The first 200 lines.
.سلام - .هی -
.خیلی وقته گذشته
حاضرین؟
!بیاین شروع کنیم
آه، چی رو شروع کنیم دقیقاً؟
.یه دورهی جدیدو شروع کنیم
.خیلی از ماها قبلاً دشمن همدیگه بودیم
ولی رقابتها
.نیازی نیست که تا ابد ادامه پیدا کنن
،تا مسابقات "آل ولی"، فقط چند ماه دیگه مونده
.و امسال، از همیشه اهمیتش بیشتره
میدونیم که کبرا کای قراره از هر .حقه و ترفند کثیفی که بتونه استفاده کنه
فقط یه راه وجود داره که ...بتونیم اونا رو شکسـ
که یجوری بزنیم دخلشون رو بیاریم .که به خودشون برینن
.میخوایم امسال تو سطح خیلی بالاتری کار کنیم
میخوام سطحی ازخشونتو بهتون یاد بدم که از هر کاری .که کبرا کای بخواد باهامون بکنه قویتر باشه
اونا میخوان اول حمله کنن؟
!ما قبلش حمله میکنیم
.خیلیخب، ما دیگه داریم زیادی جلوترو درنظر میگیریم .قراره به کارایی که اونا انجام میدن پاسخ بدیم
.عقابها پاسخ نمیدن
میان پایین و هرچی .که بخوان رو برمیدارن میبرن
.و ما قراره این کارو بکنیم .ولی" رو پس بگیریم"
با یه رویکرد سازماندهی شده .و سنجیده پسش بگیریم
!ما اول سرویسشون میکنیم
خیلیخب، بیاین با یه سری .حرکات ساده گرم کنیم
!خب پس، به صف شین
.و فقط نفس بگیرین و حرکات منو دنبال کنین
!موقعیتهای مبارزه
.پای راست عقب
!ضربه پا به جلو. هیـیا
.اوه لعنت بهش. ببخشید
!آماده. مبارزه کنین
!بزن تو دندونش - .هی، هی -
.همش دارین به هم حمله میکنین که
اصن حرکات دفاعی هم به اینا یاد میدی؟
.بهترین دفاع، حملهی بیشتره
...خدایا
چرا وسط دوجو یه سنگ گذاشتی؟
!مبارزه کنین
.همینه. به چرخیدن ادامه بدین
.پیشدستی نکنین
.تمرکز کنین
.یکیتون یه کاری بکنه دیگه این دیگه چه مسخره بازیایه؟
.همینطوری که نمیشه .یکیمون باید برای حمله انگیزه بگیره و تحریک بشه
!آخ - !هی -
الان دیگه انگیزه گرفتی؟
.واکس بزنین، برقش بندازین
.مهم نیست که چند بار انجامش داده باشین
.همیشه نیازه که حرکات پایهای رو تمرین کنین
.درسته، خوب تمیزش کنین .میخوام حسابی تمیز و نو نوار بشه
.قوطیها رو از اونجا دربیارین
،اگه خرده پولی پیدا کردین .مال منه
!یالا، اسکلا! سریعتر
!خوبه، خوبه، خوبه
!زودباش، از پسش برمیای - .جانی، بیخیال بابا -
!ازمون شکایت میکنن ها - آه، بابت چی ازم شکایت کنن؟ -
.وای خدایا. فکر کنم الانه که بالا بیارم
!زود باشین! بجنبین، پاهاتونو تکون بدین - !نه، نه، نه، تو قایق نه -
!تو قایق نه
!مبارزه کنین
.اوه لعنت بهش
.میبینی، واسه همینه که اینجا مبارزه نمیکنیم
خیلیخب، بعدی کیه؟
،آره، ببین دارم بهت میگم ،"وقتی برم به "اِیاسیو
،همه برام سر و دست میشکونن میدونی که چی میگم؟
،در هر صورت، بابام، میخواد که من برم هاروارد
ولی ایاسیو یه جورایی .هاروارد ساحل غربیه
شماها رقتانگیزین. اگه کارتونو درست .انجام میدادین، میتونستیم برنده باشیم
.باشه، حالا هرچی. هاک، اون تیمشو عوض کرد
آره، میگل تازه از روی ویلچر بلند شده بود .ولی بازم سرویست کرد
.میدونی چیه؟ حداقل من هنوز اینجام .نصف افراد گروه انصراف دادن
.خب، ببین کی سروکلهاش پیدا شده
اون احمق حتی تمرینم نمیکنه ولی بازم .اجازه داره که بمونه؟ من نمیفهمم
.دیر کردی
.برای تمرین اینجا نیومدم
...خب، اگه میخوای یه کبرا کای بشی
.هیچوقت نگفتم که بهتون میپیوندم .فقط یه جایی برای موندن احتیاج داشتم
خب، تا هروقت که بخوای .میتونی اینجا بمونی
.ببین، این فکر خوبی نبود
میدونم که کبرا کای وقتی تو زندان ،نوجوانان اذیتم میکردن کمکم کرد
ولی من نمیخوام ازم به عنوان یه مهره تو شرطی .که با پدرم و آقای لاروسو بستین استفاده بشه
.من به چشم یه مهرهی ساده بهت نگاه نمیکنم
.تو رو پادشاه میدونم
.پدرت کلی استعداد داشت ولی هدرش داد
،بارها بهش فرصت دادم تا برگرده
.ولی اون دیاز رو انتخاب کرد
و تو رو با این نشونه .روی پیشونیت رها کرد
بهم اطمینان کن، استعدادت .حتی از پدرت هم بیشتره
.فقط کافیه به دنیا نشونش بدی
بعد از همهی اتفاقاتی که افتاده، فکر میکنی یه جایزهی مسخره اهمیتی برام داره؟
.مسئله اون جایزه نیست
.مسئله قهرمان بودنه
،ببری یا ببازی
.شهرتش تا آخر عمرت همراهته
.از پدرت و لاروسو بپرس
،آره، خب
،الان که باهم تیم شدن .شانس برنده شدنشون زیاده
.فقط اونا نیستن که باهم تیم تشکیل دادن
!اوه لعنتی
.متأسفم
.هنوز دارم سعی میکنم به این کدِ عادت کنم
.این سیستم هشدارِ مزخرفه
باید اون یکی که سیستم .تشخیص چهره داشت رو میگرفتین
.سلام، آماندا لاروسو هستم
.عذر میخوام، هشدار اشتباهی بود
.آه، رمز ورودمون "اوتلندر"ـه
.باشه
.گیر افتادم، دنیل
فکر میکردم که سیستم امنیتی جدید ،باعث بشه احساس امنیت بیشتری بکنم
.ولی باعث شده بیشتر حساس بشم
اون کبرا کایهای لعنتی .کوچولو باید زندانی بشن
.مخصوصاً اون توری دیوونه
اگه یه نفر لایق ترحم و .دلسوزی نباشه، قطعاً خودشه
اگه بخوای، عزیزم، هنوزم .میتونیم بریم پیش پلیس
.قبلاً درموردش صحبت کردیم
سم نباید دوباره همهی ...این اتفاقات براش تکرار بشه و
کسب و کارمون دوباره نمیتونه اون .اوضاع کابوسوار رو از سر بگذرونه
.میدونم که اوضاع خیلی ایدهآل نیست
.یه پسربچه از پنجرهی خونمون پرت شد بیرون
دنیل، اگه یه سال پیش بهم میگفتی
که امنیت خانوادمون به بردن ،یه مسابقهی کاراته بستگی داره
.فکر میکردم که شوخی میکنی
.ولی وضع الانمونو نگاه !انگار وسط یه فیلم ترسناکیم
،باور کن، آماندا .منم دلم میخواد اوضاع به حالت طبیعی برگرده
،ولی اگه من و جانی بتونیم باهم کار کنیم
فرصت خیلی خوبی داریم که بتونیم .همهی این ماجراها رو تموم کنیم
خب اوضاع امروز با کاپیتان پنجه عقابی چطور بود؟
میدونی چیه، حداقل فعلاً .کارمون به کتک کاری نکشیده
.اوه، خوبه، پیشرفت کردین
فکر میکنی اگه کریس ببازه واقعاً گروه کبرا کای رو تعطیل کنه؟
.اوه، اون قراره ببازه
.ما نسخهی جدید لاروسو رو تو تیممون داریم
و وقتی ببازه، دیگه مهم نیست .سرقولش بمونه یا نه
همه تو ولی متوجه میشن .که کبرا کای دیگه بدرد نمیخوره
.مخصوصاً رابی
.موقع سرو شامه
خیلیخب، وعدهی اصلی امشب .فاهیتا و سبزیجات گریل شدهاس
"من "پیکو د گایو
.و تورتیلاهای ذرت و آرد آماده کردم
.واو. این خیلی خوشمزه بنظر میاد، جانی
.ممنون. دستورشو از سایت چیلی گرفتم
.میخواستم دستورش درست و موثق باشه
موثق چی چی؟
.ما اکوادوری هستیم نه مکزیکی
!مامان - .بیا، اینو امتحان کن -
.انبهی تند
.درست مثل دوران قدیم
.آه، متشکرم
خب روز اول و مهمت چطور بود؟
.آه، میدونی دیگه، روز اول بود
.هنوز خیلی کار داره
.خوشحالم که تو و دنیل دارین باهم کار میکنین
فقط میخوام مطمئن بشم .که اوضاع میگی خوب باشه
وضعیت کمرم تو بهترین حالت خودشه، خب؟ .نیازی نیست نگران باشی
.اون مامانته، همیشه نگرانته .ولی نگران نباش، حواسم بهش هست
،خب، میگل، بگو ببینم
کاراته کار کردن با دوست دخترت رو دوست داری؟
از مبارزههای دونفرهـتون لذت میبرین؟
.خوشحالم که تو و سم دوباره باهمین .دختر نازیه
البته من تنها کسی نیستم که با دوست دختر سابقش دوباره اوکی شدن، مگه نه سنسی؟
.اونم با عشقش قرار داشته
همونی که از دستش داده بودی؟
راست میگه؟
.یه قرار نبود، نه - .شکستهنفسی میکنه -
اون همه عکس گرفتیم و ...سعی کردیم خفن بنظر برسـ
،نه این که قیافه خودت خوب نباشه ها
ولی برای اون خانم خاص باید .خودشم خاص بنظر میرسید
.چرا جریان سوشی رو براشون تعریف نمیکنی
.نیازی نیست دربارهاش صحبت کنیم
.نمیدونم چرا الان خجالتی شده
،ما رفتیم جایی که سوشی میفروشن ،چون آلی از سوشی خوشش میاد یا ما اینطور فکر میکردیم
...پس ما رول دراگون گرفتیم
.اینطوریا هم نبود، میدونی
.ما دوستای قدیمی بودیم و فقط داشتیم حرف میزدیم - .باشه -
کارمِن، شبی که اون اتفاقات ،تو خونهی لاروسو افتاد
...داشتم میومدم تو رو ببینم
جانی، فکر کنم بهتره با عجله .رابطهای رو شروع نکنیم
با وجود همهی اتفاقاتی که ،افتاده و هنوزم داره میفته
.فکر کنم بهتر باشه بذاریم یه مدت بگذره
تو که مشکلی با این قضیه نداری؟
.نه
.مشکلی نیست
.میذاریم یه مدت زمان بگذره
.واو، واو، کارلا .بذار کمکت کنم
.خیلیخب، گرفتمش
.بفرمایین
.ممنون، آقای سیلور
.زود باش، بگو
...بگو! کبرا کای - .هیچوقت نمیمیره -
.معلومه که همینطوره
چی میخوای؟
.اینجا نیومدم که دردسر درست کنم .فقط میخوام باهم حرف بزنیم
...میدونی، به یاد دوران
.قدیم
.آه، یه لحظه منو میبخشید
همه چی روبراهه، عزیزم؟
.ایشون جان کریسـن. از دوستای قدیمم
،خب، همهی دوستای ترنس .دوست منم هستن
.سلام، من شاینـم
.خوشوقتم
No comments yet. Be the first to leave one.