The first 200 lines.
سادائو تیتیش مامانی و توشیکو بزدل .از مکانهای جن زده بازدید میکنن
.سلام، من سادائو تیتیش مامانی هستم
سادائو تیتیش مامانی
.منم توشیکو بزدل هستم
توشیکو بزرل
!در کنار همدیگه میشیم: وای چقدر ترسناکه
وای چقدر ترسناکه
خب، امشب قرار وارد هتل متروکه ای بشیم .که طبق شایعات توسط ارواح تسخیر شده
.کاملاً از ظاهرش معلومه که اینجا جن زده ـست
.هی، یه لحظه صبر کن
!اون دیگه چیه؟
!چی؟
.انگار یکی اونجاست
.ولی تا چند لحظه پیش کسی اونجا نبود
!هی بچهها اصلاً معلومه چی دارین نگاه میکنین؟
!تو سادائو و توشیکو رو نمیشناسی؟
!سادائو و توشیکو؟
سادائو تیتیش مامانی و توشیکو بزدل .از مکانهای جن زده بازدید میکنن
.فراموش نکنید که توی کانالمون عضو بشید
اونا یه زوج مشهور هستن که از مکانهای .جن زده بازدید و از ارواح عکس و فیلم میگیرن
تمام فیلمهاشون اینقدر ترسناکه .که شلوارم رو خیس میکنم
.همشون ساختگیه
ساختگی باشه یا نه، همین که ویدیوهات توی .اینترنت پخش بشه، میتونی کلی پول به جیب بزنی
!خیلی خب
کارآگاهان کوچک قرار از ارواح فیلم بگیره .و با درامدش بریم کلی مارماهی بخوریم
!آره
!شوخیتون گرفته؟
!ابرهای مرموز میدان دیدت رو مسدود کردن
با تحلیل قیاسی کنارشون بزنید !و با آسمون صاف روبرو بشید
!مکان جن زده و مملو از شایعات
تجربه وحشتناکی که قرار شما رو .تا سر حد استخوان میخکوب کنه
،فردی که همیشه حقیقت هارو برملا میکنه
،با بدنی بچه گانه ولی با ذهن فردی بالغ
!اون کسی نیست جز کاراگاه کونان
تست شجاعت کارآگاهان کوچک
!تست شجاعت کارآگاهان کوچک
به گمونم شاید بهتر بود پروفسور رو .هم با خودمون میآوردیم
!چی داری میگی؟
.اون بدون شک سعی میکرد جلومون رو بگیره
.نترس، اتفاقی برامون نمیفته
،اگه ارواح جلومون سبز بشه !خودم شوتشون میکنم میرن هوا
.من فکر میکردم تو به ارواح اعتقادی نداری
!مگه میتونستم اجازه بدم این فسقلیها تنهایی اینجا بیان؟
.هی، بچهها
،شاید ساختمون متروک باشه ... ولی اگه بدون اجازه وارد بشید
امشب قرار از بیمارستانی بازدید کنیم .که مدتها پیش تعطیل شده
،اخیراً شایعات زیادی پیرامون اینجا پخش شده
و سادائو و توشیکو هنوز از این منطقه .فوق سری بازدید نکردن
!اوه، که اینطور؟
شایعه شده اینجا یه بچه هیولای قرمز رنگ .دیدن که گریه کنان به طرفشون حمله کرده
نه، من شنیدم یه مومیایی .با ویلچر میفته دنبالت
اشتباه میکنی، من شنیدم یه دکتر مو بلند .با چاقوی جراحی به همه حمله میکنه
.اینا یه سری شایعات رندمیه
.ولی یجورای خوب و پر جنب و جوش به نظرز میرسه
.واقعاً جای جالبی به نظر میرسه
!ازش میترسی؟
.البته که نه
،به هر حال
توی طبقه سوم یه اتاق قفل شده س .که ارواح اونجا زندگی میکنن
!اگه درست یادم بیاد شماره اتاق 304 بود، مگه نه؟
.آره
.بیایید در حین راه رفتن از همه چی فیلم بگیریم
.بسیار خب، بزنید بریم
!آره
!هی، صبر کنید
.بزن بریم
!چی؟
.از دست شما
.یکی اینجاست
!چی؟! اینکه فقط یه مترسکه
.از این گذشته، نگاش کنید
!ورود ممنون
ورود بدون اجازه رسمی ممنون میباشد
!اینجا نوشته ورود غیر مجاز ممنوعه
... اگه ورود به اینجا غیر مجازه
.پس شاید واقعاً اینجا تسخیر شده ـست
!بسیار خب، بیایید از چندتا ارواح عکس بگیریم
!آره
!خیلی خب
.هی، شما نمیتونید وارد اینجا بشید
.ندوید. جلوی پاتون رو نگاه کنید
... واقعاً که
،هی بچهها، مراقب قدمهاتون باشید .اینجا خیلی تاریکه
!باشه
بینندگان عزیز، ما در حال حاضر .توی طبقه اول بیمارستان متروکه هستیم
!آیا واقعاً این بیمارستان متروکه تسخیر شده؟
!ارواح جون، اینجایی؟
.اگه اینجایی جواب بده
!چرا باید جوابتون رو بده؟
!اون صدا رو شنیدین؟
.آره
.صداش شبیه صدای گریه بچه بود
... پس یعنی
... ممکنه این صدای
!مال بچه هیولای قرمز رنگ باشه؟
.شاید صدای هیولای آبی باشه
!هایبارا؟
.خیلی خطرناکه
.ممکنه نفرین بشی
.نگران نباشید
.احتمالاً باید همینجا باشه
.میدونست
!هیچ هیولای قرمز رنگی اینجا نیست
!آی چان
!هایبارا
!هایبارا سان
!هایبارا، چه اتفاقی افتاده؟
!هایبارا؟
!هایبارا سان
!هایبارا
!آی چان
.بس کن. قلقلکم میاد
!چی؟! اینکه فقط یه گربه ـست؟
.چقدر خوشگله
.پس هویت واقعی بچه هیولای قرمز رنگ مشخص شد
بسیبار خب، ازش دور شو .کم کم داری باعث حسودیم میشی
!فکر کردی با هایبارا سان داری چیکار میکنی؟
.خب هویت واقعی اکثر ارواح این شکلیه
.بیایید زودتر به قضیه فیصله بدیم
.باشه
.کونان کون، بفرما بگیرش
.باشه ... وایسا ببینم، هی
از اونجایی که قلاده نداری، میشه !برداشت کرد که گربه ولگرد هستی
.برای یه گربه ولگرد حسابی اهلی به نظر میرسه
!داری چیکار میکنی؟
.بیا بریم، کونان کون
.گربه رو ول کن بره
.باشه
.به طبقه دوم رسیدیم
.یجورایی سرمای مرموزی رو از اینجا حس میکنم
.هوا خنکتر شده چون خورشید تازه غروب کرده
... هایبارا سان
.اون نسبتاً خیلی رکه
!هایبارا سان؟
.آی چان
... یعنی ممکنه این صدا
!مال مومیایی روی ویلچر باشه؟ ...
.حالا هر چی، بیایید بریم
!چی؟
تا وقتی همه جا رو بررسی نکنیم .نمیفهمیم که این صدا از کجا میاد
.صدا از اینجا میاد
.کونان کون
.هایبارا
.خیلی خطرناکه
!حالتون خوبه؟
.آی چان
!یه عروسک؟
.ولی تا یه لحظه پیش صدای ویلچر میومد
.دلیل اون صدا اینه
.که اینطور
.این حسابی منو ترسوند
.به هر حال، این عروسک حسابی تازه به نظر میرسه
!چند وقته که اینجا ولش کردن؟
بیمارستان دانشگاه به کم کاری خودش اعتراف کرد
!اینا دیگه چیه؟
مظنونان به سرقت و قتل پس از تیراندازی متواری شدن
خطر در کمین زندگی روزمره ماست
!خانه دیگری در شهر هایدو در آتش سوخت
دختر ارشد خانواده با 30 سال سن ناپدید گشته
اجماع کارکنان، برداشت یک قدم دیگه به سوی حل و فصل دوستانه
!مشکلی پیش اومده؟
اینجا چندتا روزنامه مربوط به .ششم ماه پیشه
بیمارستان دانشگاه به کم کاری خودش اعتراف کرد
مظنونان به سرقت و قتل پس از تیراندازی متواری شدن
مارو جونجی (29 ساله) اونیگاشیرا توموئه (29 ساله)
!خانه دیگری در شهر هایدو در آتش سوخت
دختر ارشد خانواده با 30 سال سن ناپدید گشته
.این وضعیت واقعاً عجیبه
.هی، هایبارا
!زاویه دید این عروسک به طرف ما بود؟
!چی؟
.هی، بیخیال. دست از چرت و پرت گفتن بردار
.متاسفم
.زودباشید، بیایید بریم
.باشه
.واقعاً که
!حالا چی؟ !نوبت اتاق قفل شده توی طبقه سوم؟
!آره، اتاقی که ظاهراً توسط یه روح تسخیر شده
.پس بیایید شر این یکی شایعه رو هم کم کنیم
.باشه
.به طبقه سوم رسیدیم
.این طبقه حتی از طبقات قبلی ترسناکتره
!شماره اتاق 304 بود، مگه نه؟
.اتاق قفل شده
.آره، همینطوره
301
302
.اینم از 303
304
!ددم وای، این دیگه چیه؟
.آی چان
... بیخیال، این فقط یه شوخی از طرفـ
!هایبارا سان؟
!آی چان، یهو چت شد؟
.الان یه چیزی از بین پاهام رد شد
.چی، اینکه همون گربه قبلیه
.هی، گربه کوچولو بیا اینجا
.رفت
!هی، اون دیگه چیه؟
... نگو که اون
No comments yet. Be the first to leave one.