Inside Job

Inside Job

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Inside Job S01 1080p WEB H264-CAKES
Inside Job 2021 S01 720p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NPMS
Inside Job 2021 S01 1080p NF WEB-DL DDP5 1 x264-NPMS
Inside Job S01 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-AGLET
Inside Job S01 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-AGLET
Inside Job S01 WEBRip x264-ION10
Inside Job S01 COMPLETE 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
A Commentary by NegarFD
🔴 30nama | تمامی قسمت‌ها 🔴

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x265
HD
Published on: 2021-11-26
Downloads: 69
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫مترجم: ‫Negar FD

‫تی‌شرت! تی‌شرتتون رو بردارید!

‫و به کاخ سفید می‌گن کاخ مردمی

‫چون در آمریکا، دولت برای شما کار می‌کنه!

‫چرت و پرت!

‫گوش کنین بچه‌ها!

‫هرچیزی که تو مدرسه یادتون میدن دروغه!

‫حقیقت رو می‌خواین؟

‫دنیا توسط نخبه‌های بی‌هویت

‫و آدمای مارمولکی‌ای که ‫تغییر شکل میدن کنترل میشه!

‫تا حالا یه اسکناس یک دلاری رو تا کردین؟

‫ببینین، می‌تونین یه کاری ‫کنین کلمه‌ی ممه رو نشون بده.

‫این یعن چی؟

‫من تنها کسیم که براش ‫مهمه رئیس جمهور یه رباته؟

‫بیدار شین گوسفندا!

‫مدارک همینجان!

‫این حرومزاده‌ها کلی تک تیرانداز انداختن دنبالم

‫چون سعی دارم حقیقت رو بهتون بگم!

‫عاشق وقتیم که حق با منه!

‫ممنونم! برای دوستاتون هم بروشور بردارین!

‫بابا! چه غلطا؟!

‫بازنشستگی باعث شده کلا دیوونه شی؟

‫نه ولی امواج رادیوئی 5G ‫تو فضا باعث شده دیوونه بشم

‫که اتفاقا می‌تونین راجع بهش تو بیانیه‌ی

‫جدیدم که تو کیندل موجوده بخونین!

‫اوه خدایا

‫به بابام گوش نکنین بچه‌ها!

‫اخبارش رو از فیسبوک ‫و زولپیدوم به دست آورده!

‫زولپیدوم مواد عالی‌ایه! ‫خیلی چیزا رو واضح می‌کنه!

‫زودباش! برای کار دیرم میشه!

‫دموکراسی واقعیه! چندتا جاکلیدی بردارین!

‫هی ریگن، بیا بریم پاساژ ‫چندتا شیرینی پرتزل بخریم

‫ازونایی دارن که توشون پنیریه...

‫بابا، می‌دونم بازنشستگی سخته

‫ولی روش‌های مثبت‌تری ‫برای جلب توجه من وجود داره

‫تا اینکه دولت پنهان رو پائین بیاری!

‫به علاوه، امروز بلاخره ‫قراره اون ترفیع شغلی رو بهم بدن!

‫تصور کن! من! درحالی که دفتر ‫رو با یه مشت آهنین اداره می‌کنم!

‫حتی یه مشت آهنین برنامه‌نویسی کردم!

‫بهتر از اینم دیدم.

‫اوه، تو بهتر از این دیدی؟

‫خیلی‌خب، خوبه.

‫آره، واقعا هم خوبه...

‫به شرکت کاگنیتو خوش آمدید.

‫ما یک شرکت هستیم.

‫-ما یک شرکت هستیم. ‫-صبح بخیر دکتر ریدلی!

‫ما یک شرکت هستیم.

‫ببین، بابا، تا وقتی که با من زندگی می‌کنی

‫باید یه سری قوانین مشخص کنیم. ‫اول، دیگه ودکا برای صبحونه ممنوعه.

‫اوه بیخیال!

‫نمی‌تونی به مردم بگی ‫دولت واقعی نیست!

‫ولی نیست!

‫دکتر ریدلی؟

‫نمی‌تونی راجع به خزنده‌هایی ‫که تغییر شکل میدن صحبت کنی.

‫-صبح بخیر سناتور! ‫-درآمدها...

‫نمی‌تونی به مردم بگی که جرالد تو بخش ‫حسابداری آب و هوا رو کنترل می‌کنه!

‫یا اینکه میانگین صنعتی داو جونز ‫با قربانی کردن خون اداره میشه.

‫سهام جی‌پی مورگان چیس ‫14 امتیاز افزایش پیدا کرد!

‫قوانین، قوانین، قوانین!

‫کی اینجا اینقدر تبدیل به جای ‫حوصله سربری برای کار کردن شد؟

‫صبح بخیر دکتر ریدلی!

‫-سلام استیو. ‫-سلام استیو.

‫چاپلوس لعنتی...

‫و از همه مهمتر، قطعا نمی‌تونی به مردم بگی

‫که داریم رئیس جمهور رو با ‫یه ربات عوض می‌کنیم، باشه؟

‫اینقدر گیر نده!

‫گیر؟! تو تقریبا دولت ‫پنهان رو به همه افشا کردی

‫چون می‌خواستی یکی تا ‫شیرینی فروشی برسونتت!

‫شانس آوردی که زنگ زدم تک‌ تیر‌اندازا برن!

‫گری، نه! نه!

‫خیلی خندیدم! شوخیات رو نگه ‫دار برای شب استند‌آپ کمدی گری.

‫لعنتی، دیر کردم! هی! ‫کارآموز! بابام رو ببر خونه.

‫اگر اذیتت کرد، نترس از اینکه ‫خیلی کوچولو شوک بهش وارد کنی.

‫بکن! جرئتشو داری ‫بکن! تو می‌دونی من کیم؟

‫من رند ریدلی لعنتیم و قبلا مدیر این شرکت بودم

‫و به زودی... من مدیرش میشم.

‫درجه‌ش رو از 3 بالاتر نبر!

‫-فعلا، بابا! ‫-اوه! حرومزاده!

‫خیلی‌خب، بریم سر اصل مطلب.

‫خدایا، نمیشه یه بارم شده چراغا رو روشن کنیم؟

‫بووو

‫بعضیامون خماریم! باشه؟

‫خیلی متاسفم آندره!

‫اینکه مالی بدنت کم شده ‫ربطی به امنیت جهانی داره؟

‫بچه‌ها! ما داریم به صورت مخفیانه ‫یه دنیای آزاد رو اداره می‌کنیم!

‫بیاین سعی کنیم این کارو جدی بگیریم.

‫همونطور که یادتونه، نامزدی که تو ‫انتخابات گذشته ازش حمایت کردیم برنده شد

‫ولی معلوم شد برای اینکه ‫کنترلش کنیم زیادی احمقه

‫ولی با کمک اختراع خفن جدیدم

‫دولت پنهان بلاخره یه رئیس ‫جمهور داره که می‌تونیم کنترلش کنیم.

‫ببینش اینو...

‫من یه نابغه‌ام!

‫به هر حال، فعلا این بزرگترین ‫کارمونه پس خودتون رو جمع کنین!

‫پس دیگه خبری از نئشه ‫کردن با مواد شیمیایی نیست...

‫چی گفتی؟

‫یا خبری از فرستادن پهپاد برای ‫جاسوسی زن قبلیتون نیست...

‫هی! تو نمی‌دونی چه کارایی از اون برمیاد!

‫و خبری از گرفتن سلفی تو ‫صحنه‌ی "فرود روی ماه" نیست!

‫مسائل فوق محرمانه شامل کسایی که ‫امتیاز ظاهریشون از 8 بالاتره نیست، ریگن.

‫آره! تو رئیس ما نیستی!

‫راستش، از 12 ظهر امروز

‫به معنای واقعی قراره رئیس همتون باشم.

‫و قراره غر زدن رو ممنوع کنم! ‫دیگه خبری از غر زدن گروهی نیست!

‫درسته! تا زمانی که ‫می‌تونین بریزینش بیرون!

‫ریگن، می‌خوام تو دفترم ببینمت.

‫بخورینش!

‫اوه اینقدر خنده‌داری دلم ‫می‌خواد بدم ترورت کنن!

‫نه واقعا می‌تونم انجامش بدم! انگشتم ‫داره بالای دکمه‌ش تکون می‌خوره...

‫اوه اوه الانه که بزنم روش... ‫الانه که بزنم... اوپس...

‫خوش گذشت اوپرا

‫بوس بوس، بای!

‫اوه اینجایی!

‫ریگن ریدلی! کودک زیرک! برترین ‫دانشجوی ام‌آی‌تی در 13 سالگی!

‫نیازی نیست به گودی زیر چشمت ‫نگاه کنم تا بدونم سخت مشغول به کاری.

‫ممنونم قربان و آماده‌ام ‫تا گودی‌ها عمیقتر بشن.

‫از وقتی که پدرت از کار افتاده شد و ‫تو به جاش به وظایفش رسیدگی می‌کنی

‫بهره‌وری بالاست و ‫روحیه‌ی تیم مثل یه موشک...

‫-ممنونم قربان! ‫-بذار حرفم رو تموم کنم.

‫رفته تو توالت.

‫به شکایات منابع انسانی نگاه کن!

‫"کار باهاش سخته" "ارتباط چشمی برقرار نمی‌کنه"

‫"به عنوان یک زن زیادی میگه بخورینش!"

‫من ارتباط چشمی برقرار می‌کنم! ‫کلی ارتباط چشمی برقرار می‌کنم!

‫خدایا! دیگه هیچوقت این کارو نکن!

‫ببین، می‌دونم به کارت اهمیت میدی، ‫ولی شدتش داره بقیه رو می‌ترسونه.

‫همه یادشون باشه جدول زمانبندی رو امضا کنن!

‫جدول زمانبندی!

‫جی‌آر، هنوزم قراره ترفیع رتبه بگیرم؟ ‫من کل زندگیم برای این شغل زحمت کشیدم.

‫من کلاسارو جهشی خوندم و حموم نرفتم

‫تا ثابت کنم برخلاف میراثی که پدرم به جا ‫گذاشت، من می‌تونم مثل چی اینجا رو اداره کنم!

‫البته، تو خیلی باهوشی. ولی ‫مهارت‌های اجتماعیت؟ ووف.

‫برای همینه که یکی رو آوردم ‫تا تو رهبری تیم با هم کار کنین.

‫ببخشید...؟ با هم؟

‫برت! حالا که دیگه مایکروچیپ داخلت ‫جاگذاری کردیم می‌تونی اونو در بیاری!

‫برت هند، مشتاقم تا به هرکسی ‫که رضایت داره خدمت کنم.

‫چه غلطا جی‌آر؟

‫تبریک ریگن، هنوزم ترفیع رتبه رو گرفتی

‫و اونم گرفته.

‫تا حالا فکر کردین کی از ‫دوربین لپ‌تاپتون نگاهتون می‌کنه؟

‫یا اینکه چرا گاهی تو رویاهاتون ‫محصولات جدید می‌بینین؟

‫از گذشته‌های دور،

‫جهان توسط گروهی از ‫نخبگان باستانی اداره می‌شود

‫ولی عروسک‌گردانی دنیا ‫به آسانی گذشته نیست!

‫برای همین این شرکت رو تشکیل دادیم،

‫تا با اجرای خواسته‌های مرموز ‫مافوق خود، فردایی بهتر بسازیم.

‫ما شرکت کاگنیتو هستیم.

‫و توسط ما تحت... پوشش هستید!

‫سوالی نیست؟

‫به جز مسائل اخلاقی؟

‫این رختکن مرداست، اینم دستشوئی مرداست

‫اونم اتاق نمایشه، جایی که فیلمای

‫روباه‌های در حال پوسیدن رو ‫به کارتون بچه‌ها تبدیل می‌کنیم.

‫و این آزمایشگاه منه، جائی که ‫همه‌چیز در آرامش و کارآمده،

‫و ترموستات کاملا تحت کنترل منه.

‫امیدوارم یه روزی بتونم جهان ‫رو به همچین چیزی تبدیل کنم.

‫یعنی... کارآمد

‫نه اینکه... کاملا تحت کنترل من باشه.

‫این دیگه شیدایی محضه، ‫هیچوقت اینکارو نمی‌کنم.

‫مگه اینکه مردم ازم بخوان.

‫اوه خدای من! آقای رئیس ‫جمهور! چه افتخاری!

‫افتخار از آن منه!

‫بازیگر معروف جیمز وندر بیک!

‫این رئیس جمهور نیست!

‫یه ربات کپیه که قراره جاش رو بگیره.

‫عاشقشم! عاشقشم!

‫یه سوال، اینجا خیلی فاسده؟

‫فیس‌بوک فاسده؟ استارباکس فاسده؟

‫حداقل اینجا من فناوری‌ای رو توسعه میدم ‫که می‌تونه از جنگ با آتلانتیس جلوگیری کنه!

‫و سالی یه بار، ساک خرید مجانی می‌گیریم.

‫عالیه! یه پاک کننده‌ی حافظه! ‫درست مثل "مردان سیاه پوش" !

‫-اون یه تامپونه. ‫-اوه خدا!

‫چجوری این شغل رو گرفتی؟

‫صادقانه بگم، از دانشگاه ییل فارغ ‫التحصیل شدم، دانشجوی برتر بودم،

‫یه مدتی مشغول به لابی‌گری ‫بودم چون عاشق لابیم!

‫و آخر هفته‌ی گذشته، با جی‌آر ‫تو یه مهمونی باربیکیو بودم

‫و اونم گفت از محکم بودن حالت دستم ‫موقع دست دادن باهاش خوشش اومده

‫و بعدش یهویی یه کیسه انداختن رو سرم

‫و بوم! اینجام!

‫اوه خدای من! اصلا هیچ تجربه‌ای نداری!

‫-نه. ‫-یعنی فقط یه بله قربان گویی!

‫بله خانم.

‫اوه خدای من! خداروشکر که اینجایی!

‫تو درصد جذابیت این اداره ‫رو حداقل 30% افزایش دادی.

‫جیجی هستم، مسئول روابط ‫عمومی و دستکاری رسانه‌ها.

‫من سلفی‌ گرفتن رو اختراع کردم تا کشور رو ‫گول بزنم تا بیشتر روی خودشون تمرکز کنن.

‫این گلنه، نصفش دلفینه ‫همونطور که مشخصه...

‫و بهش افتخار می‌کنم!

‫به عنوان اولین داوطلب برای ‫پروژه‌ی مرد دلفینی ابر سرباز

‫من دی‌ان‌ایم رو برای این کشور دادم!

‫و الان قدرت و نبوغ یک دلفین رو دارم.

‫این مایکه

‫اون یه قارچ با قدرت‌های ‫فرامادی از داخل زمین تو خالیه....

‫ولی می‌تونه افکارت رو ‫بخونه. پس عزیزم... مراقب باش.

‫عجب، کلی از حرفای ‫دین کوک رو حفظ کردی!

‫مچم رو گرفتی!

‫من آندره هستم، مسئول بخش بیوشیمی.

‫اگر مواد دوست داری، من اون چیزایی ‫که به رونالد ریگن آلزاییمر داد رو دارم!

‫عجب، چه گروهی!

‫یا می‌تونم "گنگ" صداتون کنم؟

‫اوه عزیزم! عاشقشم! ‫الان به ذهنت رسید؟

More Farsi Persian subtitles for Inside Job

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left