The first 200 lines.
Arian Drama , Hamzeh Dexter مترجمين
.الان ميام بيرون
.ديگه خسته شدم، يه چيز متفاوت ميخوام
.فقط ميخوام باهات حرف بزنم
.فقط ميخوام راجبش صحبت کنم
.لعنتي
!چقدر دير کردي بابا
.خفه شو. رانندگيت رو بکن
دختره چند سالشه؟
.اول دبيرستان
.سينههاي خوبي داره ها باهاش صحبت کردي؟
.نه
.بايد باهاش صحبت کني
.وقتي برگشتيم خونهام، يادم بنداز
.گمونم "گلن" يک کتاب راجبش داشته باشه
.لعنتي
.اگه بابات بفهمه اومديم اينجا مارو ميکشه
.نگران اينکه بابام مارو بکشه نيستم
.اگه قراره به موقع برگرديم بايد الان راه بيوفتيم
.ساعتت رو تنظيم کن، پونزده دقيقه وقت لازم داريم
!اوناهاش
.گالن ميگه اون چند وقتي هستش که اينجا بوده
.فکر ميکنه اين سيل آخري، آوردش اينجا
.صبر کن
.نگاه کن
.آشغالاي فسقلي
.همينجاست
.آره. همونجاست
.از اون بالا افتاده پايين
.موتورش که نيست
ديگه کي راجب اين قايق ميدونه؟
.فقط من و گالن
نظر اون چيه؟
.قايق براش اهميتي نداره
.خوبه
.چونکه اين قايق خودمونه
.اين عاليه
.خواهرومادر
.رفيق
!حرومزاده
.اينا خيلي خفنن
...پسر
.پسر، بايد يه نگاهي به اين مجله بندازي
.نک - چيه؟ -
.يه نفر اينجاست
چي؟
.يه نفر اينجا زندگي ميکنه
.لعنتي
.بايد بريم. نبايد دير بکنيم
چکار داري ميکني؟ - من همين ردپا رو -
.روي درخت هم ديدم
.روي پاشنهاش رد صليب داره
.يه نفر توي قايقمون بوده
!لعنتي. بزن بريم
اگه بخوايم به موقع برگرديم .بايد همين الان راه بيوفتيم
.بالارفتن از سراشيبي رودخونه دوبرابر طول ميکشه
.صبر کن
.همينجا ردپاها تموم ميشن
کجا رفتن؟
.نميدونم
لعنتي، اون يارو رو ميشناسي؟
.تا حالا نديدمش
.لعنتي
چي گفتي پسر؟
خيلي چيز خفنيه، مگه نه؟
چي؟
.قايق روي درخت
.خيلي چيز خفنيه
منظورت قايق ماست؟
.منظورم قايق خودمه
.ما پيداش کرديم
آره، وقتي من توش داشتم .زندگي ميکردم پيداش کردين
.طبق قانون، مالک صاحب هستش
.روي پاشنهت علامت صليبه
ميخ هستن
.به شکل صليب
براي چي؟
.محافظت از ارواح شيطاني
،از يه مردي خريدم که بهش ميگفتم سرخپوست
،ولي مکزيکي بودش
و ميگفت که اينا چکمههاي هفت فرسخي هستن
.که هفتمين پسرِ هفتمين پسر پوشيدشون
بهم گفتش که اين چکمه باعث ميشه من .تبديل به گرگينه بشم، که البته دروغه
.من اين چيزا حاليم نميشه
.اينا فقط چکمههاي خوش شانسين
و همونطور که ميبينين، تا الان .هم که خوب برام شانس نياوردن
اسمتون چيه؟
.اسم من "نکبون" هستش، اينم "اليس"ـه
و جناب، من ميدونم شما صاحب اون قايق نيستي
.چه از لحاظ قانوني چه غير قانوني
...نکبون
.خوب بلدي زبون بريزي
اهل کجايين؟
چرا برات مهمه که ما از کجا اومديم؟
.از دويت
.پسراي آرکانزاسي
.يه لحظه منو نگران کردين ها
بايد بشناسيمت؟
،من همين دور و بر بزرگ شدم .ولي يه مدتي بود که رفته بودم
کجا بزرگ شدي؟
.جاهاي مختلف
.زمان زيادي رو کنار رودخونهي "وايت" گذروندم
رودخونهي "شلي" رو ميشناسي؟
!اليس
.آره، ميشناسمش
يه پيرمرد به اسم "تام بلنکنشيپ" قبلا .اونجا زندگي ميکردش
.هنوزم زندگي ميکنه
.قايقش رو کنار قايق من ميذاره
!عجب چيز معرکهاي
...هممم
.از شما دوتا خوشم اومده ...شما من رو يادِ
از اونجايي که شما دو تا اهل آرکانزاس هستين
و جفتمون يک سري آدماي مشترک رو ميشناسيم
و توي يک سري جاهاي يکسان بزرگ شديم
.گمونم بتونيم باهم يه معاملهاي بکنيم
معامله براي چي؟
.غذا
.غذا در ازاي قايق
.اون يه گداست، اليس. بيا بريم
چرا خودت نميري غذاي خودت رو بگيري؟
.خب اگه ميتونستم که ميرفتم
.ولي به يه نفر گفتم که همينجا ملاقاتش ميکنم ...واسه همين
براي يه مدت اينجا گير افتادم و .آذوقهام هم داره تموم ميشه
.اون گدائه اليس، يالا
.من گدا نيستم .پول دارم
ميتوني بهم بگي کارگر چون که يک کارگر براي گذران زندگيش کار ميکنه
...و ميتوني بهم بگي بيخانمان چونکه
.الان واقعا خونهاي ندارم ...ولي کافيه دوباره بهم بگي گدا
و اونوقت همچين ادبي بهت ياد ميدم که .بابات نتونسته بود بهت ياد بده
وقتي که غذا رو بيارم، تو هم ميري؟
.آره
،و وقتي که رفتي اون قايق مال ماست؟
.درسته
.من الان فقط دستم بستهست
.يه مقدار کمک بدردم ميخوره
.بايد بريم
اسمش رو پرسيدي؟
.نه
.شرمنده
کجا بودي؟
.گلن من و نک رو نگه داشت تا بهش کمک کنيم
.قرار بود به من کمک کني .مجبور شدم خودم تمامش رو بار بزنم
.ميدونم. ببخشيد
،بپر عقب .نبايد بيشتر از اين دير بکنيم
.قرار بود ده دلار باشه
.وقتي کارت رو درست انجام بدي ميشه ده دلار
.امروز خودم جنسها رو بار زدم، واسه همين ميشه پنج
ميتوني منو برسوني خونهي نک؟
امروز به اندازه کافي نديديش؟
.گفتش يه چيزي ميخواد بهم بده
ببين اونجا بازم بيسکوئيت مونده؟
مامان ميخواست راجب چي باهات صحبت کنه؟
چي؟
امروز صبح
مامان ميخواست راجب چي باهات صحبت کنه؟
حالا توي خونهي خودم جاسوسي من رو ميکني؟
.جاسي نميکردم که، فقط صداتون رو شنيدم
.اون به مامانت مربوطه
.براي همون کتابه اومدم
.اوه آره .يه لحظه بايد صبر کني
اين آهنگه رو ميشنوي؟
آره
.يعني رو کاره .وقتي با دختره، اين آهنگ رو ميذاره
دختره رو ميشناسي؟
.هرکي هست صاحب اون ماشين "پونتياک" ـه
راجب امروز صبح با گالن صحبت کردي؟
نه. تو به کسي گفتي؟
.اون يارو ديوونهست
مطمئن نيستم. به نظر من که اون .فقط نياز به يه مقدار کمک داره
خودش ميتونه از اون جزيره .شنا بکنه و دنبال کمک بگرده
گمونم برگردم به همون جزيره
.و يه مقدار بهش غذا بدم
چرا؟
تو نکبون هستي، درسته؟
.آره
...دو کلمه نصيحت از من
.وقتي بزرگ شدي اصلا مثل عموي آشغالت نشو
شنيدي؟
با يه دختر مثل پرنسس برخورد ميکني، فهميدي؟
.آره
!بيخيال عزيزم
!من يه پرنسس لعنتيم
.اين کارا ديگه چيه
خيلي از آدما با همچين کاري موقع سکس مشکلي ندارن
.يه عده هم باهاش مشکل دارن حالا ما ميدونيم که تو باهاش مشکل داري، باشه؟
فکر ميکني من کيم؟
.مرواريد
.گالن اونا رو توي صدفهاي دوکفهاي پيدا کرده
.يالا، بيا بريم کتاب رو بهت بدم
يعني خودت حال نميکردي؟ - !نخير -
اصلا حال نميکردي؟ - !نه -
.خواهش ميکنم نرو
.نميخوام خودت تنهايي بري تو اون جزيره
همينطوريش دو نفره، اون رودخونه .به اندازه کافي ترسناک هست
.من به اون يارو اعتماد ندارم
.اينجاست
گالن ميگه اين کتاب اوضاع رو براش .از اين رو به اون رو کرده
.ممنون
.مراقبِ سگه باش
جدا ميخواي برگردي جزيره؟
No comments yet. Be the first to leave one.