The first 200 lines.
همگی توجه کنید
بذارین بهتون معرفی کنم
بینقصترین نوه دنیا رو
زارا هاوارد. آخی
اوه! اوه، تصمیم گرفتن فامیلی تو رو بذارن روی بچه؟
خب، نه از لحاظ قانونی عزیزم
خیلی خب، بذار ببینم این کوفتهقلقلی کوچولو رو. سلام
آره
میدونی، یه چیزی توی فیزیک بدن من هست
که باعث میشه بچهها عاشقم بشن. اوه
نمیدونم چرا. تو واقعاً بانمکترینی
اوه
باربارا، میتونم بچه رو بغل کنم؟
حتماً. حتماً. بیا
ولی یه کم بدقلقه. آره، میدونم، میشنوم
سلام عزیزم... آخی
اوه! خب، با ما که بدقلق نیستی. سلام. آره
به خاطر اینه که سایز پیرهن زارا و جنین یکیه
حالا بچه رو بده به من
نه. اوپس... اوه، باشه
همیشه دلم میخواست یکی از اینا رو بغل کنم. همم
خیلی خب، دیگه حوصلهم سر رفت. بگیرش
باشه
آخه این چه کاریه؟
باشه
خب، جِیکوب رو امتحان کن. بچه قطعاً بغل اون گریه میکنه
اوه نه، مرسی. من... ترجیح میدم
جِیکوب، بچه رو بگیر. اوه
سلام
سلام کوچولوی موچولو. آخی
خب... حداقل الان آروم شد
آره. آره، پسِش بده
مرسی. بیا بگیر
و حالا کار خودتو کردی جِیکوب. اوه، گند زدی
ممم
دمت گرم. باشه
بهبه! ببین کی شنگوله. آره
همه بچههام امتحان دیکتهشون رو ۲۰ شدن
همم. میدونی، واقعاً افتادن رو دور
یه کم طول کشید تا به اینجا برسیم ولی دیگه قشنگ متمرکزن
آره. همیشه یه شش ماهی طول میکشه
ولی وقتی میرسونیشون به اون مرحله، واقعاً کیف میده
مگه نه؟ تازه تو اونا رو بعد از کلاس اول تحویل میگیری
وقتی میآن پیش من، عملاً دارن از صفر شروع میکنن
ببخشید، چی گفتی؟
دانشآموزهای تو از صفر شروع نمیکنن
اوه. آره، خب، نـ... نه. منظورم اون نبود
معلومه که تو معلم فوقالعادهای هستی، بارب
اینم میدونم. آره، صد در صد
فقط بحث اینه که، میدونی، از لحاظ "دانشآموز" بودنشون
ای وای
من عملاً دارم از نقطه صفر شروع میکنم
دقیقاً فکر میکنی من تمام روز با بچههای آمادگی چیکار میکنم؟ بچهداری؟
اوم
نه، خب
منظورم رو درست نمیرسونم
جدی؟ فکر کردی؟
تو خیلی کارا میکنی. آره
ولی توقعاتی که از یه دانشآموز کلاس اولی میره
خب، من سعی کردم بهت کمک کنم رفیق. از آشناییت خوشحال شدم
بهتره فقط دهنم رو ببندم. فکر خوبیه
ولی حرف من اینه که
واقعاً؟ جدی، گرگوری؟
باشه، باشه، باشه
میبینم که دیر کردی
آره، خب، چون خانم شوارتز داره وجههم رو خراب میکنه
۵۱ توی کمپین نماینده رابط کمیسر مدرسه منطقه
خراب کردن؟ یاد مالیدن پنیر رو نون افتادم. برو برام یکی بخر
توی فیسبوک داره به ملت میگه
که من هیچ رنگینپوستی توی زندگیم نیست
تنها مدرکش هم یه عکس سیاه و سفید از خانوادهی سفیدپوستِ سفیدپوستم بود
انگار وقتشه که تلافی کنی. نه، از لحاظ اخلاقی نمیتونم این کار رو بکنم
به عنوان مدیر، باید همین کار رو بکنی
نه، من میخوام مردم به خاطر موضعم نسبت به مسائل بهم رای بدن
من کمپینم رو بر پایه فحاشی و بددهنی جلو نمیبرم
خیلی خب، یه کم فیتیله رو بکش پایین
رایدهندهها احمقن
بیشترشون فقط واسه اون برچسبِ "رای دادم" میآن
خب، من قراره بعداً یه مصاحبه بکنم تا برنامهم رو توضیح بدم
میخوام بذارمش توی انجمن معلمها
و فکر میکنم وقتی مردم بفهمن موضع من نسبت به مسائل چیه
واسه رای دادن به من سر و دست میشکنن
خب، خانم شوارتز همین الان پست گذاشت که تو به استانداردهای معلولین توی مدارس اعتقاد نداری
چی؟ من اصلاً تمامِ اعتقادم همینه
این چیه؟
آقای جانسون؟ میخوای کل مدرسه رو یه جا تمیز کنی؟
اینطوری استرسم رو خالی میکنم
واسه چی استرس داری؟
جوری رفتار میکنی انگار نمیدونی جشن "جنسیس" نزدیکه
همین هفتهست؟ جشنِ چی؟
این بزرگترین مهمونیِ فصلِ خدمتکارهاست، ملیسا
و خانم کارول هم قراره اونجا باشه
این اولین باریه که بعد از اون "عشقبازی تو پاساژ" میبینمش
خب، مگه چی شده؟
خب، واسه اون انگار فقط یه رابطهی گذرا و تفریحی بوده
این تنها فرصتمه که نظرم رو عوض کنم
ممم، ما کمکت میکنیم
باشه، ولی قبل از اینکه بگی "ما"، باید با طرف مقابل چک کنی
ببین، ما عاشقِ عشقیم
ما خودمون عاشقیم. آره
و یه چیزایی هم حالیمونه
نمیدونم والا
بیخیال. کلابِ مد میتونه تیپت رو ردیف کنه
آره، خانم کارول حتماً خوشش میآد
اوهوم. واو
حس میکنم مثل اون دختره توی افسانههام که داره میره مهمونی رقص
شما دو تا هم فرشتهی نجات و خواهرهای ناتنی زشتم هستین
خب، توی قسمت دوم
اونا بدن چهار نفر رو با هم عوض میکنن، نوه و خواهر ناتنی
این دیگه واقعاً یه "جمعهی خیلی عجیبوغریبتری" میشه
آره، آره، یه کم پیچیدهست ولی جواب میده
ممم، اوهوم
این آخر هفته برنامه باحالی داری؟
هر روز واسه من آخر هفتهست گرگوری، چون همونطور که میدونی، من هیچکاری نمیکنم
من همچین حرفی نزدم. همچین فکری هم نمیکنم
من صرفاً یه بچهیارِ سطح بالاام
ایندو تو گفتی، نه من
چیزی که من شنیدم این نبود
چه مدلِ باحالی واسه نظر دادن بود، ملیسا
بارب، میدونم خیلی زحمت میکشی
فکر نمیکنم واقعاً درک کنی من چیکار میکنم
میدونم چیکار میکنی، ولی اینم میدونم که خودم چیکار میکنم
فکر نکنم بدونی. ولی من میدونم
خب، گوش کن
فقط یه راه واسه حل کردن این موضوع هست
مثل فیلم "جمعه عجیب"، جامون رو عوض میکنیم. اوه
آره، واسه یه مدت کلاسهاتون رو با هم عوض کنین
اوه
ایده خوبیه ملیسا
آره
گرگوری؟ پایهای واسه یه سفر کوتاه؟
اگه موافقت کنم، کمکی میکنه؟
آره. باشه
خب، پس فردا، راسِ ظهر. اوه
کلاست رو بیار کتابخونه و اونجا جابجا میشیم
ممم... شوخی کردم! اوه
ولی اون جابجایی رو انجام میدیم. ها
راسِ ظهر
کورتز، ایمانی، خوشحالم که امروز قراره باهاتون وارد بحث مسائل بشم
بوروکراسیِ منطقه
تو قبلاً از سوءاستفادهی "مستر بیست" انتقاد کرده بودی
از چیزی که بهش گفتی "رنج بشری"
پس لایکِت رو زیرِ این پستِ مستر بیست تو سال ۲۰۱۸ توضیح بده
چی؟
ایندو از کجا آوردی؟ خانم شوارتز پستش کرده
مال خیلی وقت پیشه
من آدم دیگهای بودم. اونم یه هیولای دیگهای بود
اما میدونی چی هیچوقت عوض نمیشه؟
بوروکراسی منطقه که ایجاد تغییر رو غیرممکن میکنه
و من میخوام امروز روی همین تمرکز کنم، نه روی شایعات بیهوده
ببین، من اجازه نمیدم از هدف اصلی منحرفم کنین
ولی یه نصیحت به آدمای عاقل: هیچوقت پستِ هیچکسی رو لایک نکنین، هیچوقت
که هم به نفع معلمهاست و هم منطقه
و این فقط یه شاخه از سیستم ارتباطی چندشاخهی منه
خب، خوشبختانه آقای سی، وقتمون تمومه
وقتی که دیگه هیچوقت برنمیگرده
خب، قرار نیست سیاست هیجانانگیز باشه، قراره دنیا رو عوض کنه
اوم... امیدوارم حداقل یه بخشی از حرفام براتون جالب بوده باشه. باشه
خب، نظرت چیه؟ کلیدهام رو بذارم اونطرف؟
فکر میکنم اگه قراره روی اون شخص تاثیر بذاریم، میتونیم بهتر از اینا عمل کنیم
ولی من همین رو تو اولین قرارمون پوشیده بودم
اگه یه چیز دیگه بپوشم، ممکنه منو نشناسه
تو فراتر از یه یونیفرمی، آقای جِی
آره. بچهها
بیایین دست به کار شیم. اوهوم
این بنفشِ خدمتکاریه
باز که تویی؟
ببین خانم شوارتز چه بلایی سر مصاحبه پادکستم آورده
و این یه شاخه از سیستم ارتباطی چندشاخهی منه
چی؟
اه
هی، هیچکس بیشتر از من عاشقِ مراحل اداری نیست
ها-ها
اون داره همه چیز رو دستکاری میکنه تا شخصیت منو بد جلوه بده
داره سیاسیبازی درمیآره و مردم هم واقعاً دارن بهش واکنش نشون میدن
دارن قشنگ کبابِت میکنن
این خوبه. با بعضی از تخریبهای خودم رقابت میکنه
وای خدای من
واقعاً قراره به یه آدم کاملاً بیعرضه ببازم؟
همم... این در مورد خودت چی میگه؟
نه، عمراً بذارم این اتفاق بیفته! مدیر کمپینم شو
ببین، مناظره فرداست و بلافاصله بعدش رایگیری انجام میشه
به کمکت نیاز دارم تا بکشمش پایین
یعنی داری میگی من تقریباً هیچ وقتی ندارم تا اوضاع رو برگردونم؟
فکر کردی من کیام، معجزهگر؟ خب، هستم
خواهش میکنم، اگه ناچار نبودم ازت نمیخواستم
اگه کمکت کنم، باید دقیقاً همون کاری رو بکنی که من میگم
حتی اگه برخلاف تمام باورهات باشه
واقعاً باید این کار رو بکنم؟ آره
حالا بگو: "اقتصادِ نشت به پایین به رشد قشر ضعیف کمک میکنه"
ایوا، جفتمون میدونیم این یه دروغه. منظورم اینه که
حقیقت رو فراموش کن وگرنه هیچوقت برنده نمیشی. حالا بگو
باشه. اقتصاد نشت به پایین به رشد قشر ضعیف کمک میکنه
خوبه. حالا دوباره بگو
طبق تحقیقات گسترده
به این نتیجه رسیدم که مشکلت اینه
باشه، فکر کنم این ایده بدی بود
میخوای "بتو" بعدی باشی یا "ایاوسی" بعدی؟
سوال انحرافی بود. "بتو" هیچوقت نبرد
اوه، که اینطور
No comments yet. Be the first to leave one.