The first 200 lines.
به نام خدا .::با درود خدمت دوستاران فيلم و سريال هاي شرقي::.
قسمت31 این قسمت:ليو بِي سوار بر اسب از ميان رودخانه تان مي تازد (متــــرجم:چــــيااُ فنگ(مهدي 0
جنرال شو،500 محافظ از كمپ ببر برداره و دنبال من به خانه مهمان ها بياد
جنرال شو،500 محافظ از كمپ ببر برداره و دنبال من به خانه مهمان ها بياد
جنرال شو،500 محافظ از كمپ ببر برداره و دنبال من به خانه مهمان ها بياد
جنرال وو 60 هزار سرباز زبده بسيج كنن و بيرون شهر مستقرشون كنن
جنرال وو 60 هزار سرباز زبده بسيج كنن و بيرون شهر مستقرشون كنن منتظر دستورم براي حمله به شين يِي باش
جنرال سونگ،دربازه هاي شهر جينگ جو رو ببند و حفاظت رو محكم كن نزار هيچ كسي عبور كنه
جنرال سونگ،دربازه هاي شهر جينگ جو رو ببند و حفاظت رو محكم كن نزار هيچ كسي عبور كنه
اطاعت
عموي امپراتوري
عموي امپراتوري
ارباب جوان عموي امپراتوري
ارباب جوان،ملاقات اين موقع شب براي چيه؟
ارباب جوان،ملاقات اين موقع شب براي چيه؟
عموي امپراتوري،لطفا يه چيزو بهم جواب بدين
ايا شما امروز تنها با پدرم ملاقات داشتين؟
بله،براي جشن قايق اژدها ايشون گفتن براي شراب خوردن بهشون ملحق بشم
شما درباره چي حرف زدين؟
ارباب درباره انتخاب جانشين ازم پرسيدن
من گفتم:رد شدن از بزرگتر و انتخاب كوچكتر راه فاجعه خواهد بود
من گفتم:رد شدن از بزرگتر و انتخاب كوچكتر راه فاجعه خواهد بود
متشكرم عموي امپراتوري براي صداقتتون
ولي اين حرفا باعث شده براي عموي امپراتوري دردسر بياد
چطور؟برادر جينگ شنگ ميخواد منو بكشه؟
نه نه،پدر هرگز اين كارو نميكنه
اما سَي مااُ الان داره در مقابل شما اماده بشه
در عمارت جنرال ها چراغ ها روشن هست سَي مااُ داره افرادشو جمع ميكنه
در عمارت جنرال ها چراغ ها روشن هست سَي مااُ داره افرادشو جمع ميكنه
عموي امپراتوري،جينگ جو رو ترك كنيد و فورا به شين يِ برگرديد
عموي امپراتوري،جينگ جو رو ترك كنيد و فورا به شين يِ برگرديد
متشكرم ارباب جوان براي نجات زندگيم
ولي حالا كه به دعوت برادر جينگ شنگ اومدم
بايد قبل از رفتن به شايستگي ايشونو ترك كنم وگرنه اداب و رسوم رو شكاف دادم
بايد قبل از رفتن به شايستگي ايشونو ترك كنم وگرنه اداب و رسوم رو شكاف دادم
زندگيتون در خطره،عموي امپراتوري رسوم رو فراموش كنيد زود باشين بريد
زندگيتون در خطره،عموي امپراتوري رسوم رو فراموش كنيد زود باشين بريد
زندگيتون در خطره،عموي امپراتوري رسوم رو فراموش كنيد زود باشين بريد
زندگيتون در خطره،عموي امپراتوري رسوم رو فراموش كنيد زود باشين بريد
زندگيتون در خطره،عموي امپراتوري رسوم رو فراموش كنيد زود باشين بريد
ليو بِي گرفته شد؟
جنرال،اتاق ها خالي هستن
ما همه جا رو گشتيم،اما هيچ اثري از ليو بِي نبود
ما همه جا رو گشتيم،اما هيچ اثري از ليو بِي نبود
ما همه جا رو گشتيم،اما هيچ اثري از ليو بِي نبود
ليو بِي بايد همين جا باشه چطور ميشه اثري ازش نباشه؟ منزل دار رو بيار
ليو بِي بايد همين جا باشه چطور ميشه اثري ازش نباشه؟ منزل دار رو بيار
بيارينش
بله
برو سريعتر
ليو بِي كجا رفته؟
جنرال،درست در ساعت 2 شب
ليو بِي ناگهان از خانه مهمان ها در اومد سوار اسب شد و رفت
ليو بِي ناگهان از خانه مهمان ها در اومد سوار اسب شد و رفت
اون هيچي نگفت
ارباب رسيدن
ارباب
ارباب ارباب ارباب
ارباب ارباب ارباب
محافظان كمپ ببر در اين نيمه شب اينجا چي كار ميكنن؟
محافظان كمپ ببر در اين نيمه شب اينجا چي كار ميكنن؟
ارباب،منزل دار به من گزارش داد كه
ليو بِي در ساعت 2 شب از خانه مهمان ها خارج شده و با عجله از اينجا رفته
ليو بِي در ساعت 2 شب از خانه مهمان ها خارج شده و با عجله از اينجا رفته
ليو بِي در ساعت 2 شب از خانه مهمان ها خارج شده و با عجله از اينجا رفته
من به عنوان مسئول امنيت شهر هستم و ليو بِي مهمان شماست
من به عنوان مسئول امنيت شهر هستم و ليو بِي مهمان شماست
اگه هر اتفاقي براي ليو بِي بيوفته گناه من بخشيده نخواهد شد
بنابراين تعدادي سرباز براي بررسي به اينجا اوردم
این همینطوره؟
بله بله
مشعل
بياريد
سال بعد از سال به پير شدنم در اينده فكر كردم روز به روزم با چيزهاي يكساني رو به رو شدم
يك اژدها نبايد در يك تالاب افتاده بشه بلكه بايد مثل اذرخش و رعد و برق
ارباب اين نوشته فتنه جويانه هست
ليو بِي منظورشه از ماندن در شهر جينگ جو داره رنج ميشكه
اون ترجيح ميده مثل اذرخش و رعد و برق باشه
من در اين مدت چيزي جز مهرباني براي اون نداشتم ولي اون در قلبش اين احساس رو نداره
من در اين مدت چيزي جز مهرباني براي اون نداشتم ولي اون در قلبش اين احساس رو نداره
به نظر كه واقعا نقشه داره استان رو از من بدزده
بله
من بايد نابودش كنم
ارباب
اين نوشته ناپخته و ساده لوحانه هست به نظر كه دست خط شواِندو نيست
به علاوه من هرگز دست خط اونو در گذشته نديدم
ارباب،اين واضح هست كه ليو بِي توي قلبش با شما اختلاف داره
چرا بايد در نيمه شب جينگ جو رو ترك كرده باشه؟ من از قبل ارتش رو جمع كردم لطفا به من اجازه بديد به شين يِ برم و ليو بِي رو بگيرم
چرا بايد در نيمه شب جينگ جو رو ترك كرده باشه؟ من از قبل ارتش رو جمع كردم لطفا به من اجازه بديد به شين يِ برم و ليو بِي رو بگيرم
چرا بايد در نيمه شب جينگ جو رو ترك كرده باشه؟ من از قبل ارتش رو جمع كردم لطفا به من اجازه بديد به شين يِ برم و ليو بِي رو بگيرم
اگه شما هنوز در مورد اين ترديد داريد ارباب
چرا اول ليو بِي رو دستگير نكنيم بعد شما ميتونيد شخصا خودتون ازش بپرسيد؟
چرا اول ليو بِي رو دستگير نكنيم بعد شما ميتونيد شخصا خودتون ازش بپرسيد؟
بگيم تو بري شين يِ ليو بِي رو دستگير كني
گواِن يو و جانگ فِي همينجور وايميستن تو اين كار رو انجام بدي؟
جااُ زي لونگ هم هست
اونوقت اين يك جنگ آني بين دو طرف نميشه؟
همتون مرخصيد،يه روز ديگه با دقت بهش فكر ميكنم
برگرديد كمپ هاتون،مگه نشنيديد چي گفتم؟
تو روي زمين دنبال چي هستي؟ من ارباب استان جينگ نيستم؟
مگه شما فرمان ارباب رو نشنيديد فورا به كمپ هاتون برگرديد
مگه شما فرمان ارباب رو نشنيديد فورا به كمپ هاتون برگرديد
مگه شما فرمان ارباب رو نشنيديد فورا به كمپ هاتون برگرديد
زود باشين،اطاعت
زود باشين،اطاعت
وقتيكه ما ديشب به خانه مهمان ها رسيديم ليو بِي از قبل فرار كرده بود
وقتيكه ما ديشب به خانه مهمان ها رسيديم ليو بِي از قبل فرار كرده بود
ما دست خالي برگشتيم
به علاوه،وقتي اجازه حمله به شين يِ رو خواستم ارباب رد كردن
به علاوه،وقتي اجازه حمله به شين يِ رو خواستم ارباب رد كردن
ارباب به نظر به من سوء ظن پيدا كردن؟
معلومه كه اينطوره
ارباب ديشب دير برگشتن
به محضي كه داخل خانه شد شروع به صحبت درمورد وجود خيانتكار در جينگ جو كرد
قدري عصباني بود كه خون بالا ارود
پس بايد چي كار كنيم؟
بي حوصله نباش،خوشبختانه،بعد اينكه حرفاش تموم شد مريضيه قديميش دوباره عود كرد
بي حوصله نباش،خوشبختانه،بعد اينكه حرفاش تموم شد مريضيه قديميش دوباره اود كرد
به نظر كه براي دوهفته بعد يا بيشتر نتونه امور داخلي رو اداره كنه
به نظر كه براي دوهفته بعد يا بيشتر نتونه امور داخلي رو اداره كنه
ولي وقتي ارباب ليو دوباره خوب شن حتما دنبال اينو ميگيرن
ولي وقتي ارباب ليو دوباره خوب شن حتما دنبال اينو ميگيرن
مطمئنا اينطوره
اما
من ميتونم اطمينان رو بدم كه اون به اين زودي خوب نشه
من قبلا يك طبیب رو گفتم تا از اون مراقبت كنه
از طرفي بايد ارباب ليو رو هم زنده نگه داره
از طرفي ديگه بايد بيماريشو در اين مرحله نگه داره
پس تو وقت زيادي داري،خوب ازش استفاده كن
خواهر اگه شما مرد بوديد يك مشاور ارتشيه بزرگ مي شدين
اگه زن باشم چي؟
نميتونم به عنوان يك زن ارباب استان جينگ باشم؟
بله بله
متشكرم عموي امپراتوري براي ملاقات من
ارباب جوان اينطور نيست،من بايد ازتون به خاطر نجاتم در خانه مهمان ها تشكر كنم
ارباب جوان اينطور نيست،من بايد ازتون به خاطر نجاتم در خانه مهمان ها تشكر كنم
اوه درسته،اون شب من بدون خداحافظي ترك كردم
برادر جينگ شنگ برنامه دارن چطور با اين موضوع سروكار داشته باشن؟
در روز بعد مريضيه قديمي پدراود كرد و الان در بستر هستن
در روز بعد مريضيه قديمي پدراود كرد و الان در بستر هستن
در روز بعد مريضيه قديمي پدراود كرد و الان در بستر هستن
در روز بعد مريضيه قديمي پدراود كرد و الان در بستر هستن
بنابراين اين موضوع كنار گذاشته شد
پس ارباب جوان مشكل بوده شخصا به اينجا سفر كرديد چي كار ميتونم كنم؟
پس ارباب جوان مشكل بوده شخصا به اينجا سفر كرديد چي كار ميتونم كنم؟
پس فردا منسوخ كردن جشن معبد در استان جينگ هست
پس فردا منسوخ كردن جشن معبد در استان جينگ هست
تمام حاكمان بالا مقام 9 بخش استان جينگ بايد در ملاقات حضور پيدا كنن
تمام حاكمان بالا مقام 9 بخش استان جينگ بايد در ملاقات حضور پيدا كنن
تمام حاكمان بالا مقام 9 بخش استان جينگ بايد در ملاقات حضور پيدا كنن
اين معينه كه امسال محصول زيادي داريم و جشن امسال با شكوه تر از هر ساله
اين معينه كه امسال محصول زيادي داريم و جشن امسال با شكوه تر از هر ساله
اين معينه كه امسال محصول زيادي داريم و جشن امسال با شكوه تر از هر ساله
مطابق قاعده پدرم بايد شخصا حاضر باشن
اما به شدت بيمار شدن و نميتونن بيان دستور دادن من جاشون برم
اما به شدت بيمار شدن و نميتونن بيان دستور دادن من جاشون برم
خوبه،اين نشون ميده كه برادر جينگ شنگ هنوز به شما اعتماد داره
خوبه،اين نشون ميده كه برادر جينگ شنگ هنوز به شما اعتماد داره
ولي من به پدرم گفتم،بيشتر دولت مردان از استان ها از بزرگان من هستن
ولي من به پدرم گفتم،بيشتر دولت مردان از استان ها از بزرگان من هستن
جوان و بي تجربه هستم و ميترسم كه افتخار پدرم رو لكه دار بكنم
و پدر بهم گفتن پس برو ليو شواِندو رو دعوت كن همراهت بياد
و پدر بهم گفتن پس برو ليو شواِندو رو دعوت كن همراهت بياد
گفتن اون عموي امپراتوري هست پس مطمئنا افتخار كافي داره براي احترام گذاشتن به دولت مردان
گفتن اون عموي امپراتوري هست پس مطمئنا افتخار كافي داره براي احترام گذاشتن به دولت مردان
گفتن اون عموي امپراتوري هست پس مطمئنا افتخار كافي داره براي احترام گذاشتن به دولت مردان
اينطور نيست،حالا كه برادر جينگ شنگ به من فرمان دادن شما هم منو دعوت ميكنيد
اينطور نيست،حالا كه برادر جينگ شنگ به من فرمان دادن شما هم منو دعوت ميكنيد
اينطور نيست،حالا كه برادر جينگ شنگ به من فرمان دادن شما هم منو دعوت ميكنيد
من بايد فروتنانه اطاعت كنم
من بايد فروتنانه اطاعت كنم
متشكرم
ارباب جوان بفرمائيد
ارباب جوان بفرمائيد
عموي امپراتوري بفرمائيد
جشن معبد استان جينگ يك روي داد سياسي هست كه در استان خيلي مهمه
جشن معبد استان جينگ يك روي داد سياسي هست كه در استان خيلي مهمه
تمام عالي رتبه هاي 9 بخش استان براي بحث در مورد موضوعات اداري اونجا هستن
ليو جنگ شنگ بيمار شده و نميتونه شخصا اونجا بياد
اون دستور داده من جاش برم
من بايد فردا عازم بشم و چند روز ديگه برميگردم
شما بايد با دقت به وظيفه هاتون رسيدگي كنيد
وقتي من رفتم،يون چانگ حرف اخر رو روي همه امور شهر ميزنه
وقتي من رفتم،يون چانگ حرف اخر رو روي همه امور شهر ميزنه
اطاعت
شما با شانس تونستيد با زندگيتون از جينگ جو فرار كنيد
شما با شانس تونستيد با زندگيتون از جينگ جو فرار كنيد
چرا بازم ميخواد به اونجا بريد؟
من ميگم
هيچ جشن درست يا نيت خوبي در اين ملاقات نيست
برادر بزرگ نريد
اگه من نرم به اداب و رسوم در مقابل جينگ شنگ توهين كردم
اون باهام خوب رفتار كرده،چطور ميتونم برعكسشو انجام بدم؟
حتي اگه خطري باشه بازم بايد برم
نميتونم برادر جينگ شنگ رو ناراحت كنم
پس به عنوان محافظ باهاتون ميام
برادر سوم تو خيلي زود از كوره در ميري
زي لونگ رو در عوض با خودم ميبرم
اطاعت
اسب اسماني،اسب اسماني يك اسب بدون همتا
No comments yet. Be the first to leave one.