The first 200 lines.
ببخشید
...وای، من فقطـ
.واسه خودم برنمیدارم .پسرم خیلی از اینا دوست داره
بچۀ منم همینطور
دکتر مالکوم به بخش 3
دکتر مالکوم به بخش 3
شب خوبی داشته باشی
!نه، نه
!از خونۀ من برو بیرون
!ار خونۀ من گمشو بیرون
!در رو باز کن
گوشیت دستِ منـه
من نیومدم به تو آسیبی بزنم
نمیخوام بلایی سر تو بیارم
یادتـه؟ من رو یادتـه؟
یادتـه؟ - نه -
حالا خیلی آروم از این حموم میرم بیرون و
بعد باهم میریم طبقۀ پایین و
میشینیم و در مورد این جریان حرف میزنیم
میدونم که الان اصلاً... اصلاً نمیتونی
رو کُسشعرهایی که میگم حساب کنی
میفهمم
میفهمم
ولی باید باهام بیای، خب؟
لطفاً
گوشیم رو بده
ندی هیچجا نمیام
!گوه توش
باید یه نگاه به اینا بندازی
خواهش میکنم
بیا ببین
اینا مال شارلوت ـه، نه؟
اون رو یادمـه
تو باباشی؟
ازت میخوام کاری کنی که
اون یارو زنده بمونه
،بعد از اینکه یهکم اوضاعش رو روبهراه کردم
باید از خونه ببریش بیرون، فهمیدی؟
برام مهم نیست چه بلایی سرش میاری
فقط میخوام هردوتون از اینجا برید
میدونی، اگه یه کلام جواب حرفهام رو بدی
!واقعاً ممنونت میشم، لعنتی
سلام
.آره، میدونم. شرمنده .کارم بیشتر از اونقدری که فکر میکردم طول کشید
میشه امشب یهکم بیشتر
نگهش داری؟
شاید کل امشب. میتونی؟
آره، میدونم چه شبی ـه
ای بابا! باشه. گوشی رو بده بهش
!سلام، رفیق
!کلی منتظرت بودم. دیر کردی
آره، میدونم
گوش کن، امشب مامانبزرگ
میبردت قاشقزنی، باشه؟
آره، دارم میشنوم
نه، لباس آماده نکردم
حالم اصلاً خوش نبود، عزیزدلم
آره، میدونم
...خیلیخب، عزیزم. میدونی .الان واقعاً نمیتونم صحبت کنم
!هی... چی؟
نه... تو مدرسه گفت؟
به حرفش گوش کن
...خب، نه !حسابی عجیبـه! واقعاً
اوهوم
باشه، عزیزم. هی
میدونی چیه... الان نمیتونم حرف بزنم، خب؟
هیچی
صبح میام دنبالت و
صبحونه کلی شکلات و شیرینی میخوریم، خب؟
میدونم. دوستت دارم
!خداحافظ
اسمم کریس ـه
دهنت سرویس
این یارو رو میشناسم
اسمش آلن ـه
همونیـه که به دخترت تجاوز کرده؟
لعنت
جعبۀ کمکهای اولیه رو بده بهم
نسبت کورنفلکس به شیر تو ظرف خواهرت
واقعاً نامعقولـه
چاره چیه؟
ولش کنیم بخوردش؟
اوهوم
.من تا دیروقت سر کارم پس فرانسیس میاد دنبالتون و
میبردتون بیرون
باشه؟
واسه منم آبنبات بذارید
دوستت دارم، خوشگلِ من
منم دوستت دارم
این چیه دیگه؟
دور و بر خونۀ خرابشدهم که نباید بیاد
دفتر کار
بچههان
چی؟
امشب هالووینـه
نیازی نیست بمونی و شاهد این داستان باشی
میتونی بری
خب، فکرکنم دیگه واسه این کار یهکم دیر ـه
دیگه منم قاطی داستان شدم
!درضمن، اینجا خونۀ منـه
پسرت چند سالشـه؟
هفت
حالا یارو رو تو آشپزخونۀ من بستی به یه صندلی
تو که دادگاهیش کرده بودی
تبرئه شد
مگه نگفتی خودت شاهد بودی؟
خودم مستقیماً شاهد چیزی نبودم
مگه نگفتی کار اون بوده؟
کار اون بوده
رو چه حسابی؟
ای بابا
،اگه مطمئن نبودم
همچین گوهکاریای راه نمیانداختم
پس ثابت کن
تو خونهم اثرانگشت پیدا شد
اثرانگشتِ اون
و هربار میخواستم علیهش شکایتی ترتیب بدم
آدمهاش تهدیدم میکردن
...و دقیقاً همون شب ،یه ماشینش
دو خیابون پایینتر از خونۀ من پارک شده بود
و همسرم... همسرم براش کار میکرد
پس ما رو میشناخت
دخترم رو میشناخت
انگار این لعنتی جلوی دادستان در حالی که
،از لولۀ اسلحهش دود بلند میشد وایساده بود
!ولی هیچکس جز من نمیتونست اون دود رو ببینه
تازه نشنیدی چه داستانهایی دربارهش میگن
دربارۀ تجاوزش به بچهها؟
اگه همچین چیزی شنیده بودم !مطمئناً یادم میموند
.بذار یه چیزی بهت بگم ...حرفوحدیثهایی که در مورد گوهکاریهای اینـ
!میدونی که ملت پشت سر همه حرف میزنن
دلیل نمیشه که همهش حتماً راست باشه
طرف اون رو میگیری؟
!یارو رو تا سر حد مرگ کتک زدی
.بیاجازه اومدی تو خونۀ من .کاری کردی به بچهم دروغ بگم
!صاحبخونۀ لعنتیم رو تو آشپزخونه بستی به صندلی
میتونستی زنگ بزنی پلیس
...خیلیخب
!بسه دیگه! بسه
ای بابا
وای، لعنت
.خب، سرت رو بگیر جلو .سر جلو، سر جلو
میتونی نفس بکشی؟
میشه لطفاً یه زنگ بزنم به بچههام؟
باید دماغت رو جا بندازم و
ازت میخوام چندتا نفس عمیق بکشی
...اگه الان این کار رو نکنم، بعداً
!نه لطفاً! ول کن. بسه !لطفاً ول کن
ببین، نمیدونم که
اون چی بهت گفته
ولی در یه جریان خیلی پیچیده فقط
...بر مبنای حرف یه آدم خیلی مریض داری قضاوتـ
!پس من مریضم؟
ها؟
!بس کن - !من مریضم، کثافت؟ -
!تمومش کن
!نکن
!نه
باید برم دستشویی
پس به حرف بیا
چیه؟
حالا باید چیکار کرد؟
اگه به حرف بیای، میذارم بری دستشویی
حرفی واسه گفتن ندارم
!کُس ننهت
کُس ننهت
نه
فقط آروم باش
...تو به این جریان ربطی داری یا نهـ
اون رو وارد این جریان نکن
خودم بلدم حرف بزنم
اینجا خونهشـه. آشپزخونهشـه
اینجا خونۀ خودتـه، آشغال
خب، پس اون اینجا چیکار میکنه؟
چی میخوای؟
چی میخوام، عوضی؟
اعتراف
میشه یه زنگ به بچههام بزنم؟
...نه، منـ
...حرفیـ .حرفی نمیزنم
میتونی چاقو بذاری زیر گلوم یا
هر کار دیگهای که فکر میکنی لازمـه
باید این رو بخونی
باید این رو بخونی
این چیه؟
بخونش
لطفاً فقط بخونش
با صدای بلند
« اتاق دخترم درست بالای پذیرایی بود »
شارلوت؟
!شارلوت
!شارلوت
!شارلوت
خب، اصلاً میدونی چیه؟
نمیخوام
...فقط بخونـ .لطفاً ادامهش رو بخون
لطفاً
،نه این آشپزخونه دادگاهـه
نه من منشیِ دادگاهام
ببین، بهنظرم اگه دلت میخواد بلند خونده بشه
No comments yet. Be the first to leave one.