Frasier

Frasier

Download Farsi Persian Subtitle

Season 7

Release info

Frasier S07E17 Whine Club 720p BluRay FLAC2 0 H 264-BTN
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 17 Frasier زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Published on: 2025-11-24
Downloads: 28
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 190 lines.

قهوه‌ت چطوره؟

اوه، خوبه. خوبه.

مال تو؟ خیلی خوبه.

خوبه.

مارتی، دلیلی نداریم که معذب باشیم.

ما دو تا آدم بالغ و با رضایتیم.

شوهرت چی؟ اون هرگز رضایت نداد.

استن تو رو دوست داشت، مارتین، منم دوست داشت.

اگه هم بخوایم فکر کنیم، الان تو بهشته و داره ما رو تماشا می‌کنه و لبخند می‌زنه.

فکر نمی‌کنی تمام مدت داشت نگاه می‌کرد، نه؟

اگه تو بهشت ESPN داشته باشه، نه.

بی‌خیال، دیگه احساس گناه نکن. باشه؟

اوه، بابا. اوه، فریزر.

کلیر ووجادوباکوفسکی رو یادته؟

بله، البته. سلام خانم ووجادوباکوفسکی.

کلیر: سلام. از دیدن دوباره‌تون خوشحالم.

بازم بابت از دست دادنتون متاسفم. اوه، ممنونم.

فریزر: مرد خوبی بود، شوهرتون.

بابا همیشه می‌گفت اگه استن نبود، نمی‌تونست وارد آکادمی بشه.

درسته. و اون نبود که پول رو بهت قرض داد؟

برای اولین ماشینت؟ آره، آره، اون داد.

البته، همه‌مون مدیونشیم که بابا رو به مامان معرفی کرد.

اوه خدای من.

می‌دونی، مارتی، فکر کنم بهتره بریم.

اوه، البته. خب، کلیر، از دیدن دوباره‌تون خیلی خوشحال شدم.

سلام من رو به پسرتون برسونید، مارتین.

اوه خدای من.

سلام، راز. چرا بهم ملحق نمی‌شی؟ فریزر.

خب، مگه با نایلز اینجا نیستی؟

نه، این اواخر نایلز رو زیاد ندیدم.

اون تمام وقتش رو با مل می‌گذرونه. خب، همین‌جوریه دیگه.

اول رابطه‌ها. بله.

یه لاته بدون کافئین می‌شه لطفا؟ و منم همون همیشگیمو می‌خوام. ممنونم.

وای، امیدوارم منو کلا فراموش نکرده باشه.

امشب کانون شراب داریم. یه جورایی روش حساب کرده بودم.

تا کمکم کنه رئیس چوب‌پنبه بشم.

ولی هنوز هویت مخفی‌ت رو به عنوان فریزر کرین حفظ می‌کنی، درسته؟

رئیس چوب‌پنبه معتبرترین مقام تو کانون ماست.

اگه انتخاب بشم، برنامه‌ریزی کردم که تست‌های عمودی و مهمان سخنران داشته باشیم.

شاید حتی یه سفر به پرتغال.

جایی که بعضی از بهترین چوب‌پنبه‌های دنیا از اونجا میان.

کاش همین الان یه چوب‌پنبه داشتم.

خیلی بامزه‌ای، راز. می‌دونی، واقعاً امیدوارم نایلز بیاد.

مل یه جوری می‌تونه تو دقیقه نود نظرشو عوض کنه.

می‌دونی، فکر کنم یه خورده آدم زیرکیه.

بر چه اساسی؟

خب، نمی‌دونم. یه حس.

پس واقعاً اونقدر خوب نمی‌شناسیش.

درسته. فکر کنم واقعاً فرصت زیادی بهش ندادم.

فکر کنم می‌تونم یه رویداد کوچیک آشنایی ترتیب بدم.

مثلاً یه برانچ یکشنبه.

همینطوره. آره.

ایده خوبیه، راز. البته نمی‌خوام این‌طور به نظر بیاد.

که زیر ذره‌بین خانواده‌ست. شاید تو هم بتونی بیای.

اوه، فکر کنم بتونم. عالیه.

اوه، و تا یکشنبه تو «کُرک‌من» می‌شی.

رئیس چوب‌پنبه. ممنونم، راز.

تا بعد از انتخابات امشب نمی‌فهمم، ولی بهت خبر می‌دم.

یا می‌تونم فقط تو آسمون دنبال سیگنال چوب‌پنبه بگردم.

خیلی بامزه‌ای، راز.

اگه بردی، دلم می‌خواد یه دوری با «کُرک‌موبیل» بزنم.

باشه، راز.

نایلز؟

اوه، چقدر خوش‌تیپ شدی.

یه بطری خوب «شوال بلان» آوردم تا کانون شراب رو تحت تاثیر قرار بدی.

خانم ریگز بعد از آخرین لیفت صورتش، به عنوان تشکر به من داد.

سال ۶۱؟ باورم نمی‌شه.

بله، همین رو در مورد خانم ریگز هم می‌گن.

اوه، این بهترین موقعیته که این شراب رو بیارم.

امشب یه رئیس جدید انتخاب می‌کنیم. اوه؟

بله، و به فریزر قول دادم که نامزدش کنم.

اوه، گفتم فردا برانچ خونه فریزر داریم؟

اوه، بله، عزیزم.

خیلی خوشحالم که بطری کمیاب و گرون‌قیمت من به درد برادرت می‌خوره.

اوه، اون کراوات اصلاً مناسب نیست. بذار من؟ اوه، بله، البته. البته.

بله، خب، از همون روزی که به کانون شراب ملحق شد.

فریزر آرزوی رئیس چوب‌پنبه شدن رو داشته.

انتخاب خوبیه.

فکر می‌کنم فوق‌العاده‌ست. واقعاً همین‌طوره.

کمک کردن به برادرت برای برنده شدن این پست معتبر.

خب، فریزر لیاقتش رو داره.

چون اون بیشتر از تو در مورد شراب می‌دونه.

من این‌طور نمی‌گم.

خب، احتمالاً اون مدت بیشتری عضو کانون بوده.

نه، در واقع، من حامی عضویتش بودم.

اوه، خب، پس تو هرگز این افتخار رو برای خودت نخواستی؟

خب، نمی‌گم هرگز.

کیه که رویای یک روز رئیس چوب‌پنبه شدن رو تو سرش نپرورونده؟

خب، مطمئنم فریزر حداقل ازت پرسید که علاقه‌مند هستی یا نه.

خب، حالا که گفتی، نه، نپرسید.

و از این بابت ناراحت نیستی؟

خب، می‌بینی، به خاطر همینه که دوستت دارم، چون بیشتر مردم دلخور می‌شدن.

من می‌شدم. خیلی هم تلخ. ولی خب، من تو نیستم.

و نمی‌دونم چی برات بهتره. و حالا این کت هم مناسب نیست.

فکر می‌کنی باید به خاطر این بهش گله کنم؟

اوه، لطفاً، آخرین چیزی که می‌خوام اینه که بین تو و برادرت فاصله بندازم.

اون خیلی خوب می‌دونه چقدر من این مقام رو آرزو داشتم.

من به وضوح جاه‌طلبی‌هام رو باهاش در میون گذاشتم.

شبی که قاضی ریوینگتون بعد از مزه کردن بهاره از روی کشتی افتاد.

خب، مطمئنم فقط فراموش کرده. نه، نه، ازش دفاع نکن.

ببین، اون همیشه اول خودشه، و من همیشه بهش اجازه میدم

چرا، نایلز؟ آه، نمی‌دونم

فکر کنم شاید به خاطر اینه که... بذار بهت بگم چرا

چون خودتو اون‌طور که واقعاً هستی نمی‌بینی

تو یه مرد قدرتمند، جذاب، پویا

یه مرد با ابهت هستی

به عبارت دیگه، یه سرپنجه‌دار بی‌نقص!

هستم، مگه نه؟

نذار هیچ‌کس، هیچ‌کس هیچ‌وقت این رو ازت بگیره

و حالا، دیگه همین

چون دوستت دارم و نمی‌خوام دخالت کنم

نایلز، بالاخره رسیدی. ببخشید دیر کردم

اشکالی نداره. معرفی نامزدها الان شروع میشه

این کاریه که می‌کنیم

بعد از اینکه منو نامزد کردی، من برای یه لحظه با فروتنی خودمو کنار می‌کشم

و بعدش یه چیزی شبیه این میگم که، من می‌خوام سرپنجه‌دار بشم

خب، این یه کم بی‌ظرافته، این‌طور نیست؟

نه، نه. منم می‌خوام سرپنجه‌دار بشم

منم مثل تو به این مقام چشم دارم. همیشه هم همین‌طور بوده

و فکر می‌کنم منم باید یه شانس داشته باشم

نایلز، من تمام هفته دارم برای این فعالیت می‌کنم. رو تو حساب کرده بودم

و حتماً این کارو می‌کنم.

فقط امیدوارم تو هم لطفمو جبران کنی.

مگه اینکه از یه رقابت کوچولو می‌ترسی.

اجازه می‌دید توجه شما رو جلب کنم؟ دوستان.

به عنوان پنبه‌دارِ در حال کناره‌گیری،

مایلم از کسانی که در کنارم بودند تشکر کنم.

در روزهای ناخوشایند اسپریتزرگیت،

اما زمان آن رسیده که جام چشایی را واگذار کنم.

آیا نامزدی وجود دارد؟ نایلز.

این افتخار و امتیازی‌ست که برادرم، فریژر کرین را نامزد کنم.

بسیار خب. نامزد دیگری هست؟

بله، مایلم این لطف را جبران کنم

و برادرم نایلز کرین را نامزد کنم.

آیا نامزدی دیگری هست؟

بسیار خب، پس، لطفاً کسانی که موافق فریژر کرین هستند، دستشان را بالا بگیرند.

یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده، دوازده، سیزده، چهارده.

و کسانی که موافق نایلز کرین هستند.

یک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، ده، یازده، دوازده.

سیزده.

اوه، ۱۴. اَه، مساوی شدیم.

کاش بنیانگذار گرامی‌مون، ویرجیل هفلوایت، اینجا بود تا راهنماییمون کنه.

ویرجیل: من اینجام.

ببخشید، ویرجیل. ندیدمت.

خب، روال کار چیه؟

چشیدن کور. پنج بطری.

اوه، به خدا، نایلز، اون شراب کمتر از این حرفا تو بطری مونده بود.

خیلی خب، سه شراب اول رو درست تشخیص دادی.

ببینیم شراب شماره چهار می‌تونه گره رو باز کنه.

نایلز؟

رسیده بود، کامل بود و کاملاً وسوسه‌انگیز.

گفتم شیراز استرالیایی.

و تو، فریزر، چی فکر می‌کردی؟ برخلاف برادرم...

من فکر می‌کردم تیره، دودی و نرم بود.

اما من هم گفتم شیراز استرالیایی.

هردوتون درست گفتید. هنوز مساوی هستیم.

خب، نایلز.

لحظه حقیقت فرا رسیده.

سوتی ندی‌ها. خواهش می‌کنم.

آماده باش مثل یه گورتس‌ترامینر دیرچین له بشی.

آقایان؟

پر از طعم میوه‌های غلیظ و آلو بود، و بافتی سنگین و پرمایه داشت.

هیچ شکی ندارم که یک مرلو از دره ناپا بود.

و شما، فریزر؟ یک شراب حسابی و پرمایه، با قوام و بدنه عالی.

نپا هست، درسته، ولی همون‌طور که همیشه میگم...

وقتی می‌تونی تاکسی بگیری، دیگه چه کاریه بری سراغ مرلو؟

فکر کردم این بطری ممکنه گولتون بزنه.

آقایان، در واقع این ترکیبی از چهل و پنج درصد کبرنه است.

و؟ و پنجاه و پنج درصد مرلو.

نایلز با ده درصد برنده شد.

خب، نایلز، تبریک می‌گم.

معلومه که آدم برتر برنده شد، و فریژر، لطفا...

نه، نایلز، فروتنی نکن. نه، من نبودم.

دارن مراسم تحلیف منو شروع می‌کنن.

درود بر استاد پنبه‌چوب!

استادِ پنبه‌چوب.

او می‌داند چه شرابی با ماهی یا گوشت خوک می‌چسبد.

درود بر استاد چوب‌پنبه! سرورِ چوب‌پنبه‌ها!

هدف از این برانچ اینه که «مل» رو بهتر بشناسیم.

ولی آماده کردن یه برانچ شاهانه واقعاً کلافه‌ام می‌کنه.

به خاطر نایلز که تو کلاب شراب بهم خیانت کرد

آه، میشه دیگه راجع به اون قضیه کُرک‌مستر ساکت شی؟

همین الانشم ازت بدم میاد به خاطر اون آهنگی که انداختی تو سرم

خب، دیگه راه بازه.

و ممنون که تاپروِرمو آوردی.

اووه، اصلا زحمتی نبود.

داشتم صبح می‌رفتم کلیسا و با خودم فکر کردم...

"آه، خونه مارتی درست سر راهمه." چمون شده؟

آه، مارتین، ما که کار اشتباهی نکردیم.

یعنی، شاید یه خورده عجولانه عمل کردیم، ولی این که جرم نیست.

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left