QI

QI

Download Farsi Persian Subtitle

Season 23

Release info

QI S23E15 720p WEB H264-JFF
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 23 قسمت 15 QI 2003 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-02-11
Downloads: 8
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این برنامه حاوی الفاظ رکیک است

شب بخیر، به برنامه «کیوآی» خوش اومدین

یکی از چیزایی که مد بود، یه جورایی

خب، اواخر قرن نوزدهم، اگه بخوایم در مورد مخ‌زنی حرف بزنیم

مخصوصاً بین جوونای آمریکایی، کارت‌های لاس‌زنی بود

کاری که می‌کردین این بود که مشخصاتتونو روش چاپ می‌کردین

و می‌ذاشتینش دم خونه‌شون

یا می‌دادینش دست کسی که با خودتون فکر می‌کردین

«اوه، عجب تیکه‌ای هستی.»

پیام‌ها ممکنه این‌جوری باشن که:

«آیا این اجازه رو دارم که از لذتِ سعادتمندانه‌ی...»

«...همراهیِ شما تا خونه در این عصر برخوردار بشم؟»

یه همچین چیزی. خب؟ آخی

آره، اگه با اون لحن بگی قشنگه

آره. «می‌تونم تا خونه همراهیتون کنم؟»

همه‌تون زیر میزتون کارت لاس‌زنی دارین. اوه

خب. آلن، کارت تو چی می‌گه؟

خب، مال من خیلی کاربردیه. اوه، خب

نوشته: «تمام کارهام با ضمانتِ نتیجه‌بخشیه.»

«اضافه‌کاری در شب هزینه نداره.» از این خوشم اومد

مگه هزینه هم داره؟

در حال حاضر، به طرز عجیبی مجذوب شما شدم

ده سال طول کشید تا اینو بگی

«قبل از اینکه جای دیگه بری، بهم یه بچه بده.»

آخه این دیگه خیلی آویزون‌بازی نیست؟

«قبل از اینکه جای دیگه بری بهم یه بچه بده؟»

«قبل از اینکه جای دیگه بری بهم یه بچه بده!»

«اضافه‌کاری در شب هزینه نداره.»

«تمام کارهام با ضمانتِ نتیجه‌بخشیه.»

«فرار نکن! کجا داری می‌ری؟!»

سندی، بگو تمومش کنه

فکر کنم موقع انجام این کار باید از این کلاه‌های لبه‌دار کارگری هم سرت بذاری

نه؟ از اینا که جلو موهاشون رو می‌کشن. آره، همین‌طوری. اوه

خب، این دیگه چندش‌آوره. خب، میزی

خب، باشه

«بیا بریم چراغ جدیدمونو ببینی.»

از این خوشم اومد. کنجکاو شدم

«بیا بریم چراغ جدیدمونو ببینی.»

«می‌شه نورش رو اون‌قدر کم کرد که تقریباً هیچ نوری نباشه.»

«پاورقی: کاناپه‌مون فقط جا واسه دو نفر داره.»

دو تا چی؟ این یه جور پیشنهادِ جنسیِ قدیمی بوده؟

پس این کارت‌های لاس‌زنی واقعاً خیلی محبوب بودن

و یکی‌شون به عنوان مدرک در یک دادگاه قتل استفاده شده

سال ۱۸۷۹، مردی به اسم ادوارد راینهارد در نیویورک

متهم به قتل همسرش مری آن شد

و روزنامه‌ی بروکین ایگل گزارش داد

که اون یه کارت لاس‌زنی از یه زن تو خیابون قبول کرده بوده

که این نشون می‌داد اون مردِ خوش‌نامی نیست

یعنی تقصیر اونه که کارت رو قبول کرده؟

آره. فکر کنم این حقیقت که زنش رو تو یه بشکه خاک کرده

و با یکی دیگه ازدواج کرده

بدتره. بله

خاک کردن یه بشکه سخت‌تر از خاک کردنِ زنه، مگه نه؟

خب، تو چی داری روژین؟

من یه موش دارم

خب. نظرت چیه؟ چطوری از این برای برنده شدن تو جنگ استفاده می‌کنی؟

خب، به نظرم «موش‌های عشق» (آدم‌های خیانتکار) بودن

شرط می‌بندم یه مشت مردِ جذاب... آره... یا زن... آره

یا هر کس دیگه‌ای رو بردن به یه منطقه

و یه جورایی سربازها رو

حسابی حشری کردن

خب. ولی منظور استفاده از یه موش واقعیه. بیماری‌ها؟

آره، طاعون. نکنه...؟ بیماری‌ها. بیماری‌های وحشتناک

منظورم اینه که اینم یه ایده‌ایه. یه جور سلاح بیولوژیکیه

اوم-هوم. نه، ایده این بود که

در سال ۱۹۴۱، افسران اطلاعات نظامیِ بریتانیا

جوندگان رو با مواد منفجره پر کردن. حمله‌ی موش‌ها

بله. اون‌ها بمبِ موشی درست کردن

وای خدای من

اون‌ها بمب موشی... می‌شه بگم که موشه مرده‌ست؟

این موشه این‌طوری نیست که... موشه نمی‌گه: «اوه، این چیه؟!»

«صدای تیک‌تیک می‌شنوی؟ صدای تیک‌تیک می‌شنوی؟»

«یا ابوالفضل، تو هم داری تیک‌تیک می‌کنی! تو هم داری تیک‌تیک می‌کنی!»

«چرا ما داریم تیک‌تیک می‌کنیم؟»

«دارن تو جیره‌بندیِ وازلین خساست می‌کنن. ای داد بیداد!»

«داره دیوونه‌م می‌کنه! این تیک‌تیک داره دیوونه‌م می‌کنه!»

به هر حال، نقشه این بود که اون‌ها رو نزدیکِ موتورخونه‌های کارخونه‌ها در آلمان ول کنن

و تئوری‌شون این بود:

یه نفر تو آلمان یه موش مرده می‌بینه و با خودش فکر می‌کنه

«اوه، نباید بذاریم اینجا بمونه.»

و صاف می‌اندازنش تو کوره. اوه

و بعد، با وجود اینکه مقدار مواد منفجره‌ش کم بود

آره... همون‌قدر کافی بود که باعث یه انفجار بزرگ بشه

فکر می‌کنین جواب داد؟ بله. حمله‌ی موش‌ها. نه

یه نفر گفت نه، و منم با نظر اون پیش می‌رم. خیلی متاسفم

یه جورایی جواب داد چون نازی‌ها اولین محموله رو لو دادن

و فکر کردن که متفقین حتماً همش دارن این کار رو می‌کنن

و کلی از این بمب‌ها رو قایم کردن

واسه همین کلی وقت تلف کردن تا دنبال بمب‌های موشی بگردن

و در واقع، خنثی کردنِ بمب‌های موشی

در مدرسه‌ی نظامِ آلمان تدریس می‌شد. واو

حالا، یه چیزی دارم که مربوط به گراز دریاییه

باید دستکش دستم کنم تا بتونم نشونتون بدم

فکر می‌کنین قراره چی نشونتون بدم؟

یه تیکه‌ای از گراز دریاییه؟

یه تیکه‌ای از گراز دریاییه، بله. یه چیزِ حیرت‌آوره... عاجشه؟

بیضه‌ها؟ ببخشید

به طرز عجیبی، نبیل، تو نزدیک‌تر گفتی

خب؟ آلت تناسلی. آلت

خب

پس

جینکس

پس هر دو تای شما یه امتیاز می‌گیرین

چون گرازهای دریاییِ نر، یه استخون تو آلتشون دارن که بهش می‌گن «باکولوم»

و این همون استخونه

واو، شبیه چوبِ بیسباله

این... خب، در گذشته به عنوان گرز ازشون استفاده می‌شده

این رو موزه‌ی گرانت به ما امانت داده

فکر کردم می‌خوای بگی یه گراز دریایی بهتون قرضش داده

«پسش می‌خوام.»

موزه‌ی گرانت در یو‌سی‌ال این رو از سال ۱۸۲۸ داشته

حتماً برید و ببینیدش. فوق‌العاده‌ترین موزه‌ست

به هر حال، اون‌ها اینو به ما امانت دادن

خب چرا باید...؟ یه استخونِ واقعی اونجا باشه؟

بله. چرا ممکنه بخوان توش استخون داشته باشن؟

مثل سکان عمل می‌کنه؟ نه

مثل سکانه؟ نه

نه، یعنی بدونِ اینکه منتظرِ نعوظ بمونن، می‌تونن جفت‌گیری رو شروع کنن

چرا بقیه ندارنش؟

کی گفته بقیه ندارن؟

واقعاً یه غولیه واسه خودش. خیلی بزرگه، مگه نه؟

و اینو بدونِ هیچ‌گونه تجربه‌ای می‌گم

از طرزِ گرفتنش معلومه

عکسی از تمام سیاره‌ها رو داریم

کسی می‌دونه...؟ کسی هست که...؟

کسی یه عبارتِ یادیار بلده که یادش بمونه

ترتیبِ سیاره‌ها چیه؟ اوه... آه

کریس، تو چیزی بلدی که یادت بمونه؟

مالِ... مالِ من، اوم

ولوای من

موش... می‌خوره

اوم

بعدیش چیه؟

جی (J). جالب و غافلگیرکننده

بله. ولوای من موش می‌خوره. خیلی جالب

متأسفانه نه

آلت‌ها.

منظورم اینه که اگه پلوتون رو به عنوان آخری حساب کنی

خب، فقط واسه خنده. فقط واسه شوخی

اوم... نذاریم علم، کمدی رو خراب کنه. نه

خب، قراره یه بازیِ سریع انجام بدیم: «کدوم کلمه‌ی ولزی، کدومه؟»

خب

یه لیست از کلمات اینجا نمایش داده می‌شه

و ما یکی‌شون رو انتخاب می‌کنیم

اینا که فقط یه مشت کلمه‌ی به‌هم‌ریخته‌ست

فوق‌العاده‌ست، مگه نه؟ بیاین پایینیِ سمتِ راست رو انتخاب کنیم

بیاین «پنگلاگ» رو انتخاب کنیم. چطوری تلفظ می‌شه؟

پِن-گلاگ. اوه! اوم

انگار زبانِ مادریشه

خب، بگو. پنگلاگ

پنگلاگ. جمجمه

جمجمه. الیس؟

اوم، اون حسی که وقتی یه لیوان آبجو بیشتر از حدت می‌خوری، بهت دست می‌ده

خب. و تو گریفی؟

اون لوله‌ی اس‌شکلِ سیفونِ دستشوییه

الیس رو حذف می‌کنیم. آره. چون...؟

تو تولد ۱۸ سالگی‌م مستِ پاتیل شده بودم

الیس رو حذف می‌کنی چون...؟ چون

به نظر نمی‌آد چیزی باشه که واسش کلمه‌ی خاصی داشته باشن

هرچند من زیاد ولز رفتم

و حدود ساعت ۶ عصرِ شنبه، بیشترِ مردم مست و پاتیل هستن

من با نظرِ گریفی موافقم

همون سیفونه. خب. چون دستشویی بعضی وقتا صدای «گلاگ» می‌ده

خب، پنگلاگ. دستشویی یه جورایی «پنگلاگی» شده

آره. خب، درسته؟

نام‌آوا هست ولی غلطه

اوه! پس مالِ کی درسته؟

مالِ منه. یعنی جمجمه؟ بله، یعنی جمجمه

خب. خیلی خب، بیاین یکی دیگه رو امتحان کنیم

بیاین «کلاست‌نودی» رو امتحان کنیم

اون وسطیِ بالا. چطوری می‌گیمش؟

کِلیست-نودی. کِلیست؟

چقدر شبیه فحشه. خب

کلیست-نودی. خب، گریفی؟

بواسیر

من همینو انتخاب می‌کنم. آره؟

وقتی از مغازه برمی‌گردی

و همون یه چیزی رو که واسش رفته بودی خرید، یادت رفته

کیری؟ خوراکِ لوبیا

بواسیر، خوراک لوبیا

یا اون چیزی که یادت رفته بخری

الیس

خب. خب. واسه همینه که ممنوعش کردن

می‌تونم...؟

فقط بگم که تهیه‌کننده تو گوشیم داره می‌گه

هیچ‌کدومِ شما معنی درستش رو نگفتین

ما با هم حرف زدیم

و من گفتم: «قرار بود جواب درست رو بدی.»

و اونم گفت: «خب، کارِ من نبود.»

معنیش چی می‌شه؟ خب. ما این کلمه رو کار نکردیم

چرا، لعنتی، کار کردیم. این یه توطئه‌ست

کی می‌دونه چی...؟ معنیش همینه؟

معنیش چیه...؟ نمی‌دونم! یعنی توطئه؟

معنیش چیه؟ خب، من بواسیر رو حذف می‌کنم

بله، بله

در سال ۲۰۱۶، رادیو ۴ بی‌بی‌سی نسخه‌ی سریالیِ

داستانِ فمینیستی و جنسیِ «ترس از پرواز» رو پخش کرد

ساعت ۱۰:۴۵ صبح در برنامه‌ی «ساعتِ زن». آره

فحاشیِ بدون سانسور، توصیفِ صحنه‌های جنسیِ بی‌پرده

می‌دونی، من یه سوءتفاهمِ وحشتناک با این کتاب داشتم

QI subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for QI

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left