The first 200 lines.
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
!خرگوشه
!بگیر بشین ببینم
اون دیگه چه کوفتی بود؟
فکر کنم یه صدایی شنیدم
چی؟ صدای من؟
بیا اینجا ببینم بیا روم
...جدی میگم
از بیرون صدای یه نفر رو اومد
چی میگی؟
هی، پسر
بیا اینجا
کجا رفته بودی، پسر؟
باز رفته بوی کون حیوونها میذاشتی؟
قشنگ میشناسمت
دیدم که نصف شبها میری توی جنگل
من خیلی زرنگمها
اگه گیر یه خرس گنده یا شیر کوهی بیفتی چی؟
اون موقع چی میشه؟ هوم؟
اون موقع کی کون اون یکی میذاره؟ هوم؟
اون تابلو که بهت گفتم رو گذاشتی اونجا؟
درست نوشتیش؟
عمراً اگه درست نوشته باشی
...از وقتی که یادم ـه هیچی رو درست ننوشتی
لعنتی، تو عمرت هیچ کاری رو !درست انجام ندادی
!اینجوری نگاهم نکنها
آخرین باری که یه مسئولیت بهت سپردن رو یادت میاد؟
درسته
دویدی اومدی پیش من
!با قیچی هم گردنت رو زخمی کرده بودن، احمق
ماشین رو هم که دزدیده بودن
خدا میدونه که خونوادهت هم کدوم گوری اند
!اوه، آره
دمت رو گذاشتی رو کولت و
راه افتادی توی بیابون، مگه نه پسر؟
پس میگی که اون تابلو رو درست نوشتی؟
لعنتی
!آهای پسر، دارم باتو حرف میزنمها
!آهای، اُسکل
خب، نظرت چیه؟
به امتحانش میارزه
خیلیخب
تو همین بیرون منتظر بمون
از ظاهر اینجا خوشم نمیاد
میشه بهم بگین چطور به آی-95 برم؟
آره
از شهر خارج میشی و چند کیلومتر رو به جنوب میری
میرسی به یه تقاطع
اونجا تابلوش هست
امکان نداره که متوجهش نشی
باشه، ممنون
خونگی اند، هوم؟
اصلاً انگار ویژۀ شما درست شده
اگه دو بسته بخرم چند حساب میکنی؟
اونها زن و بچهت هستن؟
آره
بذار یه چیزی بهت بگم
...اگه دو بسته بگیری
...دو بسته هم به حساب خودم اِشانتیون بهت میدم
واسه زن و بچهت
قبول ـه
گوشت واسه بچهها خیلی مفید ـه
باعث میشه خوب رشد کنن و قوی و چاقوچله شن
خیلی هم خوب
حالا این نشان طلایی که روش نوشتی یعنی چی؟
...منظوری نداشتم
نه
به معنی اینه که یهکم بیشتر خوابوندمش
همین
بهنظر من که خیلی خوب ـه
بقیۀ پولم رو نمیدی؟
پول خرد ندارم
باشه
آره، بخورید، خوب چیزی ـه
هی
یهکم بخورید پروتئین جذب کنید
بهبه، خوشمزه ست
عاشق این شغلم هستم
مال اون خوک چاق پایین جاده ست؟
لعنت بهش
همیشه امیدوار بودم توی مسیر برگشت به خونه
این کثافت رو ببینم و با ماشین زیرش بگیرم
الان میتونم تصورش کنم وقتی که کون کوچیک ولی چاقش رو کف جاده میکشه و تقلا میکنه
و از ترس جیغ و داد راهانداخته
حیف، هیچوقت نتونستم گیرش بندازم
یه چیز رو چندبار باید بهت بگم بیشعور احمق
!خرگوشها گوشت نمیخورن
!واقعاً
چند تا خرگوش باید بمیره تا این قضیه رو بفهمی
دیگه نمیتونن بهت آسیب بزنن
همهچی درست میشه
حالا دیگه رد دادی؟
میدونی که قصد ندارم اذیتت کنم، مگه نه؟
خودت میدونی که فقط دارم سربهسرت میذارم، نه؟
اون جوکی که برات گفتم رو یادته؟
یه بچهباز و یه بچۀ کوچولو با هم میرن جنگل
بچه میگه: آقا، اینجا خیلی تاریک و ترسناکه
بچهبازه بهش نگاه میکنه و میگه
فکر کردی الان خیلی ترسناکه؟ من چی بگم که باید کل این مسیر رو تنهایی برگردم؟
گندش بزنن
بچهبازها خیلی آشغال و کثافت و مریض اند
الان نمیتونم شلیک کنم
اگه بزنم کثافتها مثل مورچه پخش میشن و فرار میکنن
دارن میان سمت جنگل
من اطراف رو بررسی میکنم
گند نزنی ها
هی، بچهها صبر کنید
فقط شما برید
من باید چند لحظه یه نفسی تازه کنم
باز هم؟
شوخی میکنی؟
هی، بهش گیر نده
من پیشش میمونم
شما برید
خودمون رو بهتون میرسونیم
بگیر
مرسی
اوه، به دل نگیر
همیشه اینقدر عوضی و بدجنس نیست
میدونم ...ولی ازدست دادن خونوادهت
باز هم دلیل نمیشه که با همه همیشه بدرفتاری کنی
میدونم، موافقم
فقط یهکم بهش زمان بده
نمیدونم ...به نظرم
به نظرم الان احساس میکنه که مسئولیت لورن روی دوشش ـه میفهمی؟
آره، شاید
صبرکن ببینم، اون رو دیدی؟
چی رو؟
صبرکن، زود برمیگردم
تو همینجا بمون
یعنی چی؟ صبرکن، نه نه، نه، نه، زود برمیگردم
گندش بزنن
ریچل؟
سارا؟
!لورن؟
هیس
همهچی درست میشه
هیس
بیا دیگه
نمیدونم
به نظرم بهتره منتظر دخترها بمونیم
خب، نمیشه بریم تو منتظرشون بمونیم؟
آخه بیرون هوا خیلی گرم ـه
باشه
بهبه، عجب ایدۀ محشری دادی
آره، به همین خاطر نباید هیچوقت به حرف من گوش کنی
اوهوم خودم هم بیشتر وقتها حرف خودم رو قبول ندارم
دو دلار و نودونُه سنت قیمت خیلی خوبی ـه
بقیۀ پول هم برا خودشون
شابد بتونن از بقیۀ پول استفاده کنن و اینجا رو یهکم تمیز کنن آخه اینجا رو نگاه کن
لعنتی، واقعاً این پول بهدردشون میخوره
اوه، بهتره یه چیز ترسناک بزنی
راستش الان که خوب فکر کردم به نظرم بهتره اصلاً بهش دست نزنی
میدونم
چند لایه گردوخاک روش نشسته
عجب گوهدونی ـه اینجا
...اصلاً به معنای واقعی کلمه
لورن، لورن فکر کنم اون واقعاً گوه ـه اون گوشه افتاده
لورن، لورن، لورن، لورن
سلام
...اینجا واقعاً مغازهتون خیلی جذابه
خب، اینجا یه جور شهر پررفتوآمد ...و محل گردشگری و این جور چیزاست
...شهر مرزی ـه یا
فقط یه روستا ست؟
...خب، پس
ببخشید که مزاحم شدیم
...ما
بریم دیگه
و روز خوبی داشتهباشید
خب؟
پنج دلاریم
پنج دلاریم چی میشه؟
گوربابای پنج دلاریت
وای، لعنتی
خب، فکر نکنم اینجوری پیش بره
...اگه درست رفتار نکنید
مغز دوستت رو باید از روی زمین جمعکنی
حالا بچرخید ببینم
آروم و یواش
الان یهجورایی از دست هردوتون عصبانی ام
حالا بعداً در مورد این موضوع با هم صحبت میکنیم
فکر نکنم اون گفتوگو زیاد خوشحالتون کنه
یعنی چی؟
از مغازۀ من خوشت نمیاد؟
...نه، نه، اون خفه شو، جنده
با تو حرف نزدم
چرا از مغازۀ من اومدی بیرون؟
باید زود میرفتیم جایی
زیاد ازت خوشم نمیاد
متأسفم
واسه چی متأسفی؟
...نمیدونم ولی به نظر میاد که نارا خفه شو، جنده
!واسه این متأسفی چون ضعیفی
پس خُرد کردنت کار سختی نیست زیاد خوش نمیگذره
بگذریم چرتوپرت گفتن بس ـه
میریم یهکم با هم قدم میزنیم
!راه بیفت
!یالا راه بیفت
!پاشو، جنده
ببین چه نمایشی براتون راه انداختم
No comments yet. Be the first to leave one.