The first 200 lines.
جیمز ترنچارد که کارش رو از یه دکه توی کاونت گاردن، شروع کرد
باید واسه رقصیدن با شاهدخت خودش رو آماده کنه
این اینجا چی کار میکنه
تامینکنندهی اصلیِ ولینگتونهها
آدمِ باهوشی هستی، ترنچارد
باید بعد از تموم شدنِ جنگها از استعدادهات، بهخوبی بهره ببری
گمان میکنم آدمِ کیوبیت باشی
همونی که قراره خیابونهای لندن رو
یه شبه، آباد کنه
اینکه ما رو به خونهی زیباتون
دعوت کردین، بزرگیتون رو میرسونه
ایشون پسرم الیور ترنچارد
و ایشون هم همسرشون هستن
من هم خیلی خوب رفتار کردم
آره، متاسفانه مشخصه که همیشه خیلی خوب رفتار میکنی
قرار عاشقانهی بعدیمون کجا باشه خوبه؟
برید به درک
...الیور لوس بار اومده
خبر نداره از کجا اومده؟
جفتتون از یه جا اومدید
درهرصورت اصلا مهم نیست
پدرم همیشه میخواسته آدمی باشم که نیستم
سرنوشتِ من، مایوس کردنشه
ماه بعد میریم گلنویل
امیدوارم تو هم بیای
خوب شد که برگشتیم
مطمئنی؟
مواقعی که میای اینجا خیلی سرحال میشی
واقعا حیف شد که باید برت گردونیم
چطور بود؟ - بهشدت خستهکننده -
دکتر معاینهم کرد و گفت حاملهم
یازده سال، بودنِ با الیور ثمری نداشت
چه اتفاق جدیدی افتاده یعنی؟ - بچهی کیه؟ -
واقعا میخوای زندگیت رو فدای گلنویل کنی
و تهش نتونی برای کسی به ارث بذاریش؟
میخوام بچهم از خودم باشه
،الیور، اگر میخوای پدر بشی این تنها راهشه
بین خودمون میمونه؟
خیلی چیزها
بین خودمون مونده
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::
عجله کنید - اوه -
فردریک - شب بهخیر دوک -
فکر میکردیم پیچوندیمون و نمیای
...آخرین بار، موقع افتتاحیهی
تالار رویال آلبرت، دیدمت
جایگاهی رو برای نشستن انتخاب کرده بودی
که قشنگ توی دیدِ علیاحضرت بود
پولِ هنگفتی بابتش دادی، نه؟
اصلاً. من جزء اولین کسایی بودم که توی ساختنِ تالار
...مشارکت داشت، در نتیجه - بازی رو بلده -
اوهوم - ارثیه -
بهت گفته بودم که یهبار پدربزرگت رو از نزدیک دیدم؟
آره - خیلی انسانِ کاردانی بود -
هیچکس مثل ترنچاردِ پیر
نمیتونست یه جعبه شرابِ مادیرا گیر بیاره
حوصلهت رو سر بردیم، فردریک؟
آدمِ سربستهای هستی
مثل همیشه، همین که دعوتم کردین
باعث افتخارمه
این دختره کیه؟
پس خیلی هم تمایلی به عزب بودن نداری
اسمش «کلارا دان» هست
خیلی زیبا و جذابه، مگه نه؟
شبیه پری جنگلیه
اون مادرشه و اون هم دختر ارشدِ خانوادهست
پدرشون کجاست؟
چند ماه پیش مُرد
دوک، خاطرات خوشی ازش داره
یه مدتی همسایهمون بود
ولی بهنظر میاد خانوادهش رو
توی مضیقه قرار داده
وای فردریک
بهنظرم مجذوبش شدی
...خانم دان
بیا با یکی از دوستانِ عزیزم آشنات کنم
ایشون لرد ترنچارد هستن
حالتون چطوره؟ - حالِ شما چطوره؟ -
شیفتهی صدای دلنشینت شده
وای، ممنون
دوشس بهم گفته که به تازگی به لندن اومدین
درسته، از همپشایر اومدیم
توی چلسی، یه خونهی کوچولو دست و پا کردیم
...میدونید، پدرم فوت شده و
تسلیت میگم
...متاسفم
نیازی نداشتم که ...با صدای بلند، ابرازش کنم
صرفا حکمِ دوست صمیمیم رو داشت
باهم کارهای لذتبخشِ زیادی میکردیم
مثلِ...؟
پیادهرویهای طولانی
سوارکاری، کشف
سوارکاری دوست دارین؟ - خیلی زیاد -
...خیلی ماهر نیستم
خانم دان، مایلاید یک روز باهم بریم سوارکاری؟
بله
ممنون
خوبه
با مادرتون صحبت میکنم
عجب حنجرهای داری، خانم دان
عجب هدیهی عجیب و غریبیه
اصلا رمانتیک نیست
ولی نگاه کن، از فروشگاهِ اسوین و ایدنی خریده
شنیدم جنسهاشون بهترینه
بانو هارو گفته بود
که لرد ترنچارد، پولش از پارو بالا میره
ولی سلیقه نداره
بهنظرم هدیهی مناسبیه
یه هدیهی دیگه هم هست
چه سخاوتمنده
حرف نداره
...از کجا فهمـ - بهش گفتم -
که لباسِ مناسبِ سوارکاری نداری
مادر
التماسش نکردم بخره که عزیزم
التماس میکردی، لااقل صادقانهتر بود
...اوه
...کلارا
چیه؟
از این لحظه لذت ببر
این لحظات، پیش درامدی بر سر و سامون گرفتنِ زندگی یه دخترِ دم بخته
اسمش سرپنتاینه
ملکه کارولاین، سال ۱۷۰۰ ساختش
مردم توش شنا هم میکنن؟
بهطور عمد نه
لندن دائماً غافلگیرم میکنه
جلوههای زیادی داره
توی بلگراویا زندگی میکنین، لرد ترنچارد؟
بله، توی میدون ایتن زندگی میکنم
پدربزرگم، بعد از ساخته شدنِ خونه
توش ساکن شد
از خونهتون راضی هستید؟
سوالهای خیلی غیرعادیای میپرسید، خانم دان
جدی؟
امیدوارم فکر نکنید که آدمِ فضولی هستم
نه، اصلا
کنجکاویتون رو تحسین میکنم
شاید بهتر باشه برگردیم
خواهرتون معطل میشن
لطفا به این زودی برنگردیم
بیاید یه جایی پیدا کنیم که مناسبِ تاختن باشه
مطمئنید؟
کاملا
آه
عذر میخوام
این چه حرفیه؟
امکانش هست باز هم به این زودیها سوارکاری کنیم؟
جمعه مثلا؟
یا هفتهی بعد
...جمعه بهنظر - جمعه خوبه -
موافقم
جمعه؟ - پیشنهادِ خودش بود -
نباید قبول میکردی
نباید خیلی اشتیاق نشون بدی
من که واسه دیدنش لحظهشماری میکنم
معلومه که اشتیاق دارم
وای خدا
امکانش هست ازش خوشت بیاد، امیلی؟
نمیدونم
زیاد نمیشناسمش
تو هم زیاد نمیشناسیش
حقیقتش، بهنظرم آدم متکبری بهنظر میاد
راستش، آدمِ خجالتیایه
و خب تعجبآوره
در عین حال، دوستداشتنی هم هست
لابد چون خجالتیه، فکر میکنی متکبره
شاید حق با تو باشه
بهشدت جذاب و خوشتیپه
متاسفانه، فعلا فقط در همین حد میتونم نظر بدم
خیلی قشنگه
گلهای وحشی رو بیشتر دوست دارم
واقعا؟ - اوهوم -
یهبار بچه که بودم
یه مشت شقایق فلاندرز چیدم
قرمز، زرد و نارنجی بودن
میخواستم ببرم خونه بدمشون به مادرم
ولی تا رسیدم خونه، پژمرده شدن
خیلی ناراحت شدم
والدینم سعی کردن حالم رو عوض کنن
ولی همهش به این فکر میکردم
که بهشون آسیب زدم
که زیادی دوستشون داشتم
واسه همین، دیگه گل نچیدم
...ببخشید
باز گیجت کردم
...نه، خب
آره
البته بهطرز قشنگی
حالا یه تصویر واضح ازت جلوی چشممه
که توش گل گرفتی دستت
الجرنون دان
...مرد جذاب
...و اهل مطالعهای بود
بچه که بودم، توی شهر کنت همسایهمون بود
یادمه میاومد سالن رقص
بهم سوت زدن یاد داد
بهشدت برام سرگرمکننده بود
.واسه همیشه رفت همشایر یه عمارت کوچیک، بهش ارث رسیده بود
No comments yet. Be the first to leave one.