The first 200 lines.
ببخشيد ؟ سلام ؟
سلام ، آنتوني .اين کيه ؟
. اوه ! هيس . نميدونم
. باشه ، اوه
ببخشيد ؟
آقا ؟ خانم ؟
ميتونم .... ميتوني بلند شي ؟
ميتوني صداي منو بشنوي ؟
آنتوني ، چطور اينجا اومده ؟
. باور نکردنيه
، همينطوري تو خيابون سرگردون بود
. تخت رو ديده ، سوارش ده که يکم بخوابه
. بيا سعي کنيم بذاريمش رو اون تخت - . شايد بهتره به اورژانس ببريمش -
، قبل از اين دستبند آيديِ بيمار رو گرفته
. پس حتماً مسئله مراقبتهاي ويژه وجود داره
ميدوني چيه ؟ . بيا تميزش کنيم
. بسيار خب ، خانم . ميخوام دستت رو از اينجا بيارم بيرون
ميخوام از ژاکت بيارمش بيرون اگه صدام رو ميشنوي ، باشه ؟
. اين چيزيه که اتفاق ميافته - . انگار دوتا ژاکت ديگه هم هست -
. باشه . اوه ، باشه
..... فقط . اوه ، وقتي حرکت ميکنه بدتر ميشه
. از همهجا مياد بيرون
. باشه
ميشه يک لحظه وايسيم و به بوي اين لايه عادت کنيم ؟
. خب ، خانم ، ميخوام کفشهات رو دربيارم
ميشه آخر از همه اون کار رو بکنيم ، لطفاً ؟ - ، نه نه ، ما اون رو ...اوه -
. نميتونم ببينم . اوه خدا - ! بهت گفتم -
. من به عينک ايمني يا يه همچين چيزي نياز دارم
. دهنت رو باز نکن ، چون اگه بو بره تو دهنت ، مزهاش رو ميفهمي
.... يه چيزي هست ... نميتونم .... يه چيزي مثلِ
. يه چيزي شبيه روزنامه کهنه توي شرتِش هست
. اوه ، خداي من
" . آفتابِ لاس وگاس "
. اون قسمتِ سرگرميشه
. اون تنبلهاي نوادايي . اونا بيمار ديوونهشون رو انداختند گردنِ ما
اونا از بيمارستانشون مرخصشون کردند
. و براشون يه بليط يک طرفه اتوبوس گرفتند و فرستادنشون اينجا
. دان ، بيا اينو ببين . همهشون بهم چسبيدند
. اون .... پارچه به پوست چسبيده
چيکار بايد بکنيم ؟ - . قيچي رو بده به من -
نبايد خيسش کنيم ؟ . نميخوايم که بهش آسيب برسه
نه ، فقط اينو تا اينجا بکش پايين ، لطفا ؟
. نه ، از اون طرف - . مخلوق بيچاره -
. اوکي
... اوه ، من ميرم به نگهبان زنگ بزنم - چي ؟ -
... و ببينم کسي اونو ديده - .... ولي -
. بياد تو
سلام ، ميتونم کمکتون کنم ؟
. بله ، من دنبالِ مادرم فيونا سوليوان هستم
. من دخترش فيليس مارماتان هستم
. درسته . مادرتون تو اتاق 106هستش . از اين طرف
. نميخواستم ساکم رو تو ماشين رها کنم
من کنار يکي از اون کاميونهاي بارکش . که برچسبِ عجيب داشت پارک کردم
شايد فکر ميکني برادرم بتونه برسه . چون يک ساعت از اينجا دوره ، ولي نه
.... خب - . آره -
. سلام ، مامان . منم
. عذر ميخوام زياد طول کشيد
ميخواي عکسها رو ببيني ؟
. ببين ، اينجا من و پسرها هستند
. دارسي تو خشکشوئي بود
. اون گربه احمق دارسي
چه بلايي سر لباسِ شبات اومد ، مامان ؟
چرا اين لباسِ شب رو پوشيده ؟
. من براش دوتا لباس شب خيلي زيبا خريدم
. چندتا حادثه براش پيش اومده - . خودش رو خراب کرد -
. براي هردومون بهتر شد
. مخصوصاً من ، ولي فرستادمشون تا شسته بشند
خب ، من دوربينهاي امنيتي رو چک کردم
، از مرکز کنترل
ولي هيچکدومتون پشت ميز ديديد که اين زن بيخانمان وارد بشه ؟
اوکي . خب ، ميشه با اون حرف بزني و بعد بياي سراغ من ؟
. ممنون دکتر جيمز
کنفرانس چطور بود ؟ - . عالي -
. من کنفرانسم رو در مقابل انبوهي از جمعيت ارائه دادم
. بعد از يک گفتمان بسيار قوي تعديل شده توسط دکتر هکتور رابينويتز
. خلاصه کلام ، يک دوره طلايي جديد براي جدول نمونه گيريه
. تبريک ميگم - . ممنون -
. و افقهاي جديدي رو روشن ميکنه
. و عنوان داغ مربوط به ورزش سالمندان هست
. همه تو رختکن دربارهاش حرف ميزدند
پس من قبلاً يه ديدار با
. بخش فيزيوتراپي گذاشتم تا اين کارها رو اينجا انجام بديم
با ديدن سنجاق روپوشِت حدس ميزنم که
. کمپين " يکي رو خوشحال کن هنوز درجريانه
. آره ، تا حالا يه سمينارِ آغازينِ عالي داشتيم
فواره جديد رو پسنديدي ؟
همهي دنيا ميدونن که اين خيلي احمقانهاس ؟
خب ، اون هنوز موقتيه تا زماني که پول کافي . براي ساخت جديدش رو پيدا کنن
فوارهي موقتي ؟ - . آره -
. ما همچنين صبحهاي پيانوييِ محدود هم داريم
. بعلاوه کنسرتهاي هفتگي
اممم . خب ، تمرکز جديدم روي تناسب جسماني
، نتايج باليني متحير کنندهاي رو نشون خواهد داد
. و بهبود زياد در احساسِ بيماران
. خيلي هيجان انگيزه
. بفرماييد - . آره . اوه ، خوبه -
. فقط اجازه بده اين رو بذارم زمين و آماده دور زدن بشم
. صبح بخير خانم دِيوارد - . صبح بخير -
پس اگه صحيح يادم بياد ، تو قرار بود ماه بعد تو ماراتن شرکت کني ؟
. برنامه اين بود . دليلي داشت که من در مرحله اول جراحي داشتم
. آره ، مطمئن نيستم که اون اتفاق بيافته
. ما در راه ريکاوريمون به چند تا چاله برخورد کرديم
. يک زانوي بشدت باد کرده ، پس ، آقايون
، چيزي که ما اينجا داريم يه عفونت کوچيکِ زشته
. التهاب نوک تيز چيکار ميکنيم ؟
. يه سرنگ بر برميداريم و چرک رو ميکشيم بيرون
چرک تيره ، بله ، چقدر ؟ - حدود 40ميلي ؟ -
. بسيار خب . بله ، خيلي خوب . اگه بتونيم يکم بيشتر
، پس ما فيزيوتراپيت رو خيلي زود شروع خواهيم کرد
. ولي ابتدا بايد اين عفونت رو حل کنيم
خوب ؟ - . باشه -
خوبه . دان ، بعدي کجاست ؟
. خب ، ميخوام بگم اولين سرنخِ ما اينجا کاملاً در هواست
. همه بياين اينجا . جمع بشين ، همه ، زودباشين
دان ؟ - . اوه ، جِين دو از نوادا -
. اخراج شده
. اون از روزنامه وگاس به عنوان آسترِ شورتش استفاده کرده بود
. در تمومه ايالاتي که ازشون متنفرم ، نوادا از اولينهاست
. وِل کردنِ بيمار بيوجدانيِ
. يه جوري از نگهبان عبور کرد و سوارِ تخت شد
. مثله لاکپشتِ دريايي که خودش رو پرت ميکنه به ساحل تا بالاخره تخمگذاري کنه
من الان چهرهي تخمگذاريش رو دارم
. چون کونش زخمي بود
، بسيار خب ، اون زيرش زخم شده
. يا سوراخ کونش تيم ، تشخيصتون چيه ؟
بواسير مقعدي ؟
مرضِ تبخال ؟ لنفوگرانولوما ونروم ؟
.... همهشون ممکنه . يا آبسه اطراف مقعد ؟
افتادگيِ مقعد ؟ زخم مقعد ؟ .... سرطان مقعد
. البته ، ميتونه هيچکدوم نباشه
. اين ايدهآلترين تجربه براي کسي هست که نزديکترين تشخيص رو بده
اندرو ، نظرِ تو چيه ؟
. خجالت نکش . اين فرصتيِ که نميشه از دست داد
. يه نظري هم تو بده
. اونا رو زود بپوش
دان ، ميتوني اينجا کمک کني ؟
. زياد لحاف رو تکون نده
... اوکي . فقط - . آره -
. ادامه بده . بايد از نزديک نگاه کني
. آبسه اطراف مقعده
. بذار يه نگاه کوتاه بکنم
. آره . آبسه اطراف مقعده
. انگار آمادهي ترکيدنه
. واضحه که بايد يک دوره آنتيبيوتيک رو شروع کنيم
... کاغذها رو آماده کن تا امضا کنم ، دان
. و تموم شد . بسيار خب ، حالا داريم خفه ميشيم
خب جريان برنامه تناسب اندام تو کل بخش چيه ؟
. اون جديدترين پروژه دکتر جيمز هستش . تو کليولند به ذهنش رسيده
. ديدي ؟ تزريقهاي خانم وارن نياز به تغيير دارند ، لطفاً
مديريت دربارهاش ميدونه ؟ به کميته گفته ؟
. اون يادداشتي رو از فرودگاه دنور فرستاد - . من کپيش کردم -
. که معني مشورت يا همکاري نميده
، کپي کردن يعني اينکه ، " اوه ، تو . به تو خيلي مربوط نيست " . ولي به جهنم
. فکر کنم تو يکمش رو خوندي
تو طرف اونو ميگيري ؟
. حس ميکنم تو طرف اون رو ميگيري - . اممم -
به من حتي نگاه نکن ، باشه ؟
. من و اون ديگه هيج رابطهاي نداريم - ... خوبه -
. ما جمعه رفتيم بيرون - . اووه -
. اينقدر باهم بوديم ، به همراه سکس
فکر کنم ليگامنت پام موقعي که
. از پشتِ ماشينش ميخواستم بيام پايين پاره کردم . زانوم کاملاً ورم کرده
. ولي اون همهي آخر هفتهها رو بهم زنگ نميزنه ، پس ، ميدوني ، اتفاقي نميافته
. خوبه ، ادامه بده - . ميدونم -
چيکار داري ميکني ؟
. از طراوت بخش حرفهايم استفاده ميکنم
. بايد ... بهت گوش ندم
. اوه ، خوبه
. از همهتون ممنونم که اومدين تا برنامهي سلامتِ جديدم رو شروع کنيم
ببخشيد ، داشتم فکر ميکردم
که همهي اينها از طريقِ مجراهاي قانوني شفاف سازي شده يا نه ؟
. خب
، ورزش سالمندي موجب ترقي کارکرد آگاهيها
، تراکم استخوانها ، تأخير کمهوشي ميشه
. و براي افسردگي هم بد نيست
. و همهي اينها با قدم اول شروع ميشه
. پس با شمارهي سه شروع ميکنيم
. يک ، دو ، سه
. نه نه ، ميدوني ، ما کمربندِ بالابر و آسانسور داريم
. آره ، همه استثناها غيرضروري هستند
. روش قديمي بهتره . شورت رو بگيرين و بلند کنين
. خانم ، من تورو با شماره سه بلند خواهم کرد
. آمادهاي ؟ يک ، دو ، سه
. اوه ، نه ، پرستار . پرستار ، نه . روپوش نه
، اووم ، به لبه تکيه کن تا کمي بلند شي
. و بعد ميتوني با کمکِ وسط پاها راحت بلند شي
... درسته . ميفهمم، ولي
ميشه ؟ - . حتماً -
. بسيار خوب ، تو شورت رو پيدا کردي - . اوه اوه ، من -
... سعي ميکردم که . اوه ، اونجان
. اوکي . يک ، دو ، سه
. اوه ، اون يه شورتِ بنديه . بله ، خانم
. بسيار خب . خب ، همه ، با شورتِ بندي همون طوري نميشه
. باشه ؟ درسي که اونجا ياد گرفتم
. اوه ، خداي من
. ديدي ، من بردم
! من بردم
. تمومه اون بليطهايي که خريدم ، من همهاش رو بردم
. بسته آخره هفته تو پچانگا رو بردم
. هزينه سوئيت توماهاوک
No comments yet. Be the first to leave one.