The first 200 lines.
زیردریایی
لاروشل، پاییز 1941
نبرد آتلانتیک" شدیدتر شده است"
ناوگان زیردریایی آلمان ...که هیتلر امیدوار بود
از طریق آنها بریتانیا را به قحطی بکشاند تلفات سنگینی را متحمل شده اند
اسکورت کشتیهای باری بریتانیا با کمک ناوشکنها با موفقیت روز افزونی همراه است
با این حال، دستور داده شد است ...که زیردریایی های بیشتری
از بنادر اقیانوس اطلس فرانسه وارد نبرد شوند
از 40 هزار ملوان آلمانی که در طول جنگ ...جهانی دوم در زیردریایها خدمت کردند
سی هزار نفر هرگز بازنگشتند
قسمت اول
آخرین شبیِ که در ساحل هستیم
فردا صبح ساعت 7 حرکت میکنیم
اولین ماموریت من توی یه زیردریایی
اصلا نمیدونم قراره ما رو کجا بفرستن
احتمالا مرکز اقیانوس اطلس
تعداد کمی زیردریایی اونجا داریم
دشمن یگانهای حفاظتیش رو تقویت کرده، ماه بدی بوده برای ما
بریتانیایی ها آب دیده شدن
تعداد زیادی از نیروهای زُبده-مون رو از دست دادیم
پرین، شپکه، کرچمر، همه در طی حملات اخیر از دست رفتن
همه اونها غرق شدن "به جز "کرچمر
کلش" در جبل الطارق غرق شد"
اندراس" هم در مشکلات عصبی"
از افسرای زیردریایی خودمون بود
برای خودش حسابی مست کرده
راه بسته ست
این عوضیا دیگه کی هستن؟
راه باز شد
شیرها رو باز کنید
"اسمشو گذاشتن "مانور اطفاء حریق همه از بچه های زیردریایی خودمونن
ناخدا
خدمه ی "مرکل"، اونها هم فردا میزنن به دریا
یالا رفقا، بیاید بریم فاحشه خونه رو بترکونیم
پرده-شون رو نزنید
جای ما رو خالی کنید - بزودی میبینمتون، رفقا -
اونها ترسیدن
بخاطر همین خودشون رو با مشروب و زنها آروم میکنن
اینجا چه خبره؟
خیلی خب، آماده آتش
ناخدا
ایشون معاون دوم منه
"ایشون هم ناوبان "ورنر خبرنگار جنگی نیروی دریایی
اون هم همراه ما میاد
هر چیزی که توجهش رو جلب کنه رو ثبت و گزارش میکنه
خوش اومدی، ناوبان
عصر بخیر
ناوبان، بیا و با ما یه چیزی بنوش
عصر بخیر - عصر بخیر، دوتا آبجو لطفا -
حتما ناخدا، همین الان
ای من به قربون کوفته قلقلیات
جای خوبیه، نه؟ با من بیا
تامسن" کجاست؟"
فکر میکردم بخواد دریافت نشان شوالیه اش رو جشن بگیره
با زنت حرف زدی؟
تا قبل از ساعت 10 نمیشه تماسهای شخصی گرفت
دوتا آبجو
بدتر از این نمیشه
ناخدا
اومدم گزارشم از زیردریایی رو خدمتتون ارائه بدم U-96
کاملا مسلح و سوخت گیری شده زیردریایی مهیای حرکته
ممنون، ناوبان - یه چیز دیگه، ناخدا -
در مسیر اینجا برخی از خدمه منو مورد آزار و اذیت قرار دادن
...اونها
یه کار شنیع انجام دادن
...اونها
خجالت نکش بگو سمتت شاشیدن
دقیقا، ناخدا - با منم همین کارو کردن -
ولش کن عزیزم، به جوونیش رحم کن، هنوز بهش نیاز داریم
به سلامتیت، ناوبان "به سلامتی دریابد "دونیتز
اولین بارته میخوای سوار زیردریایی بشی؟
آره
بار اولمه خیلی هیجان زده ام
وصیتنامه نوشتی؟
ببخشید؟
ماه پیش سیزده زیردریایی همراه با تمام افراد و خدمه غرق شدن
هیجان زده ای، ها؟
یه لحظه، لطفا
خواستار توجهتون هستم
...به افتخار دارنده جدیدترین نشان شوالیه
"ناخدا سالار "تامسن سه هورای بلند
تامسن" از کهنه کارای نیروی دریاییه"
این روزا همیشه مسته
فاحشه خونه نشینان ساکت، ساکت
...به سلامتی
...پیشوای یگانه
...و زن گریز ما
...که پله های ترقی را طی کردند
...و از یک شاگرد نقاش
به بزرگترین استراتژیست نبرد تمام دورانها بدل شدند
بهتره مراقب حرف زدنش باشه - چرا؟ مگه دارم دروغ میگم؟ -
ایشان یک کارشناس ...بزرگ نیروی دریاییه
...که بواسطه درایت بیکرانش
توجه ویژه ای به این نیرو دارد
چطور ادامه بدم؟
...پیشوای ما به اون انگلیسی خپل
..."اون سیگار کِش زاخار "چرچیل
فهموند که دنیا دست کیه و بهتره سیگارش رو بکنه تو ماتحتش
گریه نکن، فرانسواز گریه نکن
من میخوام نگهش دارم
تو که گروه مقاومت رو میشناسی
اونها کلک کسایی که به آلمانیها نزدیک بودن رو میکنن
من میخوام نگهش دارم
...اگه برنگردی
برمیگردم
قول میدم
اوه، ببخشید
فردا میبینمت باید به خونه تلفن کنم
فیلیپ، این دیگه اون دسته قدیمی نیست
بهشون نگاه کن
...یه مشت الکلیِ
وراج
ولی به چشماشون نگاه کن
ایمان به پیشوا تو چشماشون موج میزنه
اونها هم به وقتش میفهمن
زنگ خطر
الو؟
لعنتی
اژدرهای لعنتی
اژدرهات کار نکردن؟
زیاد
بعضی وقتا خرابکاری میشه
راجع به "کلش" شنیدی؟
گزارش دادن در جبل الطارق غرق شده
سال خوبی برای دسته قدیمی نبوده
ورق داره برمیگرده
تو کِی میزنی به دریا؟
فردا صبح
بیخیال، پسر
یه درس حسابی به بریتانیایی ها بده
من میرم بشاشم و بعدشم برم چق چق
هنوز برنامه ها دارم
هی، خوک پیر
مبارزه کن، فاتح شو یا بمیر
"یالا، یالا "فیلیپ پاشو
بیا کمک کن بلندش کنیم
...من واقعا میخواستم بزنم بیرون
...و یه صفایی به کمرم بدم
ولی شرایط کردن رو ندارم
خیلی خب - سلام بر پیروزی -
"اون زیردریایی "تامسنه
گزارش خاصی هست که تا وقتی توی اسکله ایم بخوای بگی؟
تیغه پروانه سمت راست خم شده بود - متوجهم -
پس صدایی که در دور آهسته میداد بخاطر همین بود
یه نو جایگزینش کردن الان یه پروانه نو داریم، ناخدا
مهندس ارشد به کارگاه اُپتیکال
یه تماس از آلمان دارید
اون زیردریایی ماست
خدمه، برای بازرسی به خط شید
خبردار
نظر به چپ
همه ی افراد حاضرن و سرشماری شدن، ناخدا
زیردریایی برای حرکت آماده ست
ممنون، معاون اول
آزاد
...خب، آقایون
همه چیز مرتبه؟ - همه چیز مرتبه، ناخدا -
ما یه مهمان داریم
"ناوبان "ورنر
خبرنگار جنگی نیروی دریایی
اون با خودش یه دوربین داره
اون میخواد قهرمانان نیک آلمانی رو از نزدیک ببینه
بنابراین شایسته رفتار کنید - بله، ناخدا -
همه به جای خود
طنابها رو باز کنید
اجازه ندید شکستتون بدن
موفق باشید
آدم رمانتیکی هستی؟ - ببخشید؟ -
اونجا رو ببین خونه متروکه کنار انبار
برای تو داره دست تکون میده؟
نه، نمیشناسمش
اون منطقه خارج از محدوده پایگاه نیست؟
چرا
فرانسواز
خداحافظ
خداحافظ
با آرزوی پیروزی شکار خوبی داشته باشید
اسکورتها ظهر ما رو ترک کردن
دود سیاه کشتی راهنما هم در افق محو شد
اثری از قایقهای گشتی هم نیست
سکاندار آخرین محاسبات و تنظیمات رو انجام میده
دیده بان ها طعم شور اقیانوس اطلس رو روی لباشون حس میکنن
حالا زیردریایی ما کاملا تنهاست
اون جعبه های کاهو رو از اینجا ببرید اینجا که زمین کشاورزی نیست
زاغه مهمات، ما اینجا اژدرها رو نگهداری میکنیم
سر بالا، پسرا قراره برید تو روزنامه
ممنون، رفقا - دنبالم بیا -
این دستشویی-مونه یه دستشویی برای 50 نفر
بقیه جاها پُر از تدارکاته
فضای بیشتر برای خوردن و فضای کمتر برای ریدن، منطق جالبیه، نه؟
اینجا کابین ناوبان دومه یا به عبارتی اقامتگاه من
به سوی اتاق عملیات
این همه وسیله چیه تو داری، لامصب
خوبه، جای دنجیه
کجایی، ناوبان؟ - اومدم، ببخشید -
مراقب باش
این اتاقک رادیو و بی سیمه
چشم و گوش زیردریایی - عجب بساطی داریم -
اینجا اتاق کنترله
مقر فرماندهی زیردریایی - ممنون -
No comments yet. Be the first to leave one.