The first 200 lines.
ممم
برو عزیزم
از وعده غذایی خود لذت ببرید.
متشکرم.
همه چیز خوب است؟
آره
انگار تبدیل شدی دوستان خوبی با الکس و همکارانش
آره
آنها در واقع بسیار خوب هستند.
مم
مخصوصا لوئیز
دان.
فقط فراموشش کن پسرم
چی؟
شنیدی چی گفتم
مراقب باشید.
با این خانواده های ثروتمند،
هیچ چیز آنطور که به نظر می رسد نیست.
- ژاک، - گوش کن-
من می دانم -
هر چیزی
شما با خیال راحت به آنها بگویید
برمی گردد تا تو را گاز بگیرد.
آیا در همه خانواده ها همینطور نیست؟
ساده لوح نباش پسر
آنها هرگز شما را برابر خود نخواهند دید.
افراد ثروتمند ثروتمند نیستند بی دلیل، آره؟
اوه...
- به من بگو کی توقف کنم. - باشه
چیزی را از دست بدهم؟
اوه،
من - گردنبندم را گم کرده ام.
واقعا این باور کردنی نیست! او-
او یک روز اینجا کار می کند،
یک روز. و او در حال حاضر ما را سرقت می کند.
آیا در مورد جدید صحبت می کنید؟
خوب عزیزم، تو کسی هستی که او را استخدام کردی.
آره
هی بیا هانی
دوباره شروع نکن
باشه؟
با آرامش دنبالش بگرد
با یه "احمق" مثل من چیکار میکنی؟
خوب، عشق کور است، الکس.
پدرت هست؟
هر کاری که می کنم احمقانه است پس...
شما همچنین می توانید فقط شروع کنید باشگاه شما بدون او
- من نمی توانم این کار را انجام دهم. - تو میتونی
شما می توانید آن را انجام دهید.
- لوئیز - ممم
بوی گوشت انسان را حس می کنم.
بیا لوئیز بس کن
الان نه، باشه؟
باشه
پدرت چه کار می کند؟
من نمی دانم.
جان؟
برنامه ریز عروسی اینجاست
داغ
- صبح بخیر - آها!
اوه
اوه، متاسفم
صبح بخیر آقا
من، من ملیسا هستم، پرستار بچه جدید.
صبح بخیر بابا
'صبح عزیزم.
آیا شما مرد قهوهخوری هستید؟
ما مطمئنا خوش شانس هستیم آب و هوا، نه؟
صبح بخیر
- صبح بخیر - صبح بخیر خانم.
هوم کوکی ها
- چی؟ - آره
اولیویا، مامان را دیدی؟ گردنبند، اونی که سنگ صورتی داره؟
من نمی توانم آن را پیدا کنم.
امم نه...
کوکی میخوای؟
ممم نه،
نه، شکر برای من زیاد است.
قهوه.
دارم رویش کار میکنم
لعنتی،
او زود است ...
کیست؟
- سلام! سلام! - کریستین!
من هنوز کاملا آماده نیستم.
بیا تو آشپزخونه و دایه یه قهوه بهت میده
امروز میخوای سفارش بدی؟
هی بابا
هی بابا!
- میخوای سفارش بدی؟ - هوم؟
آره، آره، آره
آره آره
بابام قراره بذر سفارش بده
چقدر سرگرم کننده،
کاشت گل.
نه... نطفه اسب نر.
ها؟
آب پی پی.
- اولیویا! - آب پیپ؟
اسپرم.
اسپرم.
- آه - خب
صبح بخیر
- صبح بخیر - سلام.
سلام.
صبح بخیر اوه
- ملیسا، من دایه هستم. - اوه
- وای تو هلندی. - آره
- خنده داره - آره
میتونم برات قهوه درست کنم؟
نه. نه، زحمت نکش. من به زودی می روم.
اما یک، اوم،
کوکی، - از طرف دیگر. - بله.
به خودت کمک کن
سلام.
- هی... - هوم
- آماده؟ - بله.
آیا مطمئن خواهید شد که او است؟ قبل از بیرون رفتن لباس مناسب می پوشید؟
- البته. - عالیه
- خداحافظ - خداحافظ
سیائو
ممم
پس...
این، اوه،
- به نام یک اشکال ژوئن پس از آن. - بله
بله، شما می توانید آنها را زیبا ببینید اغلب در این ماه اما، اوه،
نمایش واقعی مجموعه من
البته سوسک گوشه نشین است.
اسمودرما
- هوم - هوم
- آره - آره
گوشه نشین-
ارمیتا، گوشه نشین است.
به مدت هفتاد و پنج سال منقرض شده در نظر گرفته شد،
هوم مممم
اما اخیرا تعدادی از آنها در یک کشف شدند
عجب
- امروز واقعا روز زیبایی است. - درخت توخالی در لنگه های بروژ.
- باحال - آره
- اوه... - آره، اون یکی دیگه... آره، اون مال منه
شوهر جان
کوچکترین دخترم لوئیز
و دوست پسرش، الکساندر واندیل،
- پسر، اوه... -پاتریک وندیل
بله، من کارهای زیادی انجام داده ام رویدادهایی برای خانواده وندال
- مممم - آره
مثل اشتراک اولیویا مهمانی، برای چهارصد مهمان.
- نمی دانستم لوئیز دختر توست. - آره...!
- سلام - به هر حال
ما در مورد رنگ ها صحبت می کردیم، نه؟
آره...
ما قبلاً روی میز توافق کردیم کتانی و دستمال سفره، درست است؟
- اوه... - آره، سفیده تخم مرغ.
آره؟
-جان؟ - کی.
- باشه - جان!
بیا اینجا
آره متاسفم عزیزم
اورژانس در بیمارستان ...
اوه...
آره متاسفم
بعدا میبینمت
- باشه - پس سفیده تخم مرغ، آره، ما-ما-
اوهوم، چون مات است، ما این کار را نمی کنیم دیگر،
ممم
- چی؟ - هوم
- باشه - بیا بریم
حالا چی؟
- آه - آره، حق با شماست.
- بیا به این نگاه کنیم. - باشه
باشه شاید بخوام نگاه کنم در برخی رنگ های دیگر که -
- اوه... ببخشید. - اوه...
آره ما هم میریم
- آه باشه -آره ببخشید...
آره
هی موفق باشی
- خداحافظ، لوئیز. - خداحافظ
من همه کتانی رومیزی و به هر حال دستمال در سفیده پوسته تخم مرغ.
- چی؟ - اینجا
ما همچنین می توانیم مقداری سفید-سفید انجام دهیم. یعنی...
من شوخی نمی کنم، من فکر کن این یک مزخرف محض است
جدی، فقط مامانم به عروسی لعنتی فکر می کند،
-خب... - طراح عروسی همیشه تماس می گیرد،
و «امیلی کوچولوی ما هست به سبک ازدواج کردن."
الکس... ناخوشایند، تو آن پوکه را پاک نکردی؟
در بیرون است، اینطور نیست؟
اوه...
و بعد می گوید: "اوه...
دوبوآ، بل، بل، بل، بلا.»
و بابا هم این را دوست ندارد.
و هر بار که به اندازه کافی غذا خورده است،
از بیمارستان با او تماس می گیرند.
اورژانس.
- الکس... - ممم
چی؟
اوه
برو...
برو، ملیسا
اون چیه؟
وسایل شما برای اسب سواری.
No comments yet. Be the first to leave one.