The first 200 lines.
دستهای او لابهلای موهای پسر غمگین بازی میکرد
او دیگر دختربچهای نبود که قلبش از دست پسرک شکستهباشد
او زنی بزرگ بود که به تمام اتفاقات پیرامونش لبخند میزند
.اما لبخندی توأم با چشمان خیس سِر جیمز مَتیو بَری
بیا
گوشِت با من باشه
وقت یادگیری ـه
مجازات میشوی
دارم تنبیه میشم
حالا اجازه هست بشینم؟
آره
آره، حتماً
تو ماریان هستی؟
معلومه که نه
من اِما هستم
تو کی هستی؟
من؟
!گندش بزنن! نه
!لعنت
!بهتر از این نمیشه
فصل نُهم خاطرات
اِما؟
چیکار میکنی؟
این رو میاندازم تو ماشین
چرا؟
چون باز خودم رو خیس کردم
کابوس دیدی؟
نه، نوشیدنی زیاد خوردم
میدونم که الکی میگی
باید راه و رسم "اِرنست همینگوی" رو ادامه بدم
نیازی نیست آدم مشروب بخوره تا بتونه بنویسه
همۀ نویسندههای بزرگ الکلی هستن
اگه الکلی نیستن، پس نویسندۀ بزرگی هم نیستن
بذار این گندکاریم رو درست کنم
ولش کن. خودم ترتیبش رو میدم تو دیرت میشه
مرسی، مامان
بند کفشهات رو ببندی ها
باشه
به اِلدن خوشآمدید
شوخیت گرفته؟ ساعت از ده هم گذشته
.مشغول بشور و بساب بودم بابا .شاشیدهبودم تو خودم
کابوس؟ - آره -
هی - سلام -
بازم دیر شده؟
اِما خودش رو خیس کرده
کی هنوز گیجِ بعدِ مستی ـه؟
باید اعتراف کنم که اصلاً نمیدونم چطور پا شدم
یا اصلاً چطور دیشب سر جام خوابیدم
اگه گیر بیفتیم کارمون تمومه
فقط در صورتی کارمون تمومه که گیر کشیش بیفتیم
سِبی چشه؟
!کشیش! فرار کنید
!پدرتون رو درمیارم، تخمسگها
!برو بگیرشون
!فرار - !بدو، بجنب -
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
.از کابوس دیشبت برام بگو شاید بتونم کمکت کنم
همیشه یه چیزه
رؤیایی که میبینم فرق داره ولی همیشه یه چیز دنبالمه
انگار یه موجود پلید یا یه جادوگره
واسه این که من رو اذیت کنه
میره تو جلد آدمهای مختلف کسایی که دوستشون دارم
اسمی هم داره؟
ماریان. حداقل خودش که میگه اسمش اینه
از این اسمهای پیرزنی ـه
اگه موجود تو کابوسهات یکی باشه و واقعاً اسمش همین باشه
میتونیم احضارش کنیم
منظورت چیه؟
مثل احضار ارواح؟
دقیقاً
مثل کاری که شمنها هزاران سال انجام میدادن
ویکتور هوگو هم مراسم احضار ارواح برگزار میکرده
ویکتور اُسکل بوده
چرت و پرت ـه. من فقط به چیزهای علمی باور دارم
علم هم مهمه. دنیای مادی رو تفسیر میکنه
ولی واسه ماوراء هیچ توضیحی نداره
چیزهایی هم که ماورای این دنیای مادی و سطحی وجوددارن واقعی و قدرتمند هستن
با این که کاتولیک هستی به اینا باور داری؟
چون به اینا باور دارم یه کاتولیک هستم
و دقیقاً بهخاطر این که یه کاتولیک ام این رو درست کردم
این چیه؟
صفحۀ ارتباط با عالم ارواح؟
چه باحال
نخیر، اصلاً هم باحال نیست
این که یه بازی نیست
!چیز خطرناکی ـه
پس چرا داریش؟
باید این رو بفهمید که
برقراری ارتباط با اینجور چیزها برخلاف روال طبیعت ـه
اونا از این که کسی مزاحمشون بشه، متنفرن
ولی یکی از اونا نمیذاره دوستمون راحت بخوابه
پس بیاید بهش بگیم که دیگه با دار و دستۀ کشتیِ غرقشده درنیفته
!گُل گفتی
من نیستم
چرا نیستی؟
من با روح اینا درنمیافتم
ارواح اصلاً وجود ندارن
پس چرا میخوای امتحانش کنی؟
اولاً اگه بترسیم هم ممکنه کِیف بده
ثانیاً؟
ثانیاً این که خودم هم شک دارم
ممکنه تأثیر روحی-روانی داشتهباشه
الان سه ماه ـه که من و نونو باهمیم هنوز نمیتونم باهاش بخوابم
دلم میخواد باهم بخوابیم
!ولی اگه وقتی پامیشیم خودم رو خیس کردهباشم نمیشه که
من پونزده سالَم ـه. از خیس کردن جام خسته شدم
سلام، اِما. سلام، نانا
هی، فالگوش وایساده بودی؟
نه، فقط شنیدم که اِما خودش رو خیس میکنه
من چهار ساله دیگه تو جام جیش نکردم
میخوای ببینی "دودی" نظرش چیه؟
!اوه، نه! قلقلکم نده
خیلی خوشگلی
اوه، من خوشحالم
خوشحال. خوشحال
میمونت یهجورایی بیریخت ـه
!خودت بیریختی
!بیا پیدام کن و پسش بگیر
خواهرت خیلی عوضیه ها
هفت سالشه. داره بازی میکنه
!اون اصلاً میمون نیست
چه سوپ خوشمزهای
پاشو. میخواد باهات بازی کنه
برو پیداش کن، منم تو احضار ارواح شرکت میکنم
!عاشقتم
!خیلیخب. الانه که بیام پیدات کنم
فرق نداره چی فکر میکنید یا به چی اعتقاد دارید
تا یک ساعت آینده بدبینی، شیطنت و مسخرهبازی در کار نباشه
مفهومه؟ - میتونستیم تو گاراژ خونۀ ما انجامش بدیم -
تو جاهایی که ورود بهشون ممنوعه بهتر جواب میده
مزخرفه - همین الان چی گفتم؟ -
خب
داریم دزدکی میریم تو مدرسۀ قدیمیمون
شرمنده، ولی داریم با کلید میریم تو
نور رو بنداز، لطفاً
ببخشید
از دستم سُر خورد
!بیشعور
خیلیخب، این وسط رو خالی کنیم حلقه بزنیم
از حالا به بعد، هیچکس حرف نمیزنه مگه این که خودم بگم، باشه؟
خبری از پچپچ کردن و زیرزیرکی خندیدن هم نباشه چشمهاتون رو هم باز نکنید
سؤالی هم نباشه
حلقه رو هم بهم نمیزنید چون ممکنه اتفاق بدی بیفته
همهمون تا آخرش باید باشیم
دستهای همدیگه رو بگیرید، هیچی نگید و چشمهاتون رو ببندید
بعد از من تکرار کنید
گوش کن
گوش کن
گوش کن
ماریان. ماریان. ماریان
خودت رو نشون بده
میدونم که صدامون رو میشنوی
...ماریان، ازت میخوام که
با ما صحبت کنی
نشونهای به ما بده
ماریان، خودت رو نشون بده
نشونهای بده
ماریان، سه بار تو را فرامیخوانم
با ما صحبت کن
این یه دستور ـه
صحبت کن - من؟ صحبت کنم؟ -
خودت رو نشون بده
نشونهای بده
سه بار تو را فرامیخوانم
...ماریان، چارهای نداری جز - ...بچهها -
اِما، خفه شو
میدونم که اینجایی
خودت رو نشون بده
نشونهای بده
با من صحبت کن
...ماریان
!نگاه کنید
اِما، عوضیبازی درنیار
چی شده؟
اون اینجاست
چیزی اونجا نیست
عوضی نشو - نمیبینیدش؟ -
درست پشتِ کارو
نمیبینید؟
نه، من میرم در رو ببندم
!قبل از تموم شدن احضار حلقه رو ترک نکن
هیچی اینجا نیست بابا - اون تو نه. کنارش ـه -
اونجا. میبینید؟
!اِما، بس کن - !ولی... اورور -
!به من دستور میدی جادوگر فسقلیِ باکره؟
فکر کردی میام جوابم رو رو تختهت هجی کنم؟
!تو به دار آویخته میشی، نکبت
...و تو
با برادرت مهربون باش... چون بهزودی دیگه نمیتونی
تو، تخمِ خوک، بچهای نخواهیداشت همۀ بچههات مال من هستن
من و شوهرم همهشون رو لیس میزنیم و میخوریم
فقط کلاغ و وزغ و گربه نصیبت میشه
...و تو، جندۀ نیموجبی !من هیچوقت دستخالی نمیرم
!اورور، وایسا - !گم شید گوهتون رو بخورین -
!با همهتون ام
و تو، به خاطر تو این کار رو کردم
همهمون به خاطر تو این کار رو کردیم اونوقت تو کُسکلکبازی درمیاری
من نبودم که اون حرفها رو زدم - نه بابا؟ -
پس کی بود؟
جوش نیارید، بچهها، خب؟
No comments yet. Be the first to leave one.