرد

تا تو رو از مدیریت برکنار کنه

باید از خونواده‌ام عذرخواهی کنی

و مسئولیت کاری که کردی رو قبول کنی

واقعاً متأسفم، متی

المپیا

و دستیار جدید متی یه پسرِ جوگیرِ رو اعصابه

خیلی ذوق دارم که توی این تیمم

سلام به همگی

اومدم به شما خانوم‌ها کمک کنم که پرونده رو ببرین

ادغام داره انجام می‌شه. چرا باید

یه مشاور هیئت منصفه رایگان رو رد کنی؟

نمی‌دانستم فرزندخوانده‌ای

و هیچ‌وقت نخواستی پدر و مادر واقعی‌ت رو پیدا کنی؟

خب، اگه اون سه تا ستاره‌م رو نداشتم

شاید یه کم جا می‌خوردم که پشتم باشن

هوشم

قیافه‌م و مامانم

صبر کن ببینم، جولیان بهت پیام داد؟

من با اون طرف رفیق نیستم

می‌تونم باهاش کار کنم

داری قضیه «میلتون» رو بهش می‌گی؟ آره حتماً

میلتونِ ماساچوست

شاید اون تحقیق توی یه آزمایشگاه تو میلتون انجام شده باشه

آزمایشگاه رفتارشناسی مارتکس؛ ولی تعطیل شده

اگه قرار بوده میلتون خریده یا ماست‌مالی بشه

ممکنه یه افشاگر پیدا کنیم

ماشین اجاره‌ای چطوره؟

فرمونش گرم‌کن داره

و با یه دکمه هم راه می‌افته

همین الان که داریم حرف می‌زنیم، داره ماساژم می‌ده

اوه، باید برم المپیا

موفق باشی

بترکون، رفیق

اوه

این دیگه چه

آخ! وای، وای، وای

آخ

این چه کوفتی بود؟

زدی

صاف به ماشین من، احمق

خیلی خب، خیلی خب. بیا آروم باشیم

آروم باشم؟ آره، فقط یه تصادف جزئیه دیگه

ای «کلوچه مردانه» ازخودراضی

اصلاً نگاه کردی کجا داری می‌ری؟

احتمالاً داشتی با بلوتوث

با وال‌استریت حرف می‌زدی

خانوم، حق تقدم با من بود

با اون حق تقدیمی که می‌گی، چنان می‌زنم تو حالت که دیگه نخندی

یه کلمه دیگه هم نگو، نگو... آخ

یه کلمه دیگه

بذار یه وکیل جای تو حرف بزنه، باشه؟

ران هنسون جونیور

وکیل پایه یک

اصلاً «کلوچه مردانه» یعنی چی؟

اوه، نمی‌دونم، همین‌طوری از دهنم پرید

نکته اینجاست که من الان وکیل دارم

همون وکیلی که آزمایشگاه رفتارشناسی مارتکس رو منحل کرد

باورم نمی‌شه اون یارو واقعاً مدارک درست رو ثبت کرده باشه

خب، کرده. و اون مدارک

اسم اون دانشمندی رو داره

که آزمایشگاه رو می‌چرخوند. همونی که

پدرت یا خریدش یا ساکتش کرد

و همونی که اون رو به این پنهان‌کاری ربط می‌ده

داریم نزدیک می‌شیم. حسش می‌کنم

«رئیس بزرگ» هنوز قصد داره

این هفته برگرده دفتر؟

چند ساعت روزهای سه‌شنبه و پنج‌شنبه

اخراجت نمی‌کنه. قول داده

خب، این از اون قول‌های توخالیه

که زود می‌شکنه. اون حداقل

یه تاوانی ازم می‌خواد. آره، بهت که می‌گم

بابای من فکر و ذکرش پیش ادغامه و عوض شده

سکته کرده، مغزش رو که درنیاوردن

دست‌ها روی فرمون، چشم‌ها هم مستقیم به جلو، درسته؟

درسته

«کلوچه مردانه»؟

خیلی بی‌مزه‌ست، زیر فشار زود خرد می‌شه

اصلاً از همون اولش هم

شبیه کیک یزدی بود

خب، انگار داری کم‌کم از جولیان خوشت می‌آد، نه؟

قرار نیست ازش خوشم بیاد

فقط باید باهاش کار کنم

و حالا که اون مسئولیت

کارهایی که کرده رو قبول کرده، می‌تونم باهاش راه بیام

هوم. برخلاف

برایان فیتزپاتریک، صاحب ساختمون شماره ۸۰۰ ریوینگتون

همون ساختمونی که ریزش کرد؟

آره

یعنی عمراً فیتزپاتریک اونجا رو طبق استانداردها تعمیر کرده باشه

اگه کرده بود، اون ساختمون هیچ‌وقت

فرو نمی‌ریخت. اوه

یه سری آدم زنده زنده زیر آوار موندن

اصلاً حالم بد می‌شه وقتی بهش

فکر می‌کنم... انشات رو تموم کردی؟

واو

چه فاز سنگینی

اوه. ببخشید

صبح بخیر الفی. می‌تونم قبل از اینکه برم

به انشای درخواست پذیرشت یه نگاهی بندازم؟

تمومش نکردم

چرا؟ دبیرستان‌های سان‌فرانسیسکو

خیلی رقابتی‌ان. وقتی برگردیم

باید حق انتخاب داشته باشی

فقط... نمی‌خوام مدرسه‌م رو عوض کنم

اینجا دارم دوست پیدا می‌کنم

بالاخره

جویی هم اینجاست

خب، می‌تونیم درباره‌ش حرف بزنیم

ولی در هر صورت باید درخواست بدی

برو لپ‌تاپت رو بیار

و چیزهایی که تا حالا نوشتی رو به پدربزرگ نشون بده

اوه، اون‌طوری نگام نکن. می‌دونم تو هم می‌خوای بمونی

من فقط می‌خوام مطمئن بشم که الفی خوشحاله

خب، من تو سان‌فرانسیسکو برای خودم زندگی دارم

اینجا توی خونه حبس شدم

خب، کسی که تو رو زندونی نکرده

خب، نمی‌دونستیم قراره تا کی اینجا باشیم

باید حواسم به اوضاع خونه می‌بود

که خیلی هم عالی از پسش بر اومدی

و حالا

اگه کلاس قرون وسطی رو بری

اوضاع خونه به هم نمی‌ریزه

اوه نه، نه، نه. تو طبق قرارمون موظفی

که اون کلاس رو با من بیای

باشه، پس ایتالیایی

شاید بالاخره

یاد بگیری یه ریزوتوی درست و حسابی درست کنی

اوه اوه، چه تیکه‌ای انداخت

زد و به هدف خورد

و حالا می‌ره سر اصل مطلب

«شی» هم توی این پرونده باهامونه

چون پرونده بزرگیه

بلانکا سوارز شاکی اصلیمونه

ولی ما وکیل همه مستأجرها هستیم

اون ببره، بقیه هم بردن

بریم. آره، یادمه فیلم

ریزش اون ساختمون رو توی تیک‌تاک دیدم

بیا مطمئن شیم که از

جزئیات غیر تیک‌تاکیش هم خبر داری

باشه. چون بدون

یه مدرک محکم، سخته که

هیئت منصفه رو قانع کنیم

که فیتزپاتریک به پیمانکارش گفته سرهم‌بندی کنه

من کاملاً در جریانم، رئیس

مدارک رو آماده کردم و دیشب روی تردمیل

اظهارات شاهدها رو دوباره خوندم

ببخشید، داشتی... داشتی می‌دویدی؟

آره، خب چند بار مجبور شدم بیام پایین

چون با خوندن شهادت بلانکا احساساتی شدم

می‌خوای ازم امتحان بگیری؟

نه، امتحان لازم نیست. فقط مطمئن شو

که کاملاً روش مسلطی

چون بعد از جلسه بررسی مدارک

دیگه کارمون با سرعت جلو می‌ره

بریم که داشته باشیم

لطفاً برو. ها؟

چی؟ اوه

می‌خواستم این رو بهت بدم، سارا

شنیدم دیروز داشتی

دنبال یه کارآگاه خصوصی خوب می‌گشتی

من یه بار از این یارو کمک گرفتم... تو باید روی پرونده تمرکز کنی

هانتر

تو مثل یه توله‌سگی

و اون یه گربه‌ست

بذار اون بیاد سمتت

خیلی خب، این یارو رسماً داره رو اعصابم راه می‌ره

کی؟ اخراجش کنیم بره

شوخی کردم

گوِن رو می‌شناسی دیگه؟

اون مسئول هماهنگی ادغامه

داشتیم حرف‌هامون رو تموم می‌کردیم

این یعنی قبوله؟

به شرطی که یه معامله دو سر برد باشه

از اونجایی که پدرت خیلی بهت اعتماد داره

وقتی شروع کردم به

تعدیل نیروهای دفتری، شاید لازم باشه هر از گاهی

یه سری بیام پیشت و چند تا اسم رو بهت بگم

که خب، کار کثیفیه، ولی بیزنسه دیگه

خب، هر وقت خواستی بیا

باید ازش تشکر کنی

الان تو شغلم رو نجات دادی؟

در واقع، گوِن تازه با یه دفتر جدید برات موافقت کرد

چی؟ اوهوم

یه جای کوچیک و دنج، توی همین طبقه

مگه اینکه دلت واسه «هانتر» و پرتاب‌های سه‌امتیازیِ خفنش تنگ بشه

کاملاً آمادگی‌ش رو دارم که دیگه هیچ‌وقت

یه مرد گنده رو با توپ ابری نبینم

خب، پس این شد

دومین موردی که بهم کمک کردی

اوه، ببین منو، زدم رو دورِ شانس. اون یکی چی بود؟

به اون کارآگاهی که پیدا کردی ایمیل زدم

قرار شد تلفنی درباره روال

پیدا کردن پدر و مادر واقعی‌م حرف بزنیم

استرس داری؟

خیلی زیاد

باورم نمی‌شه بالاخره دادگاه داره شروع می‌شه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left