The first 200 lines.
گپ دونگ
به کمکت احتیاج دارم
چه کمکی؟
...چطور میتونم
اون هیولا رو بندازم تو قفس؟...
با مغزِ عادیِ خودم نمیتونم راهی پیدا کنم
چیکار کنم؟ من چی گیرم میاد؟
هی، ما باید به هم کمک کنیم
آدما اونقدری که تو فکر میکنی خودخواه نیستن
...تونستیم DNA ما به خاطرِ همکاریِ
تا اینجا پیش بیایم...
برام مهم نیست
اگه نمیخوای بهم بگی گپ دونگ کیه پاشو برو
...یا
یا...؟
همکاری داره میتونه کمکم کنه DNA یکی که با
چطور؟ منُ بکش
...پس
...تو میخوای بمیری...
واقعاً منُ میکشی؟
پیشنهادِ من یه بازیِ جالبه
بازی ای که روانی ها توش دستِ بالا رو دارن
مسابقه ی مرغ ها
مسابقه ی مرغ ها؟
چیه؟
ترسیدی؟
امکان نداره
پس فراموشش کن
...من میتونم
داور باشم؟...
!اُه، آقای چا
منظورم اینه که رئیس
عیبی نداره آقای چا صدام کنی
داری میری سرِ کار؟
سوار شو بیا با همدیگه بریم
امروز رو شانسم
کمربندتُ ببیند چشم
اونی که بیشتر به دره نزدیک بشه میبره
بازنده باید گپ دونگُ بگیره
شنیدم آقای ها چند تا زن داره
منظورم خیلی هاست
درباره ی چی حرف میزنی؟
اونا ازش کمک میخوان
اون به خاطرِ قربانی ها روح میبینه
پس برای همینه که رفتارش عجیبه
پس خیلی ازش کار نکشین
باشه؟
...روانپزشک ...اُه
آره ...دکتر اُه
آره
...نتیجه ی آزمایش ها
زیاد خوب نبودن...
....:: ترجمه و زيرنويس : پیلار ::....
چی؟
الان من چرخیدم؟
تو واقعاً میخوای زندگی کنی
چرخ ها رو چرخوندی
واقعاً میخواستم زندگی کنم؟
بهت یه درسِ خوب دادم
این احساسُ به خاطر داشته باش
منظورم ترس از مردنه
نه
...من فقط
میترسیدم قبل از اینکه بفهمم گپ دونگ کیه بمیرم...
آره، درسته
خب بهم بگو گپ دونگ کیه
خیلی شوکه نشو
...گپ دونگ
اونا آماده ی جلسه ان
...پرونده ی قتل های سریالی ایلتان
...با این نقاشیِ دیواری شروع شد...
"من گپ دونگِ واقعی هستم"...
...بعد از اینکه ریو ته اُه اولین قتل رو مرتکب شد
...جعبه ی کیکِ کریسمس...
...کاه و علف در دومین پرونده، مصاحبه در سومین پرونده...
...سوت در چهارمین پرونده، و باغِ گل در پنجمین پرونده...
...نشانه های اختصاصیِ هر قتل بودن
اون گپ دونگِ واقعیه؟
انتظار داری باور کنم؟
نمیتونم حرفتُ باور کنم
تو زیادی شکاکی
بهم اعتماد کن
باید دهنتُ بسته نگه داری
چون اون یه حرفه ایه
خودت که بهتر میدونی
واقعاً شوخی نمیکنی حتماً شوکه شدی
ولی باید ببرمت یه جایی بریم
قبل از اینکه چا سر برسه باید بریم
هشتمین جنایت اینجا اتفاق افتاد
جعبه هایی که اونجان رو میبینی؟
اومدم یه جای مقدس
مقدس دیگه چیه
...حتماً یه اتفاقی
بینِ کیم ایون جی و چا دو هیوک افتاده...
چون اونا یه قاتل و قربانیِ معمولی نبودن
واقعاً نمیدونستم تو گپ دونگی
...فقط
ازت خوشم میومد...
...متأسفم ولی
این چیزی رو عوض نمیکنه...
به جز کشتنت راهِ دیگه ای ندارم
من اشتباه کردم
خواهش میکنم، خواهش میکنم بذار من زنده بمونم
من دوستت دارم
متأسفم
من یه همچین احساساتِ کوچیکی رو درک نمیکنم
...با اینکه ابرازِ علاقه ی اون دخترُ شنیده بود
بازم مجبور بود بکشتش...
ولی قضیه ی نامه رو درک نمیکنم
بازم به اون دختر توهین کرده
...شاید
قبل از مرگش به غرورش صدمه زده...
ممکنه به نظر مسخره بیاد
ولی ما به خاطرِ غرورمون زندگی میکنیم و میمیریم مزخرف نگو
خب نتیجه چیه؟
نمی دونم
نمی دونی؟
من که خدا نیستم
فکر نمیکنم منظورش این بوده باشه
...از کجا میدونستی
من گپ دونگم؟...
فکر میکنی مردنت ناعادلانه اس؟
پس نباید بهم شک میکردی
برای چی همش گریه میکنی؟
از چی انقدر ناراحتی؟
بهم بگو
چطوری فهمیدی؟
....موضوع این نیست ...پس چی
...من
...اگه بدونِ اینکه بفهمه دختره تا لحظه ی آخر دوستش داشته
...کشته باشتش...
اون توهینُ توجیه میکنه، نه؟
اینطور نبوده؟
کیم ایون جی بهش ابرازِ علاقه نکرد اون نامه اولین اعترافش بود
...چا اون لحظه ای که من نامه رو بهش دادم فهمید
که اون دختر دوستش داشته...
این احتمالاً بیشتر به غرورش صدمه زده
برای اینکه بیست سال بدونِ اینکه اینُ بدونه در ترس و وحشت زندگی کرده
برای همین اونکارُ با نامه کرد
...تا آخرش هم اون رازُ نمیدونست
چون عشق رو با شک اشتباه گرفت...
فقط میخواست بدونه اون دختر از کجا فهمیده اون گپ دونگه
هی، ریو ته اُه
...با این قیافه ای که به خودت گرفتی
باید درست گفته باشم...
اینطور نیست که ندونم فقط حرف نمیزنم
منم بودم تا آخرش بهش نمیگفتم
...چطور میتونی به کسی که داره میکشتت
ابرازِ علاقه کنی؟...
هی، سگِ شکاری
...تو نگرفتیش
ولی پارس کردی... کارت خوب بود
باید درباره ی این قرارِ سگِ شکاری بودن فکر کنم
چرا؟
هیچی نشده میخوای قولتُ بشکنی؟
انتظار نداشتم همچین کسی مظنون باشه
تو واقعاً خیلی عوضی هستی
...یا
بذار چند روزی استراحت کنم...
اتاقِ ملاقاتِ حقوقی چیه؟
اگه پولدار باشی میتونی یه اتاقِ اجاره کنی تا وکیلتُ ببینی
همچین چیزی هم وجود داره؟
نمی دونستم
حرف، حرفِ پوله
...تازگیا فهمیدم
که میخوام زندگی کنم...
نظرت چیه؟
خوشحالم که اینُ میشنوم
آره
من به دادگاه و محاکمه اهمیت نمیدادم
ولی حالا باید زنده بمونم
من که اعدام نمیشم؛ نه؟
...اگه متهم بخواد زنده بمونه
برای ما هم خوبه...
دادگاه دوباره جون میگیره
کجا بودی؟
یه جلسه در موردِ پرونده ی ریو داشتیم
همین الان رفته بودم دیدنش
...مرد
داره دیوونه ام میکنه...
چپ و راست میگه گپ دونگِ واقعی رو پیدا کرده
باید حرفشُ باور کنم؟
شنیدم وکیل ها هم درخواست دادن
...میخوام قبل از اینکه برم شکار
یه عالمه استراحت کنم...
چون با یه حرفه ای طرفیم
اون فکر میکنه دکتر هانیبال لکتره
فکر میکنی واقعاً میدونه؟
از کجا بدونم چی فکر میکنه؟
اینکه بفهمیم با خودش چه فکری میکنه ضرری نداره
بذار ببینیم چی برای گفتن داره
عیبی نداره؟
...اگه سعی کنه فرار کنه چی
نگران نباش
از این که بهش شلیک بشه میترسه
چون فرار کردن یعنی فرار از زندان
گفتم، گپ دونگ کیه؟
خوشمزه اس؟
تو یه شیادی
نمی دونی گپ دونگ کیه، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.