The first 200 lines.
TAMAGOTCHi ترجمه و زیرنویس از
بفرمایید - خیلی ممنون -
مشتریهای گرامی فروشگاه "والنات لیک" شبتون بخیر فروشگاه تا پانزده دقیقه دیگه بسته میشود
پس لطفاً خریدهای خودتون رو زودتر به صندوق ببرید تا صندوقدار بهشون رسیدگی کنه
ممنون که فروشگاه والنات لیک رو برای خرید انتخابکردید
جن، این قیمتش چنده؟ - یک دلار و 89 سنت -
باشه، مرسی - خواهش -
جن؟ - بله؟ - دیو هنوز ازت نخواسته باهم قرار بذارید؟ -
نه، هنوز با کری دوسته که - نه، شنیدم که بهم زدن -
من مزاحم گفتوگو و بحثتون هستم؟ - نه اصلاً -
آخه دارممیشنوم چی میگین
اینم از کیسۀ خریدهاتون آقای اوِرِت این گیاهتون رو هم که اینجا ست جا نذارید
مرسی، حواسم هست
!گندش بزنن - وای، آقای اورت، خیلی متأسفم -
...بله، خودم هم متأسفم همینها بود؟ همینجوری ببرمشون دیگه؟ لعنت بهش
!شرمنده !یه وقت دست هم رو ول نکنید، مرغ عشقها
لیندا، من میرم سبد خریدها رو جمعکنم
تو پارکینگ حواست به اون باشه ها
ممنون، شب خوبی داشتهباشین - مرسی -
...سلامـ
خیلی وقت ـه ندیدمت
...کریگ - چرا بهت زنگ میزنم جواب نمیدی؟ -
دو روزی هست که پیامگیر تلفنم رو چک نکردم - آها! میدونی که باورش برام خیلی سخت ـه -
میدونی، دهن خودم رو سرویس کردم اینقدر پشت سرهم برات نامه نوشتم ...به امید اینکه شاید یه دونهش رو جواب بدی
...کریگ، الان وقت مناسبی واسه این حرفها نیستـ - پس کی وقتش ـه، جنیفر؟! یکی دو سال دیگه؟ -
!اصلاً خبر نداری که من چی کشیدم ...و اینکه برات مهم نیست و نمیخوای بدونی هم اوضاع رو بدترش میکنه
مشکلی پیش اومده، جن؟ - !تو یکی خفه شو -
کجا میخوای بری؟ - برم ببینم چه مشکلی پیش اومده که زنگ زدن -
این دخترها همیشه دردسر الکی درست میکنن
بیا قرارداد رو بررسی کنیم و کارش رو تموم کنیم بعد یه سر به دخترها بزن و فروشگاه رو هم تعطیل کن
...باشه بذار حداقل از پنجره یه نگاهی بندازم
خیلیخب
سیگاری که خریدی یک دلار و 35 سنت میشه
...جنیفر
من خیلی وقت ـه ذهنم همهش درگیر تو ئه
!کریگ، من به خاطر اتفاقی که افتاد واقعاً متأسفم ولی تا جایی که میدونم رابطۀ ما بیشتر از یه سال ـه که تموم شده
ساکت! گوش کن ببین چی میگم
حسم بهت از بین نرفته و هنوز هم دوستت دارم - ولی من همچین حسی ندارم -
...و اگه منظورم رو نمیفهمی پس هرچه قدر هم توضیح بدم فایدهای نداره
!لطفاً بس کن، کریگ من باید برگردم سر کارم و یک دلار و 35 سنت سیگارها رو هم بهم بدهکاری
باید همهچی رو برام توضیح بدی و تو هم اینو به من بدهکاری - !تو که اصلاً گوش نمیکنی من چی میگم -
...ببین جنیفر، من خیلی صبرکردم تا - !داری بهم آسیب میزنی -
!ولش کن - !گم شو بابا -
!تو دیوونهای
!دیگه به من نگی دیوونه ها
داری چه غلطی میکنی؟
!تمومش کن، کریگ - !بس کنید! دعوا نکنید -
!بیل - !ولش کن -
بیا جلو ببینم
یالا - اینجا چه خبر شده؟ -
زنگ بزن پلیس
خب، خیلیخب همه گوش کنید
همهجای فروشگاه رو بگردین ولی مراقب باشید
اگه پیداش کردین بلند و رسا داد بزنید، ولی بهش نزدیک نشین، فهمیدین؟ خیلیخب، بریم
گندش بزنن
پلیس، لطفاً صبرکنید - جواب بده، لعنتی، من رو معطل نکن -
!یا خدا! زهرهترکم کردی
اینوقت شب اینجا چکار میکنی؟ - !کار میکنم -
فکر کردم کریگ هستی - کریگ کیه؟ - کریگ پیترسون -
!کریگ پیترسون؟! یادمه کیه !یه بار دعوامون شد و زدم دهنش رو سرویس کردم
الان تو فروشگاه یه دعوای حسابی راه انداخت
یه جایی همین اطراف ـه !اگه دیدیش، حسابی مراقب باش
همین الان؟ همین امشب؟
!آره، همین امشب و همین حالا
عوضی! بدجور ترسوندیم - چیه بابا؟ باشه ببخشید -
چی شده؟ پیداش کردین؟ - نه، فقط تیم بود، من رو ترسوند -
عجب بیشعوری هستی ها، تیم ...البته عادی ـه همیشه همینی
مسخره بازی درنیار لعنتی !قضیه جدی ـه
فکرکنم من بدونم کریگ ممکنه کجا قایم شدهباشه
کجا؟ - تو زیرشیروونی -
!زیر شیروونی - !زیر شیروونی -
...تو ساکت شو همونجا که مچتون رو گرفتم داشتین سیگار میکشیدین؟
زودباش بیا، بابا، بریم یه نگاهی بهش بندازیم - !من؟ - آره، بیا دیگه لعنتی -
!من رو تو دردسر انداختی ها چیه؟! میای این پشت یه آبجو باهم بزنیم؟
!شنیدم چی گفتی ها !آبجو بی آبجو
باید کریگ رو پیداکنیم - چیه؟ بیا دیگه بابا -
اینجا خیلی تاریک ـه، هیچی معلوم نیست
یه چراغقوه برام بیار ببینم
بلند شو - !آخ! آخ! گوه توش -
به خودت بیا، بیلِ سرسخت
حتی اگه اون بالا هم باشه دهنش سرویس میشه وقتی بخواد بیاد پایین
پلیس، چه کمکی از دستمون برمیاد؟ - چه عجب! جنیفر راس هستم -
آدرس و اسمتون رو بگین خانم - ...همین الان گفتم که! 2100 والناتـ -
خطری شما رو تهدید میکنه، خانم؟
بقیۀ پولم رو بده
شوخی میکنی؟ - شبیه کسی هستم که شوخی داره؟ -
!زنگ بزن پلیس
دیگه کارت تموم ـه، پسر حالا خوب گوشهات رو باز کن ببین چی میگم
اگه یه بار دیگه ببینم اینجا سر و کلهت پیدا شده خودم حسابت رو میرسم نه پلیس
اون موقع بهتره خدا خدا کنی قبل از اینکه من گیرت بیارم ...پلیس دستگیرت کردهباشه
بیل در رو باز کن راه بیفت ببینم
گم شو بیرون
!یالا، کثافت
آشغال - گم شو برو ببینم -
!گورت رو گم کن
اُسکل
برگردین سر کار
پلیس گفت که سریع یه گشت میفرستن اینجا
خودت حالت خوبه، جنیفر؟ - آره، من مشکلی ندارم -
خب فکر کنم امشب به اندازۀ کافی هیجان داشتیم
من و دنی از همهتون ممنونیم که توی این قضیه همکاری کردین تا اوضاع رو جمعوجورش کنیم همهتون کار تون رو خوب انجام دادین
این یعنی قرار ـه پاداش و اضافهحقوق بگیریم؟
متأسفانه، نه
راستش از امشب قیمت همۀ جنسهامون رو نصف میکنیم و حراج داریم
چرا آخه؟ - من و بیل میخوایم فروشگاه رو بفروشیم -
!یعنی چی؟ - آروم باشید! شلوغش نکنید! گوش کنید ببینید چی میگه -
من و بیل توافق کردیم که اینجا رو به شهرداری و دولت واگذار کنیم و بفروشیمش
و از اول ماه بعد متأسفانه دیگه نمیتونید اینجا کار کنید
ولی میخوام بدونید که من و بیل به خاطر زحمتی که برا اینجا کشیدین و وفاداریتون ازتون سپاسگزاریم
و به نشانۀ قدردانی روی آخرین حقوقتون مبلغی اضافه و پاداش هم هست
و تازه هرکدوم از شما بچهها واسه کار کردن تو جای دیگه نیاز به سفارش و معرفی یا تأییدیۀ سابقهکار داشتین در خدمتتون هستیم
...من میرم بالا تو دفتر بچهها این گندکاری رو هم تمیز و مرتبش کنید، خب؟
اینم از ترفیع و افزایش حقوق من - خدایا! باورم نمیشه -
سه سال اینجا کار کردم، همهش هدر رفت و شد هیچ
من چی بگم؟ دو هفته مرخصی با حقوق هم داشتم که استفاده نکردم
اشکال نداره، من که میتونم از دولت حقوق بیکاری بگیرم - تو که در هر صورت اصلاً کار نمیکردی -
بایدم اینجوری بگی
باید عضو اتحادیه میشدیم
ببینید، گوش کنید، باور کنید من اونی نیستم که میخواد فروشگاه رو بفروشه من خودم بیشتر از ده سال ـه که اینجام
این فروشگاه همۀ زندگیم ـه
رندی، من هم مثل تو اول اینجا قصاب بودم و کارم رو از قصابی شروع کردم به مرور زمان تونستم پیشرفت کنم و سهامدار اینجا بشم
اینجا مثل خونۀ دوم من ـه
اگه راست میگی، پس چرا دو دستی به دنی تقدیمش کردی؟ - همچین کاری نکردم -
حداقل با رضایت این کار رو نکردم
...بذارید اینطور براتون بگم من صاحب 49% از اینجام و 51% مال اون ـه، دیگه خودتون تا تهش رو بخونید
دلم واسه این فروشگاه تنگ میشه - منم همینطور -
بیشتر از اونی که فکرش رو کنید
خب، حالا همه میدونن که باید چکار کنن؟ - آره -
خب خوبه، من که باید برم دستشویی
شغلت رو ازدستدادی ها، جو
...پس بگو چرا همه رو تا این وقت شب نگه داشتن باید بشینیم همۀ این قیمتها رو عوض کنیم و کلی هم طول میکشه
تو روبهراهی، جن؟ - نه خیلی -
اوه، ناراحت نباش، چیزی نیست
کسی رو سراغ نداری که صندوقدار استخدام کنه؟
من جواب میدم - بفرما ممکنه همین الان واسه استخدام زنگ زده باشن -
فروشگاه والنات لیک، جنیفر هستم بفرمایید؟
الو؟ - سلام، جنیفر -
چی میخوای؟ - ...تو رو... تو که خیلی خوشکلی -
به پلیس زنگ زدم ها - مثلاً فکر کردی از پلیس میترسم یا چی؟ -
!دست از سرم بردار
ولش کن، تو هم جواب ندی ها
عجب آدم عوضی و چندشی ـه واقعاً با همچین کسی دوست بودی؟
فقط دو ماه باهم بودیم، حدود یه سال پیش از اون موقع تا الان دیگه ندیده بودمش
مگه کجا بودش؟
زندان - !شوخی میکنی -
کاش شوخی بود
چرا؟ مگه چکار کرده بود؟ - با کریگ رفتهبودیم کلاب که مشروب بخوریم -
و من اونجا بهش گفتم که دیگه نمیخوام باهم باشیم
و محافظ اونجا اومد به کریگ گفت آروم باشه
چون کریگ داشت دعوا راه میانداخت - این که کار همیشهش ـه -
و باهم درگیر شدن و وقتی از هم جداشون کردن، یارو مُرده بود
!یعنی واقعاً زد طرف رو کشت؟ - تصادفی بود -
...البته مطمئن نیستم
...عالیه! حالا هم که آزادش کردن
فکر کردم یه نفر داره نگاهم میکنه
دوباره! بسه دیگه
اگه کریگ باشه حسابش رو میرسم
...ببین کثافت، اگه یه بار دیگه زنگـ - !لیندا؟ -
...تدی؟ ببخشید - چی شده؟ نکنه همیشه اینجوری جواب مردم رو میدی؟ -
چندتا آبجو میخوام - چه برندی باشه؟ -
هرچی باشه، فرقی نداره
همهچی روبهراه ـه؟ مشکلی که نداری؟ - نه، فقط یه عوضی همهش زنگ میزنه و اعصابمون رو خرد کرده -
تازه اومد اینجا و دعوا هم راه انداخت خب، اومدم خونه کامل برات تعریف میکنم
باشه، بعداً حرف میزنیم خداحافظ
جنیفر، من عاشقتم و هرکاری میکنم تا دوباره باهم باشیم
دور از دست اطفال نگهداری شود
برای بزرگسالها ست - هی، جن، بده من بازش کنم -
مرسی، دیو - چیز دیگهای نمیخوای؟ -
چرا، یه شغل جدید
آره، اون رو که خودم هم میخوام
راستی ببین... شنبه شب یه سری از بچهها خونۀ ما دور هم جمع میشن دوست داری تو هم بیای؟
هنوز هم با کری دوستی؟ - خب، راستش، نه -
ببخشید، نباید همچین سؤالی میپرسیدم - اشکال نداره -
ببین ... اصلاً چطوره بیخیال بقیه بشیم و خودمون دوتایی باهم بریم بیرون؟
بدم نمیاد - دیو، برگرد سر کارت -
دنی تویی؟ اوه، نه - خوب ادای دنی رو درمیاری ها، بیل -
دیو، میتونی بری چندتا کنسرو لوبیا و چندتا آناناس برام بیاری؟ میخوام یه خوراک باهاش درست کنم
!با لوبیا و آناناس خوراک درست میکنی؟ - بله -
فکرکنم بتونیم بهش بگیم خوراک گوزآور مخصوص سرآشپز
خیلیخب
!چندبار تاحالا بهت گفتم که نپر رو اون لعنتی و باهاش بالا پایین نرو
جن، پس ساعت 8 میام دنبالت - باشه -
همه تو این فروشگاه لعنتی یه تختهشون کم ـه! البته به جز تو
راستی جن، یه دوستم به اسم جک لیهی تازه یه فروشگاه زده
احتمالاً به یه صندوقدار خوب نیاز داشتهباشه اگه خواستی میتونم شمارهش رو بهت بدم
!عالیه که، خیلی خوشحال میشم میدونی تقریباً واسه شروع چهقدر حقوق میدن؟
دیگه اون چیزا رو باید از خود لیهی بپرسی - ولی به احتمال زیاد دور و بر همین حقوقی ـه که الان میگیری ممنون -
پس تو و کریگ قبلاً باهم دوست بودین؟ - آره، حتی اون این شغل رو برام ردیف کرد -
یه مدت خیلی باهم صمیمی بودیم - این چیزی نیست که آدم بهش افتخار کنه ها -
کریگ قبلاً خیلی آدم ردیفی بود
!نمیدونم چرا یهو زد به سرش فکرکنم بعد از اینکه باباش مُرد اینجوری شد، اون جریان باعث شد کلاً رد بده
بعد از اون اتفاق کلاً رفتارهاش عجیب غریب شد
!عجیب؟ - آره، یهو شروع کرد به پول دزدیدن از من -
بعد همهش پول بیشتری لازم داشت، تا بتونه مواد بخره تازه منظورم موادهای خیلی سنگین ـه
هم معتاد شده بود و هم خودش کاسبی میکرد کمکم برخوردش با جنیفر هم خیلی ناجور شد
یه شبی باهم بحثمون شد
به خدا قسم اگه داداشم با خردکن چندبار نزده بود تو سرش من رو کشته بود
!با خردکن؟ - آره با یه خردکن مارک همیلتون بیچ -
...وقت استراحت ـه بابت این صدا هم شرمنده، رفقا
نمیخوام، مرسی - واسه سلامتیت خوبه ها -
No comments yet. Be the first to leave one.