The first 200 lines.
ارائـهای مشتـرک از TvShow | TvWorld
دانلود فیلم و سریال با لینک مستـقیم : . TV S DL .Org . :
ترجـمه و زیـرنویـس از رضــا و صـــابـــر S.A.B.E.R & KingSlayer
بد قلقي ميکنه ؟
آره ، شکلاتم گير کرده
آره ، بعضيوقتا اذيت ميکنن
نوکش گير کرده
نوکش ؟
توي قسمت شکلات
حرومزاده
گزارشم رو نده
جوينده يابندهست
بلاخره زنگ زدن
و ؟
خيلي دير بود
منظورت چيه خيلي دير ؟
خانم پرسون گفتن که مصالحه انجام شده
تلفن داريد کلانتر
يه دقيقه ديگه اونچام
فکر ميکنم که قاضي امضاش کرده
چي ؟ سناتور سعي نکرد که جلوش رو بگيره ؟
من از جزئيات باخبر نيستم تد
ميدوني تموم شده ، توافق انجام شده
توافق انجام شده
ظاهراً
خب چي ميشه ؟ دنيل از شهر ميره ؟
به عنوان يه قاتل محکوم بله
چقدر ؟
چي ؟
قبل از اينکه بره
اون مقدار زمان مشخصي داره
تا کارهاش رو انجام بده
چه کارهايي ؟
فکر کنم 30 روز
خُب ميخواي چکار کني ؟
چي ؟
هنوز ميخواي شکايت کني ؟
از اولش هم نميخواستم شکايت کنم
تموم شد تد
راست ميگي ؟
به زودي از شر من خلاص ميشيد
راه خودم رو ميرم
مادرت رفته غذا بخره
...ميخواست يه کاري در مورد اين قضيه
توافقت بکنه ، فکر کنم
خوبه
مادرته ديگه ، غذا بخره
دوست دارم قبل از اينکه برم کارِ آشپزخونه رو تموم کنم تد
واقعاً ميخوام ، ميدوني ، کارهاي سختُ انجام بدم
هر چي که بخواي
امکانش هست تد ؟
شايد بهتر باشه که روي قضيه ترک کردن شهر و بقيه مسائل تمرکز کني
مهمترين مسئله همينه ، نه ؟
من هم همينُ ميگم تد
آدم توقع نداره که بعضي چيزها اتفاق بيفتن
و بعد تدي تالبوت پيداش ميشه
درست وقتي که بهش نياز نداري
کريستوفر کي بود سناتور ؟
اون کيه ؟
دنيل گفت که با هانا و بقيه
يه کريستوفر نامي هم بوده
خب ، فکر کنم که داشته از کريستوفر نلمز صحبت ميکرده
يکي از بچههايي که اون شب پيش رودخونه بودن
که اينطور
هولدن ادعا ميکنه از اينکه ديده هانا با کريس دوسته
تعجب کرده و براش تازه بوده
از پيروزيت لذت ببر ساندرا
پرونده توئه ، نه من
تو الان بازپرس پرونده هستي
در واقع اگه يادت بياد
من از اولش هم مخالف مصالحه بودم
اما تو منُ متقاعد کردي ساندرا
تصميم خوبي از جانب تو بود ، تصميم خيلي خوبي بود
حالا همهمون ميتونيم ادامه بديم ، مگه نه ؟
خب ، من دارم ميرم آتلانتا
برميگردم سر کار و کاسبي ايالتي
اگه برات انتخابات به کمکي
نياز داشتي
فقط کافيه باهام تماس بگيري
خوبيتون رو ميرسونه سناتور
در طول محاکمه اصلي
وکيل هولدن سعي داشت
شهرت جنسي هانا براي پرونده معرفي کنه
قاضي نپذيرفت
چرا يه قاضي بايد اينکارُ بکنه ؟
ساندرا ، شايعه بود
هيچ مدرک واقعياي نبود
کي سکس داشتن با يه دختر 16 ساله رو تاييد ميکرد
با رضايت طرفين يا طور ديگه ؟
دقيقاً
ما متهم رو داريم ساندرا
هولدن قبول کرد
دو بار
اگه ميخواي در مورد شهرت اون دختر
يا شهرت يه مرد ميانسال خونوادهدار تحقيق کني
با مسئوليت خودت اينکارُ بکن
اين يه تهديده سناتور ؟
به زحمت
من ديگه اينجا کاري ندارم
همونطور که ميگن ، من احساس تکامل ميکنم
مسئوليت و خطري که من ازش حرف ميزنم خانم بازپرس
شامل محدوده شغلي شما
و محدوه جايي که شما کارتون رو انجام ميديد ميشه
براي شما اينجا مسئوليت و خطري هست سناتور ؟
اين يه تهديده خانم پرسون ؟
فقط يه سوال صادقانه بود
زندگي هميشه مخاطره آميزه
خطره که به زندگي طعم ميده
تدي ؟ توئي ؟
تاوني ؟
آره منم
ماشينت رو نديدم
تاوني ؟
چي ميخوريد ؟
فقط نوشابه لطفاً
ميشه يه آبجو ديگه برام بياريد ؟
بايد از اينجا بري
جمع و جور کردم
کليدهام رو توي آپارتمان و روي پيشخون گذاشتم
همينطوري
همينطوري
با اين شغلي که داري بايد سبک سفر کني ، نه ؟
نميشه که هميشه برنده شد آمانتا
چرا که نه ؟
تو با من سکس داشتي تا من وکالت برادرت رو انجام بدم ؟
تو وکالت برادرم رو قبول کردي تا بتوني با من سکس داشته باشي ؟
من اول ازت پرسيدم
نميدونم جان
شرايط ، بهتره بگم که نامعمول بودن
مطمئناً غيرعمدي نبوده
يا شايدم غيرعمدي بوده
الان مهم نيست
براي من مهمه
اون گفت که انجامش داده ؟
قتلُ ؟
گفت جان ؟
آره گفت
پس اميدوارم که انجامش داده باشه
فکر ميکنم بعضيوقتا اون باور داره که هانا رو کشته
و بعضيوقتا باور نداره که اينکارُ کرده
واقعاً فکر نميکنم که بدونه
من هم دارم به همين فکر ميافتم
چيزي که من ميدونم اينه که دنيل به کمک نياز داره
اون قبل از اينکه بره يک ماه وقت داره
الان چي هستي ؟
مربي تبعيدش ؟
اون نميتونه تنهايي اينکارُ بکنه
تواناييش رو نداره
تو نميتوني به اونايي کمک کني که به خودشون کمک نميکنن
اون هنوز بايد زندگي بکنه
همه ما بايد زندگي کنيم
هورا
اين رويا رو داشتم که تو مياي اينجا
و بهم ميگي که دنيل توافق رو قبول نکرده
تصميم گرفته که مبارزه کنه
من ازش خواستم که اينکارُ بکنه
تا لحظهي آخر
آفرين جان
اين يعني دوباره با هم رابطه داريم ؟
احتمالاً نه
جدي نبودم
ناجوره
باورم نميشه که رفتي توي اتاقش
منم همينطور
همونطوري که ميگفتن بود ؟
مردم چي ميگن ؟
ميدوني که چي ميگن
همونطور که ميگفتن بود
انگار که ديروز اونجا بوده
ناراحت کنندهست
ناراحت کننده بود
چرا اومدي اينجا جرد ؟
بيخبر
اون امروز دوباره اعتراف کرد
چي ؟
به کشتن و خفه کردنش و هرچي
خداي من
حالا بايد شهرُ ترک کنه
وقتي که بقيه ما نشستيم و هيچ کاري نميکنيم
متاسفم جرد
مشکلي نداره
منظورم اينه ، نه واقعاً
اون وقتي جوونتر بود از کبابهاي "ويلي دي" خوشش مياومد
فکر کردم شايد
نميدونم ... براش خاطرات رو زنده کنه
چنگالهاي هميشگي خوبه ؟
غذاي بيرونه تد
جرد گفت که امشب خونه کلر غذا ميخوره
بهش گفتي که نميتونه اونجا بمونه ؟
نه
فکر نميکردم که دوباره داره کلر رو ميبينه
نميدونم
امروز به تاوني زنگ زدم ، دو بار
فکر نميکنم ايده خوبي باشه
که اونا امشب بيان اينجا جنت
زنگ نزدم که دعوتشون کنم تد
زنگ زدم تا حالش رو بپرسم
البته
اون چطوره ؟
جواب تلفنهام رو نداده
No comments yet. Be the first to leave one.