The first 200 lines.
جهت اطلاع از جدیدترین آدرس سایت فیلمکیو را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید FilmKio@
الهام گرفته از بازیِ «گرگینههای میلرز هالو»
« گلهی خانوادگی »
شب میشه
روستا به سرعت به خواب میره
مرد گرگپوستپوش پیش از ناپدید شدن، نقشها رو پخش میکنه
گم شو!
اونهایی که میروننش گرگینه میشن
جونورها حالا در روستای میلرز هالو پرسه میزنن
و تا زمانی که هویتشون فاش نشه،
دنبال طعمههاشون میگردن
گرگینهها قربانیِ بیگناه رو تکه پاره میکنن
و...
- نگفتم گوشی بی گوشی؟ - ببخشید
- میخواین بازی کنین یا نه؟ - من لایو استریم دارم...
- من منتظر یه تماسم - من گشنمه
چقدر طول میکشه؟
دقیقا داریم چی بازی میکنیم؟
گرگینهها، بابا. داریم «گرگینهها» رو بازی میکنیم
گرگینهها؟
وقتی بچه بودم بازی میکردیم. «آفتاب طلوع میکنه»، «شب میشه»...
با استفاده از قدرتهات گرگینهها رو شکار میکنی
ما هم قدرت داریم؟
بله، اینا قدرتن. من غیبگو هستم
تو شکارچیای
کلارا دخترکه. تئو...
دزده
- دزد - قدرتها چیکار میکنن؟
خب، امیدوارم بودم بابا یادش باشه
روحم هم خبر نداره. این بازی رو نمیشناسم
هیچوقت با نیکول «گرگینهها» بازی نکردی؟
نیکول؟ کی بود این؟
آهان، زنم بود دیگه
خدا بیامرزدش
چرا اینجوری نگام میکنین؟ من که نگفتم بیاین!
تنهایی هیچ مشکلی ندارم
تازه، این غریبه رو هم برداشتی آوردی. این دخترخانوم کیه دیگه؟
این دختر تئوـه بابا. پسری که ماری قبل از آشناییمون داشت
تئو پسر منه
موی بلند هم کسی رو دختر نمیکنه
- از موهام که چیزی نگفت - من موهات رو دوست دارم!
تموم شد؟ خب، حالا که قوانین رو میدونیم
یه دور سریع بازی کنیم
یکم جا باز میکنم تا دوباره کارتها رو پخش کنم
ولی حیف نیست تو خونه بمونیم؟
تو روستا یه جشنواره قرون وسطایی راه انداختن، مثل کارناوال
- نظرتونه بچهها؟ - کجا میری؟
- استریم دارم - ای بابا، نمیتونی یه بارش رو بیخیال بشی؟
نه. اگه پست نذارم، فالوئرهام رو از دست میدم
و اگه فالوئرهام رو از دست بدم...
انگار نامرئی شدم
نامرئی بودن به معنی بیارزش بودن نیستها
تو روزگار شما شاید، ماری. ولی الان دیگه نه
بیخیال. مگه چقدر پول میخوای دربیاری
با فروختن لوازم آرایش به غریبهها؟
بیشتر از یه معلم ساده
شروع شد
این معلم ساده کلاسیکها رو به شاگردهاش درس میده
ساردو، بالاووان، جانی، دلپش
اسم خودت رو گذاشتی اینفلوئنسر، ولی کی رو داری اینفلوئنس میکنی (تأثیر میذاری)؟
اینطور که معلومه هر کی جز پدرم
کلاس پیشرفتهی پدری کردن
بابا، ولم کن
مسافرتمون رو اومدیم از تو مراقبت کنیم، تو هم یکم مراعات کن
حرف دهنت رو بفهم استفان!
با کمال میل. ولی من ژروم هستم
شبیه استفانهایی
من میرم بخوابم
وسط ظهر؟
سرت تو کار خودت باشه
ژیلبرت!
مامان، گشنمه
خب، با برادرت برو آشپزخونه
- که موهاش رو هم خیلی دوست دارم! - انقدر اذیتم نکن
آره مامان، انقدر اذیتمون نکن
خیلی خزه
عالی
- تماس کاری داری؟ - آره
از کی باید دفاع کنی؟
یه زن که بیست سال از شوهرش کتک خورده
- سرش هم عصبانی هستی؟ - خیلی
برای همین دوستت دارم. برو زنگ بزن
- مطمئنی؟ - مطمئنم. برو
خب!
پس اینو جمع کنم؟
- جمعش کن! - باشه
گرگینه میاد اینجا
شکارچی میره اینجا
اینم از دخترک
غیبگو
دزد و جادوگر
تمام
- چی شده؟ - نمیدونم!
بچهها!
- بابا! - خوبی ژیلبرت؟
آلمانیها حمله کردن! برید تو زیرزمین!
زود!
عجله کن! برو!
بابا!
بیا بابا!
مراقب باش!
همه خوبن؟ لوییز؟ بابا؟
- آره، خوبم - آره
- تئو، چراغها رو روشن کن - پلهها مسدود شدن
کلارا؟ حالت خوبه؟
- از این طرف! - برو
کلارا؟
حالت خوبه؟ خوبی؟
- کلارا؟ - خوبم
کلارا!
ماشین کجاست؟
لعنتی، ماشینم!
چه خبر شده؟ زنگ میزنم پلیس. تو آنتن داری؟
نه
این خونه من نیست
- معلومه که هست بابا - میگم نیست!
- همیشه این شکلی بود؟ - معلومه که نه
سلیقه من انقدر بد نیست
کلارا!
این چه وضعیه
کلارا؟
شبیه خونه سفیدبرفی و هفت کوتولهست
- اینجا نیست - چی...
چرا همهچی قدیمیه؟
- هی! متوجه چیز عجیبی نشدی؟ - چی؟
سگ توش!
بیاین آروم باشیم
آروم باشم؟ دخترم گم شده!
وایسا، باید یه توضیحی براش باشه
شاید همون کارناوال روستاییه. دکور رو عوض کردن
همه این کارا تو سی ثانیه؟
بریم روستا. شاید اونجاست
بیاین. بریم!
- بیا بابا. باید کلارا رو پیدا کنیم - خونهام چی؟
کلارا!
زودباش
ژیلبرت، نمیتونی یکم آرومتر بری؟
بابابزرگت رو فرمهها
کلارا!
- مامان، من گشنمه! - باشه عزیزم. یه غذایی پیدا میکنیم
کلارا!
فکر نکنم داد زدن کمکی بکنه
- دختر تو که نیست... - جانم؟
بیاین اینجا!
فقط خونه تو نیست که عوض شده
بودجهی این کارناوال چقدره؟
کلارا!
گم شو! داری مشتریها رو میترسونی
نگاه کن... مراقب باش!
- واقعا؟ - بیخیال بابا
عجب
- مامان من گشنمه - باشه عزیزم. صبر کن
اینجا یکم... ببین، کلوچه!
سلام آقا
چقدر پرروئن!
یه دونه لطفا
حتما، یه کلوچه
پول نقد ندارم. پرداخت با گوشی دارید؟
- چی؟ - پر...
- پرداخت... - هی! پول نمیدی کلوچه نمیگیری
با این اخلاق هیچ پولی درنمیاری
«واسیه». مثل تو
از فامیلاته؟
نمیدونم، ولی نمیتونن همینجوری اسممون رو استفاده کنن
- بیخیال - ببخشید. برگزارکننده کیه؟
- برگزارکننده؟ - بله
آها، داروغه؟ برای اجرای اعدام تو میدونه
تو میدون...
اعدام؟
کلارا؟
ببخشید، شما یه زن جوان بیست و خردهای ساله ندیدین
که چندنژادی باشه؟
- چندنژادی؟ - بله
- شما اهل اینجا نیستین، نه؟ - نه، ما از پاریس اومدیم
خدایا! خیلی راهه که!
خلوت باشه سه ساعت راهه. حالا ندیدینش؟
خب، نه
اینجا نیست. بریم
تا با برگزارکننده حرف نزنم جایی نمیریم
اهالی میلرز هالو!
اوناهاش
یکی از جانورهای شیطان رو دستگیر کردم
جانور رو بیارید!
من بیگناهم
به خدا قسم!
- شب داشتی تو خیابون پرسه میزدی - یه گوسفندم رو گم کرده بودم
روی لباسهات خون پیدا کردیم
- خودم رو زخم کردم وقتی داشتم... - ساکت!
همش دروغه!
دروغگو!
نظر شما چیست؟ این مرد یکی از جانورهاست؟
بله!
اوه بله...
مجازاتش چی باشه؟
مرگ
مرگ!
- مرگ! - لولو!
جلاد، وظیفهت رو انجام بده
- نگران نباش. چیزی نیست - واقعا؟
No comments yet. Be the first to leave one.