The first 200 lines.
این برنامه بر اساس رویدادهای واقعی ساخته شده
با این حال، برخی از شخصیتها ،نامها، حوادث، مکانها و دیالوگها
برای اهداف نمایش، تخیلی هستن
،چیزی که تخیلی نیست دختر من الیزابته
،دخترم، الیزابت به دلیل اعتیاد به مواد افیونی درگذشت
اون سرشار از زندگی و عشق بود و دلم براش تنگ میشه
دلم برای همهچیزش تنگ میشه
هر روز از خواب بیدار میشم و مطمئن میشم که بهش نگاه کنم
چون هیچوقت نمیخوام روزی رو شروع کنم
بدون اینکه شادی که اون برام به ارمغان آورد رو به یاد بیارم
...من نقاشی رو میکشم، هنر
صبر کنید
ممنون
کدوم طبقه؟ - اوه، نُه -
هممون میریم به یه طبقه
به تو هم زنگ زدن؟ - آره -
«تن لشت رو بیار به کنتیکت»
به نظرت بده؟ یعنی مثلاً توی دردسر افتادیم؟
من فقط جایی میرم که بهم میگن
«A_R_Z_110» ترجمه از @ARZ_110_SUB
دیدم یکی از بیماران دکتر کوپر اون رو خرد کرد و استنشاقش کرد
چیکار میکنی؟
اون رو توی یادداشتهام نوشتم
دبرو مارلو از دفتر هاورد اودل هستم
اون دوست داره شما به کنتیکت بیاید تا با اون ملاقات کنید
سلام، من شانون شیفرم
عصر بخیر، خانمها و آقایان
ممنون که در چنین مدت کوتاهی به اینجا اومدید
اسم من هاورد اودله
من معاون رئیس و مشاور ارشد داروسازی پردو هستم
یه نگاهی به همدیگه بندازید
شما آینده این شرکت هستید
امروز اینجایید چون شما جدیدترین اعضای
باشگاه نخبگان برتر ما هستید
ده نماینده فروش با بهترین عملکرد در کشور
تبریک میگم، خودتون رو تشویق کنید
خانمها، الان یه جایزه قابل توجه و
یک ارتقاء عنوان دریافت میکنید
شما همچنین مسئول
استخدام نسل بعدی نمایندگان فروش هستید
،یه مسئولیت بزرگه اما ما کاملا ایمان داریم
که شما موفق میشید
دوباره، به همه شما تبریک میگم
فکر میکنم خانمها توی ایوان پشتی ،تنقلات و نوشیدنی آماده کردن
پس اگر اونا رو دنبال کنید
از همه متشکرم، کارتون عالی بوده و مشتاقانه منتظر همکاری با شما در آینده هستم
ممنون - خواهش میکنم، ممنون از شما -
خانم شیفر
میشه صحبت کنیم؟ - البته -
تبریک میگم
مرسی - آفرین -
میدونید، همه ما از میزان تعهد شما روی پزشکانتون خیلی متاثر هستیم
و واقعاً میخوایم چنین تعهدی رو تشویق کنیم
باشه
،اما در آینده، هر زمان که نگرانیهایی داشتید
بهترین کار اینه که با ما تماس بگیرید
اون رو توی یادداشتهام ننویسم؟
گفتم اون رو توی یادداشتهاتون بنویسید؟
نه - نه -
چی گفتم؟
تماس بگیر - تماس بگیر -
باشه - فقط تماس بگیر -
باشه؟ - از ملاقات شما خوشبختم -
بازم ممنون - شما هم همینطور -
چرا من رو عضو برترینها کردن؟
منظورت چیه؟ - چرا من رو عضو برترینها کردن؟ -
چون درباره کوپر و اون دختر بهت گفتم؟
چون توی یادداشتهام اون رو نوشتم؟
نه، به خاطر ارقامت عضو بهترینها هستی
اون دختر یه معتاده
اون مشکل تو نیست - نیست؟ -
فقط به این دلیل که یکی خودش رو به اندازه کافی دوست نداره
تا به برچسب روی شیرینی نگاه بکنه و ببینه که پر از شکره
،یا همونطور که بهش گفتن از دارو استفاده بکنه
باعث نمیشه مشکل ما باشه
ما فقط میتونیم نگران خودمون باشیم
!خدایا، شبیه مامانم شدم
اون باعث میشه آدمای بدی باشیم؟
یه مرد بعد از گرفتن یه ترفیع خفن
ارزش خودش رو زیر سوال میبره؟
احتمالا نه - نه -
،وقتی مردها ترفیع میگیرن ،خودارضایی میکنن
یعنی چند سطل پر میکنن
فقط به این دلیل که زن هستی و یه چیزی از این دنیا میخوایی
باعث نمیشه آدم بدی باشی
گور بابای اون حرفها
میتونی توی این دنیا کار خوب انجام بدی ،و هنوز هم پول زیادی به جیب بزنی
و میتونی اون پول رو برای هر چیزی که میخوای خرج کنی
چون لیاقتش رو داری
لباس با کیفیت خوب میخوایی؟ طرح پس انداز بازنشستگی رو میخوایی؟
بالاترین طبقه یه آپارتمان رو میخوایی؟ - میخوام -
واقعا؟ - !آره -
ما به عقب نگاه نمیکنیم
فقط به جلو نگاه میکنیم
خیلی خوشگل شدی - آره، میدونم-
« مـسـکـن »
افرادی که اون بالا هستن هیچوقت اهمیتی ندادن
که چه چیزی که در پایین در حال رخ دادنه
و شرایط پایین بد بود
!دستت رو از اونجا بیرون بیار، نِیدین
اسکوپ کجاست؟
!اسکوپ
!کنی. کنی برگشته - کارتت رو گرفتی؟ -
خوبه. برو پیش پیش بقیه
!به نیدین دست نزن اعصاب درست و حسابی نداره
هی، دیکرسن - بله، قربان؟ -
کنی امروز سرش خیلی شلوغه
صبحبخیر
،شریف بیکر، شهرستان سامرز. من دلالان ...پزشکان، معتادان رو دستگیر کردم
فروشندگان مواد مخدر معتادان بیخانمان رو به کلینیکهای درد میفرستن تا نسخههای اکسی بگیرن
و بعدش اونا رو به داروخونهها میبرن تا قرصها رو بگیرن
برخی از این پزشکان به هر کسی که زنده باشه اکسی میدن
اوه، شونت، چه خبرا؟
سلام، اسکوپ - حالت چطوره؟ -
!اسکوپ! اسکوپ، بیا بریم
!بیا بریم - بعداً بهت سر میزنم -
!بیا دیگه! عجله کن
بده ببینم
از همهی داروخونههای شهرستان من سرقت شده
،میتونید این بچهها رو ببینید
راه راههای سبز و زرد روی پیرهنشون هست
اینجا قبلا جایی بود که همه بچهها میومدن تا لب بگیرن
همینه، جمع و جورش کنید، و بیایید حرکت کنیم
اون پودر که اونجاست رو میبینی؟ اون اکسیکانتینیه که میگی
این رو به صورت پودر در میارن و بعدش اون رو استنشاق میکنن
هر ۱۲ ساعت، یک دوز
کارت خوبه - آمین -
امروز دو دوز میزنیم
آمین - بپر بالا -
منم همینو میخوام
کنی، یکی از اون ۴۰ میلیگرمیها بهم بده - اول باید یه جا یه توقف سریع داشته باشیم -
اکسیکانتین چیزی بیشتر از هروئین نیست
پنجشنبه گذشته یک لوله کش ۳۲ ساله توی پیگلی ویگلی خفه شده بود
با سه تا قرص کوفتی
این یه اقتصاد مواد مخدره جدید بود با تمام هرج و مرج ناشی ازش
بهتره خوب باشه، مرد
دیکرسن، اون رو میبینی؟
بله، کلانتر - بیا بریم بگیریمش -
لعنتی
!لعنتی
این دارو داره در هر بخش از جامعه ما نفوذ میکنه
...مدارس، بیمارستانها از زندان که اصلا نگم براتون
!ولم کنین
هروئین توی یه قرص کوچیک زیبا پیچیده شده
پلیسهای محلی نمیتونستن از عهدهاش بربیان
این چیزا رو توی دانشکده آموزش نمیدادن
!خدا لعنتش کنه... لعنتی
،به چندین آمبولانس نیاز دارم خیابون دهم و امرالد
هرچقدر آمبولانس داری بفرست
،قربان، دارم بهتون میگم داره اون بیرون دهنمون سرویس میشه
ما به یک روش جدید نیاز داریم
ما به کمک نیاز داریم
ما به کمک نیاز داریم
میفهمم چی میگین
،حرفهای تک تک شما رو درک میکنم
و دفتر من این موضوع رو خیلی جدی میگیره
و ما کاری در این مورد یه کاری انجام میدیم
بهتون قول میدم
قربان - نظرت چیه؟ -
قربان، این جریان متوقف نمیشه
تا زمانی که پزشکان تجویز این دارو رو متوقف کنن
درسته
و ما نمیتونیم جلوی کسی رو از انجام کاری که غیرقانونی نیست بگیریم
میفهمی چی میگم؟ - آره -
بهش رسیدگی میکنیم - باشه -
.یه هیولا اون بیرونه بیا سرش رو ببریم
پردو چه قوانینی رو زیر پا میذاره؟ اونا رو برام لیست کن
نمیتونم کارم رو بدون یه جرم انجام بدم، ایدی
جرم رو پیدا میکنم
تا حالا شرکتی به بزرگی پردو فارما رو تحت پیگرد قانونی قرار دادی؟
نه - چون هیچکس این کار رو نکرده -
...و با کمال احترام - با کمال احترام، من بیخیالش نمیشم -
...نمیتونی با اونا
اون باربیهای مالیبو کوچیک پردو دارن دقیقاً همون کار رو میکنن
اونا دارن دقیقاً همون کاری رو میکنن که هر فروشنده کراک
،توی هر گوشهای در آمریکا انجام میده با این تفاوت که براش پاداش میگیرن
به خاطر اون پولدار میشن
و برادر من الان داره توی یه سلول زندون میپوسه
تفاوتشون چیه؟
اونا میدونن که دارن مردم رو میکُشن
میدونن این رو
،اونا توی خیابونها هستن، و میدونن و دارن به ناخنهاشون رسیدگی میکنن
مادر من به همین خاطر فلج مغزی شد
.مغزش آسیب دید به خاطر کشیدن این مواد من کسی بودم که باید کنارش میموندم
،من مجبور بودم پیشش بمونم ازش مراقبت کردم تا زمانی که مُره
هیچکس جز من نبود
و من دست برنمیدارم
بابت مادرت متاسفم
،اما اگر میخوای این آدمها رو گیر بندازی ،میخوای این مادرجندهها رو له کنی
پس باید یه جرمی پیدا کنیم، میفهمی؟
میخوای اونا رو پایین بکشی؟
جرم رو پیدا کن
تعقیب و گریز پلیس منجر به واژگون شدن» یک ون با ۱۷ بیخانمان شد
که به عنوان حاملهای اکسیکانتین «مورد استفاده قرار میگرفتن
خودم میتونم بخونم
،یک داروی جدید در خیابونها فراگیر شده
و مصرف کنندهها میگن که تاثیر اون قویتر از هر چیزیه که تا حالا تجربه کردن
اکسیکانتین توی خیابونها محبوبتر از قرص اکس شده
«شیش مُرده، چند قطع عضو» - خودم میتونم بخونم -
،در طول ۲۱ سالی که دادستان فدرال بودم
No comments yet. Be the first to leave one.