The first 200 lines.
شرکتکنندهها و تماشاچیها
یادآوری میکنم که مسابقۀ دو و میدانی
تا 15 دقیقۀ دیگه شروع میشه
شرکتکنندهها به رختکن شمارۀ 4 برن
و برای مسابقه آماده بشن
تماشاچیها هم میتونن به جایگاهشون تو پیست دو و میدانی برن
بیا دیگه، بدو بیا میخوای این کار رو بکنیم، مگه نه؟
!شوخی میکنی؟ معلومه که میخوام
میدونی که... مارتی پایۀ هرکاری هست
قبلاً هم از این کارها کردی، مگه نه؟
پس فکر کردی با کی طرفی؟ !یه بچۀ باکره؟
من همیشۀ خدا مشغول سکس ام
...خَرش کرد نقشهمون داره جواب میده
!خیلیخب !بزن بریم
!من که نمیتونم بیام اون تو
!البته که میتونی
همین الان مسابقۀ دو شروع شده و همه رفتن اونجا
کی میخواد مُچمون رو بگیره؟
باشه واسه یه وقت دیگه
...اوه، دست بردار
نکنه پسرۀ عاشقپیشه ترسیده... آره؟
بچهها چه فکری میکنن؟
موضوع اون نیست، کارول
فقط دوست ندارم که تو الکی تو دردسر بیفتی
!اوه، بیخیال
بیا بریم
!بدو بیا، آفرین
بیا
...تو برو اونجا لباست رو دربیار
پس تو چی، کارول؟
...تو کجا
من کجا چی؟
...تو کجا میخوای لباستـ
خب، ببین
من که در مورد این جریان به هیچکس چیزی نمیگم
...البته این دلیل نمیشه که
منظورم اینه... اگه دوست داشتی این جریان رو واسه یه سری از دوستهات تعریف کنی
از نظر من اشکالی نداره
...نگران نباش همۀ دوستهام از جریان مارتی رنتزن باخبر میشن
برو اون تو دیگه
حله
...راستی، یه چیزی
چی؟
یادت نمیره که دستهات رو از تو جیبت دربیاری؟
!هیس
!هیس
!زودباش !برو اونجا
!وای، خدای من !نترسی ها
خونسردیت رو حفظ کن
سلام، سوزان
تو هم میای مسابقه رو ببینی؟
وای، نه
اون بچههای ازخودراضی تربیتبدنی حوصلهم رو سرمیبرن
ولی فرانک میخواد تو پرتاب نیزه شرکت کنه ها نمیخوای بیای نگاه کنی؟
میشه یه لطفی بهم بکنی؟
!هی، اصلاً مسئلۀ مهمی نیست !زودی میام میبینمت
خداحافظ
هی، چکار میکنی؟
تاحالا زیر دوش سکس داشتی؟
...میدونی، کارول
...این تجربۀ امروز رو هیچوقت فراموش نمیکنم
معلومه که همیشه یادت میمونه - !هیس -
بگو ببینم دوست داری چهجوری باشه؟ سرد یا گرم؟
چی چهجوری باشه؟
آب رو میگم
!بگو دیگه دفعۀ قبل که این کار رو کردی چطور بود؟
به نظرت وِلَرم باشه چطوره؟
...از دست این بچهها
!لعنت
چی شده؟
نمیتونم سوتینم رو باز کنم
میخوای کمکت کنم؟
!اوه، نه، نه
مشکلی نیست
بیا ببینم چکارهای، جناب بُکُنِ حرفهای
همهجام خیس خیس ـه
خدایا شُکرت
...میدونی چیه، کارول این بهترین کادو تولد عمرم ـه
!یک آوریل تولدت ـه؟
!زودباش
درسته
آمادهای؟
...تقریباً
!مارتی داره میاد
!دروغ اول آوریل
شومبولت کو؟ شومبولت کو؟
!دروغ اول آوریل
!دروغ اول آوریل
شومبولت کو؟ شومبولت کو؟
!دروغ اول آوریل
!واسه دوربین لبخند بزن !شما تو برنامۀ کاندید کَمرا هستید یه برنامۀ دوربینمخفی مشهور قدیمی
!آخ
!هی، مربی
تو رختکن دخترها مشغول مسخرهبازی هستن
باشه... یه خبر جدید بده بابا
آقا، کلی پسر هم اون تو باهاشون ـه
!پسر؟ - آره -
!گفتی پسر؟
!ایول
!تو این خرابشده چه خبره؟
فقط یه خرده داریم خوش میگذرونیم، مربی
!یه خرده خوش میگذرونید؟
کدوم یکی از شما پهلوونها به ذهنش رسید که همچین کاری خوش گذروندن ـه؟
یه جورایی همه باهم این تصمیم رو گرفتیم
اوه، پس تصمیم گروهی بوده؟
به به، ببین کی اینجا ست
بیا ببینم
پس دلقک ایشون ـه
کاپیتان تیم... اسکیپی پولاک
خب، میتونی به بقیۀ اعضای تیم هم بگی که همین الان انتخابتون کردم
میخوام رأس ساعت 3:45 همه آمادۀ آماده !تو سالن ورزشی باشین
اونجا نشونتون میدم که !خوش گذروندن واقعاً چهجوریا ست
...در ضمن، رنتزن
تو اصلاً با این وضعیت و کون لخت تو رختکن دخترها چکار میکنی؟
...یه جورایی راهم رو گم کرده بودم، مربی
باشه، خب، بهتره الان هم فوراً گورت رو گم کنی
بدو ببینم
3:45 تو سالن ورزشی میبینمتون
حواسم به تو هم هست و باید بیای، استلا
!همهش تقصیر اون مارتیِ اُسکل خرخون ـه
!همهش تقصیر اون لعنتی ـه
!وای! وای
!خیلیخب !خیلیخب
این میمونبازیها رو تمومش کنید
!یالا، به صف شید ببینم
همه اینجا به صف بشید
یالا
!درست وایسید، زود باشید
پس گروهتون اینه، هوم؟
این گروه مسخرهتون که همهجور بچهای توش هست چند وقته شکل گرفته، هوم؟
یکیتون میشه بهم بگه؟
!یالا، بگید دیگه
آدم باید چه ویژگیای داشته باشه تا بتونه عضو این جوخۀ نخبگان بشه؟
باید قلدر باشه؟
تو قلدری، فرانک؟
نه، مربی - نه، مربی -
من قلدرم؟
بله - بله چی؟ -
بله، مربی
بله، مربی آفرین
جناب دلقک
من رو بخندون
من رو بخندون دیگه، اسکیپ
زودباش، یه کاری کن همهمون بخندیم
ها؟
اوه، یا شاید واسه عضو شدن مثل تو فقط کافی ـه خوشکل باشه آدم
ها؟
یا مثل تو احمق؟
بگید ببینم هریسون و پاتنی کدوم گوری هستن؟
!هی، دست از سرم بردارید، بچهها
سلام، مارتی
...فقط میخوایم بهت بگیم که
...خب، منظورم اینه که
به خاطر کارمون و اتفاقی که اونجا افتاد متأسفیم
فقط داشتیم باهات شوخی میکردیم
خودت که میشناسی ما رو
آره، یهکم اوضاع از کنترل خارج شد
باشه، فقط دفعۀ بعد که میخواستم از این حرکتها بزنم، مسخرهبازی درنیارید دیگه، خب؟
آخه میدونید... کارول واقعاً از من خوشش اومده و باهام حال میکنه
واقعاً؟ - !معلومه که ازت خوشش میاد -
اصلاً خونهشون چندتا خیابون پایینتر از شما ست، مگه نه؟
بعداً هم از این موقعیتها باز برات پیش میاد
...حالا بگذریم ...واسه اینکه از دلت دربیاریمـ
بیا این رول گُل واسه تو
گُلش هم واقعاً سم ـه، پسر
آره، ناب ناب ـه خودم با همین دستهام پیچیدمش
...گوش کن، ما باید بریم پیش مربی چون پسرهای بدی بودیم میخواد تنبیهمون کنه
تو امشب هم اضافهکار تو آزمایشگاه شیمی میمونی؟ هوم؟
آره، باید برم یه مقدار ترینیتروتولوئن 246 تولید کنم
موفق باشی، داداش
بعداً میبینیمت
خداحافظ
...فقط صبرکن تا یه کام از اون گُل بگیره
خیلیخب کونتون رو به زمین نزدیک کنید
پشتتون رو صاف نگه دارید
!یالا! میخوام ببینم حسابی تلاش میکنید
!یالا
...دو، یک، دو، یک، دو، یک
!اوه، آفرین، کارت خیلی خوبه، جوئی
حالا وقتش ـه یادبگیری بعد از یک و دو سه و چهار و پنج و شیش ـه
تبریک میگم، اسکیپی
داری کمکم موفق میشی من رو بخندونی
!ها ها ها
اوه، خیلی هم عالی
بیشتر تلاش کن، عزیزم
!یالا! ادامه بدین کی بهتون اجازه داد وایسید؟
میخوام ببینم که درست حسابی انجامش میدین
واسه خودت خیالبافی نکن، پسرۀ حشری
!هریسون! پاتنی
شما تا الان کدوم گوری بودین؟
شرمنده دیر کردیم، مربی
...منـ
اصلاً حواسمون به ساعت نبود
خب، زودباشید 20تا شنا برید ببینم
!بیست؟ - چهل تا -
رو کدوم دست؟
رو دست راست، باهوش
حالا که اینطور شد باید 60تا بری
میخوای بازم بحث کنی تا مجبورت کنم 120تا بری؟
!هی، مربی
No comments yet. Be the first to leave one.