The first 200 lines.
...قبلاً در "شیفت سوم"
نیکول. - مامان
.عوضی! - وایسا. وایسا
.بازوت رو آتل ببند
.اینجا اومدی که ترک کنی
!خوشحالی؟ اون مرده
.باید بهمون بگی
کی بهت گفت به میگل وایت آسیب بزنی؟
.گفت ورنون ماس بود. اعتراف کرد
.گفت به خاطر ورنون ماس به میگل وایت شلیک کرده
واقعاً ورنون رو لو داد؟
...صبح زود میخوانت مرکز شهر تا
.اخراجت کنن
.اصلاً با کارلوس حرف زدی؟ - نه
.بهش زنگ نزدی؟ - نه، هنوز نه
پس درباره جایگزین کردنش حرف زدی؟
.کیم. - چیه؟ ببخشید
منظورم اینه، اون که برنمیگرده، درسته؟
.باید یه جایگزین پیدا کنی
!هی! اینجا کمک میخوام
!دکتر فیلدز
!بجنب! این بچه سریع کمک میخواد
.چی شده؟ - نمیدونم
.همینجوری پیداش کردم
باشه. من گرفتمش. - کجا؟
.خب، مطمئن نیستم. داشتم رد میشدم
خودت آوردیش اینجا؟
.خب، فکر کردم بهتره تا منتظر آمبولانس بمونم
.حتی اگه همه ماشینم رو هم خونی کرد
...باشه، خب، اینجا صبر کن، پلیسها
.میخوان باهات حرف بزنن
.یک، دو، سه
.باشه، دو تا رگگیری بزرگ رو کامل باز کن
کجا رفت؟ - چی؟
.اون یارو. رفته
.مثل "تکسوار". حتی منتظر یه تشکر هم نموند
.بیا بریم
حتماً شوخی میکنی. کارلوس گارسون؟
.اجارهخونه داره باید بده. مثل من و تو
.فقط نمیتونم تصورش کنم
.خب، کارش درسته. داره تلاش میکنه
.آره، ولی تو که به همه اعتبار میدی
.حالت خوبه؟ - آره، تای
.هنوز حالم خوبه. - هی، من فقط میپرسم
.فقط هر ده دقیقه میپرسی
.خب، میخوام مطمئن بشم آمادهای که اینجا باشی
خب، امروز میفهمیم، نه؟
اینجا بهتر از خونهست. ذهن بیکار، نه؟
.زمین بازی شیطانه
.فکر کردم اون دستهای بیکاره
چطور یه دست میتونه زمین بازی باشه؟
و کارگاه نیست؟ - هست؟
.نمیدونم، تو گفتی
.خب، هرچی. خوشحالم برگشتی
.آره. خوبه
خب، امتحان TRID چطور بود؟
نمیتونستی اینو خونه ازم بپرسی؟
.الان دارم ازت میپرسم
.خوب بود، مامان. - خوبه
پس میخوای برسونمت خونه؟
میشه لطفاً فقط با دوستام پیاده برم؟
.خب، سه تاشون هستن. میتونیم اونارو هم برسونیم
...مامان، لطفاً. باشه، میخوام تو، ام
.میخوام مستقیم بری خونه و بعد، ام، با موبایلم بهم زنگ بزنی
وقتی رسیدی اونجا، باشه؟
.اوهوم
.هیچ بهانهای نه. - چشم
.دوستت دارم
.شروع نکن
.اون یه بار اشتباه کرده
.شاید باید یه خورده بهش آزادی بدی
.بیخیال دانش بیکرانت درباره تربیت نوجوانها شو
.دیر یا زود باید دوباره بهش اعتماد کنی
.مردم اعتماد رو به دست میارن، باسکو
.من مجبور نیستم به کسی بدَش
...منظورت چیه؟ - در مورد اون موضوع
...تو و دوستدخترت، کروز
.آخرین آدمایی هستین که بخوان نصیحت بدن
پس هر موضوعی قراره به من و کروز برگرده؟
.نه، فقط اعتماد
.چون چیزی که بین ما اتفاق میفته به تو ربطی نداره
.برای من غیرممکنه اغراق کنم
.چقدر بیعلاقهام
.به هرچیزی که بین شما دو نفر اتفاق میفته
.خوبه
.عالیه
چی، ما نامرئی شدیم؟
...کینگ-ایت-ادوارد
.خودنماییه. ایزی-نود و هفت
باسکو، وایسا. - چی؟
اون پایین رو نگاه کن. - اون پوله؟
.آره، خیلی زیادش
.پنج-پنج دیوید سنترال، یه کامیون زرهی واژگون داریم
.در کینگ و ۱۲۳
.به اورژانس و نیروی پشتیبانی فوری نیاز داریم
.بماند که یه بیل و یه کیف خیلی بزرگ هم میخوایم
.هی! همه هرچی دستشونه بندازن
!گمشین از اینجا بیرون
!اینو بده به من. بیاین بچهها. گمشین از اینجا بیرون
.هرچی دستته بنداز و برو
راستش نمیدونم چی بگم
راجع به چی؟
.به کارلوس، میدونی؟ - آره، میدونم
.یالا، مردم! چراغ سبز شده
.همون دلیلی که بهش زنگ نزدم
"هی کارلوس. اوضاع چطوره؟"
خب، تقریبا میدونم اوضاع چطوره، نه؟
.طرف تازه کارش رو از دست داده
این چه ترافیکیه دیگه؟
.ماشین سر چهارراه حرکت نمیکنه
.آدام ۵۵۳، یه تصادف با مصدوم
.کینگ و ۱۲۳
.۱۰-۴ مرکز
خب، باید حرکت کنیم! "هی، راه بیفت!"
!بریم. باید از اینجا راه بیفتیم
!هی، مردم
.هی. هی، یالا، ما داریم میریم مأموریت
!هی، گوش کنین، باید راه بیفتین. یالا
!هی
!کیم. کیفها رو بردار
.اجازه بده کمکت کنم
.مواظب باش، باشه؟ گرفتمت. گرفتمت. مواظب باش. مواظب باش
.وای! وای. مواظب باش
.چی شده؟ - مطمئن نیستم
این همون یارو نیست که تو بیمارستان بود؟
.همون تکرو؟ - آره
.ببین، حالم خوبه. خوبم. خوبم
آروم باش. آروم باش، باشه؟ چی شد؟
.خب، قصه مفصلیه
این همه خون از کجا میاد؟
...آره، خب، شرط میبندم این زخمه که
.جای چاقوی بزرگه مشکلشه
.برانکارد رو بیارم، باشه؟ زود برمیگردم
.آدام ۵۵۳، باید اون تصادف رو به یه واحد دیگه بدی
ها... - نفست چطوره؟
خیلی خوبه. خیلی خوبه. مال تو؟
اصلا بیهوش شدی؟
.خب، یه بار تو دهه شصت
.اما، خب، دهه شصت بود دیگه
.هاها! - باشه
.باشه. باشه. خب. آروم، آروم، آروم. آروم
حالا چرا این دلقکبازی رو تموم نمیکنی
و فقط به سوالاتم جواب نمیدی؟
.بله، خانم
!هو هو هو! - مردم! مردم
!پول رو بده، پول رو بده. مردم
!یونیفرم رو میبینی؟ تو... پس تکون بخور
!اونو بده... - آه
.راننده کجاست؟ - حدس بزن
.آه، این دنیا بدون مردم جای خیلی بهتری بود
.نه، نه، نه، نه. همونجا بمون
...من الان اون راننده اتوبوس رو ندیدم که
.برگردین بالا رو پیادهرو، لطفا
."داری چیکار میکنی؟ هی!" هیچ کس گوش نمیده
.عالیه. پول رو بذار زمین، خانم
دیوید به مرکز، نیروی کمکی ما کجاست؟ ۵۵
به واحدهای بیشتر نیاز داریم
.و یه سرپرست تو این محل
!آقا، الان دور شو! برو! برو عقب. همین الان
هی! - "برو عقب!"
دیوونه شدی؟
.نه، نه، نه. اوه
.هی، اونو گم نکن. - درست
.لطفا
.بیمارستان دور نیست. - آره، یادمه
اگه زخمی بودی چرا رفتی؟
.نمیدونم. بودم
.من تو اون بیمارستان از بس برای خونریزی رفتم، دیگه مشتری ثابت شدم
.عالیه، بازم جوک. - ببخشید
.اسم؟ - اِه، آرون، اِه، با دو تا آ
.فامیلی؟ - نوبل
.هی، یه نویسنده هست به اسم آرون نوبل
آه، واقعا؟ - آره. تاحالا خوندی ازش؟
.فکر نکنم
یه جورایی مثل خبرنگار بود که دور دنیا سفر میکرد
.و راجع به جنگ و اینجور چیزا مینوشت
.اما، آره، مثل بقیه نویسندهها نبود
مگه حس نمیکنی منو از درون؟
.با مردم عادی زندگی میکنه. واقعا خوبه
.آه، خب، باید برم سراغش
یکی از کتاباش رو فیلم کردن. "آخرین فهرست."
.اون فیلم افتضاح بود
.آره، خب، کتابش خیلی بهتر بود
.آه
.بیا
"از کامیون دور شو."
"تو، اون مال تو نیست. بندازش زمین."
.داری عصبیم میکنی، مرد
!"هی! هی!" - پول رو بنداز زمین
.پول رو بذار زمین. همه پول رو بندازین زمین
.بذارین زمین و دور بشین. بذارین، پول رو بذارین زمین
.آقا، دارم میگم، پول رو بذار زمین
باورنکردنیه. هی! - داری چیکار میکنی؟
.بیا اینجا. بندازش. خانم، میری زندان
.تو! پول رو بنداز. پول رو بنداز. دور شو. پسر پیتزایی
.هی، داری چیکار میکنی؟ بندازش. همهاش رو
اینا انعامهای منه! - پنجاه دلاری؟
!"پول رو بذار زمین!" - هی، بیا اینجا
میتونم اون سخنرانی "آمادهام برای اینجا بودن" رو عوض کنم؟
!گمشو از اینجا وگرنه بهت شلیک میکنم
No comments yet. Be the first to leave one.