The first 200 lines.
::. رسانه بزرگ فاکس مووی تقدیم میکند .::
اجازه بدین من و پسرها تمیزش کنیم
تو جیبم یک نامهست. برش دار
نمیخوام خونی بشه
چند ماه طول میکشه تا به دستش برسه
بهتره تلگراف بزنیم
نمیشه - چرا نشه؟ -
چون اینطوری کل دنیا خبردار میشن
اتفاقی که افتاده رو نادیده میگیریم
با هیچکس درموردش صحبتی نمیکنیم
خانم، باید به کلانتر اطلاع بدم
جیکوب گفت نباید کلانتر رو خبر کنیم - ...میدونم چی گفت ولی -
نه به کلانتر چیزی میگیم نه بقیه
اتحادیه دامداران ماهی دوبار جلسه میذارن
وقتی آقا شرکت نکنن، خودشون متوجه میشن
من به جاش میرم
نامه رو بفرست
چشم خانم
حالش رو نپرسیدی
گفتم اگه بخواین بدونم، خودتون بهم میگین
شب رو سحر کرد
شروع خوبیه
حالا باید تمام تمرکزمون رو بذاریم روی شب بعدی
امید چیز خطرناکیه خانم
ذهن رو فریب میده و باعث میشه دنیایی رو ببینین
که هرگز به حقیقت نمیپیونده
بهتره تا فرصتش رو دارین باهاش خداحافظی کنین
گمونم تو دنیای تو معجزه جایی نداره
چرا خانم
فقط تا حالا کسی رو ندیدم که به انتظارشون بشینه
همینجا بمون. تفنگت دستت باشه
اگه کسی غیر دوستانمون از اینور رد شد
مطمئن شو آخرین سواری عمرش رو کرده باشه
چشم قربان
بقیه افراد کجان؟
فرستادیمشون برن
بگو برگردن
چی کار میکنه؟
نمیدونیم
حالا فهمیدم میخواد چه کار کنه
چطور خوابید؟
تکون هم نخورد
عزیزم برگرد
شانس آوردیم دکتر میلر رو هوشیار گیر آوردیم
وگرنه به جای این خط صاف بخیه
یک چیزی شبیه علامت سوال تحویلمون میداد
به مادرم گفتین؟
میفرستیم دنبالش
.تبش نگرانم میکنه ولی دکتر گفت نباید بهش آسپرین بدیم
حمام رو برات حاضر کنم؟
میرم آب بیارم
نه، نباید چیزی رو حمل کنی
یک دستم هنوز سالمه
چرا هیچکس راجع به این قسمت آفریقا چیزی نمیگه؟
چون نمیدونن وجود داره
ما هم قرار نیست چیزی بهشون بگیم
پلنگ و شیر رو ترجیح میدم
اینجا هم پلنگ و شیر داره
میخوام یک چیزی نشونت بدم
از اینجا بهتره؟
آره
خب پس نشونم بده
به من نگاه نکن
پشت سرت رو ببین
"ظاهرا "میخوام یک چیزی نشونت بدم معنیش میشه
یک جای جدید پیدا کردم که توش ترتیبت رو بدم
عه فهمیدی؟
آره، دیگه دستم اومده
خب پس ادامه بده
...اگه باید
بهم قول بده
زندگیمون تا ابد همینطوری میمونه
پر از ماجراجویی
اجازه نمیدم خستهکننده بشه
میتونم این رو تضمین کنم
وقتی پیر و نحیف شدیم
و دیگه نتونستیم اینطوری رابطه داشته باشیم چی؟
با ویلچرهامون مسابقه میذاریم
چالشتون رو میپذیرم آقا
الکس
اسپنسر - ببند -
...عذر میخوام
وسط کار مزاحمتون شدم
لطفا ادامه بدید جناب
عزیزم
حرف نزن
دوباره بگو
بهم بگو عزیزم
عزیزم
باشه
دیگه دهنم رو میبندم
بهنظرت کجا زندگی کنیم؟
برام مهم نیست. تو بگو
بدم نمیاد اینجا زندگی کنم
البته متاسفانه باید به لندن سر بزنیم
که پدر و مادرم بتونن ملاقاتت کنن و ازت متنفر بشن
و بعدش التماس پدرم کنم که بهمون پول بده
تا حالا لندن رفتی؟
قبل از اینکه بفرستنم خط مقدم، اونجا بودم
درسته، جنگ سر هیچ و پوچ که همه چیزمون رو ازمون گرفت
تو چی رو از دست دادی؟
یک برادر
تو چی؟
توصیفش سخته
ولی فکر میکنم باید بگم روحم رو
ولی پسش میگیرم
به هیچ عنوان اثر شفابخش یک سکس خوب رو
دستکم نگیر
البته باید بهتون هشدار بدم آقا امکانش هست که بهش اعتیاد پیدا کنید
فکر میکنم بهتر باشه سهمیه این دارو معجزهآسا رو جیرهبندی کنید
به خاطر خودتون میگم جناب
چون دوستتون دارم میگم
ببین نقشهم چه خوب کارگر شد
در آرامش کاملی اسپنسر
به زودی کاری میکنم که به اشاره هر کاری میگم رو انجام بدی
نه
دنبالتون کردن؟
به دره که رسیدیم دور زدن و برگشتن
بقیه کشته شدن؟
باید سریع ایالت رو ترک کنیم
هیچجا نمیریم
یک ارتش آدم جمع میکنن، بنر
بذارین فکر کنم
ما یک ارتش بزرگتر جمع میکنیم
چطوری آخه؟ فقط ما سه تا باقی موندیم
چی تو ایالت حرف اول رو میزنه؟
نه گاوه. نه گوسفند
طلاست و نقره
نیازی نیست خودمون ارتشمون رو بسازیم
میتونیم یکی قرض بگیریم
جیک داتن مُرده؟
بله
چطوری مُرده؟
چطوریش مهمه مگه؟
از نظر قانون اهمیت داره
قانون؟ کدوم قانون؟ مگه اینجا قانونی هم داریم؟
من که ندیدم
پس الان مزرعه رو برادرزادهش میچرخونه؟
اون هم مُرده
پس کدوم یکی از داتنها بالا سر مزرعهست؟
الان دست زنهاست
یا بهتره بگیم به امون خدا ول شده
تا شیش ماه دیگه خودم میگردونمش
وقتی تصاحبش کنی، چی کار میکنی؟
اگه بخوای میتونم حقوق معدنیش رو بهت اجاره بدم
میخوام
پس بیا سر قیمتش صحبت کنیم
شیش ماه دیگه درموردش صحبت میکنیم
همون موقعی که گفتی مزرعه رو دست میگیری
کشتن یک پادشاه، تو رو شاه نمیکنه
فقط تو رو به یک آدمکش تبدیل میکنه
من هم تا حالا ندیدم یک آدمکش بتونه از پس اداره جایی بربیاد
...کجای مونتانا بیشترین ذخایر طلا
نقره و زغالسنگ رو داره؟
یلواستون
من هم دارم همین رو بهت پیشنهاد میدم
داری از کیسه خلیفه میبخشی - میتونم خلیفه بشم -
خب پس چرا نمیری سراغش؟
دلیلش رو بهت میگم
چون نه پولش رو داری که بخریش
و نه به اندازه کافی آدم داری که تصاحبش کنی
حالا بگو ببینم، کدومش رو میخوای؟
پول، یا افراد؟
فرقی برام نداره
پولش رو بهت میدم
خودت برو آدمش رو پیدا کن
وقتی تصاحبش کردی
،هرچی بخوام از اونجا استخراج میکنم پول اجارهش هم که از قبل پرداخت شده
تو هم میتونی گوسفندهات رو هرجا خواستی بچرونی
کوهها مال منن
قبوله
دست بدیم
این رو بدون بنر
اگه بهم دروغ بگی یا ازم دزدی کنی
فقط جون خودت رو نمیگیرم
زنت رو هم میکشم
زنده زنده پوستش رو میکنم
و بچههات رو توش میپیچونم و دفن میکنم
شیر فهم شد
.این مرد احتیاج به یک ارتش داره پولش رو بهش بدین
یالا
یک سری از این گاوها داغهاشون فرق داره
مگه قرار نبود فقط گاوهای یلواستون رو ببریم؟
همهشون رو میدزدیم
خیلیخب
کجاست؟
طبقه بالا
من رو ببرین پیشش
چه زجری کشیدی
دکتر درباره سفر چی گفته؟
...چیزی نگفت ولی فکر میکنم
میگم یک ماشین بیاد دنبالش
اول میبریمت لیوینگاستون بعد از اونجا سوار قطار میشیم
قطار چرا؟ کجا قراره بریم؟
سمت شرق. میبرمت بیمارستان
اینجا جای مناسبی برای گذروندن دوره نقاهتت نیست
اصلا کلا نباید اینجا باشی
پس عروسی چی میشه؟
کدوم عروسی؟
عروسی من
No comments yet. Be the first to leave one.