The first 200 lines.
تو کوئیر نیستی
معمولا اگه با یه پسر آمریکایی تا اینجا پیش بیام
بقیهش هم راحته ...ولی در مورد تو یه
مانعی هست
مادرت خوشش نمیاد
یه دوستی داشتم
یه یهودیِ همجنسگرا بود که توی اکلاهما زندگی میکرد
ازش پرسیدم «چرا اینجا زندگی میکنی؟
به اندازه کافی پول داری
«میتونی هرجا دوست داری زندگی کنی
میدونی در جواب چی گفت؟
«اگه برم یه شهر دیگه، مادرم دق میکنه»
موفق باشی، لی
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکههای اجتماعی دنبال کنید @FilmKio
ممنون - ممنون -
:کانال زیرنویسهای فیلمکیو @SubKio
همهچیز توی این کشور داره از هم میپاشه
برام تعجبآور نیست که
...که برم آلامدا، دنبال یه پسر و
یکی عریضهنویسم رو دزدیده
کار اون برزیلیه بود
میشناسیش. موریس
کشتیگیره؟
مربی باشگاه رو میگی؟ لوئی؟
نه، نه، اون یکی دیگهست
نه، لوئی به این نتیجه رسیده
که این کارها اشتباهه
و بهم میگه من میرم جهنم
ولی خودش میره بهشت
جدی؟ - اوهوم -
نه، موریس هم مثل خودم کوئیره
...کمتر نباشه، بیشتر نیست ببخشید
ولی زیر بار نمیره
فکر کنم با دزدیدن عریضهنویسم
میخواد به من و خودش نشون بده
که به هرچی گیرش بیاد نه نمیگه
آهان
در واقع اونقدر کوئیره که
علاقهم بهش رو از دست دادم
...ولی نه بهطور کامل
سلام
یه مشت نازی
احتمالا بهجای کتک زدنش
که کاملا بهجاست، دعوتش میکنم
به خونهم
به این فکر کن که شلیک کردن...
به یک سرگرد در ارتش مکزیک چه بهایی داره
میدونید چیه؟ من میرم یه بطری بیارم
خب، نه
میدونی، میخوایم روی طرحِ
کشتیای که قراره بسازیم کار کنیم
کشتی؟
آره، توی خوزه ازوتا
خیلیخب، چطوره فردا دور و بر ساعت پنج
به صرف نوشیدنی بیای راتسکلر پیشم؟
فکر کنم فردا سرم شلوغ باشه
آره، باید بخوری و بنوشی
خب میدونی، الان این کشتی برام از هرچیزی
مهمتره
کل وقتم رو میگیره
هرطور مایلی
ممنون که مداخله کردی، تام
امیدوارم دوزاریش افتاده باشه
ازش خوشم میاد، ولی تنهایی تحملش رو ندارم
همهش میخواد بکشونتم توی تخت
از همین کوئیرها خوشم نمیاد
نمیشه رابطه رو باهاشون بر پایه دوستی حفظ کرد
« مترجمان: علیرضا نورزاده و عاطفه بدوی » ::. MrLightborn11 & Atefeh Badavi .::
یه ابسنت
سلام، لی
کون لقت، تام
چه زودرنج
به دل نمیگیرم
آره
مسکال - چشم آقا -
چرا اینقدر ناراحتی؟
ناراحت نیستم
جدی ناراحت نیستم
چیزیم نیست
قبلا هم اومدی اینجا؟
آره، معلومه که اومدی - آره، اومدم -
با خودت تفنگ حمل میکنی؟
آره، میکنم
باید برم
دم چیمو دعوا شده
میرم اونجا یه چیزی بخورم
خداحافظ - خداحافظ -
اینجا رو داشته باش
پس از اینکه زن و سه فرزند خود را کشت»
تیغ را برداشت و تظاهر به خودکشی کرد
اما صرفا به برداشتن چند خراش منتهی شد
«که نیازی به مراقبت پزشکی نداشت
چه ناشیانه فیلم بازی کرده
،گفتی قتل یادم افتاد ...بهتره برم تا
کونت رو بده زمین
یا اون چیزی که بعد از هشت سال خدمت توی نیروی دریایی ازش مونده رو
لی
باید برم
مگه زن ذلیلی؟
جدی آره
این اواخر خیلی بیرون از خونه بودم، لی
لولا، شیپ آهوی
...بقیه جاها
زنم میگه
باید هرشب واسه شام برگردم
لعنتی، جیم
...لی، وایسا
سلام
سلام
...صرفا خواستم بهت بگم
ماری یهکم پیش توی میخونهی لولا بود
و ازم خواست بهت بگم
که طرفهای ساعت پنج
میره شیپ آهوی
اوه
ممنون
امشب میای؟ - آره -
فکر کنم آره
این کیه؟
نمیدونم
تکیلا - چشم -
یکی دیگه
یکی دیگه
داری تند تند میخوری، آقای لی
دوتا کوبا لیبره
بیا پیشمون بشین
چطور دقیق بودن اطلاعاتتون رو
بررسی کردین؟ ...این
راستش نکردیم - چی؟ -
وقتی توی آلمان بودم، واحد ضد جاسوسی رو
خیلی با اطلاعات غلط گول زدن
و البته تمام اطلاعات رو
با مخبرها بررسی کردیم
و ماموران خودمون رو توی میادین داشتیم
اکثر مخبرهامون
اطلاعات ساختگی زیادی دریافت میکردن
ولی یکی بود که همه رو از خودش درمیآورد
مامورانمون رو فرستاده بود
که دنبال شبکه جاسوسی جعلی روسیه بگردن
خب، بالاخره از فرانکفورت ...گزارش رسید
همهش الکی بود
...ولی بهجای
بهجای رفتن از شهر
قبل از بررسی اطلاعات
با اطلاعات بیشتر برمیگشت
همینجاست؟
آره، یه تخت اینجا گرفتم
اوهوم
شب بهخیر
شب بهخیر - شب بهخیر -
ایناهاش - آره -
مشکل من اینه که از آدمهایی که ازم دزدی میکنن خوشم میاد
اشتباهت، بردنشون
به خونهاته
هتل رو واسه همین چیزها ساختن
خب، تو اونجایی ولی نصف مواقع
پول هتل ندارم
تازه، دوست دارم یکی باشه
که صبحونه درست و خونه رو جارو کنه
یعنی خونه رو تمیز کنه
ساعت و رادیو برام مهم نیست
ولی از دست دادن اون چکمهها واقعا دردناکه
همیشه زیبا و لذتبخش بودن
نمیدونم درسته این حرفها رو
جلوی جونیور بزنم یا نه
راحت باش - توهین نباشه، پسر جان -
گفتم چطور آبِ پلیسی که گشت میزد رو آوردم؟
طرف پارتیزانه، نگهبان محلهست
هروقت میبینه چراغ اتاقم روشنه
میاد یه پیک رام میزنه
حدود پنج شب پیش
وقتی مست و نشئه و حشری بودم
مچم رو گرفت
خلاصه اوضاع طوری پیش رفت
...که آخرش بهش نشون دادم چطور
کار پیش میره
یه شب بعد از ارضا کردنش
داشتم از کنار آبجو فروشیِ این بغل رد میشدم
مست اومد بیرون و گفت نوشیدنی بخور
گفتم نمیخوام
اونم تفنگش رو درآورد و گفت بخور
تفنگش رو ازش گرفتم
رفت توی آبجو فروشی
تا نیروی کمکی خبر کنه
مجبور شدم برم داخل و تلفن رو از دیوار بکنم
پول تلفن افتاد گردنم
برگشتم توی اتاقم که توی طبقهی همکفه
با صابون روی پنجره نوشته بود «گرینگوی حرومزاده»
پاکش نکردم
گذاشتم روی پنجره بمونه
تبلیغ، چیز مفیدیه
بازم میخواید؟
بله
ببخشید
بهنظرت کوئیره؟
چند هفتهست که میبینمش
میبینیش؟ - آره، باهاش وقت میگذرونم -
معلوم نیست کوئیره یا نه
میتونی ازش بپرسی
نه، نه، نه
No comments yet. Be the first to leave one.