The first 200 lines.
آنچه گذشت
یه کیک خاص برای تولد آیزایا درست کردم
امیدوارم اشکالی نداشته باشه
تو و النور باعث شدین امشب
فوقالعاده بشه
این یارو از کجا ماجرای پیتر رو میدونه؟
یه ربطی به اون پلیسه داره
همون زنه؟
فکر میکردم اون ماجرا رو حل و فصل میکنی
درست میشه. اول ببینیم داستان این یارو به کجا میرسه، بعد میرم سراغ زنه
فکر میکنم داره از یه خونآشام محافظت میکنه
همونجا وایسا حالا بچرخ
کاری که گفتم رو بکن وگرنه پدرت رو میکشم
متیو مُرده
جونش رو برای ما فدا کرد
این کار رو کرد تا تو فرصت خوب شدن رو داشته باشی
پس ازت میخوام حواست رو جمع کنی
و حرفهام رو مو به مو انجام بدی
کلر لوگان چی میشه پس؟
ما سه نفر از افرادش رو کشتیم
فعلا باید بیخیالش بشیم
من و الی فورا باید بریم
ولی نه برای همیشه، درسته؟
چرا
برای همیشه
فکر کنم دنبال من میگشتین
من کلرم
مارک
و اسم شما؟
النور
تو دختر خیلی خاصی هستی، مگه نه النور؟
چی میخوای؟
که باهام بیاین - کجا؟ -
خونهم
من هم بهت اعتماد ندارم
ولی حدس میزنم هردومون دنبال یه چیز باشیم
و اون چیه؟
یه راه درمان
::. رسانه بزرگ فاکس مووی تقدیم میکند .::
« ما را در تلگرام دنبال کنید » @FoxMovie_Co
میتونی داخل بشی
« Atefeh Badavi ترجمه از: عاطفه بدوی » @SublimeTitle: ترجمه رایگان درخواستی در تلگرام
پیتر، ایشون النورن
النور، ایشون برادرم پیتره
قبلا همدیگه رو ندیدیم؟
من هم داشتم به همین فکر میکردم
...میدونم که
الی؟
عزیزم، موضوع چیه؟
این منم - چی؟ -
همگروهی بودیم
عزیزم، چی داری میگی؟
اون شبی که با مامان من رو بردین
انجمن تماشاگران ستارهها رو یادت میاد؟
اون شب باهم آشنا شدیم
این جریان مال کیه؟
ده سال پیش
چند شب بعدش به الی حمله شد
به من هم همینطور
پیتر اون شب کس دیگهای هم اونجا بود؟
مثلا یکی که رفتارش عجیب و غریب باشه؟
آره، یه مردی اونجا بود
چی؟ - یادته؟ -
اومد پیشمون، گفت داوطلبانه واسه انجمن کار میکنه
ازمون پرسید کجا زندگی میکنیم
چی چی پرسیده؟ - آره، گفت که -
برای فرستادن خبرنامه به آدرسهامون احتیاج دارن
به الی بیرون خونهمون حمله شد
...اگه اون واقعا
...اگه
اگه یه نفر به پیتر و النور حمله کرده باشه
یعنی توالی ژنوم ویروسشون یکیه
و این یعنی احتمالا بالاخره بتونم درمانش رو پیدا کنم
...ولی
باید از یکی بودنشون مطمئن بشم
چطوری؟
باید از ویروست نمونه بگیرم
نه. اجازه نمیدم به دخترم دست بزنی
...خب اینطوری
نمیتونم کمکش کنم که
بابا، بهخاطر همین اومدیم اینجا
اگه به خونش احتیاج داری
من ازش نمونه میگیرم
کاش به همین سادگی بود
اما ویروس توی مغزشه
و فکر نمیکنم دوست داشته باشی جمجمهش رو سوراخ کنم
درست فکر کردی
فقط یه جای دیگه تو بدنش هست که میشه از ویروس نمونهبرداری کرد
نیشم
در واقع غدد بزاقیت
ولی آفرین
از این طرف بیاین
آیزایا؟
آیزایا - چیه؟ -
...من
با آقای مارک صحبت کردم
میدونم که رفتن
گفت النور قراره ازت خداحافظی کنه
اومد؟
خوب پیش نرفت؟
اشکالی نداره که ناراحت باشی
ناراحت نیستم
ولی من هستم
رابطه بین تو و النور خیلی خاص بود
مجبور نیستین بهخاطر اینکه از اینجا رفته تمومش کنین
...میتونین
...بهم پیام بدین، هر روز تماس تصویری بگیرین و - نه نمیتونیم -
چرا میتونین عزیزم
دیگه هیچوقت نمیتونم باهاش حرف بزنم
چی؟ اینکه اصلا منطقی نیست - نه -
باشه عزیزم
آروم باش، اصلا تکون نخور
همین بود؟
آره همین
هیچی حس نکردم
خواهرم کارش رو بلده
الان چی میشه؟
ویروسش رو توالییابی میکنم
چهقدر طول میکشه؟
یه آنالیز سادهست
احتمالا چند ساعت بیشتر طول نکشه
چند ساعت
آره
چیه؟
ده ساله که دارم دنبال جواب میگردم
کلا مسیر اشتباهی رو پیش گرفته بودم
منظورت چیه؟
تمام این مدت داشتم دنبال هیولایی میگشتم
که الی رو گاز گرفته بود
فکر میکردم من رو به راه درمانش میرسونه
ظاهرا اصلا نمیدونستم دارم چه کار میکنم
پیدا کردن میزبان اصلی میتونه به شدت کمککننده باشه
و همین گشتنت
باعث شد به من برسی
چیه؟
میدونستی قبلا هم رو دیده بودیم؟
واقعا؟
بعد از اینکه به الی حمله شد اومدم در خونهتون
یادت نیست؟
بهم گفتی برادرت مُرده
اینطور فکر میکردم
پدرم تا دم مرگش حقیقت رو بهم نگفت
شاید برای اینکه ازت محافظت کنه
این کار رو کرده
چی شده؟
...من فقط چند ماهیه
که از پیتر مراقبت میکنم
و همین مدت کوتاه داغونم کرده
ولی تو ده ساله که این کار رو برای دخترت میکنی
میتونم یه چیزی ازت بپرسم؟
چطوری تا حالا لو نرفتین؟
با چشم خودم دیدم چه ردی از خودش به جا گذاشته
..آخه اصلا
...الی تا حالا
تا حالا این کار رو نکرده بود
...پس چطور
تو براش آدم میکشی
کسی هم کمکت میکنه؟
نه
تو چطور؟
قبلا داشتم
چه اتفاقی براش افتاد؟
جنابعالی یه گلوله تو سرش خالی کردی
خونهتون خیلی بزرگه
جدی؟
از بچگی اینجا بزرگ شدم برای همین به چشم خودم خیلی بزرگ بهنظر نمیاد
آخه خونه به این بزرگی فقط واسه دو نفر؟
سه نفر بودیم
پدرم هم بود، ولی فوت کرد
متاسفم
من نیستم
همیشه با کلر صمیمیتر بودم تا اون
بهنظر میاد خیلی باهوشه
نابغهست. به معنی واقعی کلمه
برنده یه کمک هزینه شد که اسمش جایزه نوابغ بود
خواهرت برنده جایزه بنیاد مکآرتور شده؟ - آره -
منم تو تیم فوتبالمون نشان پیشرفت چشمگیر رو دریافت کردم
با این حساب فکر کنم جفتمون به یه اندازه خفنیم
یه زمانی بازی میکردم
دوست نداشتی؟
خیلی کند بودم
بعید میدونم الان دیگه این مشکل رو داشته باشی
این رو میخواستم نشونت بدم
ازش خوشت میاد؟
قشنگه
یه آسانسور ته راهروئه
که مستقیم میره زیرزمین
اصلا نمیخواد نگران نور خورشید باشی
متوجه نشدم. یعنی وقتهایی که از اتاق خودت خسته میشی
اینجا میخوابی؟
نه
قراره اتاق تو باشه
میخوام پیشنهاد کنم تا وقتی که النور و پیتر درمان بشن
پیشمون بمونین
برای اینکه بتونم تحقیقاتم رو انجام بدم نیاز دارم دم دستم باشه
...و احتیاج دارم که تو
چه کار کنم؟
اسم مردی که کشتی
متیو بود
من و پیتر بهش وابسته بودیم
No comments yet. Be the first to leave one.