The first 188 lines.
این برنامه شامل یه سری حرفای رکیک و شوخیهای مخصوص بزرگسالانه
خوش اومدید، خوش اومدید، خیلی خوش اومدید به کیوآی (QI)
امشب یه «مجموعهی درهمبرهم» از ابزارکها و خرتوپرتها براتون داریم
بیاید سریع با برو بچههای گروهمون آشنا بشیم
جوآن مکنالیِ شگفتانگیز
اندرو مکسولِ خوشسخن
سالی فیلیپسِ مهربون
و خب، عجب غافلگیریای، الن دیویسه
خب، بیاید صدای این اسمشچیبودهای شما رو بشنویم
که همهشون از سازهای بادی چوبی هستن
جوآن شروع میکنه
آه! یه ذره صدای ریکوردر شنیدیم
نوبت اندروئه
اوه، کلارینت باس
سالی بفرمایید
ساکسیفون
اوه، من عاشق صدای ساکسیفونم. چه سکسی
آره!
میتونم بگم که همهی زنگهای ما رو امشب
دو تا نوازندهی فوقالعاده به اسمهای دیوید توبین و تیم گارلند برامون ساختن؟
بیاید ببینیم مال الن چیه
میدونی این چیه عزیزم؟ نه. بهش میگن کرومهورن
یه ساز چوبی مال دورهی رنسانسه
شبیه عصای چوپانیه. آره، شبیه عصائه. از تهِ صافش توش فوت میکنی
به هر حال، اینم یه واقعیتِ کیوآیای، خب؟
این دیوید توبین که کرومهورن میزد
باباش دندونپزشک فیدل کاسترو بوده
جالب نیست؟ واو
فیدل کاسترو دندونای خوبی داشت؟
به «اسب» معروف بود
واقعاً؟ آره
اندرو، اون ربطی به دندوناش نداشت
واسه این بود که دُم داشت
از کجا میدونی؟ آخه
این یه واقعیت معروف دربارهی کاستروئه. اوه
تو اینو میگی، ولی من نمیدونستم
دستا بالا، کی میدونست ابزارِ کاسترو مثل اسب بوده؟
یه جزئیاتی رو از خودت بهش اضافه کردی
خب، بیاید برنامه رو شروع کنیم
چی با حرف W شروع میشه و از زمان برگزیت صداش بلندتر شده؟
اوه
«تجاوز ووسیه»؟
بله. یعنی، من میخوام بهت دو امتیاز بدم
فقط چون این چیزی نبود که هیچ کدوممون بهش فکر کرده باشیم
موجهاست؟ مثل موج دریا؟
که همهی موجها صداشون بلندتر شده
چون الان داریم به یه روش دیگه اندازهگیریشون میکنیم
چون قبلاً بر اساس واحد متریک اتحادیه اروپا بود
و الان برگشتیم به واحد اندازهگیری امپریال
جوآن، تو هم هر وقت خواستی بیا وسط
منظورم اینه که...
صبر کردنه. انتظار
الان واسه همه چیز باید بیشتر صبر کنی
توی فرودگاهها و واسه پاسپورت و... اوه، بله
دستگاه سوداساز من
من کاری به سیاست ندارم... خب... ولی برگزیت فقط وقتی
وقتی جدی گرفتمش که سعی کردم کپسولهای یدک سوداسازم رو سفارش بدم
و قرار بود ۱۲ هفته طول بکشه و ۶ هزار پوند هزینه داشته باشه
تا وارد کشور بشه؛ اونجا بود که با خودم گفتم: «خب...»
«حالا دیگه انگیزهی سیاسی پیدا کردم.»
ببین، خوشم میاد هر کسی یه آستانهی تحملی داره. بفرمایید
اگه آب گازدارم به موقع نرسه، میریزم تو خیابون
جواب «سطلهای زبالهی چرخدار» هستش
اوه! من میخواستم بگم عوضیها
آره
خداروشکر که گفتی
خب، سال ۱۹۹۳ کمیسیون اروپا تصمیم گرفت
که «دستورالعمل سروصدای فضای باز» رو صادر کنه، خب؟
و این قانون، صداهای تولید شده توسط ۵۷ نوع وسیلهی مختلف
در فضای باز رو تنظیم کرد
چیزایی که انتظارش رو دارید
بولدوزر، دستگاههای برگروب و اینجور چیزها
اما واسه «محفظهای با طراحی مناسب...»
«مجهز به چرخ، به منظور ذخیرهی موقت پسماند...»
«و مجهز به درپوش» هم این کار رو کردن
که همون سطل آشغال چرخداره. سطل چرخدار.
و اونا اومدن درِ سطل رو
بار باز و بسته کردن و روی... نمیدونم ۲۰
یه توری فولادی کشیدن تا ناهمواری زمین رو شبیهسازی کنن
و واسهش یه حدی تعیین کردن
اما از وقتی برگزیت شده، دیگه هیچ الزام قانونیای وجود نداره
آزادی! بالاخره آزاد شدیم
این یعنی آزادی. دوباره سطلهای پرسروصدا داشته باشید
چقدر... چقدر صدا میده وقتی هشت تا بطری شراب رو میریزی توی یه سطل؟
اونم ساعت ۲ صبح. آره
الن، تو از تکنیک «کج کن و سُر بده» استفاده نمیکنی؟
«کج کن و سُر بده» دیگه چیه؟
سطل رو روی همون دو تا چرخی که خداوند بهت عطا کرده کج میکنی
و بطری رو میفرستی توش
اوه، چه هوشمندانه
تو که از سطل آشغال خودت استفاده نمیکنی، نه؟
داری توی محله میچرخی
و توی سطل هر کسی یه چیزی میندازی؛ میدونم کارِ خودته
توی هر سطل یه بطری شراب مِرو! اینم واسه تو
آره، من بعضی وقتا لباس سطل آشغال میپوشم
داشتم فکر میکردم که قشنگ میتونم جا بشم
راحت توی یه سطل جا میشم!
آره، و تازه، صدات هم از اون حد مجاز کمتر میشه
بله
یه سوال سریع دربارهی این عکس دارم که تازه متوجهش شدم
اشکال این عکس چیه؟ خب؟
برعکسه
نه نه عزیزم، از تو نپرسیدم
داشت اذیتت میکرد؟ پرچم رو میگی؟ آره، آره
اشکالش چیه؟ خب اون برعکسه دیگه
احتمالا واسه همینه که انداختنش تو سطل آشغال
آره. توی اتیوپی، یه شهر محصور به اسم «هرار» هست
فکر میکنید بازیافت توی این شهر چطوری انجام میشه؟
خب، سطل دارن؟ از اون سطلهای چرخدار دارن؟
اصلاً ربطی به سطل نداره. از... از خوک استفاده میکنن؟
یه جور حیوونه
واسه جویدن شیشه؟ خب، لزوماً شیشه نیست
همهی آشغالهای دیگهست
تمام پسماندهایی که ممکنه بذارید دمِ در
سوسکهای ریز؟
نه، کفتارها. سالی: کفتارها؟
اوه! اه اه
وقتی هوا تاریک میشه، از طریق یه سری «درب مخصوص کفتار» اونا رو راه میدن داخل
این عوضیها رو نگاه کن! و هر چی توی خیابون مونده باشه رو میخورن
و چون شبگرد هستن
روزها برمیگردن به لونههاشون
فکر نکنم بتونن شیشه بخورن عزیزم، ولی اونا گاز میگیرن
اونا میتونن استخون رو هم خرد کنن
آره، درسته... کلاً هر چیزی از مو گرفته تا سُم رو هضم میکنن
اوه! چندشآوره
و به خاطر رژیم غذاییشون، مدفوعشون تقریباً کاملاً سفیده
مثل مدفوع سگها توی دههی ۸۰. یادتونه؟
بله. مدفوع سفید سگ داره دوباره مد میشه
واقعاً؟ چون همه دارن به سگهاشون غذای خام میدن
سگهای من بعد از ۲۴ ساعت مدفوعشون سفید میشه
خب، یعنی... مرسی از این اطلاعات
سفید بیرون میاد یا بعداً سفید میشه؟
نه، تیره میاد بیرون. تیره. و ظرف ۲۴ ساعت سفید میشه
عزیزم، مگه قرار نیست همون موقع با پلاستیک جمعش کنی؟
قرار نیست بذاری ۲۴ ساعت اونجا بمونه
و بعد برگردی ببینی چطوری شده...
یه نسخهی واقعاً کثیف از برنامهی «دیدهبان پاییز»
فقط نشستی اونجا و طی دو شب تماشا میکنی که چطور یه تیکه پیپی سفید میشه
ما یه بار مجبور شدیم یه شال پشمینا رو از تو باسن سگمون بکشیم بیرون
نه، هیچوقت نباید بکشید. نباید میکشیدیم؟
باید بذاری خودش طبیعی بیاد بیرون
واسه همین مُرد
سگ رو ول کن. سرِ شال پشمینا چی اومد؟
خب، صاحبش مادرمه، واسه همین شسته شد و دوباره ازش استفاده کرد
پرندهها توی مناطق شهری... این رو به عنوان یه مدل بازیافت دوست دارم
اونا گاهی ته سیگارها رو جمع میکنن
و ازشون توی لونههاشون استفاده میکنن
یه پدیدهای توی مکزیکوسیتی هست
و ظاهراً برای شهر خیلی خوبه
این یه جور نظافته و بعدش مواد شیمیایی
موجود در تنباکو، انگلهای پرندهها رو دور میکنه
به نظرم خیلی هم عالیه
کسی میدونه «شادی» (Shoddy) چیه؟
یعنی چرم با پایینترین کیفیت
چرم نه، لباسهای کهنه و پارچه پارهپورهها
آره. شادی. آره، این یه جور دیگه از بازیافت بود
سال ۱۸۱۳، مردی به اسم بنجامین لاو که اهل یورکشایر بود
یه نوع بازیافت رو اختراع کرد
که یعنی لباسهای قدیمی و کهنهها رو میگرفت
و اونا رو به رشتههای نازک تبدیل میکرد و دوباره میبافت
و توی جنگ داخلی آمریکا انقدر کمبود پارچه داشتن
که ۶ میلیون تن از این آشغالها رو وارد کردن
این پارچهی ارزون، این «شادیِ» ارزون رو برای تولید یونیفرم و پتو
اما واقعاً افتضاح بود
به محض اینکه بارون میبارید، یونیفرمها شروع میکردن به وا رفتن
و اینجوری شد که کلمهی «شادی» معنای امروزیِ «بیکیفیت» رو پیدا کرد
ریشهش از یه ایدهی اولیه برای بازیافته
اما یه خبر خوب هم دربارهی پسماندها داریم
سال ۲۰۲۳، یه گزارش دولتی نشون داد که از زمان وضعِ هزینه
برای کیسههای پلاستیکی در بریتانیا
که از سال ۲۰۱۵ شروع شد، مصرفشون ۹۸ درصد کاهش پیدا کرده
واو! بله
میلیارد کیسهی پلاستیکی ۷
واو، خیلی باحاله
سال ۲۰۱۴، هر خونواده بهطور متوسط ۱۴۰ کیسهی پلاستیکی یکبار مصرف به خونه میبرد
و تا سال ۲۰۲۳، این عدد به فقط ۲ تا رسید
واو. میدونم. ولی الان وقتی میپرسن
«کیسه میخواید؟» آدم عذاب وجدان میگیره، نه؟ و باید بگی
«بله، بله. ببخشید. بله.»
من همیشه از این «کیسههای همیشگی» میخرم
در حالی که قبلاً فقط یکی میخریدم
مگه چند تا کیسهی یکبار مصرف توی یه کیسهی همیشگی جا میشه؟
تازه، مگه چقدر قراره اون کیسه رو دوست داشته باشی
که بخوای واسه تمام عمرت داشته باشیش؟
آخه آدم بخواد با یکی ازدواج کنه هم تعهدِ بزرگیه
چه برسه به یه کیسهی خرید
زنت رو اینجوری صدا میکنی؟
«کیسهی همیشگی»؟
No comments yet. Be the first to leave one.