The first 200 lines.
...فرمانرواياني قدرتمند
رامسس" احساس کرد که بايد" .کنترل مطلق همه چيز را به دست داشته باشه
...فرمانروايي کردن، با حقي الهي
رسيدن نَسَب پادشاهي به خدا
مستلزم خردي والاست .يعني تقريبا يک قدرت آسمانيست
سلسله پادشاهيهاي کهني که
.ثروتهاي عظيمي را گرد آورده اند
خانواده سلطنتي، يکي از
.موفق ترين نهادهاي منظم دنياست
و پيشواياني افسانه اي که .سلاحهاي مخرب قدرتمندي را در اختيار داشتند
،آنچه به ما گفته شده
.حاکي از يک تکنولوژي فرازمينيست
آيا قدرت و اختيار شاهان بزرگ دنيا حاصل عملکرد فاني آنها بوده است؟
يا اينکه اين قدرت، از سوي منبعي غير زميني به آنها رسيده است؟
اين حکمرانها خودشون رو
فرستاده مستقيم خدايان مي دونستند
،و ظاهرا اين خدايان هم .همان فرازميني ها بوده اند
ميليونها نفر در سراسر دنيا بر اين باورند که ما
در گذشته با موجوداتي فرازميني .ملاقات داشته ايم
اگر اين موضوع واقعيت داشته باشد چطور؟ آيا غريبه هاي باستاني حقيقتا
در شکل دادن تاريخ به ما کمک کرده اند؟ در اينصورت، آيا ممکن است که آنها
،ما را از طريق امپراطوران شاهان و فرعونها راهنمايي کرده باشند؟
غريبه هاي باستاني "S06E07"
"امپراطوران، شاهنشاهان، و فرعونها" مترجم: الهام کاشي تنظيم: م.ح لشگري
.وست مينستر اَبي" ، لندن" .دوم جوئن سال 1953
،اليزابت الگزندرا مري" 27 ساله" .به نام "اليزابت دوم" ، ملکه انگلستان تاج گذاري کرد
او تاج سلطنت بريتانيا را
.در پي مرگ پدرش "شاه جرج ششم" به ارث برد
در طول مراسم تاجگذاري، فرمانرواي جوان
به قوانين خداوند قسم ياد کرد .و با روغن مقدس تدهين شد
اين مراسم آغازينيست که
پس از گذشت بيش از هزارسال .بدون تغيير مانده است
ارتباط بسيار جالبي بين انجيل
.و پادشاهي بريتانيا وجود داره
وقتي شما سوگندي که اين خانواده به آن قسم مي خورند را بررسي مي کنيد
مي بينيد که انجيل را .به عنوان وحي الهي توصيف مي کنه
در حق الهي شاهان، گفته شده که
.خداوند انتخاب کننده حکمرانان هست
در طول تاريخ، فرمانروايان قدرتمندي بوده اند که قوانين را وضع کرده اند
نبرد کرده اند و مناطق وسيعي از جهان را .در نورديده اند
همچنين از ثروت زمينهايشان
براي حصول قدرتي عظيم بهره برده اند
و همه اينها در حالي بوده است که ادعا داشتند اين اختيار را
.از منبعي غير زميني کسب کرده اند
اين چيزيست که ما در جوامع طبقه بندي شده زياد مي بينيم
اعتقادي که ميگه يک عضو خانواده سلطنتي در واقع متفاوت از
.يک فرد عاديست
و همين دليل قانع کننده اي .براي بالا بردن مقام اونهاست
اين کار هم معمولا به صورت مذهبي انجام ميشه
و ميگن که شاه يا حکمران يا فرعون يا هر کس ديگري
.به نوعي يک شخصيت الهيست
جاي هيچ سوالي نيست که اين افرادي که در منسب حکمراني بودند
فکر مي کردند با قدرتهاي الهي در ارتباطند
با خدايان در ارتباطند
.با جهان ديگر در ارتباطند
آيا ممکن است که حکمرانان باستان در حقيقت
،با آسمان، و يا آنطور که برخي مي گويند با فرازميني ها مر تبط بوده اند؟
در اينصورت،... چگونه؟ هدف آنها از اين کار چه بوده است؟
طبق ايده نظريه پردازان فضانوردان باستاني
بخشي از پاسخ را مي توان با بررسي
.خاستگاه غير عادي فرعونهاي مصر يافت
.ابو سيمبل" ، مصر" "اينجا و در سواحل غربي درياچه "ناصر
.دو معبد عظيم سنگي بر پا ايستاده اند
،اين معابد که در دل کوه کنده شده اند "در دوران فرمانروايي "رامسس دوم
.در قرن سيزدهم پيش از ميلاد ساخته شده اند
رامسس دوم" که به "رامسس کبير" هم معروف هست"
شايد بشه گفت بزرگترين معمار در ميان
.فرعونهاي مصر بوده
اين بنا را ساخت تا صرفا نشان بده .که چقدر در کارش استاده
،چيزي که ساخت
يک سري مجسمه هاي غول پيکر از خودش بود
به همراه خدايان معيني که شکوه بخش ورودي معبد
.و دهليزها و پرستشگاههاي داخلي بودند
.رامسس تا ابد همينجاست
،وقتي به اينجا مياييد .تقريبا او را احساس مي کنيد
اين معبد عظيم را از خودش باقي گذاشته
تا بتونه مرتبا با دنياي آسماني و
.قلمر زمينيش ارتباط داشته باشه
"در داخل معبد اصلي "ابو سيمبل
"مجسمه هايي از "رامسس نه به عنوان يک شاه سلحشور فاني
"بلکه به عنوان "اوزيريس .الهه مصري دنياي پس از مرگ، قرار دارند
،بر اساس متون اهرام يعني نوشتارهاي مذهبي باستاني مصر
،که متعلق به قرن 24 پيش از ميلاد است
"اوزيريس" زاده الهه زميني "گِب" و الهه آسماني "نوت" بود
.که اغلب با چهره اي سبز رنگ تصوير شده است
او معروف به فرمانروايي خردمند و محبوب بود که
با خواهرش "ايزيس" ازدواج کرد .و به دست برادرش "سِت" به قتل رسيد
.اوزيريس" و "ست" ضد هم بودند"
"داستان از اين قرار بوده که "ست به برادر موفق تر خودش حسادت مي کرده
.پس او را مي کشه و بدنش را 14 تکه مي کنه
ايزيس" همه اين قطعه ها را جمع مي کنه و"
اولين مراسم رستاخيز مردگان را .به اجرا در مياره
،"ايزيس" ، يعني همسر و خواهر "اوزيريس"
"راهي براي زنده کردن دوباره "اوزيريس .پيدا مي کنه و از اون بچه دار ميشه
.پسرش يک الهه شد ."الهه اي به نام "هورس
هورس" بزرگ ميشه" و انتقام پدرش رو مي گيره
ست" را شکست ميده" و اولين "رامسس" سرزمين مصر ميشه
.سرزمين آسماني مصر، سرزمين خدايان
آيا ممکن است که "رامسس دوم" طبق ادعاي خودش
تبار فيزيکي "اوزيريس" بوده باشد؟
و اگر اين افسانه را بپذيريم، آيا تبار او
مي گويد که رامسس در حقيقت از نژادي فرازميني
و نيمه انسان - نيمه خدا بوده است؟
رامسس" به عنوان يک فرعون، خودش را"
.جسمِ هورس" مي ناميد"
در اصل در طول زندگيش خداي خورشيد روي زمين بوده
،و بعد از اينکه به حيات پس از مرگش مي رسه
ذاتش با خدايان محشور ميشه و مکان بر حق خودش را
.در معبد خدايان به دست مياره
"افسانه "اوزيريس
.در اعتبار حکام مصر نقش بسيار مهمي داره
همه فرعونها، خودشون را تناسخي از هورس" يعني خداي روز و خداي حيات، ميدونستند"
و شخصيت "اوزيريس" يعني
خداي ناديدني زير زمين .يا حيات پس از مرگ را تقليد مي کردند
بنابراين، دليل اينکه
در مصر باستان، فرعون حق داشت
تا به شما بگه دقيقا چکار کنيد ،و شما هم بايد اطاعت مي کرديد
اين بود که او تبار مستقيم خدا .و در حقيقت خودش هم نيمه خدا بود
"آيا ارتباط غير زميني "رامسس دوم
باعث شد تا او قدرتمندترين فرعون
در مصر باستان شود؟
اين موضوع چه چيزي را در باره ساير حاکمان اسطوره اي مصر بيان مي کند؟
آيا ممکن است که آنها نيز طبق ادعايشان
نوادگان حقيقي موجودات فرازميني بوده باشند؟
بر اساس نظر محققين، شواهد بيشتر را مي توان
.در طرح و ساختار معابد "ابو سيمبل" يافت
ما در سالن اوزيريس هستيم
اينکه چطور چنين مجسمه هايي را .از صخره در آورده باشند، واقعا حيرت انگيزه
به آرامي بريده باشند و بهش شکل داده باشند .و چنين چيزي را به وجود آورده باشند
"معبد "ابو سيمبل
.با دقت حيرت آوري ساخته شده است
دو بار در سال، نور خورشيد
در پهنه غار معبد تا به انتهايي ترين ديوار معبد گسترده مي شود
و مجسمه "رامسس" که .در کنار خدايان نشسته است را روشن مي کند
رامسس" خودش را يک خداي زنده مي دونست"
و به همين دليل هم حس مي کرد که بايد کنترل کاملي روي همه چيز داشته باشه
به طوري که حتي بتونه خورشيد را وادار کنه
تا اونطور که او مي خواد بتابه .چرا که خورشيد هم بايد براي او بتابه
اما "رامسس" چرا و چگونه چنين ساختار با شکوهي را
در بيش از 3,000 سال پيش بنا کرد؟
آيا آن را به منظور ايجاد ارتباط با يک قدرت فرازميني ايجاد کرده است؟
دنياي روح و دنياي ماده
.ظاهرا جدا از هم بوده اند
،"اما پيشواي بزرگي مثل "رامسس دوم
.مي دونه که معماها را بايد تثبيت کرد
او به اين بنا نياز داشت و در اين بناها و مکانها و ساير ساختارهايي که رامسس به وجود آورد
مجسمه هايي از او به عنوان خدا
يا در معيت خدايان تعبيه مي شد
.که ارتباط حکم الهي او را به مردم نشان بده
حکاياتي وجود داره که در اونها خود "رامسس" ادعا کرده
که در ارتباط مستقيم با
.نگاهبانان آسمانه
خوب اين نگاهبانان آسمان چه کساني بودند؟
آيا تخيلي بودند؟ يا واقعا وجود داشتند؟
رامسس دوم" و همه فرعونهاي مصر"
خودشون رو فرستاده هاي مستقيم خدايان مي دونستند
و مي گفتند که ژنتيک و خون اونها، از خون خدايانه
و روشنه که اين خدايان هم
.همون فرازميني ها بوده اند
آيا ممکن است که طبق نظر تئوريسينهاي فضانوردان باستاني
"افسانه ها و حکايات مربوط به "اوزيريس
در کنار بناهاي حيرت آوري "همچون معبد "ابوسيمبل
دال بر آن باشد که فرعونهاي مصر باستان
در حقيقت منشائي فرازميني داشته اند؟ در اينصورت، آيا ممکن است که
،حکايات مشابهي از فرمانرواياني الهي در دنيا آشکار کننده يک ارتباط فرازميني باشد؟
شايد بتوان پاسخ را
در مطالعه منشاء آسماني يکي از
.بزرگترين امپراطوران آسيا يافت
.شين شانگ" چين" ،"در اينجا بود که "هوانگ دي
پيشواي افسانه اي باستاني "معروف به "امپراطور زرد
در قرن بيست و هفتم پيش از ميلاد .به فرمانروايي رسيد
،امپراطور زرد، که از نظر بسياري پدر تمدن چين به حساب مي آيد
منتسب به طب سنتي چين، نظير طب سوزني
و همچنين معرفي پيشرفتهايي همچون
،خانه هاي چوبي، تير و کمان .سکه برنزي و زبان نوشتاري است
امپراطور زرد، بر اساس نظر بيشتر چيني ها
.يک شخصيت افسانه ايست
.او يک قهرمان ملي و يک فرمانرواست
اما از طرف ديگر، اعتقاد بر اين هست که او
.در واقع بنيانگزار تمدن چين بوده
در حقيقت، حتي کوچکترين جزئي از يک تمدن که فکرش به ذهنتون برسه هم
به شکلي با امپراطور زرد .رابطه داره
،بر اساس نظر برخي از محققين امپراطور زرد نيز
همچون ساير فرمانروايان باستان از قدرتي فرازميني برخوردار بوده است
آنها معتقدند که شاهد آن را مي توان
با نگاهي به منشاء آسماني .اين فرمانرواي اسرارآميز يافت
،چينيان باستان نيز همچون مصريان بر اين باور بودند که
امپراطورانشان قدرتها و تواناييهاي خود را .از آسمان به دست آورده اند
.اين امپراطور چيني به "پسر آسماني" معروف بود
اين به اون معناست که حق قانونگزاري امپراطور
به اين دليل هست که او براي حکمراني راهنمايي دقيقي از آسمان دريافت کرده
آسمان هميشه اين پيامها را ارسال مي کرده
و به امپراطور مي گفته که چه زماني
بهترين زمان براي برداشت محصوله يا چه زماني .بهترين زمان براي بذر پاشي و حتي چه زماني مناسب جنگه
بنابراين براي امپراطور خيلي مهمه که
.اين علائم را شناسايي کنه
،طبق افسانه هاي باستاني چين
امپراطور زرد در فضا معلق بوده
اون ديده که مردم زمين غمگين و بيچاره اند ولي راه چاره اي دارند
پس براي کمک به مردم
No comments yet. Be the first to leave one.