The first 200 lines.
آنچه در " مستعمره " گذشت
پس به نیروی کمکی نیاز داری - رژیم اشغالگر -
با یه فرکانس رادیویی تماس میگیری
و یه کد رمزو مخابره میکنی
رونوک
بریم
از ماشین پیاده شو
اینجوری به یه رفیق قدیمی خوش آمد میگی ؟
اونا رو یه چیز مهم کار میکنن
یجور سلاح بیولوژیکی
گفتم شاید بخای توش دخیل باشی
من سروان راجر اریکسونم رهبر تیم
پیشگامان واحد میدانی
گشت شهر سیاتل
... میخام بخاطر تصمیم تون برای پیوستن
برای خدمت به شهرمون تشکر کنم
بفرما
به بروسارد بگو بیخیال بشه
چی ؟ - برو بیرون -
چه اتفاقی افتاده ؟ - نمیدونم -
منو از ماشین انداخت بیرون و رفت
این تکنولوژی انسان ها نیست
توضیح بده
من آلن اسنایدرو دیدم
تا اسکله تعقیبش کردم
. اون سوار یه قایق به طرف تاسیسات " جزیره بلیک " شد
اگه باهم کار کنیم میتونیم به اسنایدر برسیم
چی گیر تو میاد ؟
میخام بکشمش
صبح بخیر دیوید
اون منتظرته
همین الان رسیدم
برسونش به دست هندریکس بعد برو آزمایشگاه
نمونه هایی داریم که باید به آزمایشگاه منتقل بشن
گرفتم
... راستی
یکی از سازمان اطلاعات اومده
امروز صبح اومد
سازمان اطلاعات ؟
یه مدیر ... نماینده سابق مستعمره
ولی برای جاسوسی اومده
شک دارم تنها باشه
احتمالا درست میگی
فقط بچسب به پروتوکل همیشگی سرتو پایین بگیر
کاینز , منو فرستاده تا نمونه رو ببرم
" برو به " جاپلین - بله قربان -
مارو از اینجا دور کن - رینوود صحبت میکنه -
در کوچه پشت ششم و پیکه برامون کمین گذاشتن
! شماره ناشناس .... لعنت
! برو بیرون
آقای اسنایدر
به این زودی میری ؟
راستش برنامه ام عوض شده
میخام چند روز دیگه تو شهر بمونم
چطور ؟
چیزای زیادی برای یادگیری هست
ای کاش وقت داشتم تا بیشتر اطرافُ نشونت میدادم
... ولی برنامه ام - میدونم -
راضیم خودم برای خودم سیاحت کنم
سازمان بهم قول استقلال کامل داده
من برای قضاوت اینجا نیستم
فقط نظاره گرم
... نمیخای باقی مستعمرات از علمت
بهره مند بشن ؟
گلن
... آقای اسنایدر میخاد چند روز دیگه
. در سیاتل بمونه
لطفا براش یه تیم امنیتی بزار
بله قربان
تیم امنیتی ؟ سیاتل بنظر امنه
فقط میخام مراقب باشم
آخه تو مرد خیلی مهمی هستی
مشکلی پیش اومده ؟ شاید بتونم کمک کنم
نه فقط پروتوکل همیشگی
به دفترم اطلاع بده , کِی و کجا میخای بری
ما تمام موانع رو از پیش روت برمیداریم
باشه
مامان ؟
سلام خرسی
میدونم سر همه تون شلوغه
چی شده ؟
در اتاقم بسته نمیشه
و وقتی بازه همش سر و صداتُ میشنوم
. که داری برای رفتن سرکار حاضر میشی
و شب ها هم صدای بابا رو
باشه بزار یه نگاهی بهش بندازم
. شاید بتونم قبل از خواب درستش کنم
من بهش میرسم
چرا بیداری ؟
روزه
میخاستم قبل از رفتن به مدرسه ببینمت
صبح بخیر
صبح بخیر
هی
روز خوبی داشته باشی
ممنون
لعنتی - شیفت بدیه ؟ -
مزخرفه , پایین شهره
میخای عوضش کنی ؟
واقعا ؟
آره
در ازاش چی میخوای ؟ - هیچی -
دوست دخترم اونجا کار میکنه
میخام برای شام باهاش باشم
تمام روز باید سرپا باشی
آره , برای همین زیادی تمرین میکنم
طبقات بالا چند تا سوئیت خوب براتون دارم
میتونم با منظره گوشه جنوب غربی
. و دید بسمت آب بهتون اتاق بدم
ما اتاق 1821 رو میخایم
شماره شانس مونه
و ظاهرا اتاق 1821 در دسترس ـه
برای امشب میخوایمش
فقط یه شب ؟
با یه شب شروع میشه
خوبه
باشه
دیگه بسه ، صبح باید برم سرکار
من اینطور فکر نمیکنم
یه دست دیگه رفیق
نه ، نه ، نه
بیخیال ، بخت باهات یار میشه
باید تاکسی بگیرم
من برات گرفتم
بزن کنار
هی آروم باش
مراقب سرت باش
از کمکت ممنون مایک
خواهش میکنم داداش
پشتیبان
ممنون آقایون
صبح می بینمتون - امشب شام نمیخوری ؟ -
فقط چند خیابون اونورتره پیاده میرم
ما باید شمارو ببریم , قربان
باشه
. شما مراقب ماشین باشید
میدونی چیه ؟ منم باهات میام
برای مراقبت از ماشین دونفر نیاز نیست
و برای عوض کردن لباسم همراه نیاز ندارم
پنج دقیقه ای برمیگردم
انگاری کمک لازم داری
آره , تکی نمیتونم
بدش من
مهمونی میری ؟
امیدوارم
بزارش همینجا
گمونم باید یه نوشیدنی مهمونت کنم
گمونم مستحقش باشم
ویل
نوار چسب
میشه یه تعمیرکار بفرستید ؟
توالتم مسدود شده
باید تلفنشُ بزارم تو اتاقش
چه خبرا ؟
در موقعیتی ؟
من اینجام
چیکار میکنی ؟
. من از گشت مردمی هستم
جدی ؟ خودم میبینم
من هول کردم
کارت
چند وقته تو این شغلی ؟
هفته اولمه
باشه ، برو
گمونم بیرون هوا بارونی ـه
چی شده ؟ امکان نداره به این زودی متوجه نبودش شده باشن
نمیدونم ، ولی هنوز نتیجه نگرفتیم
برای همین نقشه پشتیبان کشیدیم
مجبور نیستی بمونی
فکر میکنی پسره تو بخش امنیت لنگرگاه جای گرفته ؟
احتمالا - ما زیر نظرش گرفتیم -
شیفت شونُ میدونیم کجاست - عوض کردن -
اینجوری خوشم نمیاد , ممکنه لو بریم
پائین راهرو یه انبار هست
باشه
پاشو
ساکت
بشین
.. اگه داد بزنی
قبل از اینکه کسی بیاد ، مُردی
امشب کسی قراره دنبالت بگرده ؟
نه - ورودت چک نمیشه ؟ -
یا هشدار گوشی تلفنت ؟
نه , تا موقع صبحونه نه
پس برای حرف زدن وقت زیاد داریم
وقتی حرفمون تموم بشه چی میشه ؟
بستگی داره
جدی ؟
من تضمین میخام
... به هر سوالی که بخای جواب میدم
بعدش میزاری من از اینجا برم
تضمینی در کار نیست
پس حرف نمیزنم
انتخابش با خودته
ولی تا وقتی حرف بزنی میتونی نفس بکشی
فکر میکنی خبری شده ؟
یا یه مشکلی هست یا داره سربه سرمون میزاره
پس دو دقیقه دیگه صبر میکنی ؟ - نه -
دیگه صبر نمیکنم میرم سراغ اتاقش
تو سیاتل چیکار میکنی ؟
No comments yet. Be the first to leave one.