The first 200 lines.
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
خداوندا! توجه کنید! خبرهای ناگواری
از هانتسویل به دست میرسه
چند فقره قتل از یه مهمونی در میپل گزارش شده
...نیروهای پلیس در صحنه
خطری تهدیدمون نمیکنه؟
فعلاً نه
کار کیه؟ کی دنبال من ـه؟
یه گروه یهودیِ نیویورکی
با پشتوانۀ مالیِ خوب
کاملاً مسلح. یه موشِ کثیف ثروتمند تشنهبهخون هم رهبریشون میکنه
ولی آخه اصلاً از کجا میدونن من کی ام؟
مدارک شناسایی دارم
الان یه شهروند آمریکایی هستم
اهمیتی نداره
یهودیها راههای کثیف خاص خودشون رو دارن و همهمون رو شکار میکنن
باید قوی باشیم
به هر قیمتی شده باید جون سالم به در ببریم
...قول میدم
تمیزکاریهای خونه رو انجام بدم
دختر خوبی باشم
!ولی بذار بمونم، بابا. خواهش میکنم
...دختر نازنینم
یه ماجراجوییِ فوقالعاده پیش روت ـه
باید بریم
وقتش ـه
باید بری
...بشنو! ای اسرائیل
خانواده و وطنت همیشه در کنارت ـه، ربکا
همهچی درست میشه
ولی باید قوی باشی، میفهمی چی میگم؟
باید زنده بمونی
به هر قیمتی که شده
!فقط چیپس؟
اصلاً میدونی چیه؟ دفعۀ بعد که ماشین رهبرمون
منفجر و قطعهقطعه شد و مقر اصلیمون هم به خطر افتادهبود و
داشت لو میرفت، حتماً برات کباب سرسینه درست میکنم، اُسکل
نمیدونستم مهمون داریم
کار هریت ـه
عوضی برامون تله گذاشت - وایسا، وایسا، وایسا ببینم -
خبری ازش نداریم؟
واسه چی باید از یه خائن خبری داشتهباشیم؟
با راکسی صحبت کردی؟
از صبح همهش سعی کردم باهاش تماس بگیرم
هیچی به هیچی
دیشب قبل از اینکه بزنه به چاک آخرین چیزی که گقت این بود که
دیگه نیستش
انگار جدی هم گفته
دیگه نیست؟
مایر رو پیدا کردن
خدا میدونه هریت دیگه چیا بهشون گفته
باید عروسی رو بندازیم عقب - نه، نه، نه، نه -
...اگه اتفاقی واسه ایمی بیفته
هیچکس هیچی رو عقب نمیاندازه - موری -
این مورد رو نمیتونن ازمون بگیرن. دوباره تکرار نمیشه
نمیتونن هیچی رو از من بگیرن، مفهومه؟
گوش کن، مایر به من اطمینان داد که
همهچی خوب پیش میره
ترتیب کارها رو داده تا امنیت بیشتری باشه
...افراد کوشر نوسترا اونجا هستن پس - اوه، صبر کن ببینم -
هیچ مشکلی پیش نمیاد - افراد مافیای یهودی؟ - گانگسترها؟ -
میدونی، برنی فلاگشتاین یه بار واسه کمک به اونا رو انداخت
آره - همه میدونن بعدش چه بلایی سرش اومد -
آره، معاملهش رو بریدن
خب، ولی مایر که برنی فلاگشتاین نیست
مراسم عروسی برگزار میشه
اوه، خدایا - خوب میشی -
آره، آخه شما یه پا فلورانس نایتینگل هستی بنیانگذار پرستاری نوین
آره، تو هم یه پا اُسکلی
حالا واقعاً فکر میکنی جو شبح رو
توی مریلند پیدا میکنه؟
باید امیدوار باشیم که معجزه اتفاق بیفته
ولی رو حتماً اتفاق افتادنشون حساب باز نمیکنیم
اوه
فکر کردم اینجا دستشویی ـه
مثل موشخرمایی شدم که دنبال سایۀ خودش میگرده
اون چیه دستت؟
کتاب واسه تو دستشویی خوندن
تو خونۀ تیلدا پیداش کردم
یکی عینش رو هم تو خونۀ هولستدر دیدم
مگه اینکه جفتشون عضو یه باشگاه کتابخوانی باشن
وگرنه یه داستانی داره
ببین داستانش چیه - باشه -
بعد از اینکه یهکم دریدل شکلاتی ریختم توی بحرالمیّت
راستی لانی... در مورد تیلدا
تند رفتم؟ بله
ولی اشتباه کردم؟
معلومه که نه
غریزه مهم ـه، لانی
غریزه همهچیز ـه
غریزه؟ هوم؟
همین باعث شد با خونسردی تمام و بیرحمانه بکُشیش؟
بیرحمانه؟
ما تو جنگ هستیم، لانی
جونا رو با خودم میبرم. تو حلکردن معما کارش خوبه
.نه، نه، نه .واسه مراسم عروسی باید همینجا بمونه
جونا نیایش کوهانیم رو تلاوت میکنه
موفق باشی
وایسا ببینم، صبر کن، چی؟ چی؟ چی میگی واسه خودت؟
دنیا به آشوب کشیدهشده اونوقت میخوای بمونم
تا یه دعای مسخره رو بخونم؟ نه - ...نه، اینـ -
...نخیر، اینـ - شکار فقط -
واقعاً مسخرهست. نه، نه - حول مرگ نمیچرخه، جونا. نه -
به زندگی هم مربوط میشه
برای من خیلی غمانگیز ـه
اگه بهخاطر چیزی که داریم جشن نگیریم
یه سری نازی ماشینت رو منفجر کردن
خب؟ راکسی نزدیک بود بمیره
هریت بهمون خیانت کرد اونوقت فکر میکنی یه مراسم مذهبی
...مهمتر از اینه که من بفهمم
فکر نمیکنم، مطمئنم
جونا، قرنهاست که
بهخاطر همین تشریفات مذهبی به ما ظلم شده و اذیت شدیم
دقیقاً همین چیزا هستن که ما رو متمایز میکنن
به ما معنی میدن
،عقبنشینی کردن و کنار گذاشتنشون
به معنی شکست ـه
و من آمادگیش رو ندارم که شکست رو قبول کنم
!تو آمادهای؟
اون شب فرصت نشد که خداحافظی کنم
یا خدا! چی شده؟
حق با تو بود
دو نفر توی دستشویی اونجا برام کمین کردهبودن
!خدایا
حسابی عصبانی بودم
پیش خودم گفتم پیچوندی رفتی ول کردی تا من حساب کنم
سی و یک دلار
یه ساعت طول کشید تا پاشم به خودم بیام
ببین کِی بهت گفتم، مأمور افبیآی بودن
دنی، ما که مطمئن نیستیم
ببین، میخوام دوباره من رو به اون منبعت وصل کنی
کدوم منبع؟
مگه من فقط یه خلوچلی نیستم که دنبال یه همدم میگرده؟
ببین، بابت اون قضیه متأسفم، خب؟
پای چشمم که بادمجون کاشتن و
دندهم هم که اونقدر بدجور ضربه خورده که هر بار نفس میکشم
.حسابی تیر میکشه .شاید این باعث شه دلت خنک شه
دلم خنک نمیشه و بهخاطر این اتفاق حس خوبی ندارم
یه انباری توی خیابون کانال، کنار رودخونه هست
چند ساعتی بهم وقت بده مطمئن میشم که بیاد اونجا
البته اگه تا الان افبیآی اون رو نترسونده باشه و فراریش ندادهباشن
ولی خودم رو درگیر این یکی نمیکنم
امیدوارم دلیلم رو هم خودت درک کنی
تعطیل ـه
درضمن، دهنت رو گاییدم
آره، منم دلم برات تنگ شدهبود، رفیق
اصلاً اینجا چه غلطی میکنی؟
اومدم کت و شلوارم رو بگیرم
و میخواستم باهات صحبت کنم
البته نه به این ترتیبی که گقتم
مطمئنم اون کت و شلوار پرت شده تو آشغالی
بعد از، میدونی، اینکه مراسم تشیع جنازۀ دوست صمیمیت رو به تخمت گرفتی
آسکل
ببین، پسر، من یه چیزی واسه آشتیکنون آوردم، خب؟
چیز خیلی الکیای ـه واسه آشتیکنون
دیگه توی این شرایط بیشتر از این از دستم برنمیاد
خب، به شدت مشتاقم ببینم این شرایط کوفتی چیه
شکارچیان نازی؟ !شوخی میکنی
باهات شوخی ندارم
لعنتی. لعنت
یعنی اون یارو که اومد تو فروشگاه کتابهای کمیک
...دنبالِ - من بود -
.دنبال من میگشت .تقصیر من ـه که بوتی کُشتهشد
!خدایا
!نازیهای لاشی، پسر؟
چطور بود؟ مراسم تشییع جنازه رو میگم
خب، میدونی، هیچ رقاص لختی نبود
که بالا سر تابوتش با آهنگهای لد زپلین برقصه، پسر
کل مراسم غمانگیز بود
یه سری گُل کوفتی فرستادم
آره
دیدمشون
کل پول موادت رو خرج اون حرکت کردی؟
هرچی که مامانبزرگ برام گذاشتهبود
آره
قشنگ بودن؟
آره، پسر. واقعاً قشنگ بودن
من و کارول میدونستیم با افبیآی به مشکل خوردی، پسر
میتونستیم کمکت کنیم - ...رفیق -
نمیتونم این ریسک رو کنم که بلایی سر شماها بیاد
بهخاطر همین ازتون دور گرفتم
خب، نیازی نیست نگران من باشی
من قراره واسه معارفه برم دانشگاه اونیئونتا سونی
قراره پر از آبجو و ممه باشه
ممهئونتا - ممهمیخوامتا -
آره خلاصه
پس حتماً قبل از اینکه برم بیا به دیدنم، خب؟
.بیا بغلم، رفیق .خیلی دوستت دارم، پسر
تا چند هفته پیش میترسیدی با دخترها صحبت کنی
حالا نازیهای لاشی رو شکار میکنی. لعنتی
مشکلی برات پیش نمیاد؟
...معلومه که نه. خب
چه میدونم
میبینمت، رفیق
سلام، خوانیتا
احیاناً فرصتش پیش نیومد که با رئیس جمهور در مورد
اینکه بذارن اون محمولهها از آمریکای جنوبی به ایالات متحده برگردن صحبت نکردی؟
نخیر، بیف، معلومه که این کار رو نکردم - خب، چرا نکردی؟ -
چون اصلاً با این اقدام موافق نیستم
اینه دلیلش - ...تو - صبح بخیر -
No comments yet. Be the first to leave one.