Three Kingdoms

Three Kingdoms (三国)

Download Farsi Persian Subtitle

Specials

Release info

three kingdoms 2010 ep39
A Commentary by chiaofeng

Tags

other
Published on: 2015-04-17
Downloads: 39
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.

قسمت 39 این قسمت:صحبت جيانگ گان با جو يو در مورد تسليم شدن (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي

همسرم برگشتين؟

بياين،چايي بخوريد

جو يو ملقب گونگ جين

شيااُ چيااُ

شيااُ چيااُ

من به زودي به شيا كو براي جنگ ميرم

اين دفعه

ممكنه دوباره براي چند ماه ازم جدا بشي

انتظار اينو داشتم

من لباساي هردومونو از قبل اماده كردم

من لباساي هردومونو از قبل اماده كردم

شيااُ چيااُ

من تنها دارم به شيا كو ميرم

...چرا ميگي كه

لباسامون اماده هست؟ منظورت از اين چيه؟

لباسامون اماده هست؟ منظورت از اين چيه؟

منظورم اينه منم با تو ميام

نميشه

نميتونم در حاليكه كه در وسط جنگ هستم از تو مراقبت كنم

نميتونم در حاليكه كه در وسط جنگ هستم از تو مراقبت كنم

به علاوه وضعيت زندگي در كمپ ها زياد خوب نيست

من ممكه حتي مجبور باشم با افرادم در يك جا با هم بخوابيم

من ممكه حتي مجبور باشم با افرادم در يك جا با هم بخوابيم

تو نميتوني همچين سختي اي بكشي

نه

تا وقتي من بتونم دركنار شما باشم

قلبم راضي هست،مهم نيست چه سختي اي باشه

قلبم راضي هست،مهم نيست چه سختي اي باشه

فقط جدايي از شما سختي تحمل ناپذيري براي من داره

فقط جدايي از شما سختي تحمل ناپذيري براي من داره

شيااُ چيااُ

جنرال شما براي جنگ با دشمن متمركز بشين

من براتون دردسر درست نميكنم

به علاوه هر وقت كه وقت اضافه داشتين

ميتونم براتون اهنگ"شاه توت در مزرعه"رو بزنم

ميتونم براتون اهنگ"شاه توت در مزرعه"رو بزنم

و كمك كنم خشم داخل قلبتونو فرو بشینه

همسرم

لطفا اجازه بديد شما رو،در رفتن به شيا كو همراهي بكنم

لطفا اجازه بديد شما رو،در رفتن به شيا كو همراهي بكنم

شيااُ چيااُ

شيااُ چيااُ،حقيقتو بهت بگم

با بودن تو در كنارم،من بی اندازه خوشحال هستم

باشه،بيا با هم به جنگ بريم

حقير دستور فرمانده ارشد رو اطاعت ميكنه

برادر دوم

برادر بزرگ،بالاخره خودتونو نشون دادين

جو گو جين برادر جو گو ليانگ

من ميخواستم بيام شما رو ملاقات كنم

در روزهاي گذشته مشغول كارهاي اداري بودي

و در حاليكه عالي رتبه هاي سرزمين جنوب هنوز بين نبرد يا تسليم شدن ترديد داشتن

و در حاليكه عالي رتبه هاي سرزمين جنوب هنوز بين نبرد يا تسليم شدن ترديد داشتن مجبور بودم از تو دوري بكنم

الان كه اتحاد سون و ليو رسمي شده

و اربابان ما با همديگه متحد شدن ازاد هستم ملاقاتت كنم

و اربابان ما با همديگه متحد شدن ازاد هستم ملاقاتت كنم

برادر دوم اميدوارم بتوني وضعيت منو بفهمي

برادر دوم اميدوارم بتوني وضعيت منو بفهمي

اونچه انجام دادين كاملا درسته

موضوعات رسمي بايد قبل از كارهاي شخصي باشه

اگه منم جاي شما بودم همين كار رو ميكردم

اگه منم جاي شما بودم همين كار رو ميكردم

بفرمائيد

بفرمائيد،چاي بياريد چشم

چطور؟برادر دوم شما هم ميخواي بري؟

حالا كه سون و ليو براي جنگ با سااُ متحد شدن من چطور ميتونم نرم؟

حالا كه سون و ليو براي جنگ با سااُ متحد شدن من چطور ميتونم نرم؟

يك دستور نظامي از فرمانده ارشد جو يو دريافت كردم تا به شيا كو همراهیش كنم

يك دستور نظامي از فرمانده ارشد جو يو دريافت كردم تا به شيا كو همراهیش كنم

برادر دوم

ما دو تا با هم برادريم ولي به ارباب هاي متفاوتي خدمت ميكنيم

در همه اين سال ها

ما در سرزمين هاي مخالف هم بوديم و به سختي همديگرو ديديم

من اغلب فكر ميكنم

اين خوب نبود كه ما دو برادر ميتونستيم هر روز با همديگه باشيم؟

اين خوب نبود كه ما دو برادر ميتونستيم هر روز با همديگه باشيم؟

حرف هاي شما درسته برادر بزرگ

حكيمان قديمي شو چي و بو يي

برادراني با نام خانوادگي هاي متفاوت بودن

با اين وجود با همديگه زندگي ميكردن

در اخر ترجيح دادن از گرسنگي زير كوهستان شو يانگ بميرن تا اينكه از هم جدا بشن

در اخر ترجيح دادن از گرسنگي زير كوهستان شو يانگ بميرن تا اينكه از هم جدا بشن تكان دهنده نيست؟

برادر بزرگ

ارباب من ليو شواِندو يك نسل شاهانه داره و عموي امپراتوري هست

ارباب من ليو شواِندو يك نسل شاهانه داره و عموي امپراتوري هست

اون حكم داره از شكوه هان محافظت بكنه

كارهاي بزرگي در اينده انجام خواهد داد

برادر،ممكنه برادر كوچك ناشايستت ازت بخواد

برادر،ممكنه برادر كوچك ناشايستت ازت بخواد

در عوض به عموي امپراتوري خدمت بكني؟

با توجه به استعداد شما

و پيشنهادهاي من،شما بايد بتونيد خدمت بزرگي براي برگرداندن شكوه و عظمت هان بكنيد

و پيشنهادهاي من،شما بايد بتونيد خدمت بزرگي براي برگرداندن شكوه و عظمت هان بكنيد

و پيشنهادهاي من،شما بايد بتونيد خدمت بزرگي براي برگرداندن شكوه و عظمت هان بكنيد

به علاوه

ما دو برادر هر روز ميتونيم همديگرو ببينيم

برادر چطور فكر ميكني؟

يه دفعه ديگه بحث كنيم،يه دفعه ديگه

بفرما،،بفرما.خب خب خب

فرمانده ارشد من اينجام تا گزارش شكستم در تلاشم براي ترغيب كونگ مينگ رو بدم

فرمانده ارشد من اينجام تا گزارش شكستم در تلاشم براي ترغيب كونگ مينگ رو بدم

من حتي قبل از اينكه بتونم حرفي بزنم شكست خوردم

من حتي قبل از اينكه بتونم حرفي بزنم شكست خوردم

چطور؟

من داشتم با كونگ مينگ درباره پيوستن به سرزمين جنوب صحبت ميكردم

تا ما برادرها با هم يكي بشيم

ناگهان كونگ مينگ داستاني رو از حكيماني قديمي بويي و شو چي نقل كرد

ناگهان كونگ مينگ داستاني رو از حكيماني قديمي بويي و شو چي نقل كرد

سعي كرد ترغيبم كنه به ليو بِي بپيوندم

در اون وقت،من نتونستم چيز بيشتري بگم

در اون وقت،من نتونستم چيز بيشتري بگم

پس،جواب شما چي بود اقا؟

ايا قصد داريد به ليو بِي بپيونديد؟

فرمانده ارشد

من تا ابد مديون اربابمون هستم

مهربانيشونو با زندگيم جبران خواهم كرد و هرگز به خاطر شخص ديگري بهشون خيانت نخواهم كرد

مهربانيشونو با زندگيم جبران خواهم كرد و هرگز به خاطر شخص ديگري بهشون خيانت نخواهم كرد

اقا خوب گفتين

ميتونيم بفهميم كه برادرتون كونگ مينگ هم همين فكر رو ميكنه

ميتونيم بفهميم كه برادرتون كونگ مينگ هم همين فكر رو ميكنه

متشكرم اقا براي زحمت دادن،دفعه بعد در اين مورد حرف ميزنيم

متشكرم اقا براي زحمت دادن،دفعه بعد در اين مورد حرف ميزنيم

به اميد ديدار،اقا بفرمائيد

حركت ميكنيم

فرمانده ارشد،جو گو ليانگ اينجا هستن

جو گو ليانگ به فرمانده ارشد اداي احترام ميكنه

كونگ مينگ من منتظر تو بودم،دوست دارم نقشه هاتو براي جلوگيري از دشمن بشنوم

كونگ مينگ من منتظر تو بودم،دوست دارم نقشه هاتو براي جلوگيري از دشمن بشنوم

جرات ندارم،من بايد حقيرانه از فرمان فرمانده ارشد اطاعت بكنم

بفرما بشين

قبلا

وقتي سااُسااُ با يواِن شااُ در گواِن دو مي جنگيد اون كمتر از 100 هزار سرباز داشت

وقتي سااُسااُ با يواِن شااُ در گواِن دو مي جنگيد اون كمتر از 100 هزار سرباز داشت

در حاليكه يواِن شااُ 600 تا 700 هزار سرباز داشت

ولي سااُسااُ با تعداد كمي تونست اين همه سرباز رو شكست بده

ولي سااُسااُ با تعداد كمي تونست اين همه سرباز رو شكست بده

ممكنه بپرسم،در نبرد گواِندو كليد پيروزيه اون چي بود؟

ممكنه بپرسم،در نبرد گواِندو كليد پيروزيه اون چي بود؟

ممكنه بپرسم،در نبرد گواِندو كليد پيروزيه اون چي بود؟

كليد پيروزي اين بود كه سااُسااُ شب به وو چااُ حمله كرد و تداركات يواِن شااُ رو از بين برد

كليد پيروزي اين بود كه سااُسااُ شب به وو چااُ حمله كرد و تداركات يواِن شااُ رو از بين برد

ارتش يواِن شااُ در هرج و مرج افتاد و هرگز نتونست خودشو جمع بكنه

ارتش يواِن شااُ در هرج و مرج افتاد و هرگز نتونست خودشو جمع بكنه

درسته

تداركات نيروي حياتيه يك ارتش هست

حالا سااُ 830 هزار سرباز داره در حالي كه ما 50 هزار داريم

حالا سااُ 830 هزار سرباز داره در حالي كه ما 50 هزار داريم

براي اينكه با همچين ارتش كوچكي پيروز بشيم احتياج داريم كه تداركات اونا رو از بين ببريم

براي اينكه با همچين ارتش كوچكي پيروز بشيم احتياج داريم كه تداركات اونا رو از بين ببريم

من خبر دارم كه تداركات سااُ در كوه "جو تي يه"ذخيره شده

من خبر دارم كه تداركات سااُ در كوه "جو تي يه"ذخيره شده

من خبر دارم كه تداركات سااُ در كوه "جو تي يه"ذخيره شده

ممكنه از شما بخوام جنرال ها گواِن يو جانگ فِي و جااُ زي لونگ رو رهبري كنيد

ممكنه از شما بخوام جنرال ها گواِن يو جانگ فِي و جااُ زي لونگ رو رهبري كنيد

تا شبونه به كوه جو تي يه حمله كنن و ذخيره تداركات سااُسااُ رو اتش بزنن؟

تا شبونه به كوه جو تي يه حمله كنن و ذخيره تداركات سااُسااُ رو اتش بزنن؟

من هم به شما 2 هزار سرباز كمك خواهم كرد

اگر ما پيروز بشيم،ليو شواِندو بالاترين افتخارات رو در جنگ مقابل سااُ به دست خواهد اورد

اگر ما پيروز بشيم،ليو شواِندو بالاترين افتخارات رو در جنگ مقابل سااُ به دست خواهد اورد

جنرال ارشد اين حقير از فرمانتون اطاعت ميكنه

قبول داري؟

معلومه

من بلافاصله نامه اي به اين جنرال ها ميفرستم تا سربازاشونو به اينجا رهبري كنن

من بلافاصله نامه اي به اين جنرال ها ميفرستم تا سربازاشونو به اينجا رهبري كنن

زمان كم هست،لطفا اقا زودتر اين كارو انجام بديد

زمان كم هست،لطفا اقا زودتر اين كارو انجام بديد

من ارزو دارم شما در اولين نبردتون پيروز بشيد

فرمانده ارشد نگران نباشيد پيروزي و موفقيت در اين نبرد براي ما خواهد بود

فرمانده ارشد نگران نباشيد پيروزي و موفقيت در اين نبرد براي ما خواهد بود

ازتون خداحافظي ميكنم

بفرمائيد

گونگ جين،چرا كونگ مينگ اينقدر با عجله اينجا رو ترك كرد؟

گونگ جين،چرا كونگ مينگ اينقدر با عجله اينجا رو ترك كرد؟

گونگ جين،چرا كونگ مينگ اينقدر با عجله اينجا رو ترك كرد؟

زي جينگ لطفا بشين چاي بياريد-چشم

بخوام صادق باشم زي جينگ

كونگ مينگ امشب يا فردا خواهد مُرد

براي چي؟

من به كونگ مينگ دستور دادم به انبار اصليه تداركات سااُ در كوه جو تيه حمله بكنه

من به كونگ مينگ دستور دادم به انبار اصليه تداركات سااُ در كوه جو تيه حمله بكنه

اين كشته شدن اون به دست سااُسااُ هست

به نظر از اين بااطلاع نشد و دستورو مشتاقانه قبول كرد

زي جينگ،فردا

برو بررسي كن بفهم كونگ مينگ با ارتشش اعزام شده يا نه

اطاعت

بريد هر چي گفتم انجام بديد

اطاعت

گزارش،مدير جنرال،لو سو اومده

من ميرم ملاقاتش كنم

كونگ مينگ

زي جينگ

با چي خودتو مشغول كردي؟

دارم به سربازاي خودمون بازرسي ميكنم

تا براي حمله شبانه به تداركات سااُسااُ اماده بشيم

تو فكر ميكني ميتوني در اين حمله شبانه موفق بشي؟

تو فكر ميكني ميتوني در اين حمله شبانه موفق بشي؟

تو فكر ميكني ميتوني در اين حمله شبانه موفق بشي؟

من كونگ مينگ هستم،اژدهاي خفته لقبم هست از خانواده جو گونگ جين نيستم

من كونگ مينگ هستم،اژدهاي خفته لقبم هست از خانواده جو گونگ جين نيستم

More Farsi Persian subtitles for Three Kingdoms

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left