Third Watch

Third Watch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

S03 E09 - Sex Lies and Videotapeg
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 3 قسمت 9 Third Watch زیرنویس فارسی سریال

Tags

other
Published on: 2025-11-29
Downloads: 13
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

.پیش از این در "شیفت سوم"

هم‌اتاقیم

چه بد. فکر می‌کنه همجنسگرایی، می‌دونی؟

آره، اینطوره، نه؟

«دفتر شهردار توصیه می‌خواد»

برای بهترین امدادگر شهر

.بهترین امدادگر شهر باید همون پیرمرده باشه

خوشحالی؟

.«باید خودت باشی، دکتر.» اتفاق نظر دارن

.شروع کن روی سخنرانی قبول جایزه‌ات کار کردن

.دنیای تو فقط موریس باسکورلی نیست

.من اونو تو هیچ‌کدوم از این قرار ملاقات‌های دکتر ندیدم

.یا جلسات پرتودرمانی، یا عمل‌های جراحی

.اون نمی‌دونه

بهش نگفتی؟

!لعنتی

.کارلوس. دوباره رفت تو قفس پرنده

اون خونه‌ست؟

.آره

اوه، خب، چرا بیدارم نکردی؟

.اشکالی نداره، به زودی می‌ره

مطمئنی؟

.اُم‌هم. دوشنبه‌ست، کلاس صبح داره

.و راستش، دارم برنامه‌اش رو می‌شناسم

...خب، چه ضرری داره که اون

راجع به این بفهمه، اصلاً؟...

چی؟

.چرا باید این راز بزرگ رو داشته باشیم؟ نمی‌فهمم

.چون اون شریکمه و این زندگی خصوصی منه

.واسم مهم نبود اگه سالی می‌دونست

بهش گفتی؟

.نه، فقط می‌گم واسم مهم نبود

مگه چیه؟

.چی بود اون؟ - فعلاً ولش کن

باشه؟

.شاید بشه سکوتم رو خرید

.کارلوس خونه‌ست. - خب که چی؟ ساکت باش

می‌تونی؟

این یه چالشه؟

هان؟

.سه ماه دیگه باید ببینمت

«فکر کردم تموم شده.»

.نه، فقط یه معاینه پیگیریه. خوب به نظر می‌رسه

.ولی می‌تونه برگرده، نه؟ این چیزیه که اتفاق می‌افته

.برای بعضیا

ولی من جزو اونای دیگه‌ام؟

.مثبت موندن خیلی مهمه، فِیت

.آره. مثبت

.اون آخرین دوز پرتودرمانی می‌تونه حسابی اذیتت کنه، ممکنه بسوزی

خب، می‌دونی چیه؟

دفعه پیش حسابی دردم آورد، پس دوباره درد می‌گیره؟

.خب، می‌تونم برای درد بهت یه چیزی بدم

.ولی ممکنه حالت تهوع بهت دست بده

.سر کار نخورش. - باشه

.می‌دونی، یه کم مرخصی گرفتن قابل درکه

.آره، شاید همین کارو کنم

«می‌تونم برات گواهی بنویسم. دو روز مرخصی توصیه کنم.»

.آه، نه. اشکالی نداره

.چون همینجوری هم چند روز مرخصی دارم

.پس همین الان می‌گیرمشون

.مطمئنی؟ - قطعاً

بعضیا، هان؟ برای بعضیا برمی‌گرده؟

ما تو رو جزو اون بقیه‌ها حساب می‌کنیم، درسته؟

.کافیه. کافیه، بیا

«کاری که می‌کنی عالیه.»

.خاموشش کن. - باشه، کات، کات، کات

.گوش کنید، گوش کنید، می‌دونم این یه کم مسخره به نظر می‌رسه

.کاری که می‌خوایم بکنیم اینه که چند تا شات پشت صحنه بگیریم

.از وقتی که روز رو شروع می‌کنید

.تا بتونیم ازشون برای زیر اون میان‌برنامه‌ها استفاده کنیم

.پس شما فقط برو جلو و کاری که معمولاً می‌کنی رو انجام بده

باشه؟

.معمولاً شش بار منو مجبور می‌کردی وارد اتاق بشم

...خب، حالا، کاری که داریم سعی می‌کنیم بکنیم اینه که

داریم سعی می‌کنیم طوری تصویر بگیریم که انگار ما داریم می‌رسیم و شما رو پیدا می‌کنیم...

.هی، یادته، واسم مهم نیست چجوری به نظر می‌رسم، نمی‌خوام این کارو بکنم

.خب، فرماندت خیلی ازش هیجان‌زده‌ست

.پس برو ازشون فیلم بگیر

...بله، ولی انتخاب شدن به عنوان امدادگر سال

«در حال حاضر افتخار بزرگیه.»

.هنوز به این نام انتخاب نشدم

.بله، ولی شما یکی از پنج نامزد نهایی هستید

.و مطمئناً برنده خواهی شد

.چی شده؟ - نپرس

«سلام، ری هنری هستم. پاسخ به تروما.»

پاسخ به تروما؟

.درسته، پاسخ به تروما. این یه برنامه تلویزیونیه

.کاری که ما می‌کنیم اینه که گروه‌های امدادی رو دنبال می‌کنیم

.و بعد داستان‌هاشون رو تعریف می‌کنیم و من تهیه‌کننده‌ام

جدی می‌گه؟

.قراره تمام روز با ما باشن، اداره ترتیبشو داده

چرا نمی‌ری لباس بپوشی؟

.تا بتونیم از اینجا بریم

.هی، دکتر

.تو همونی هستی که "پاسخ به تروما" رو می‌سازی

.ری هنری

.کارلوس نیتو

!هی

وای، شماها دارید، اه، یه قسمت درباره ۵۵ می‌سازید؟

.ما قراره همینجا همراه آقای پارکر باشیم

فقط اون؟

خب، یه قسمت ویژه است

.اسمش هست «بهترین بهترین‌ها»

می‌دونی، من دانشجوی پزشکی‌ام

کارلوس

تازه از کلاس برگشتم، صبح‌ها می‌رم دانشگاه

«امم، شب‌ها اینجا کار می‌کنم، برای همین برنامه‌م خیلی فشرده‌ست.»

ولی وقتی هدف داری، باید فداکاری کنی

کارلوس

می‌خوای آماده شی برای کار؟

.آره. آره

امم، شماها تمام روز اینجا می‌مونین؟

«قطعاً، ما اونجا خواهیم بود.»

پسر، ۵-۵-۳ شماره واحده اگه دستگاه شنود داری

کارلوس

«باشه، کات، کات.»

.یه مینی چهارده، ها؟ همونی که گفتم

.اون یاروها هر چی خوبه گیرشون میاد

.اچ اند کی، ام‌پی‌فایوها، رمینگتون‌ها

موشک سایدوایندر ندارین؟

.نمی‌شه که با یه کلت بری سراغ عملیات مواد مخدر

.فکر کنم نه

سالی، گلن هابارت رو یادته؟

.حتماً. - برگشته سر کارش

شوخی می‌کنی؟

.بعداً میرم ببینمش اگه خواستی تو هم بیا

.نمی‌دونم، هابارت همیشه یه کمی برام زیادی جدی بود

تو چی، دیویس؟

«امم، به همون اندازه وسوسه‌انگیزه که جِی-اِن-اِم-کِی-اِل-اِم-اِن-او-پی رو ببینی.»

«یعنی چی؟» - «بی‌خیال. همینجوری گفتم.»

.پس، من راحتم. - آروم‌تر

«چند دقیقه وقت داریم.»

.تمام صبح عقب بودم از کارا

.زیاد خوب به نظر نمیای

خب، تو واقعاً بلدی چطور با یه خانم حرف بزنی، آره؟

.بچه‌ها مریض میشن، منم مریض میشم

فصلشه دیگه، نه؟

حدس بزن کیو بعداً می‌بینیم؟

.رینگو استار

.گلن هابارت

گلنِ ESU؟

.آره، برگشته سر کارش

.می‌ریم از ایستگاهش دیدن کنیم، کامیون رو ببینیم

یعنی یه چیز خاص برای پوشیدن داری؟

.سالی حق داره، حال و روزت خوب نیست

.خسته‌ام، فقط می‌خوام امروز زیاد آفتابی نشم

.به نظرم خوب میاد

رینگو استار؟

.بیتلِ مهربون

.داشتم می‌پیچیدم که پاشنه شکست

.آره، ما خوب ازت مراقبت می‌کنیم

چی شده، فیبولات شکسته؟

.من که چشم رادیولوژی ندارم

.اون آتل بادی رو بیاریم

.پاشنه شکست چون مثل اسب پیچیدی

.به خاطر اینکه کفش ارزون بود شکست

.چی؟ - یه تیکه آشغاله

فیلم نمی‌گیری که، آره؟

.ما هیچ گزارشی از رسوایی‌ها نمی‌گیریم، فقط داریم از امدادگرها فیلم می‌گیریم

«مگه نباید یه رضایت‌نامه‌ای چیزی رو امضا کنم؟»

«چرا با من نمیای، صحبت می‌کنیم.»

این یه آتل بادی هست و مچ پاتو بی‌حرکت نگه می‌داره

تا بتونیم برسونیمت بیمارستان، باشه؟

.درد نمی‌گیره که، نه؟ - نه

«نه، بیشتر از درآوردن اون کفش ارزون‌قیمته درد نمی‌گیره.»

.میرم صندلی رو بیارم

.هی

.ببخشید، ممنون

.خانمی افتاده، فکر کردم شاید یه صندلی پله‌ای لازم داشته باشید

برای یه پیچ‌خوردگی مچ پا اومدین پشتمون؟

.این کاریه که ما می‌کنیم، از هم حمایت می‌کنیم

.اوه، درسته، درسته

.یه گروه تلویزیونی تو یه اتاق پر از مدل

.من هیچ شانسی نداشتم

این دفعه کیه؟

چی کیه؟

.ای بابا، قیافه‌ات داد میزنه «یه دوست‌دختر جدید پیدا کردم»

.هیچ‌کس. نه

«هیچی، من فقط، امم...»

.حالم خوبه

.آره؟ - اوهوم

.منم همینطور

.ولی حسابی نگرانم می‌کنه

«چون به خوشبختی اعتقاد نداری.»

.معمولاً فقط یه وقفه است بین فجایع

.نقطه سر خط

.بابا، دارم روش کار می‌کنم. این برای تو خوبه

«پنج-پنج چارلی.»

.چارلی

«چارلی، یه مرد داره کنار آب کمک می‌خواد.»

«تو پارک آستوریا، زیر پل.»

«۱۰-۴ مرکز.» پس این دیگه چیه؟

.نیمه پر لیوانو ببین رفیق

«تصورشو می‌کنی یه رمینگتون ۶۶۰ داشته باشی.»

«موقع محافظت از بازی یانکیز.»

«یعنی هم فال و هم تماشا.»

.لعنتی

نود و سه نفر این ماه واجد شرایط بازنشستگی هستن

.از اضافه کاری BOCU

.باس

More Farsi Persian subtitles for Third Watch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left