The first 198 lines.
کمیل، من فقط میخواستم بگم که خیلی ازت .ممنونم که گذاشتی برگردم سر کارای شامپر
.امیلی، شامپر ایدهی تو بود .اگه تو نبودی ما هم الان اینجا نبودیم
.بابت این حرفت متشکرم
خب، حالا که دیگه این صحبتا ،و تشکرات رو انجام دادیم
.میخوام ایدهی یه کمپین جدید رو مطرح کنم
.یه چالش شامپر که امیدواریم فراگیر بشه
چه جوری سرتو شوت میکنی؟
،باید یه حس باحال و خاکی و مردمی بده
تا شامپر رو سرگرمکننده .و در دسترس همه نشون بده
.یه ابزار عیش و نوش روزمره
دوست داریم که هفتهی دیگه تو .اکانت اینستاگرام شامپر شروعش کنیم
،خیلی سرگرمکنندهاس ،اما قبل از این که ادامه بدیم
.باید یه چیزی رو نشونتون بدم
.یه نگاه بندازین
.هدف از زندگی دنبال کردن لذتهاس
برای نوشیدن به من ملحق میشین؟
.من شامپر هستم
!اوه، خدای من، دیگه زده به جاده خاکی - میدونه که باید اسپریـش کنه دیگه، نه؟ -
.واقعاً باید توجیهش کنیم
،امیلی، تو به پدرم یه هویت خاص دادی
.و الان اون میخواد که چهرهی برند باشه
اون خودشو تو یه مشروب .درجهی دو دوباره پیدا کرده
هیچوقت نمیشه سرنوشت .یه آدمو پیشبینی کرد
اصن میدونی چیه؟ این آخر هفته باهام بیا به شاتو
و بیا باهاش یه کلیپی بسازیم .که مورد قبولمون باشه
.خب، دام پرینیون لیدی گاگا رو داره
.ما هم برند شامپر هستیم
پس اصن کی بهتر از خود آقای شامپر میتونه برندمون رو تبلیغ کنه؟
،آره، و با یه چرخش کوچیک تو برنامهها .میتونه به یه نماد همجنسگرا تبدیل بشه
.چیه؟ همه دنبال یه شوگر ددی فرانسویان
.:: ارائه ای از تیم ترجمه رسانه اینترنتی نایت مووی ::.
:مترجمین Atefeh Badavi & A.SHRFE
خب، فکر میکنی کی برمیگردی؟
.فقط برای یه شب دارم میرم .زود میرم و برمیگردم
بنظر من که خیلی خوبه که .تو و کمیل اختلافاتتون رو کنار گذاشتین
.پس، بهتره که بیشتر بمونی
میندی، تو و بنووا هروقت که بخواین .میتونین تو آپارتمان خلوت کنین
باشه؟ اونوقت منم میرم به .یه پیادهروی خیلی خیلی طولانی
!خدایا
حس میکنم دوباره 15 سالمه .و تو مدرسهی شبانهروزیم
.منظورم 17 بود. حالا اصن هرچی .مسئله اینه که، من واقعاً استرس دارم
امشب تو پلاس د ووژ اجرا میکنیم اگه دوست داشته باشی بیای و اجرامون رو ببینی؟
راستش من و الفی قراره باهم شام بخوریم .اما شاید بعدش اومدم یه سری زدم
.وای، خدای من، هورا، به شدت مشتاقم ببینمش
به زودی میبینیش. تا چند .دقیقهی دیگه میاد دنبالم
!الفی رفته رستوران گابریل
دوباره؟ - !دوباره -
.اوه، رفیق، دقیقاً همینه
تو بلیت واسه فینال داشتی و اونوقت نرفتی؟
.هی، به هر حال، به سلامتیت
هی، اینجا چکار میکنی؟
،خب، زود رسیده بودم و تشنهام بود .پس اومدم اینجا یه آبجو بزنم
تو آبجو میخوری؟ - .کروننبورگـه. مال آلزاسـه -
.آره، بدش نیست
.اوه، بالاخره سر یه چیزی نظرمون یکی بود
میدونستی این رفیقمون از وقتی 13 سالش بوده تو آشپزخونه کار میکرده؟
یعنی، از اون موقع تا حالا .سیبزمینی پوست میکنده
.نمیدونستم
آم، این برخلاف قوانین کار کودکان یا یه هممچین چیزی نیست؟
.آشپزخونهی عموم بود
واو. پس حتماً باید بذاریمش .تو محتوای بخش بازاریابی رستوران
حاضری؟
راستش، داشتم فکر میکردم شاید بتونیم امشب اینجا غذا بخوریم؟
.آخه، غذاش عالی بنظر میرسه
.اوه. مطمئنم میزاشون کاملاً پر شده
هی، سرآشپز، فکر میکنی بتونی یه میز برامون جور کنی؟
.خوشحال میشم
.عالی شد
.ممم
.ایولا، این یارو واقعاً آشپزیش خوبه
.آره خیلی با استعداده
.هیچوقت از غذاهای فرانسوی خوشم نیومده .یکم عجیب غریبن
.اما این... معرکهاس
.حالا میفهمم چرا عاشق کارت هستی
.واقعاً هستم
،راستش فردا دارم میرم به یه شاتو تو شامپین
تا روی یه کمپین شبکههای اجتماعی .برای برندمون کار کنم
میبینی، من کل روزمو دارم .با عدد و رقم سروکله میزنم
.تنها نکته مثبت روزم شام خوردن با توئه
غذا چطوره؟
.عه آقا تشریف آوردن
.واقعاً معرکه بود
.داداش، کارت حرف نداره
شما دوتا کجا باهم آشنا شدین؟ .زوج دوست داشتنی هستین
.آه. کلاس فرانسه
.اولش فکر میکردم یکم رو مخه
.منم همینطور
.ولی کم کم ازش خوشم اومد
.چه قشنگ
،آم، و ،هیچوقت ازت نپرسیدم چی باعث شد بیای پاریس؟
،برای یه بانک انگلیسی کار میکنم
روی یه پروژهی ادغام با یه .شرکت فرانسوی کار میکنیم
.یه مشت کارای کسلکننده .یعنی کار باحاله و آسونه واسه ایشونه
اینو داشته باش، فردا داره .واسه کار میره شامپین
جدی؟
.اوه
.از طرف سرکارمه. ببخشید .یه لحظه باید برم اینو جواب بدم
امیدوارم از این که الان .اینجایی خیلی خوشحال باشی
پس قراره آخر هفته رو با کمیل تو شامپاین بگذرونی؟
.امیدوارم این بار بهتر پیش بره .ماجرای همیشگی زندگیم همین شده دیگه
.سلام منو بهش برسون
و، فکر کنم الان آدمایی .مثل تو رو بهتر درک میکنم
.انگلیسیه، سادهتره
.آره، خیلی رابطه باهاش سادهتره
چون یه دوست دختر نداره .که همزمان دوست منم باشه
.آه
.پیز د باف، ترافل سیاه
واو. و این وعدهی چهارمه؟
.آخرین مورد منوی مزهـمون
.البته وعدهی پنیر رو شامل نمیشه
.و باید همهی دسرهامونم امتحان کنین
.البته، رو هم مهمون مایین
.این خیلی دست و دلبازانهاس - .اوه، پیففف -
.امیلی نباید اینجا پولی پرداخت بکنه
.اوه. فکر میکنم که باید بکنم
فکر نمیکنم تو کل عمرم اینقدر .احساس سیری کرده باشم
.بیا اینجا ببینم
.من خیلی خیلی متاسفم
.نه، اشکالی نداره
،ببین، بعد از اون همه غذا
فکر نمیکنم از پس هیچ کار .دیگهای به غیر خواب بربیام
.آره، نه، منم فردا صبح زود کار دارم
.پس اینطوری فکر کنم بهتر باشه
اما وقتی برگشتی میبینمت دیگه. آره؟
.حتماً
!تو
.واو
مراقب خودت باش، باشه؟
.خوش بگذره - .خدافظ -
!اوه، سلام، امیلی
.خوشحالم که دوباره تو شامپین میبینمت
.سلام
.آقای شامپر برای کلیپش آمادهاس
!سلام
.راستش، بابا، امیلی یه ایدهی خیلی خوب داره
.اون میخواد که تو چالش شامپر رو شروع کنی
یه کمپین فراگیره که ما از مشتریهامون میخوایم
به خلاقانهترین روشی که میتونن .در یه بطری شامپر رو باز کنن
.یه جور مسابقهی آنلاینه چه جوری سرتو شوت میکنی؟
.اوووه
!عاشقشم
و من شگفتانگیزترین روشی که میشه .باهاش در بطری رو باز کرد تو ذهنمه
.نمیتونم صبر کنم تا نشونتون بدم
.خودشه
.خب بذار اینا رو ببریم به اتاقت
.سلام، امیلی - .اوه -
.سلام
.امیدوار بودم بتونم دوباره ببینمت
.دوستای مدرسهـمن
.میبینی، تازه موهامو صفا دادم
.آره، خیلی خوب شدن
.ممنونم
بله؟
.من از طرف روزنامهی لیبریشن شامپین اومدم
.اومدم تا چالش شامپاین رو پوشش بدم
.اوه! آره، آره. آه، لیبریشن شامپین .ممنونم که اومدین
.اوه! بفرمایید! خود آقای شامپر
.موسیو - !اووه! نور عالیه -
!بیاین شروع کنیم - .وای خدایا. بهتره از اینجا برم -
.بزنین بریم
چه طعمی دوست داری؟ - .آه، تمشک -
.آه
.با طعم تمشک دوست دارن
.آه، و من لیمویی میخورم
اوه پس تو به غیر انگلیسی و فرانسوی و هلندی، ایتالیایی هم بلدی؟
.و آلمانی و یکم هم ژاپنی
.واو
،وقتی آدم اهل هلند باشه
بهتره یاد بگیره به زبانهای دیگه هم صحبت کنه
.چون هیچکی هلندی صحبت نمیکنه
.خدمت شما .و اینم خدمت این خانم زیبا
.متشکرم - .متشکرم -
تو چطور؟
من انگلیسی، فرانسوی، ایتالیایی .و یکمم اسپانیایی بلدم
ولی وقتی ایتالیایی .صحبت میکنم آدم مهربونتریم
.خونگرمتر، صمیمیتر
عاشق اینم که وقتی به زبونای مختلف .صحبت میکنیم شخصیتامون هم تغییر میکنه
.ایتالیاییت بینظیره
.ممنونم. یه مدت تو رم زندگی میکردم
.که، بعد از پاریس، زیباترین شهر تو دنیاس
.رم احتمالاً شهر مورد علاقهام باشه
.یه ترکیب بینقص از هنر، معماری و غذا
.و نورش فوقالعادهاس
.آره، زندگی اونجا خیلی شیرینه
.باید یه آخر هفته رو اونجا بگذرونیم
آره، من میتونم تو فونتانا دی تراوی برقصم
.مثل آنیتا اِکبِرگ
.و منم مثل مارچلو ماسترویانی میام بهت ملحق میشم
.پس حتماً باید سر این قولت بمونی
فردا برنامهات چیه؟
چه برنامهای تو ذهنت داری؟
یکی از دوستای صمیمیم یه .مهمونی نامزدی کوچیک داره
.یه مهمونی ناهار تو لاسوسیته تو سنت-ژرمن
.دوست دارم باهام بیای
.همم
دوستات راجع به این زن خیلی زیبایی
که الان داری بهش نگاه میکنی چی فکر میکنن؟
.قراره حسودیشون بشه
No comments yet. Be the first to leave one.