The first 200 lines.
آره منطقیه
یه مشت جعبه پر از کسشر
اینم به لیست اضافه شد
مشکلی نیست. خودم درستش میکنم
ردیفه
نمیدونم با این وسایل
باید چه کار کنم
چیزی هست که بخوای نگهش داری؟
نه
پس باید ببری اهداشون کنی به خیریه
مرسی که کمکم کردی
خواهش میکنم قابلی نداشت
میدونی، هیچوقت نشد ...درست درمورد چیز صحبت کنیم
خب... بس کن
مسئلهای نیست - نه باید صحبت کنیم -
صرفا میخواستم بگم متاسفم
باعث شد رابطه و جو بینمون بهم بریزه و بابتش متاسفم
...با پدرت صحبت کردی یا
نه
آهان
...آخرین باری که باهاش
اصلا یادم نیست
.راستش هیچوقت پشت و پناهمون نبود کار خاصی نمیکرد
به اون هم کمکی نمیکرد
...منظورت درمورد بیماریشه یا
نه، تو هیچ موردی، کلا
راستش خیلی نمیشناسمش و همین باعث میشه گاهی اوقات حس بدی داشته باشم
چرا؟
چون هیچوقت نمیخواستم بشناسمش
از بچگی به مادرم وابسته بودم و به اون تکیه کردم
ترسناکه
...که
آدم به یه نفر تکیه کنه
به پدرت وابستهای؟
آره
مطمئنم بابت این مسئله خیلی خوشحاله
تو از کجا میدونی؟
مشخصه. راحت میشه فهمید
همیشهی خدا زودتر از موعد سر هر قراری حاضر میشه
خودت هم همینطوریای
آره خب منطقیه
بالاخره هرچی نباشه دختر بابامم
ببین سعی هم کردم ها
که دیر بیام
یعنی با قصد قبلی، ولی نمیدونم چطور میشه
که آخرش حتی زودتر از قبل میرسم - جدی یه چیزیت میشه ها -
آره خب. ولی تو هم دیوونهای
آره جفتمون کسخلیم
و عضو یه انجمن خاص و ممتازیم
انجمن مادر مردهها. خوش اومدی
هنوز نامه عضویتت به دستت نرسیده؟
...نه، ولی شاید
شاید امروز بیادش
توی سردترین و نمورترین زیرزمین کلیسایی که گیرمون بیاد
دورهم جمع میشیم
...حق عضویت رو هم باید هردوماه یه بار پرداخت کنی
که خب خیلی خوبه
...چقدر اطلاعات داری. نکنه
نکنه خودت رئیس انجمنی؟
نه. ولی صورتجلسهش رو مینویسم
البته. مشخص بود - آره خب. من خیلی آدم منظم و بابرنامهایم -
کاش قبل از فوتش از غذاهامون خورده بود
مطمئنم خیلی خوشش میومد
از کجا میدونی؟
حدسش راحته
مادرجنده
مادرجنده
ویل: واقعا پایان یه عصره خبر: آندرهآ تری قصد دارد رستورانش را تعطیل کند
ویل: شام ختم، هفتهی دیگه
شف آندرهآ رستورانش برای همیشه تعطیل میکند پایان رستورانهای مجلل
،«با بسته شدن رستوران «اِوِر چه بر سر آیندهی رستورانهای مجلل خواهد آمد؟
بسته شدن رستوران «اِوِر» شوک بزرگی به جامعهی آشپزها وارد آورده است
سریعتر و تمیزتر شف
«آیا تعطیلی رستوران «اِوِر به معنای مرگ تجربهی غذاخوردن به شیوهی مجلل خواهد بود؟
یهکم بره به چپ - باشه -
بیشتر
خیلیخب. وایسا. برش گردون سمت راست
بابا هزار بار چپ و راستش کردیم
ببین الان کسشرهات سمت راست قرار گرفته لیوان سمت چپ
لطفا لیوان رو ببر سمت راست
یه ربعه درگیر این این لیوانهایم ریچی
عکسش تا سالهای سال قراره موندگار بشه نیل جف
خیلی بیشتر از یه ربع
پس خواهشا بدش سمت راست
باشه - آخه واسه چی تعطیلش کرد؟ -
خیلی احمقانهست - چرا چی رو بست؟ کی؟ -
.ولش کن لیوان رو بده سمت راست جان من
عکاس تا ۴۰ دقیقه دیگه میرسه
عکاس تا ۴۰ دقیقه دیگه میرسه
اوضاع چطوره تد؟ - خیلی خوب نیست راستش -
.یه دستگاه بیشتر ندارم طول میکشه
دست بجنبون - دارم همین کار رو میکنم -
سریعتر تمیز کن خب - سریعتر از این نمیشه -
کم به کص در و دافها فکر کن - اصلا تو فکر اون نبودم -
چرا بابا قیافهت داره داد میزنه - نخیر. دارم به فرم اظهارنامه مالیاتی فکر میکنم -
هیچم اینطور نیست - دل بده به کار -
چهل دقیقه دیگه وقت دارین
اگه بگایی بدی من میدونم و تو
ببین التماست میکنم به گایی به بار نیار
به گات نمیدم
هدف همهمون یه چیز واحده
درسته - خب؟ ردیفش کنین -
.این نقد خیلی مهمیه همه چی باید بینقص باشه
سمی؟ - سمی. ولی یه جوری میشه -
چرا؟ - چون الان داره عوضیبازی درمیاره -
چی کار کردی؟
یه چیزی ازش قرض گرفتم
چی؟ - بعد یادش آوردم -
.یه چیزی ازش قرض گرفتم یادش آوردم
فراموش کرده بود، من یادآوری کردم
بابا همیشه درمورد تو راست میگفت - پای بابا رو به این قضیه باز نکن -
شف تری
آره
فوم؟ - سس برنیزه -
اصلا نمیدونم چی درست کردم
نه... رواله
مثل... غذاهای ۲۰۱۴ و اینهاست
بیا امتحانش کن
خوشمزهست
خوبه؟
...عالی شده ولی - شف -
بله؟ - دستور سس کارامل تو دست و بالت داری؟ -
آره. تو دفتریادداشت نیویورکم تو قفسه بالاییه
مرسی شف
عالی شده ولی چی؟
تجملاتیه - منظورت قدیمی و منسوخه -
خب بابام هروقت میریم استیکفروشی
همیشه یه چیز ثابت سفارش میده
...که اون هم - ژلهی نعنایی دیگه خیلی تکراری و از مد افتادهست -
آره ولی اگه طعم نعنا داشته باشه با یه سری تغییرات
میتونه خوب بشه
لعنتی
آره. شرمنده. باید به ذهن خودم میرسید
.به ذهن من رسید طوری نیست امشب پاستا چی داریم؟
نمیدونم
باید ببینیم تی چی میاره
داشتم فکر میکردم نوکی سیبزمینی درست کنم
آره، با گوشت صورت گوساله چطوره؟
خوبه. آره. حله - عالیه -
ولی تری دوران شگفتانگیزی داشت
آره. رستوران فوقالعادهای بود
وقتی اونجا بودی میدونستی؟
که جای ویژه و خاصیه؟
...نمیدونم. گمونم
همیشه سرم گرم کار بود و شلوغ بودم
و خیلی متوجهش نبودم
باز هم خوبه که تونستی تجربهش کنی
آره
خیلیخب
الان که وقت زایمانت نیست، هست؟
نه. هنوز وقتش نشده
خیلیخب
چیزی میخوای برات بیارم؟
نه. مرسی
چیزی نیست واژنم داره تیر میکشه
ببخشید یعنی چی؟
دقیقا همونطوریه که بهنظر میرسه
خیلیخب
چی شده؟
هیچی. داشتم یادداشتهای قدیمی کارمن رو نگاه مینداختم
این رو ببین
برگهام
عمرا اگه این رو نشون من میداد - بهش نگو من نشونت دادم پس -
نمیگم. دوست دارم درباره زندگی مخفیانهش بدونم
میگیری چی میگم؟
آره. خیلی خفن بوده
میدونم
پروژهی جدیدی در دست داری؟
مطمئن نیستم. اونروز که داشتم میومدم سرکار
که یه گلی دیدم
یه گل بنفشه - گل نماد ایالت ایلینوی -
از کجا میدونستی؟
بهخاطر پیت. عاشق گل و گیاهه
آهان بهش میخوره
آره
ولی خب مامانم عاشق بنفشه بود
و فکر کنم این یکی چون سفیدرنگ بود توجهم رو به خودش جلب کرد
با بقیهشون فرق داشت
پس میخوای یه بنفشهی سفید درست کنی
سعیم رو میکنم
نظرت چیه؟
بهنظرم خیلی کار قشنگیه
باز هم میگم، دوستهای صمیمیمن
کارمی که تو صدر جدول قرار میگیره
آره - نفر دوم، نیل گندههست -
همیشه هوامون رو داره. کاملا - همیشه -
فرانسی تو رده سوم قرار میگیره وقتی دمغم و حالم گرفته به اون زنگ میزنم
.برام مهم نیست بقیه چی میگن هروقت احتیاجش داشتم کنارم بوده
خب؟ - درسته -
نفر شیشم، ریچیه
و نفر هشتم لیست، مارکوسه
نفر چهارم چی پس؟
نفر چهارم؟ - من -
تدی - نه نمیشه -
چرا؟ - یادته وقتی شیش سالم بود چه کار کردی؟ -
بیخیال نیل
چی کار کردی؟
تو یه جعبه مقوایی حبست کردم و نذاشتم بیای بیرون
از ترس زهره ترک شدم - باعث شدم کلاستروفوبیا بگیری -
صبح بخیر بچهها - هنوز هم که هنوزه از جعبه میترسم -
No comments yet. Be the first to leave one.