The first 200 lines.
،"خیلی خب، "برم .سفارشت آمادهست! آشپزخونه داره بسته میشه
."آیپد رو میز نباشه لطفا، "چارلی
.ممنون
.صبح بخیر - صبحونه میخوری؟ -
.اونجا یه چیزی میگیرم
.بابا، نگاه کن
.خوشگله قدیمیه یا جدیده؟
.جدیده
.تیم "داجر"، پرتاب کننده جدید آورده
.یارو اهل "ویلانوا"ست
هرناندو" میگه پرتاب کنندهش" .پتانسیل خوبی تو شروع بازی داره
.عالیه، عالیه
.هی، بابا - .صبح بخیر -
نظرت چیه اینو خاکستری کنم؟
.هی
حالت چطوره؟
.چند روزه تو یه دنیای دیگهای
.موضوع "دِوِن"ـه
چی کار کرده؟
مطمئن نیستم که بخوام ...کل جزییات رو بدونم
اما خوب نیست
ممکنه به ضررت تموم شه؟
.خب، راستشو بگو چی کار کرده؟
.فکر کنم خرابکاری کرده
راه حلش چیه؟
اینکه به اداره بگم چی میدونم .یا از اونجا بیام بیرون
.به نظر آسون میاد
یعنی مجبور نیستی بگی بخاطر اونه، درسته؟
.چند ساله که میگذره .نیاز به یه تغییر داری
.میتونه یه شاهراه برای جفتتون باشه
.شاید - .آره -
.هی
.راهش رو پیدا میکنیم
.به هر قیمتی
.میدونم
.دوسِت دارم
.دوسِت دارم
.موفق باشی - .امیدوارم به اونجا نرسه -
.صبح بخیر - .صبح بخیر -
.هی
.مینی" منم دوسِت دارم عزیزم"
."صبح بخیر، "کیتی
.هی دختر - .صبح بخیر، "بومن"های کوچولو -
هی، "دِون"، امروز قراره آدم بدها رو بگیری؟
.فقط اگه بابات سرعتم رو نگیره
.جالبه آمادهای بریم؟
هی، یادت نره امروز بری دنبال "چارلی"، باشه؟
.دریافت شد .امشب میبینمت
.دریافت شد
.::© Rain Angel تـرجمـه و زيـرنـويس : پري سا ©::.
توی خیابون "المپیک" دارن .ساخت و ساز انجام میدن
.باید از "کلورادو" بریم - .خیلی خب -
."مرسی "هال
.نقشه مشص میکنه مامان هال" دیگه کیه؟"
.هال" بازنشسته شده" بعدش چی؟
.حالا ما توی اقیانوسیم
.چه عجیب .من که خیس نیستم
.ببین
.اوه خدای من .قراره ما رو به کشتن بدی
.وای مامان، ترافیک
.میدونم
!زود باش گوگلمَپ
.اما... الان توی "سنپدرو"ایم - .خیلی خب -
میدونم چطوری از راه قدیمی .برم اونجا
.اینو داشته باش .من فوقالعادهم
...سه تا دلال بودن که بهم گفتن
.این بهترین قیمتیه که گیرشون میاد
...خب، اگه قراره خونه رو نگه داری
.پس مسئولیت تمام هزینهها با توئه
.از دست من عصبانی نشو
.این چیزیه که وکیلت دستور داده
.نمیتونم ادامه بدم .من سرکارم
."صبح بخیر، "آلن
...نمایندههای ناشرین کتاب درسی
.توی دفترت هستن
کیا؟
."صبح بخیر "آلن - .صبح بخیر -
خیلی برای حرف زدن باهات .هیجان زدهایم
کی برای کتاب درسی هیجان زده نمیشه؟
.ما برای کتاب درسی اینجا نیستیم
.ما نمایندههای استخدام هستیم
...ما توی یه آژانس کار میکنیم
که بهش میگن .موسسهی پیشرفت جهانی
تو مردی هستی که استعداد ."شکوفا نشدهای داره، "آلن
.شغلِ الانت اصلا مناسب استعدادهات نیست
.تو از بین ده هزار نفر انتخاب شدی
.یادم نمیاد برای شغلی درخواست داده باشم
.درخواست ندادی
...موکلین ما الگوریتمی دارن
که شخص مورد نظرشون رو .از قبل براشون انتخاب میکنه
.و اتفاقا تو بهترین مرد برای این شغلی
.خیلی خب - .تو دو تا ملک داری -
...یه آپارتمان مشترک و یه خونه
.که قبلا با زن و دخترت توش زندگی میکردی
...تو خرجی زنت رو سر وقت پرداخت میکنی
...توی تدریس خصوصی برای دخترت
...کمک میکنی
.و هیچ بدهی نداری
...از کجا - ...تمام اینا رو مدیریت میکنی -
...اونم با 72,800 دلاری که در سال
...بعنوان یه مدیر فروش در میاری
.اونم توی یه مدرسهی راهنمایی درجه دوم
اینا رو از کجا میدونین؟ شما دیگه کی هستین؟
همچنین اینکه نزدیک نه ساله که ...مدیریت میکنی
تا بتونی از این موسسه ...پول هنگفتی رو
...وارد یه حساب بانکی بکنی که
...به اسم عموی فوت شدهت هست
.که اسم اونم "آلن اسنایدر"ـه
."تو یه مرد فوقالعادهای، "آلن
...آلن"، حتی مردان بزرگ"
.دو سه تا اشتباه حیاتی توی زندگیشون میکنن
...نمیتونی فقط با دو سه تا اشتباه
.به جایی برسی که من نشستم
...تصمیماتی که امروز میگیری
.آیندهت رو تعیین میکنه
."تنها کاری که باید بکنی اینه که بگی "بله
بله" به چی دقیقا؟"
.اینکه موکلین ما رو ببینی
الان چه مدته خونهای؟
الان دیگه سه سال شده؟ - .چهار -
.از قبل اینکه "گریسی" بره مدرسه
.اوه لعنتی، درسته
.مرد، زمان چه زود میگذره
.آره، درسته
یادته بازرسی خونگی چه وحشتناک بود؟
.نه
تمام چیزایی که تو اون گزارش بود ...یجوری بود که انگار
...به محض اینکه قرارداد خونه رو بستم
.تو آتیش داره میسوزه
.چه خوب که قراره صاحب خونه بشی، دِون"
".خیلی برات خوشحالم، دِون
.برات خوشحالم
مشکلت چیه؟ ...از وقتی گفتم میخوام
.خونه بخرم، داری عوضی بازی درمیاری
چجوری پول گیر آوردی تا بتونی تو "سانتامونیکا" خونه بخری؟
منظورت چیه؟
.من میدونم چقدر درمیارم
.ممطمئنا میدونم توام چقدر درمیاری
.من یه عمو دارم که منو دوست داره
پول پیش پرداخت رو بهم داد، خب؟
.باشه
چیه؟ حسودیت میشه؟
.دارم درخواست انتقال میدم
داری لس آنجلس رو ترک میکنی؟
.تو لس آنجلس میمونم
.فقط میخوام از گروه ویژه بیام بیرون
چرا؟
...چون رابطهت با ارمنیها
.ناراحتم میکنه
چیزی هست که بخوای ازم بپرسی؟
...ما با مجرمین رابطه داریم
.تا بتونیم مجرمین رو بگیریم
.نمیخوام بیشتر از این بدونم
که چی؟ میخوای منو متهم ...به فاسد بودن کنی
ولی اجازه ندی از خودم دفاع کنم؟
.ازت نمیخوام از خودت دفاع کنی
.فقط انتقالی میخوام
.خب داری صداقت منو زیر سوال میبری
.میخوام درموردش حرف بزنم - .من نمیخوام -
.کارت باورنکردنیــه
.پنج ساله که داریم با هم کار میکنیم
واسه همینه دارم در این مورد ...با تو صحبت میکنم
.نه با بخش مرکزی
."بومن" - .بله -
.خیلی خب، گوش کنید
شبانه، پنج شخص خیلی مهم .در ناحیه لس آنجلس گم شدن
،معاون سازمان اطلاعات مرکزی
،"مهندسین ارشد "لاکهید" و "بویینگ
،یکی از نمایندگان آژانس هستهای
.و سه افسر ارشد ارتش
...حالا به نظر میاد حداقل سه تاشون
...توسط یه موجود مسلح برده شدن
.که نژادش در حال حاضر نامشخصه
...بقیه
.خب، برای بقیه توضیحی وجود نداره
رییسان سازمان شما .براتون ماموریتهای فردی داره
هدف اینه که این آدما رو .سالم به خونه برگردونیم
،میتونید در مورد این موضوع فرضیههاتون رو بگید؟
.متاسفانه الان بیشتر از این نمیدونیم
سعی داریم تا میشه این عملیات رو ...محرمانه نگه داریم
.تا زمانی که بیشتر بدونیم
...نمیخوایم که اداره رو شرمنده کنیم
.یا وحشت ایجاد کنیم
.ممنونم
...هنوز میخوای انتقالی بگیری
یا فکر میکنی میتونی یه روز دیگه کنار من عذاب بکشی؟
!"اوه، خدای من. "اریک
.خیلی ترسوندیم
.ببخشید
.نمیدونستم داری میای خونه
.اوه خدای من
.یه سفر برنامهریزی نشده بود
مامان چطوره؟
.خیلی میخوابه
یکشنبهها، سه شنبهها و جمعهها .میبرمش برای دیالیز
.بینش کارهای کوچولو انجام میدیم
،فروشگاه، سالن ناخن .از این کارها
.بابتش ممنونم
.خب، برای همین کلی بهم پول دادی
.هی، مامان
No comments yet. Be the first to leave one.