The first 200 lines.
شهر ساحلی کوچک در مرکز تایوان
هی سرآشپز، این خیلی عجیبه
ما اینجا عروسی می گیریم
در حالی که اونا دارن
یه مراسم پاکسازی برای مردگان همسایه برگزار می کنن
تاریخ عروسی خیلی قبل مشخص شده بود
-آشپز، عجله کن با غذا -آینده
حالا ترقه ها و خاموش کن
وقت رفتنه!
در تایوان مراسم پاکسازی برگزار میشه
برای کسانی که به دار آویخته شدن
خدایان احضار میشن
برای اسکورت مردگان به بیرون دریا
و طناب مورد استفاده در آویز رو دور بریزن
باید هر گونه وقفه وجود داشته باشه
یا دخل و تصرف در راهپیمایی آیینی
مردگان نمی تونن در آرامش آروم بگیرن
بیا، شوهر! تو متوجهش شدی!
-صبر کن، من اینو دارم! -پنج، چهار، سه...
-عجله کن، شوهر! -دو یک!
-زمان به پایان رسیده! -بیا اینجا...
-ببخشید، ممکنه؟ -بیخیال
بیا این کار و نکنیم. خوب نیست
نه، نیست. کفش پاشنه بلند همسر شماست
زمان برای نان تست عروسی اوناست!
نان تست... نان تست!
اینجا، مینگ یین. شاون
اما این خیلی زشت
من بخاطر اون می نوشم، باشه؟
به هیچ وجه، هر کدوم یک نوشیدنی
برای یک ازدواج طولانی مدت
خوبه. من اونو می نوشم
- باشه، مینگ یین! -مطمئنی؟
تو برو دختر
حالا بیا...
بنوش!
آره براوو!
آفرین!
خوبی؟
دایی!
چقدر نوشیدن؟
چی شده عمو؟
برادرزاده ام اینجا...
اون تقریباً 20 سال در تایپه بود
و برای خودش شغلی ایجاد کرده
حالا بالاخره با همسری دوست داشتنی به خانه اومده
الان همش بزرگ شده
اون اهمیتی نمیده که در کنار
خانه مراسم پاکسازی برگزار می کنن
اون به هر حال عروسی و ادامه میده!
اون همون مرد!
چرا نمیری بخوابی؟
این چه مراسم پاکسازی بود که می گفت؟
هیچی، فقط یه رسم سنتی
من مست نیستم!
-عمو! - ولم کن!
-خوبی؟ -من خوبم...
داری چیکار میکنی عمو
داره خونریزی میکنه
چه خبره؟
بشین عمو
کسی دستمال کاغذی داره؟
بشین...
بشین
فقط اول بشین
بذار یه نگاهی بندازم خوبی؟
چرا اونجا نشستی؟
دستمال کاغذی...کسی دستمال کاغذی داره؟
بیا
کسی هوشیار که رانندگی کنه؟
باشه برو ماشینو بیار عجله کن
مینگ یین
عمو خون دماغش بد
اونو به بیمارستان می بریم
خونریزی داره؟ بد به نظر می رسه
پس بهتره عجله کنی
اون خیلی درد داره!
نگران من نباش. فقط برو
اینجا بمون، جایی نرو
-خوب میشم -اینجا منتظرم باش...
بیا بریم
-بفرمایید عمو -روی پات عمو
-بیا بریم -بفرمایید عمو
کی با من میاد؟
-من -خوبه
اونقدرها هم دور نیست
تو کی هستی؟
نمی دونی که ما مراسم پاکسازی رو
برگزار می کنیم و همه باید دوری کنن؟
چه مراسم پاکسازی؟
من اهل اینجا نیستم
من فقط سعی می کنم برم خانه
وایستا
تو وارد موکب ما شدی
و الان اجازه خروج نداری
تو باید برای تمام مراسم
بمونی وگرنه نفرین میشی
چی؟
مهم نیست، من فقط راه دیگه ای رو پیش میگیرم
بمون! وگرنه نفرین میشی
این عجیبه
نه!
مینگ یین، لطفا در و باز می کنی؟
اونجا خوب هستی؟ باز کن
مینگ یین!
من...
من خوبم
چطور به اینجا رسیدم؟
تو مست بودی
مشکل تو چی بود؟
چرا بدون منتظر من رفتی؟
من برگشتم و تو هیچ جا پیدا نشدی
تماس های من و هم نگرفتی
می دونی در خیابان
مست شدی؟
مجبور شدم ببرمت خونه
وقتی به خانه رسیدیم، شما واقعاً آشفته
شدی و لباس عروسی خودت و درآوردی
خودت و در حمام حبس کردی
و گفتی که میخوای حمام کنی
من-من خوبم من به زودی بیرون میام
زود بیا بیرون
مینگ یین؟
خشکشویی ژونگ سین
الان برمیگردم
این مکان
الو؟
شماره ای برای تماس وجود نداره
تو تابویی رو شکستی که وارد
مراسم آیینی بشی و راه بری
الان انرژی منفی بهت چسبیده
قبل از اینکه آسیبی بهت
وارد کنه باید اونو خنثی کنی
چه بیمعنی
چرا باز نمیشه؟
هی صبح اونقدر زود کجا رفتی؟
تازه بیدار شدی؟
مدتی که بیدار هستم
لکه های شراب روی لباس عروس وجود داره
من می خواستم اونو برای خشکشویی
بفرستم در حالی که تو هنوز خوابی
اما مغازه باز نبود
باید بیدارم میکردی
به جای اینکه لباس و به تنهایی بچرخونی
پنکیک صدف یک غذای صبحانه
محبوب در این اطراف؟
در راه برگشت صف طولانی برای اون دیدم
در حالی که هنوز گرم بخور
وقتی کوچیک بودم همیشه اینارو میخوردم
این از شما خیلی شیرین
در صف ایستاده تا برام پنکیک صدف بیاره
قرار نیست تو هم مقداری داشته باشی؟
اونقدر مشغول چی هستی؟
مغازه عروس لباس عروس و پس می خواد
باید عجله کنم و لکه ها رو پاک کنم
اونقدر فوری؟
مینگ یین، تو همین الان به اینجا نقل مکان کردی
تو با منطقه آشنا نیستی
وقتی بیرون رفتی به من خبر بده، باشه؟
وگرنه نگرانت میشم
باشه
کافیه. بعدا می تونی این کار و بکنی
بیا اول بخوریم
برات قهوه درست کردم
برو اول بخور
بیا و به من ملحق شو
زود باش
قهوه ات داره سرد میشه
میدونی... دیشب تو راه خونه بودم
من وارد یه مراسم عجیب شدم
گفتن دارن مراسم پاکسازی برگزار می کنن؟
بخشی از آداب خاکسپاری
و بعد متوجه شدم زنی با
لباس قرمز دنبالم میاد
بیهوش شدم و این تنها چیزی که یادم میاد
یک زن قرمزپوش؟
حتما خواب می دیدی
دیشب خیلی مست بودی
باید برم. در خانه بمون و خوب باش
مراقب باش
باشه. اگه چیزی نیاز داشتی با من تماس بگیر
چرا گرفتگی داره؟
مینگ یین
مینگ یین، من تو خانه هستم
من این و تو وان حمام پیدا کردم
شبیه گوشواره دوست دختر سابقمه
برامون غذای آوردم بیا بخوریم
دوست دختر سابقت؟
اون همکار سابق دفتر تایپه؟
آره، پدرش رئیس دفتر
حقوقی سابق من بود
پس اون قبلاً اینجا مونده بود؟
خب، اون دوست دختر من
بود، پس بله، قبلاً اونجا مونده بود
فقط چند تا دوست دختر داشتی؟
یک دو سه چهار پنج شش هفت...
هفت؟ همین تعداد؟
فقط زنجیر خودت و جدا کن
این فقط اون بود و شما، واقعا
تو خیلی از من بزرگتر هستی
No comments yet. Be the first to leave one.