Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 10

Release info

Frasier S10E03 Proxy Prexy 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 10 قسمت 3 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

صبحونه محشری بود، دف. ترکیدم!

مرسی. حالا پاشو بریم یه کم ورزش کنیم.

اونم با خطر گرفتگی عضله؟ چه جور آموزشی دیدی تو؟

صبح بخیر. هی، فریز، صبحونه می‌خوای؟

اوه، نه، مرسی. فقط قهوه.

سلام، دف.

ببین، به یه نظر بی‌طرف نیاز دارم.

من دارم برای رئیس هیئت مدیره آپارتمان‌ها کاندید می‌شم.

می‌خوام بدونم نظرت در مورد این شعار چیه؟

"فریزر کرین، اکسیر مردم."

باشه، حالا آماده‌ام برای ورزش‌هام.

خواهش می‌کنم، بابا، این جدیه.

یه حسی بهم میگه امسال سال منه.

مگه هر سال همین رو نمی‌گی؟

آره، میگم، ولی امسال من تنها کسی هستم که در مقابل رئیس فعلی کاندید شده.

این یعنی مردم آرزوهای خام خودشون رو

برای تغییر، پشت پرچم من جمع می‌کنن.

اوه، تو که پر از شعارهای قشنگی!

فریزر، زیاد دلت رو صابون نزن.

یعنی، اسم یه نفر از اعضای هیئت مدیره رو بگو که حداقل یه بار از دستت عصبانیش نکرده باشی.

این فقط به خاطر اینه که من یه شخصیت فعال، عمل‌گرا و نتیجه‌گرا دارم.

جدی، یه دونه اسم ببر.

می‌دونی، فریز، شاید بهترین فرد برای این کار باشی.

ولی یه لبخند دوستانه و یه "حال شما چطوره؟" تو راهرو

خیلی بیشتر از اینکه "ملین مردم" باشی، کمک می‌کنه.

اکسیر.

ولی فکر کنم حق با شماست.

واقعاً خودم رو به عنوان یه آدم همسایه‌دوست جا ننداختم.

فکر می‌کردم دوران مسئولیتم به عنوان کاپیتان ایمنی آتش شاید جواب بده.

ولی فکر کنم زیادی بهشون تمرین دادم.

شاید بتونی بهش درس‌هایی بدی در مورد اینکه چطور یه آدم عادی باشه.

بفرمایید؟

ببین، یه فکری به سرم زد.

بابا، چرا خودت کاندید نمی‌شی؟

برای چی باید این کار رو بکنم؟

خب، چون اونوقت مردم آدم معمولی خودشون رو دارن.

ولی اون برنامه سیاسی منو دنبال می‌کنه.

فهمیدم. پدرت رئیس اسمی میشه.

مثل وودرو ویلسون وقتی سکته کرد.

و همسرش مخفیانه به عنوان رئیس‌جمهور عمل می‌کرد.

آره، دقیقاً.

البته، بابا هوشیار خواهد بود، احتمالاً.

تو از کجا در مورد اون می‌دونی؟

دارم برای آزمون شهروندی‌ام درس می‌خونم.

دیگه وقتشه که منم مثل بقیه آمریکایی بشم.

اگه مثل بقیه بودی، هیچ تاریخی رو نمی‌دونستی.

خب، بابا، نظرت چیه؟

اوه، نمی‌دونم. به نظر یه دردسر بزرگ میاد.

اوه، بی‌خیال، بابا.

به همسایه‌ها فکر کن.

به ساختمون، به کارهای خوبی که می‌تونستیم با هم انجام بدیم، فکر کن.

می‌تونیم واقعاً به رؤیای زندگی آپارتمانی لوکس برسیم.

که بنیانگذاران ما قصدش رو داشتن.

به علاوه، من تمام کارها رو انجام میدم.

یه چیزی بهت میگم که همیشه فکر می‌کردم بهش نیاز داریم.

جای پارک‌های پهن‌تر که درها خط و خش نیفتن.

تو این کار رو برای من انجام بده، من مطمئن میشم اون کار انجام بشه.

واقعاً؟ حتماً، آقای رئیس‌جمهور.

از این حرف خوشم اومد.

فکر کنم هنوزم باید در مقابلت کاندید بشم. چرا؟

خب، اگه من درست همون موقع که تو کاندیداتوری‌ات رو اعلام می‌کنی، کنار بکشم،

مردم ممکنه بو ببرن که یه چیزی هست.

بهتره که شعبده‌بازی سیاسی ما پنهان بمونه، هوم؟

یه آدم عادی چطور اینو میگه، بابا؟

هیچ‌کس لازم نیست بدونه هات‌داگ‌ها چطور درست میشن.

این عالی میشه.

که منو می‌رسونه به رقیب نهایی‌ام، مارتین کرین.

خب، همه‌مون خوب می‌دونیم که ایشون یه قهرمان جنگی مدال‌آور هستن.

و یه افسر پلیس بسیار مورد احترام.

ولی آیا منافع ساختمون رو در قلبش داره؟

شاید.

من فقط ازتون می‌خوام که ۴۵ سال تجربه ایشون رو

در مقابل دوران مسئولیتم به عنوان کاپیتان ایمنی آتش قرار بدید.

ممنونم و خدا نگهدار برج‌های اِلیوت بِی.

و حالا صحبت‌های مارتین کرین رو می‌شنویم.

اِم، ممنون. من مارتی کرین هستم.

اِم، فقط می‌خوام بگم که افتخاریه که کاندید شدم.

و سعی می‌کنم بهترین کارم رو انجام بدم.

ممنون.

زنده باد سیهاوکس!

حالا نوبت شنیدن صحبت‌های کاندیدای سوم، رئیس فعلی جیم مک‌اینتایر هست.

ولی دیشب به من اطلاع داد که داره از هیئت مدیره آپارتمان‌ها کناره‌گیری می‌کنه.

تا دنبال رؤیای خودش برای تدریس زبان انگلیسی به عنوان زبان دوم بره.

رؤیا یا خدمات اجتماعی با حکم دادگاه؟

پس فکر کنم وقت رأی‌گیریه.

خب، کاش می‌دونستیم اون آقا کاندید نمیشه.

اونوقت مجبور نبودم تمام شب رو صرف کار روی سخنرانی‌ام کنم.

آره، به علاوه الان خودکار رئیس می‌شدم.

آره، حتی تو هم نمی‌تونستی یه انتخابات تک‌نفره رو ببازی.

هوم؟

سال ۱۹۹۸ رو فراموش کردی. اوه، آره، وقتی به اون مرده باختی.

اون مرده نبود. تو کما بود.

چطور باید با اون رقابت می‌کردم؟

خب، خانم‌ها و آقایان.

ما یه برنده داریم.

در یک رأی‌گیری نزدیک و غافلگیرکننده،

با ۱۵ رأی در مقابل ۲ رأی،

رئیس جدید ما مارتین کرین است.

بله! من دو رأی آوردم!

بای‌بای.

چه ماساژ عالی‌ای

حیف که انگلیسیش بهتر نبود

می‌تونست بعضی از رازهاشو بهمون بگه

آره، ولی حالا می‌دونیم اردو زبان رسمی بهشته

یه خوراکی می‌چسبه

پاته می‌خوری؟

نه، ممنون. پنیر؟

نه. پاته؟

بازم می‌گم نه

سالاد چی؟ یا سالاد میوه؟

می‌تونم یه مِلانژ کوچیک سر هم کنم

خودم میارم. مِلانژ عالی به نظر می‌رسه

راز، فکر کردم با اون آقا از باشگاهت قرار داری

حتی به شام هم نرسیدیم

بفرما، کیف قرارت که همیشه جواب می‌ده. اوه، متاسفم. نه، بیا تو

مطمئنی؟ مثل این می‌مونی که داری می‌ری بخوابی

نه، ما تازه ماساژ گرفتیم. بیا تو. اوه

وای، "ماساژ" که فوق‌العاده به نظر می‌رسه

گردنمو یه جوری ماساژ داد که باورکردنی نیست

بیا، بذار نشونت بدم

اوه. اومم

وای

خب، از کجا فهمیدی قرارت قرار نیست جور دربیاد؟

اون همون کیف رو داشت

وای، چقدر خوبه. اومم

اوه، سلام راز. سلام

طفلک قرار بدی داشت

اوه، متاسفم

خب، حالا که دافنه کمکت می‌کنه ریلکس کنی، می‌خوای تو یه مِلانژ کوچیک بهمون ملحق شی؟

چی؟ عاشقش می‌شی. نایلز عالیه

وایسا. چی داری می‌گی؟ مگه اینکه برنامه دیگه‌ای داشته باشی

خب، فکر نکنم، ولی...

عالیه. پس بفرما

اوه. سالاد میوه

اوه خدای من، فکر کردم گفتی "مِناژ".

خب، میوه‌ها هم یه جورایی بی‌قید و بند با هم قاطی شدن

و، می‌دونی، داشتم فکر می‌کردم "اوه خدای من، اینا چی دارن می‌گن؟"

خیالت راحت، ما بهت پیشنهاد می‌دادیم...

چیزی بیشتر از سالاد میوه برای اینکه حِسِت بیاد

می‌دونی چیه؟

اون نه نگفت

حق با توئه. نگفت

فقط به خاطر این بود که خیلی عجیب بود، نمی‌دونستم چی بگم

واقعا؟ فکر کنم یکی یه خورده رو ما کراش داره

دلتون می‌خواد. ما می‌دونیم چی دلتون می‌خواد

باشه باشه، بیاید راجع به یه چیز دیگه حرف بزنیم

شماها این آخر هفته می‌خواین چیکار کنین؟

تو رو، اگه به خواسته دلت باشه

پس اگه ما ازت می‌خواستیم، می‌گفتی نه؟

معلومه که می‌گفتم

می‌فهمم. خب، ما چمونه؟ به نظرت ما جذاب نیستیم؟

اگه ماسک می‌زدیم چی؟

باید ماسک نیکسون و فرانکنشتاین باشه

همیناییه که داریم. باشه بابا، بس کنین

متاسفم که کدواژه کوچیکتون برای سالاد میوه رو نفهمیدم

اوه، ما متاسفیم

اینجا تو هنوز شام نخوردی و ما داریم مسخره‌ات می‌کنیم

نخوردی؟ نمی‌دونستم. بذار یه چیزی برات درست کنم

نه، خوبه. اونقدر گشنه نیستم. اوه، بابا بیخیال!

خب، باشه. به یه ساندویچ نه نمی‌گم

آره، داره کارش رو عالی انجام می‌ده، مگه نه؟

اوه، گوش کن، در مورد گلدون‌های جدید لابی چی فکر می‌کنی؟

بابا مخصوصاً از اینکه چقدر خوب با نقش‌ونگار شمعدان‌ها جور شدن، خوشش اومده بود

اینا رو به مردم نگو

بله، فکر کنم بهترین آدم برنده شد

خداحافظ

یه عضو راضی دیگه

خب، چه شاهکاری!

سلام. فرژر

هی مارتی. هی پاول

فقط اومدم بهت تبریک بگم

هر رئیس قبلی از آوردن خشک‌کن‌های جدید حرف می‌زد...

ولی تو بالاخره یه کاری کردی

دیدی بابا؟

اونا کاری رو که واسه ساختمون می‌کنی دوست دارن

البته، سوزش شکست خیلی دردناک بود

ولی اگه بتونیم یه رختشوی‌خونه داشته باشیم که...

ما رو به قرن ۲۱ ببره، ارزشش رو داره

داری مردونه باهاش کنار میای، فرژر

می‌دونی، روحیه عمومی‌گرایی رمز کرین‌هاست

دقیقا

اِ، پاول، می‌تونی، اِ...؟ اوه، حتماً

اوه، هی، اشکالی نداره اگه سطل‌های بازیافت رو جابه‌جا کنم...

بذارم گوشه پایین پله‌ها؟

هر کاری می‌خوای بکن. عالیه. ممنون

این قراره مشکل‌ساز بشه؟ چی؟

فکر کنم باید یه کم با هم به توافق برسیم

حالا، اگه کسی ازت سوال پرسید، تو به من نگاه می‌کنی

اگه دماغم رو بخارونم...

یعنی "نه."

فهمیدی؟ هر دو با همون دو حرف شروع می‌شن، نون-واو

حالا، اگه چشمم رو لمس کنم...

یعنی "آره"، مثل "چشم"

حدس بزن اگه کونم رو لمس کنم چی می‌شی

بابا!

فکر کنم حداقل می‌تونم تصمیم‌های بدیهیو خودم بگیرم

قرار نیست این جوری کار کنه

خب، من فکر کردم قرار بود این جوری کار کنه که اگه من با این کار موافقت می‌کردم...

تو تنها کاری رو که ازت خواستم انجام بدی. آره، جای پارک‌های پهن‌تر

ولی من اینجا پنج سال ایده دارم که اول باید اجرا کنم

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left