The first 200 lines.
دروازه
،من نمیفهمم تو اینو قبلا دیدی؟
دقیقا نه- پس چیو دقیقا دیدی؟-
تمام چیزی که باید بدونی اینه که چیز بدیه- خیلی بده-
یجورایی تو مایه های پایان نسل انسان ها
و تو چجوری راجب این میدونی؟
امم، استیو؟ دوست روسیت کجاست؟
لعنتی
ایست، ایست
لعنتی
برو، برو، برو، برو- لعنتی-
،حرکت کن بزن بریم
،برو، لعنتی، لعنتی گندش بزنن، گندش بزنن
برو، برو، برو
یا خدا، یا خدا، یا خدا
،یا خدا، یا خدا، یا خدا یا خدا، یا خدا
یا خدا
نگهبانا، برید- از اینطرف-
اوه لعنتی، اوه لعنتی- واو-
یالا، برو، برو، برو، برو- یالا-
لعنتی- از اینطرف-
یالا، سریع باش- درو نگه دار-
رابین
لعنتی
یالا، بهم کمک کن- بیا، یالا، بزن بریم-
یالا- برو، از اینجا برو بیرون-
برو، یالا، همین الان
نه، فقط برو کمک بیار، باشه؟
داری چیکار میکنی؟
برو
فراموشت نمیکنم
برو
اون اینجاست
لعنتی- ننسی-
بدو
لعنتی
هی
یالا
هی
،هی، هی، هی دو نفر، دو نفر
اوه خدای من
...جاناتان
نه، ننسی
جاناتان
نه، نه، ننسی
پله ها
گندش بزنن
خدای من- ...یعنی-
برو- ننسی-
خوبی؟ خوبی؟
وقتشه
.:: ارائه شده توسط وبسایتِ ::. ..::.. 30NAMA.best ..::..
آخرین اخبار دنیای فیلم و سریال در تلگرام و اینستاگرام ما .:. @OfficialCinama .:.
«:: مــتـرجـم: علی موسویان ::» |^| Caped crusader |^|
هی، ببخشید
ببخشید، ببخشید
داری، داری چیکار میکنی؟ این، این اینجا چیکار میکنه؟
چی؟- دکه ـت-
درست تو راه عبوره
میخواید کجا باشه قربان؟
اونجا کنار بقیهی دکه های غذا
علم هوا فضا که نیست
لعنتی، باید همه کارا رو خودم انجام بدم؟
،دوستم تو ادارهی پلیس ایالت
،گشت بزرگراه اونا همه دنبالشن
من همه جا چشم و گوش دارم
...به محض اینکه پیداش بشه
باهام تماس میگیرن
تماس میگیرن؟
آره، تماس میگیرن
منظورم اینه که، دیگه چی ازم میخواین؟
میخوایم پیداش کنی
بزار یچیزی رو بهت توضیح بدم
این مرد یه احمقه، باشه؟
محض رضای خدا، اون داره تو یه کانورتبیل زرد رانندگی میکنه
خیلی راحت میشه پیداش کرد
من پیداش میکنم
،و وقتی پیداش کردم
میشه پیشنهاد کنم اینبار با خودت نیروی پشتیبانی بیاری؟
پشتیبانی- چندتا رفیق-
،از اونجایی که دفعهی پیش ازت بهتر بود
...لطفا
من منظورم این نبود
تو به نیروی پشتیبانی نیاز نداری
،این مرد اشتباه توئه
مشکل خودته
خوش شانسی که هنوزم نفس میکشی
خیلی خوش شانس
لطفا
من متاسفم
من زود از کوره در میرم
دارم میرم پیش یه روانپزشک
تو یه روز فرصت داری تا این مرد رو برام پیدا کنی
اگه میفهمی سرت رو تکون بده
،دو تا وپر
،کچاپ اضافی، سیب زمینی سرخ کردهی بزرگ
یه بسته مالبرو قرمز
...و یه اسلارپی
خیلی بزرگ
برگر کینگ اصلا نزدیک سون الون نیست
منم هیچوقت نگفتم که هست
بیا دوباره امتحانش کنیم، جویس
،الکسی
،ژنراتورا
اونا دارن برق چیو تامین میکنن؟
و بهش بگو که ما میدونیم برای فروشگاه ،استارکورت نیست
تا دوباره این مزخرفو بهمون تحویل نده
اون ژنراتورایی که روشون کار میکردی، برق چیو تامین میکنن؟
ما میدونیم که برق یه فروشگاه رو تامین نمیکنن
این مزهی توت فرنگی گوه میده
اون چی گفت؟- گفتش که-
این توت فرنگیه
ببخشید؟
اسلارپیش
میگه که توت فرنگیه
خب که چی؟
،هاپ اون اسلارپی گیلاس خواست ...منظورم اینه که
خوب اونا اسلارپی گیلاس نداشتن
اونا نداشتنش
،و اهمیتی هم نداره
چون همه ـشون یه مزه میدن، باشه؟
،همه ـشون شکر رو یخ ـن اینو بهش بگو
چی بگم؟
بگو همه ـشون یه مزه میدن
مزهی همه ـشون یکیه
،شکر رو یخ تفاوتی نداره
به این مرد احمق بگو که اصلا یکی نیستن
و همون اسلارپی گیلاسی رو میخوام که درخواست کرده بودم
اون محترمانه باهات مخالفت میکنه
،اصلا یکی نیستن
...و اون همون
اسلارپی گیلاسش رو میخواد
...اوه جدی؟ میتونی بهش بگی که فراموشش کنه
،میگه فراموشش کن خبری از اسلارپی گیلاس نیست
پس خبری از معامله هم نیست
،اون میگه
...اگه خبری از اسلارپی گیلاس نیست
پس خبری از معامله هم نیست
آره
همم
همم
اوه، لعنتی
...نه، هاپ
،صبر کن، صبر کن، صبر کن صبر کن، صبر کن
من قرار نیست بهش صدمه بزنم- داری چیکار میکنی؟-
یالا، یالا
من فقط دارم بهش فرصت اینو میدم که
...بره اسلارپی گیلاس خودش
رو بگیره
جیم، اون یارو دشمن ایالته
آره، که کل روز مسخره ـمون کرده
اسلارپی گیلاسش رو بهش میدم، بعدش چی؟
یه هلیکوپتر میخواد که ببرتش به جزیرهی شخصیش
من کل زندگیم رو با عوضیایی مثل این
سر و کله زدم
،دیروز تو جنگل اون میتونست فرار کنه
ولی نکرد
اون پیشمون گیر افتاده
چرا اینطور فکر میکنی؟
...بخاطر اینکه
اون ترسیده
اون ترسیده
،از ما نه
از اونا
اون از اون روسیهای هفت فوتی میترسه
که به راحتی ما میتونه بکشتش
سمینروف اینو میدونه که
اگه بدون خراشی رو خودش بره پیش رفقاش
اونا میفهمن که اون حرف زده
...پس چه خوشش بیاد چه نه
ما بهترین شانسش هستیم
اوه
من سی ثانیه بهش فرصت میدم تا قبل اینکه برگرده و دوباره اون درو بزنه
،و بیاد پیش ما
با یه مفهوم جدید از فروتنی
...جیم- اوه-
فکر کنم ماشین رو استارت زد
هاپر
،اون داره امتحانمون میکنه میخواد ببینه بلوف زدم یا نه
الان داره میره
جیم، جیم، حرکت کن
...جویس، جویس- حرکت کن، حرکت کن-
ببخشید، اون چی گفت؟
میگه از اسلارپی توت فرنگی هم خوشش میاد
،پس وقتی تو قطب آتیش روشن کردیم
ما دموداگ هارو کنار کشیدیم تا ال بتونه دروازه رو ببنده
،ولی الان، بخاطر یه دلیل احمقانه
اون روسیهای میخواد دوباره بازش کنه
که یعنی هرچیزی که ما جونمون رو بخاطرش به خطر انداختیم نابود میکنه
از ما، منظورت لوکاس هم هست؟
آره، البته
،پس تمام اون مزخرفاتی که گفتی لوکاس هم اونجا بود؟
آره- برادر من، لوکاس چارلز سینکلر؟-
آره
باورت ندارم
صبر کن، پس تو همه چی رو راجب اون دروازه و ال
و دموداگ ها و سلاخ ذهن باور داری
ولی دخالت برادرت رو زیر سوال میبری؟
درسته
کاملا منطقیه
No comments yet. Be the first to leave one.