The first 200 lines.
کارآگاه ريگن، گارد ايرلند- کارآگاه تحقيقات جنايي، از ديدنتون خوشحالم-
بيشتر از خودم نميخواي که اينجا باشم
اگه قراره ترتيب اين کارو بديم بايد يک توافق باهم بگذاريم
کي افسر ارشد تحقيقاته؟- هردوتون هستيد-
هردومون؟ توي جنوب، مسئوليت اين کار با توئه، ريگن-
توي شمال، با کارآگاه بويده
بلفست و دوبلين ميخواند اين تحقيقات انجام بشه
تا همکاري موازي مثبتي بين نيروهامون نشون بده
الان توي جمهوري ايرلند هستي
اينجا، تو پليس نيستي هيچکس نيستي
احتمالا فقط بخاطر پدرت وارد اين کار شدي
تو چي گفتي؟- پسر ستوان به قتل رسيده نيروي پليس ايرلند-
حالا با يک نيروي پليس کار ميکنه
چيز ديگهاي که بايد بدوني اينه که دارند براي تو و پاتريک گردن، ترتيب يک جلسه عکاسي ميدند
تو از پاتريک گرمن چي ميدوني؟
وقتي بچه بودي، پدرتو کشته يا اينطور ميگند
که اينطور ميگند؟- مدرکي وجود نداره- خوب اون الان برگشته-
چي؟- اون دو سال پيش برگشته-
توي کاستلبلاي يک مغازه لوازم خانگيو اداره ميکنه
سفارش ميده؟ سفارش ميگيره؟
توهين نباشه رئيس اما اون اصلا اينجا چه غلطي ميکنه؟
اينجا بودن تو، يک چيز خوب داره- اون چيه؟-
بيشتر از من، از تو بدشون مياد
من صحبت ميکنم- تو از حوزه قضايي خودت، خارجي-
نه ساله که نوشيدني نخوردم قبلا الکلي بودم
سي کيه؟- هيچکس-
ميتونم شمارهتو داشته باشم؟
نه
بايد ترتيبشو بدي
اگه به نظر بياد ما بوديم که قسر در رفتيم، وجهمون خراب ميشه
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....::::ترجمه : پـریـســـا یادکــــوری::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
نميدونستم هنوز از مرز سوخت، قاچاق ميکنند
فرض کنيم که اينطور باشه- ديگه چطوري ميتونه باشه؟-
مخالفان جمهوري، عضلههاي خودشونو گرم ميکنند
اونها هيچيو بيشتر از بستهبندي اون مواد منفجره
و فروختن ما به پادشاهي، نميخواند
قربان، يک چيزي توي چمنهاست
درست اونجا، اون گوشه
ميتوني نزديکتر بري؟- بله قربان-
اون رانندمونه
مرده؟
گفتنش سخته- تکون نميخوره-
قربان؟
دوستت اينجاست
کشاورز محلي، دو ساعت پيش گزارشش کرده پليس ايرلند، به گوشه
با گروه خنثي سازي بمب، تماس گرفتند که الان توي راهند
کارآگاه بويد؟- بله رئيس، سراغتو ميگرفت-
الان اين کارو کرد؟
پس، اون طرف مرز اونهاست نه مرز ما
چند صد متري فاصله داره پس بگذار خودشون باهاش سر و کله بزنند-
با اين تفاوت که پلاک ما روي اون تانکرهاست
و پايگاه اون شرکت سوخت اينجا توي جنوبه
لعنت، بهش بيسيم بزن- بله رئيس-
چه کوفتي؟
اوه، آره- و اونها دارند اسباببازي جديدشونو نشون ميدند-
فکر کنم احتمالا بايد برم باهاش حرف بزنم
هنوز اينجايي؟- آره، يادم ننداز-
دو هفته گذشته چيکار کردي؟
يک حمله با چاقو يک تجاوز جنسي، دوتا آتشسوزي عمدي
يک سرقت مسلحانه و يک کبک روي درخت گلابي
حسابي سرت شلوغ بوده! ...من آره، به هرحال-
پس اينو به تو ميسپارم حتي سمت مرز ما هم هست
همکاري، اين چيزيه که اونها گفتند
هميشه به حرفشون گوش ميدي؟
اگه دوست داشته باشي ميتونم ترتيبشو بدم و تو ميتوني با رئيست سر و کله بزني
خيلي خوب رئيس، تو بردي
پس بيا بريم تا من به مبارزه با جنايت توي کشور خودم برگردم
با توجه به ماهيت اين سانحه شايد بخواي اونو خاموش کني؟
کاش ميتونستم خاموشش کنم
ببين، ريگن بايد منتظر بمونيم گروه خنثيسازي بمب برسند شايد تله باشه
و الان توي شمالي پس من مسئولم
آره، هرچي
ريگن، آهسته برو- ميتونه تله باشه هيس-
هي، سمت چپ يک جسد هست- خيلي خوب-
بو رو حس ميکني؟ بوي سوخته و در حال سوختنه
هي، مراقب باش! مراقب سيم رها ساز باش- سيم رهاساز؟ تمومش کن-
خيلي خوب؟
جزغاله شده
خيال امدادگران ميتونه راحت باشه
يک جراحت خارجي
بهش شليک شده- اوه، پس الان علاقهمند شدي-
شنيدي؟
هي مراقب باش، ميتونه باز هم تله باشه- هيس-
!ريگن
!محض رضاي خدا
امدادگران مرگ دو نفرو تاييد کردند
يکي تير خورده، يکي خفه شده و يک نفر ديگه زنده مونده و در وضعيت بديه
اولا اين سوخت، الان هم اين آدمها اين نشونهاي از گذر زمانه
خوب، چرا از اين روش مهلک استفاده ميکنند وقتي ميتونند با ماشين از روشون رد بشند؟
ما هميشه در مناطق ساکت مرز بازرسيهاي تصادفي انجام ميديم
اما از برکسيت به بعد رانندههاي بيشتريو نگه ميداريم
مخصوصا اگه سياه پوست باشند؟
رنگ پوست، هيچ ربطي به اين قضيه نداره
اگه مهاجرين غيرقانوني باشند بايد بايستند
از کجا ميفهمي اونها غيرقانونيند؟ ميتونند پناهجويان واقعي باشند
اگه بودند، نيازي نبود توي يک تانکر سوخت باشند، بوده؟
و خودتو مسيحي ميدوني؟
ايمان من هيچ ربطي به اين قضيه نداره- قربان-
ما کيف پول راننده رو توي تاکسي پيدا کرديم و اين چاقو همراه بازماندهمون بود
اوه، آره
احتمالا قصد داشته از اين براي دزديدن زنها و شغلهامون استفاده کنه
چي؟ ناديده بگيرش-
فرد موري، پنجاه و پنج ساله توي ايننشکرک زندگي ميکنه
خوب، تو چي ميدوني؟- يکي از شماهاست
خوبه که برگشتي کارآگاه ريگن
بريدجت موري؟- آره-
کارآگاه ريگن، اون عضو پليس ايرلنده ميتونيم بيايم داخل؟
آره
ايشون شينه، پارتنر دخترمه اين آدمها، کارآگاه هستند
چه خبر شده؟
متاسفم که بهتون اطلاع ميدم
امروز صبح، توي جاده مرز جسد همسرتون پيدا شده
اوه خداي من !لعنت
مندي؟
مندي؟- چيه؟-
به تعيين هويت رسمي نياز داريم اما مطمئنيم که خودشه
بابت کسي که از دست داديد واقعا متاسفيم
خوب، چه اتفاقي افتاده؟
اين چيزيه که داريم سعي ميکنيم بفهميم
اون داخل يک تانک، داشته از مرز عبور ميکرده ....تصادف کرده يا؟-
خوب، توي اين مرحله از تحقيقات نميتونم چي زيادي بگم
اما نشانهها قتلو نشون ميدند
!اوه خداي من
امروز صبح وقتي براي کار رفت، حالش چطور بود؟
هيچ ايدهاي ندارم اون ديگه اينجا زندگي نميکنه
حدود يک سال پيش از هم جدا شديم
اخيرا هيچکدومتون باهاش حرف زديد؟
نه
من... هفته پيش براش يک پيام فرستادم و ازش خواستم ديگه برام گل نفرسته
جواب داد؟- آره... آره، با فرستادن اونها-
فراموش نکن منو بايد سرکار برسوني
چي شده؟
يک دقيقه بيا اينجا- قضيه پدرته، عشقم-
اون چي؟ حالش خوبه؟
متاسفم
اوه خداي من، نه، اوه، نه
چه اتفاقي افتاده؟- هنوز داريم تحقيق ميکنيم-
آخرين بار کي ديديش؟- چند روز پيش-
من... به آپارتمانش رفتم تا کمي غذا براش ببرم
اون مراقب خودش نبود- ميشه ما رو به اونجا ببري؟-
من باهات ميام- نه، خودم ميرم-
....اوه خداي من- هيچوقت نگفته بودي که به ديدنش ميري-
اون هيچي نميخورد، مامان چيکار بايد ميکردم؟
فقط بايد به سرکارم بگم که امروز نميرم
باشه، عجلهاي نيست
به نظر مياد فرد ميخواسته به همسرش برگرده اما اون ازش گذشته بوده
شايد بخاطر همينه که درگير قاچاق انسان شده
چنين گلهايي، ارزونقيمت نيستند
آره
فکر ميکني اونها بدونند؟
اونها سرنخي ندارند
اينجا گرمه- اوه، اون سيستم گرمايشيو روشن گذاشته-
هميشه توي خونه همين کارو ميکرد
مامانو ديوونه ميکرد
مامانت با کس ديگهاي ملاقات ميکنه؟- نه-
اون دوست داره تنها و مجرد باشه
راستش، اون اين چند ماه اخير خيلي خوشحالتر از
چيزي بوده که اين چند سال ديدم
قضيه اون وسايل پزشکي که توي حمامه چيه؟
بابا از نشستن طولاني مدت توي تاکسي پاهاش زخم شده بود
اونها رو با باندهايي که از بيمارستان آورده بودم، ميپوشوندم
خواهش ميکنم به اونها نگيد ميتونم توي دردسر بيفتم
نه، نميگيم
ميخواي به خونه برسونيمت؟
اگه اشکالي نداشته باشه، ميخوام يک مدتي اينجا بمونم شين ميتونه بياد دنبالم
ميخوايم اينو با خودمون ببريم
مرد مستمند با زخم پا تعجبي نداره که خانمش نميخواسته برگرده
تو خيلي مهربوني، ريگن- تاوقتي باموندمون بتونه حرف بزنه-
بيا يک قرار ملاقات با اون شرکت سوخت بگذاريم
خوب، هفت سال اخير فرد اينجا زندگي ميکرده
هرچقدر دوست داريد، ميتونيد بگرديد اما هيچي پيدا نميکنيد
اونها به زور اومدند، آقاي داگن همهش مربوط به فرده
اگه ميدونستم اون چيکار ميکرده خودم باهاتون تماس ميگرفتم
ما يک کسب و کار خانوادگي قانوني داريم
به شمال و جنوب مرز، سوخت ميرسونيم و سالهاست که اين کارو ميکنيم
با اين تفاوت که الان، رقابت تنگاتنگتره مرزها تنگترند
پس شرکتهايي مثل شرکا شما بايد راهي براي جبران تمام کمبودها پيدا کنند
از لحن حرف زدنت خوشم نمياد، کارآگاه- من هم از قاچاقچيها خوشم نمياد-
اين حرف توهين آميزيه- راستش، من نميدونم شما اينجا چيکار ميکني-
...بابا- و شما؟-
ديويد داگان، مدير بازاريابي ايشون پدرمه
همونطور که گفتم، کسب و کار خانوادگي قانوني داريم- مربوط به اون مهاجرانه، درسته؟-
چيزي دربارهش ميدوني؟
فقط چيزهايي که توي اخبار ديدم تراژدي وحشتناکيه
اون مردها نبايد داخل اون تانکر ميبودند
اين ديوانگيه
و اول از همه اون آدمها نبايد وارد ايرلند بشند
اينجا، جايي براي اونها نيست
کاراگاه بويد، باهاتون موافقه نيستي، کارآگاه؟
بابا، آروم باش، باشه؟
من درستش ميکنم ما چيزي براي مخفي کردن، نداريم
خواهش ميکنم افسر براي کمک چي کار ميتونيم بکنيم؟
ما يک تقسيمبندي کامل از جايي که رانندگانتون بهش ميرفتند
مشترياني که سوخت بهشون تحويل ميدادند، نياز داريم
خودم شخصا، ترتيبشو ميدم
ترجيح ميدادم جلوي شاهدين ديدگاههاي شخصي منو فاش نکني
من هم ترجيح ميدادم تو اينجا نباشي، اما هستي- ببين، ريگن-
No comments yet. Be the first to leave one.