The first 200 lines.
به عنوان یادآوری، لطفاً تمام وسایل فلزیتون رو دربیارید
قبل از اینکه از مایکروویو کابینتی استفاده کنید.
وای، یادم رفت ک**نم رو دربیارم.
ببخشید دیر کردم.
یه عمر طول کشید تا همه لباسامو دربیارم.
چی فکر کردی؟!
این بیکینیِ کاری نیست.
آخه هوا خیلی آفتابیه. -
فکر کردم سقف رو بدیم پایین
و آفتاب بگیریم. -
من به اندازه کافی آفتاب گرفتم.
آه، بیا دیگه، هرمس.
آفتاب اومده، حالشو ببر!
با فومو نمیشه جنگید.
هرمس! تو گشادِ سوسولباز!
الان وقت آفتاب گرفتن نیست.
چرا؟ -چون داریم میریم قطب شمال.
آها.
بازم چرا؟ -
همونطور که شاید یادت بیاد... -نه.
...ما وضعیت اضطراری آبوهوایی رو تحت کنترل نگه داشتیم
با اینکه هر از گاهی یه تیکه یخ عظیمالجثه مینداختیم تو اقیانوس.
-طبق تقویم من، الان...
"اون موقع" است.
این مکعب هم مثل من داره با افزایش سن آب میره.
قطعاً مقداری آب شده.
دل آدم رو کباب میکنه، مثل یه بستنی چوبی توی پیادهرو تو تابستون.
اوه!
خیلی بامزهان!
دلم میخواد بخورمشون.
هی، من داشتم از اون استفاده میکردم.
عقب! عقب، شما حیوونا!
بس کنید!
اون تولههای بیچاره رو تنها بذارید.
من میدونم چیکار دارم میکنم. من یه زیستشناس خرس هستم.
بگیرید اینو، شما دیوونهها!
فکر میکردم خرسهای قطبی خیلی وقت پیش منقرض شدن.
کاش!
تعداد کمی زنده موندن، که یعنی من باید مطالعهشون کنم.
قبلاً زیستشناس نهنگ بودم، اما تنزل درجه پیدا کردم به خرس.
این تولههای بیچاره، تنها و بی مادر.
لقمه حاضر و آمادهان.
مثل اون اردکهای نشسته!
امیدوارم از اون اردکهای احمق خفه شی، نهنگ احمق!
نمیتونیم این شکارچیهای کوچولوی شیرین رو اینجا رها کنیم تا بمیرن.
مردم زمان من تقریباً نسلشون رو منقرض کردن،
پس به عهده منه که اونها رو به فرزندی قبول کنم.
من مادرشون خواهم بود.
و اونا رو از زیستگاه طبیعیشون خارج کنی؟
آره، اینجوری بهشون درس میدیم.
-بچههای من!
خب، وقتشه برم سراغ یه زمینه مطالعاتی جدید.
فکر میکنی از راسوها خوشم بیاد؟
من که عمراً! -
خب، اندازهگیریها رو انجام دادم.
حالا فقط باید یه سری داده آبوهوایی رو تجزیه و تحلیل کنم
تا مشخص بشه چقدر زود باید یه مکعب جدید بندازیم.
-بیاین بچهها. پیش مامان بمونید.
ایناهاش، کشتی موشک اومد!
اونا خرسن، فرای.
حتی نمیدونن "کشتی موشک" چیه.
اونا چربی میخوان.
از چربیهای خوشمزهی من دور بمونید.
بیاید فقط این دادههای آبوهوایی رو بررسی کنیم.
خدای من!
دمای جهانی داره انقدر سریع بالا میره،
عینک هوشمندم از کار افتاد!
بهتره فوراً یه مکعب یخی جدید بیاریم.
من انبردستها رو آماده میکنم.
زمان انبردست گذشته.
ما نابود شدیم!
نابود شدیم!
نابود شدیم!
من قبلاً رفتم.
از تمام دانشمندان، سیاستمداران و افراد مشهور دعوت میشود.
کنفرانس محیط زیست کروک در حال برگزاری است.
هواپیماهای جت شخصی، لطفاً از پارکینگ C استفاده کنید.
میهمانان ارجمند،
به یک هزار و سیامین کنفرانس سالانه کروک خوش آمدید.
با افتخار خریداری شده و هزینه آن پرداخت شده
توسط شرکت نفت سنگین دوستدار مادر.
چون نمیتونیم یکباره به سوخت پاک روی بیاریم.
هزار سال گذشته!
تو چی هستی، یه جور دانشمند؟
درود بر شما، همزمینیان عزیز.
یک بار دیگه، دور هم جمع شدیم تا سیارهمون رو نجات بدیم
و آبجو بخوریم و سلفی بگیریم.
همونطور که میدونید، جلسات قبلی ما اهداف اقلیمی بلندی رو تعیین کرد،
و برای هزار و سیامین سال متوالی،
هیچ کشوری حتی نزدیک به دستیابی به اونها هم نشد!
- آه.
به جز آروبا.
آروبا از اهدافش فراتر رفت، با صفر انتشار گازهای گلخانهای.
چون اونا زیر آبن.
خدا روحشون رو قرین رحمت کنه.
فاجعه، فاجعهی انسانی.
اما برای بقیه ما، مهمونی ادامه داره!
همه به لطف طرح مکعب یخی فارنزورث، یا "فیزی".
فیزی گنده!
آخرین اطلاعات نشون میده که... -
...دماها بیرویه بالا میروند.
ببینید!
این که فقط یه مشت عدده.
عددهای خیلی بد!
دیگه مکعب یخی کارساز نیست.
اگه همین الان کاری نکنیم، با انقراض جهانی روبرو میشیم!
صبر کنید، بذارید عجله نکنیم.
هزار سال و سه دقیقه گذشته.
علم میتونه خیلی گیجکننده باشه.
فکر میکنم باید نظر یه محقق دیگه رو بشنویم.
کسی که اونقدر محترم و معتبره...
که من خودم براش یه خونه تفریحی خریدم.
ممنونم خانم، بابت این معرفی دلنشین...
و آپارتمان لب ساحل زیبایی که بهم دادید.
دکتر بنجو.
اعداد میتونن هرچیزی رو نشون بدن،
بستگی داره کی داره بهتون پول میده.
زمین خیلی داغه، زمین خیلی سرده...
این اعداد میگن خیلی داغه!
اوه، واقعا؟
کی داره بهت پول میده، پروفسور؟
زمین بزرگ؟!
ما همچین جهش دمایی رو ندیدیم...
توی هزار سال اخیر،
از زمان فاجعه اقلیمی!
اوه، بیخیال.
این فقط جو دادن بیشرمانه است.
خب، چند درجه گرمتر شده.
اتفاقا من هوای گرم رو دوست دارم.
تو یه اورانگوتان از جنگلهای استوایی بورنئو هستی!
این چیزی جز تلاشی برای بدنام کردن مردان سختکوش نیست...
و زنان صنعت آلودگی!
تو همین الان یه دست مبل پاسیو برای خودت بردی.
من میرم لابی تا به بچهها غذا بدم...
و ببینم میتونم پوشکشون رو عوض کنم بدون اینکه تیکه پاره بشم.
الان؟ وسط این بحث حیاتی؟
از طرف جامعه مذهبی...
راستش، منم باهات میام.
هرچی بشه خواست خداست.
خدا ما رو فانی آفریده تا این مشکل رو...
به نسلهای بعدی بسپاریم.
اما بچههای ما دنیایی رو به ارث میبرند که غیرقابل سکونته!
اون دیگه مشکل بچههای ماست.
راست میگی مادر.
بچهها خوب دقت کنید، دارم بهتون یاد میدم ما خرسها چطور...
توی طبیعت دنبال غذا میگردیم.
اول، یه آکواریوم پیدا کنید.
این یکی خوبه.
بعد آروم و یواشکی حرکت کنید...
کمکم کنید!
مامان خرس رو نجات بدید!
یا خدا.
یکی رو گرفتم!
-ناهار حاضره.
خوب بهشون یاد دادم.
ادعاهای عجیب و غریب نیاز به مدارک عجیب و غریب داره.
در حالی که پروفسور فارنزورث هیچ مدرکی ارائه نداده.
به این چی میگی، اورانگوتان احمق؟
مزخرفات عددی.
این فقط یه کاسه بزرگ سالاد عدده.
سالاد مال بازندههاست!
پروفسور، شاید بتونیم دادهها رو تو یه شکل بصریتر نشون بدیم.
اینجا مهد کودکه مگه؟
چرا یه ویدئوی رقص منتشر نمیکنیم؟
یا یه کارتون که سعی کنه علم رو "خندهدار" نشون بده؟
آه، نه دیگه نباید اینقدر سطح پایین عمل کنیم.
من فقط تبدیلش میکنم به یه نمودار.
-بذار حدس بزنم.
قراره سایه بندازی...
و قسمتهای داغ رو قرمز کنی.
هر کاری دلتون میخواد بکنید.
تو همین الان هم توی تلاشت برای شوکه کردن ما شکست خوردی تا...
-وای خدای من!
ببینید چقدر بالا و قرمز میشه!
چرا این رو قبلا به ما نشون ندادی؟
قبلا نشونتون دادم!
همون دادههاست که یه کم بهش رژ لب زدم.
پروفسور، من بهت یه عذرخواهی بدهکارم.
حتی یه احمق هم میتونه ببینه دما داره به یه سطح غیرقابل قبول میره،
و مامان بنجو هیچ احمقی رو بزرگ نکرده.
جز برادر احمقم، آقای فیدل،
و حتی اونم میتونست ببینه که این نمودار...
یه فاجعه قریبالوقوع رو پیشبینی میکنه!
من حقیقت رو دیدم!
و قرمزه، قرمز آتشین.
کاش مردم خوب قرن ۲۱...
این اطلاعات رو داشتن،
شاید توی فاجعه اقلیمی اینقدر وحشتناک زجر نمیکشیدند.
حالا که همه موافقیم، باید سریع اقدام کنیم.
من مخالفم! -
ورنستروم!
منظورم اینه، موافقم که قراره کباب بشیم.
فقط موافق نیستم که باید کاری انجام بدیم.
دیگه خیلی دیر شده.
نه! به خاطر بشریت، ما باید امید رو حفظ کنیم.
اما امیدی نیست.
خب، در اون صورت، بریم غارت کنیم!
یه آجر بده بهم، باشه؟
نقشت زمین میکنم، هیپی. -
-وایسا!
No comments yet. Be the first to leave one.