The Reflecting Skin

The Reflecting Skin

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

The Reflecting Skin (1990) [BluRay] [720p] [YTS AM]
The Reflecting Skin (1990) [BluRay] [1080p] [YTS AM]
The Reflecting Skin 1990 1080p BluRay H264 AAC-RARBG
The Reflecting Skin 1990 720p BluRay H264 AAC-RARBG
The Reflecting Skin 1990 1080p BluRay x264 DD5 1-FGT
The Reflecting Skin 1990 720p BluRay x264-Japhson
The Reflecting Skin 1990 BRRip XviD MP3-XVID
A Commentary by TAMAGOTCHi
🔥TAMAGOTCHi🔥 ترجمه و زیرنویس از | iMovie-DL.Co

Tags

BluRay
x264
720p
720
1080
TS
YTS
brrip
XviD
Published on: 2019-01-08
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از

!بیایید این قورباغۀ فوق‌العاده رو ببینید

کجا پیداش کردی؟

اون پایین کنار رودخونه !رو یه کندۀ درخت نشسته بود

!ببین چه گنده ست - !اندازه یه وزغ ـه -

بریم اون‌جا بشینیم - حتماً سنگین هم هست -

آره

اون زن هنوز از این‌جا رد نشده؟ - نه -

پوست‌ش رو نگاه کن - ...آره -

هر لحظه ممکنه بیاد !باید عجله کنیم

نوبت من ـه بادش کنم - نخیر نیست -

!هست - !می‌گم نیست -

!خفه شید نی پیش کیه؟

خب، پس من چکار کنم؟ - تو می‌تونی قورباغه رو نگه‌ش داری -

!نمی‌خوام نگاه کنم !دفعۀ قبل هم فقط نگاه می‌کردم

!ساکت شو، ایبن - !نگاه کردن خالی به هیچ دردی نمی‌خوره -

!ایبن، فقط نگاه کن تو

!زودباشید !داره میاد

بیا، زودباش ...از دستت نیفته

خیلی‌خب، بریم ...زودباشید

مامان می‌گه کار زشت و بدی ـه - چکار؟ -

ترکوندن قورباغه‌ها - چرا آخه؟ -

می‌گه کشتن حیوون‌ها گناه ـه

فقط یه قورباغه ست بابا

با این وجود بازم می‌گه کار بدی ـه نباید کشتش

مامان من که مُرده الان تو بهشت ـه

نخیر نیست الان تو یه تابوت ـه

اشتباه می‌کنی، الان تو بهشت ـه یه فرشته ست

فرشته چیه دیگه؟

یه بچه‌ای ـه که بال داره

هربار کار بدی کنی و مامانت گریه‌ش بگیره یه فرشته رو کشتی

!من که همیشۀ خدا اشک مامانم رو درمیارم بعضی وقت‌ها فقط نگاهش می‌کنم و اون گریه‌ش می‌گیره

آدمی که دیگه پلک نزنه می‌ره به بهشت و می‌شه یه فرشته

این‌جوری نیست، ایبن مامانت الان تو تابوت ـه و کرم‌ها دارن می‌خورنش

دروغ می‌گی

الانه که گریه‌ت بگیره، ایبن؟ - نه -

پس چرا اشک تو چشم‌هات جمع شده؟

!ایبن گریه‌ش گرفته !ایبن گریه‌ش گرفته

!ایبن گریه‌ش گرفته! ایبن گریه‌ش گرفته !ایبن بچه ننه

کل روز رو می‌شورم و می‌سابم ...ولی بازم بوش میاد

!بنزین و روغن

نفس آدم بوگندش رو می‌ده پوست و بدن آدم بوش رو می‌ده

وقتی می‌ری بخوابی روتختی و لحاف‌ها هم بوگندش رو می‌دن

وقتی همسایه‌ها میان این‌جا یا صدامون می‌زنن ...نه که واقعاً بخوان سراغی ازمون بگیرن

...می‌بینم که هی بو می‌کشن !بو می‌کشن

کل روز فقط این‌جا رو می‌سابم و تمیز می‌کنم ...که بو بره

اون وقت تا میای خونه باز روز از نو روزی از نو

اصلاً اون‌قدر مادۀ ضدعفونی کننده وجود نداره که باهاش بشه بوگند تو رو از بین برد، لوک داو

دهنت و آب‌دهنت هم مزه‌ش رو می‌ده می‌دونستی؟

مثل یه بمب ساعتی بوگندو و متحرکی، لوک داو

یه روز که جلو نور آفتاب نشستی !منفجر می‌شی... بنگ

...چیز می‌شی چی بهش می‌گفتن؟

می‌سوزی و خاکستر می‌شی

وقتی کمرون برگرده خونه، اوضاع باید تغییر کنه فهمیدی چی گفتم؟

اون نباید با بوی بنزین و روغن از خواب بیدار بشه

کمرون به جزایر زیبا عادت کرده

دریای زیبا، ساحل و شن‌های زیبا همه‌چی زیبا

تو جزیره‌های قشنگ، نارگیل هم هست

تا جایی که چشم کار می‌کنه، ماشینی نیست

فقط قایق هست

!مثل این آشغال‌دونی که نیست

!این مرد اصلاً انگار عرقش هم بو بنزین می‌ده !از سرتا پاش بنزین می‌چکه

وقتی کمرون برگرده اوضاع عوض می‌شه !همه‌چی تغییر می‌کنه و درست می‌شه

دلم برا کمرون تنگ شده

می‌دونم... می‌فهمم منم دلم براش تنگ شده

تشنه‌ت نیست، پسرم؟ - نه -

بهتره که زیاد نوشیدنی بخوری، وگرنه ضعیف می‌شی یه مرد باید زیاد آب بخوره

تو تشنه‌ت ـه، بابا؟ - آره -

می‌خوای یه‌کم آب برات بیارم؟

خب، اگه بیاری که خیلی خوب می‌شه، پسرم

چی می‌خونی، بابا؟

کتاب - در مورد چی هست، بابا؟ -

در مورد خون‌آشام‌ها، پسرم

خون‌آشام چیه؟

اونا خیلی خوش‌رفتار و مهربون نیستن

گردن‌ت رو گاز می‌گیرن و خون‌ت رو مک می‌زنن و از این‌جور چیزها

نمی‌شه زیاد باهاشون معاشرت کرد

چرا همچین کاری می‌کنن، بابا؟

چون اگه نکنن، پیر می‌شن

واسه جوون موندن این کار رو می‌کنن

و کسایی که اونا خون‌شون رو می‌خورن پیر می‌شن و

می‌میرن

...در طول روز هم توی یه تابوت می‌خوابن

و شب‌ها ست که به یه خفاش تبدیل می‌شن

البته اگه بخوان و خودشون مایل باشن

این اطراف هم خون‌آشامی زندگی می‌کنه، بابا؟

اگه هم باشه جای تعجب نداره

تاحالا یه خون‌آشام دیدی، بابا؟

نه، ندیدم، پسرم ولی آخه من اصلاً دنبال پیدا کردن‌شون نبودم

می‌شه تو بری کارش رو راه بندازی، سث؟

خون‌آشام من تو جای حساس داستان ـه و انگار تشنج کرده

...باکش رو پر کن لطفاً؟

اسمت چیه؟

سث

فامیلیت چی؟ - سث داو -

چند سالت ـه، سث داو؟

تقریباً 9

اونی که اون‌جا ست، بابات ـه؟ - آره -

شبیه مترسک ـه

تو هم یه مترسکی، پسر؟ - نه -

امیدوار بودم که باشی ...بعداً می‌بینیمت

دوست داری هم‌دیگه رو ببینیم؟

آره

مراقب خودت باش، سث داو

!سث

باز قورباغه ترکوندی؟

...نه - ولی من یه چیزای دیگه‌ای شنیدم -

!اون دروغ می‌گه - کی ؟ -

!اون خانم انگلیسی

مثل کف دستم می‌شناسمت و می‌دونم چکاره‌ای

باید بری اون‌جا و ازش عذرخواهی کنی

...ولی آخه مامانـ - !زودباش برو ببینم -

!فوراً

بیا تو نترس گازت نمی‌گیرم

بشین

...قورباغه‌ها کی براشون ارزش قائل ـه؟

از کثیف شدن لباسم ناراحت بودم

خدا شاهده بچه که بودم خودم کارای خیلی بدتری کردم

فشفشه می‌بستیم به دم گربه‌ها و آتیش‌شون می‌زدیم

تاحالا این کار رو کردی؟

...اوه باید امتحان‌ش کنی

پسر، همچین فرار می‌کنن

می‌پرن وسط خیابون و

کون‌شون جزغاله می‌شه

...یادمه یه بار حتی قناری مامانم رو گذاشتیم تو فر

!ترکید !منفجر شد

حالا که بهش فکر می‌کنم درست مثل اون قورباغه شد

خونوادۀ همسرم تو کار شکار و صید وال بودن

قبل از این‌که کشاورز بشن

ازش خوشت میاد؟

برش دار راحت باش

اون کیه؟

همسرم ـه

اسمش آدام بود تو لندن باهم آشنا شدیم

ازدواج کردیم و اومدیم این‌جا

یه هفته‌ای خوشحال بودیم

بعد یه روز رفتم توی انبار و

اون‌جا افتاده بود

صورتش قرمز شده بود

زبونش آبی چشم‌هاش از حدقه زده بود بیرون

می‌دونی، خودش رو دار زده‌بود

اون خیلی... زیبا بود

...چشم‌هاش

...مو‌هاش

...پوستش

...اوه ...پوستش

...من رو بغل می‌کرد و برام آواز می‌خوند

تو خورشید تابان من هستی

...تنها نور زندگی من

...من رو خوشحال می‌کنی وقتی که آسمون تیره و خاکستری ـه

خب، حالا دیگه هیچ نور و خورشیدی تو زندگی من نیست

از نور خورشید متنفرم

...بعضی وقت‌ها خیلی عادی و طبیعی اتفاقات وحشتناکی می‌افته

قیافه‌ت فرق داشته

اوه، خب... آره

اون باعث می‌شد جوون‌تر به نظر بیام

بدون اون هر لحظه پیرتر و پیرتر می‌شم

بخشی از وجودم رو از دست می‌دم

هر روز صبح وقتی بیدار می‌شم یه بخشی ازم همون‌جا تو تخت می‌مونه

حتی نمی‌تونم دیگه تو آینه خودم رو نگاه کنم

بگو ببینم، به نظر تو چند سال‌م ـه؟

پنجاه؟

!پنجاه؟

عجب، مرسی که ازم تعریف کردی و روحیه دادی

اوه، نه، من پیرتر از این حرف‌هام

من دویست سال‌م ـه

مگه این همه چین و چروک و موهای سفیدم رو نمی‌بینی؟ نگاه کن

چرا

می‌تونی ببینی؟

بیا این‌جا و کنارم بشین

زودباش بیا

می‌دونی این چیه؟ - نه -

یکی از دندون‌های آدام ـه

این چی؟ می‌دونی این چیه؟ - مو ئه -

درسته، موی همسرم

این عینک مطالعه‌ش ـه این شونه‌ش ـه

می‌بینی؟ اینا تنها چیزایی اند که الان ازش باقی موندن

فقط یه جعبه خرت و پرت

آدم عاشق می‌شه و اون موقع که

عزیز آدم می‌میره هیچی براش باقی نمی‌مونه

هیچیِ هیچی

فقط چندتا خاطره و یه خونه که اون بچگی‌هاش توش زندگی می‌کرده

...هیچی جز رؤیا و تباهی !و یه جعبه

جعبه‌ای که مال بچگی‌هاش ـه !بچگی‌ای که من اصلاً بخشی ازش نبودم و توش حضور نداشتم

بی-رام نوعی عطر

...اوه، این بوی اون رو می‌ده

...وای

...خودشه !خودشه

بوی خودشه ...این عطر بوی اون ـه

...اوه، عزیزدلم ...عزیزدلم

!بوی عزیز از دست رفته‌م رو حس کن

...خون‌آشام

!اون یه خون‌آشام ـه

...اینم از این

هنوز بیداری - یه ذره دیگه می‌خوابم -

الان دیگه وقتش ـه که بخوابی

...نکن، مامان

چه خبر شده مگه؟- ...هیچی -

بچه نشو و بگیر بخواب - ...ولی آخه -

آب می‌خوای؟ - نه -

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left