The Ranch

The Ranch

Download Farsi Persian Subtitle

Season 3

Release info

The Ranch S03E15 720p WEB x264-SKGTV
The Ranch S03E15 480p WEB x264-RMTeam
The Ranch S03E15 WEBRip x264-RARBG
The Ranch S03E15 720p WEB HEVC x265-RMTeam
The Ranch S03E15 WEB x264-STRiFE
The Ranch S03E15 720p WEB x264-STRiFE
The Ranch S03E15 1080p WEB HEVC x265-RMTeam
The Ranch S03E15 1080p WEB x264-STRiFE
A Commentary by llillusionll
░ illusion امیرعلی | NightMovie.Co

Tags

web
x264
720p
720
x265
HEVC
480p
480
1080
webrip
BRip
Published on: 2018-12-14
Downloads: 26
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

باید درباره‌ی بهترین روز .دیوانه کننده‌ی عمرم بهت بگم

گرچه فقط یه فیلم آزمایشی ،برای جنگجوی نینجای آمریکایی فرستادم

پس شاید به مدت زیادی .بهترین روزم نباشه

.باشه، ممنون

باشه، پرستار گفت مدت انقباض‌هام به قدر کافی از هم فاصله دارن

.که می‌تونیم به بیمارستان خودمون بریم

،و گرفتگی‌های تو

به خاطر اون همه .هات‌داگیه که خوردی

مطمئنی؟ چون مطمئنم گرفتگی‌های .هم‌دردی برای زایمان بودن

نمی‌خوای به بیمارستان نزدیک‌تر بریم؟

.نه، واقعاً دکتر کلنسی رو می‌خوام

.کل مدت باهامون بوده - .باشه -

می‌تونیم برسیم اون‌جا اگه این یارو که جلومونه

.مثل یه هرزه رانندگی نکنه

،منصفانه بگیم قاب پلاکش میگه

به جای رانندگی ترجیح میده .ویک‌بوردینگ بکنه

می‌تونی یه هات‌داگ دیگه بهم بگی؟

!الان گفتی عضلاتت گرفته

آره، خب، اون‌ها هنوزم .هات‌داگ‌های مجانی بیشتر هستن

باشه، باید به والدینت .و والدینم زنگ بزنیم

نمی‌خوام کسی دیگه .توی اتاق زایمان باشه

چی؟ نه، فقط تو و من، باشه؟

.اضطراب اضافی نمی‌خوام

وقتی لوزه‌ام رو عمل کردم ،تو روز عکس گرفتن کلاس هشتم

مامانم موهام رو فر کرده بود .وقتی داشتم عمل می‌کردم

شبیه آنی یتیم کوچولو .به هوش اومدم

.یادمه

چسبوندمت به یه قفسه .چون فکر می‌کردم روستر هستی

.واسه این آماده نیستم

همین الان از این حرف زدیم که

وقت کافی نداریم تا .همه‌ی کارها رو تو یه ماه انجام بدیم

.حالا حتی یه ماه هم وقت ندارمی

نوزاد قراره تو اتاق روستر

زیر پوستر دنیکا پاتریک روی .یه ماشین گوددی بخوابه

.باید احتمالاً اون رو در بیاریم - .آره -

.خب، زیر تخت خودمون جا هست

.باشه

...ببین

شاید هرکاری که می‌خواستیم رو .انجام ندادیم

ولی هیچکس .هیچوقت آماده نیست

.از پسش برمیایم

.باهمدیگه انجامش میدیم - .باشه -

هر قدم از این سفر ،ماجراجویانه و شگفت‌انگیز

.سنگ‌صبورت خواهم بود

.ممنون

و می‌دونم این دیالوگ رو از قسمت .هفته‌ی پیش این ما هستیم برداشتی

خب، وقتی مایلو ونتیمیلا گفتش .باورش کردم

.ببین، چیزی‌مون نمیشه - .آره -

اوضاع جوری که باید .اتفاق بیوفته می‌افته

.راستی این‌ها حرف‌های کولت بنت‌ـه

.دلم بدجوری درد می‌کنه

illusion امیرعلی

نتونستی بلندگو پیدا کنی که بگیری جلوی دهنت رو بجوئی؟

صداش نذاشت پیام‌های بازرگانی رو ببینی؟

یکی درباره‌ی آبجوئه، یکی ،درباره‌ی وانت‌ها

و یه پیرمرد داره خیلی آروم درباره‌ی

"...وقتی چیزها درست ساخته می‌شدن" .حرف می‌زنه

.کولت‌ـه

،اگه دوباره انداختنش تو زندون استادیوم

بگو تا پایان فصل .نمیایم درش بیاریم

،سلام، کولت ،فکر کنم تو و اَبی رو دیدم

ولی بعد ربات فاکس داشت ...جلوتون بریک‌دنس می‌رفت

چی؟

.خیلی هیجان‌انگیزه

.نه، اون‌جا می‌بینم‌تون

.باشه

چی‌شده؟

.کیسه آب اَبی پاره شده - واقعاً؟ -

.قراره بچه‌شون به دنیا بیاد

.عالیه

صبرکن، مطمئنی کولت فقط روی پاش آبجو نریخته؟

کولت ترجیح میده یه نوزاد رو .بندازه تا آبجو رو

.خب، اینم از این

.قراره مادربزرگ و پدربزرگ بشیم - .آره -

خدایا، باورت میشه؟

قراره یه نفر روی این زمین باشه

،که به کولت نگاه می‌کنه و میگه ".اون مرد تمام جواب‌ها رو داره"

فکرکنم دلم بخواد بهم بگه ".پاپ پاپ"

.چون توی تمرین تیراندازی این صدا میاد

یعنی چی؟

فکر می‌کنی یکی از حصارها خراب شده؟

یا بالأخره فهمیدن داری باهاشون

چی‌کار می‌کنی و شروع به مقابله به مثل کردن؟

،تو برو بیمارستان .من می‌بینم چه خبره

.یا مسیح - .باشه، ولی عجله کن -

.به محض این‌که بتونم میام، مامان بزرگ

.اون جریان "مامان بزرگ" بودن رو باهام شروع نکن

.سلام - بابا کجاست؟ -

.یه موضوع اضطراری توی مزرعه پیش اومده بود

،یه سری از گاوها اومدن بیرون .وارد جاده شدن

،یه علامت نگه داشتن که میگه "مرغ بیشتری بخورید؟"

اوضاع چطوره؟

.یکم دیوانه کننده است

.آره

.دکتر همیشگی‌مون نیست

پس یه دکتر پشتیبان رو بهمون دادن ،که میگه توی دو سانتی‌متره

پس، علاوه بر زیادی جوون بودن، یه .کانادایی کوفتیه

.همه چیز درست پیش میره

.تو که نمی‌دونی

حتی اگه ،زایمان بی مشکل باشه

بعدش چی؟

باشه، یه شخص کوچیک رو بهم میدن

و میگن، "موفق باشی. سعی کن ".به کشتنش ندی

و من تلاشم رو می‌کنم، مثل تلاشی که با .اون سه تا همستر کردم وقتی بچه بودم

.نه، هفت‌تا بودن .مجبور شدیم چندتاشون رو عوض کنیم

!خدای من

بهم گفتی همسترها گاهی .رنگ‌شون عوض میشه

،و تا همین الان .حرفت رو باور می‌کردم

.این‌که احساس اضطراب کنی کاملاً عادیه

.باشه، من آماده‌ی بابا شدن نیستم

.نیستم

رفتیم کلاس تولد نوزادمون و

یه فیلم از .شیر دادن زنان نشون‌مون دادن

فقط من خندیدم وقتی .ممه‌هاشون رو دیدم

.درک می‌کنم

وقتی روستر رو حامله بودم .وحشت‌زده بودم

.تازه کوالود رو کشف کرده بودم

،ولی، می‌دونی .وقتی ببینیش همه چیز عوض میشه

اگه عوض نشه چی؟

.میشه، بهم اعتماد کن

دیگه نگران این نخواهی بود

و بابت تمام چیزهای دیگه .نگران میشی

چی؟

،خب

تمام زندگیت قراره یه رقص .بین عشق و ترس باشه

بازم میگم چی؟

قراره کاملاً عاشق .دخترت باشی

...و به خاطر اون

قراره از هر چیز بدی .توی دنیا بترسی

پس فقط قراره تا آخر عمرم

بترسم؟

هر دفعه که شماها سوار ،یه ماشین می‌شدین می‌ترسیدیم

هر بار که 5 دقیقه ،از زمان خونه بودن‌تون رد می‌شد

هر بار که اون تلفن .بعد از نیمه شب زنگ می‌خورد، آره

.فقط به نظر افتضاح میاد

،خب، فقط شروعش اینه

چون قراره دوست پیدا کنه

و از بعضی‌هاشون .قرار نیست خوشت بیاد

.بعضی‌هاشون قراره پسر باشن

قراره صدمه ببینه، گریه کنه

...و قرار نیست بتونی هیچ کاری بکنی

!یعنی چی؟

.آره

.بهش میگن پدر بودن

.ولی تا این‌جا عالی عمل کردی

...نمی‌تونم... فقط... نمی‌تونم

...باید برم یه قدمی بزنم و ذهنم رو

باشه، اون .بهترین کاریه که می‌تونی بکنی

خب، بهترین کار اینه یه کوالود بندازی بالا

.ولی دیگه کار از کار گذشته

.سلام، بو - این‌جا چی‌کار می‌کنید؟ -

مگی تماس گرفت و گفت اَبی

زایمانش شروع شده و .یه سری از گاوهات آزاد شدن

گفتم واسه زایمانش ،به خودم خبر بدید

ولی ظاهراً، اَبی نظرش روی .دکتر انسان‌ها مصمم بوده

.ممنونم که اومدین

.این مشکل شما نیست

.مشکل نیست .ما دوست‌هات هستیم

درسته؟

!البته که هستیم

.دوست‌ها به دوست‌هاشون کمک می‌کنن

دوست‌ها همین‌طور از پیرهن جدید .دوست‌شون تعریف می‌کنن

.دوست‌ها همچنین به همدیگه دروغ نمیگن

.تو من رو بد وضعی قرار دادی

.دیگه گله رو جمع کردم

،ولی باید یه حصار رو تعمیر کنم .اگه می‌خواید کمک کنید

.ما حصار رو درست می‌کنیم .تو فقط برو بیمارستان

تا وقتی کار انجام نشه .جایی نمیرم

.جاهای مهم‌تری داری که اون‌جا باشی

.اون‌جا بهم نیاز ندارن

تازه، تو چطوری می‌خوای حصارم رو تعمیر کنی؟

وقتی از وانتت پیاده شدی .حالت بد شد

.چرت نگو

.من تو بهترین فرم زندگیم هستم

شارلین مجبورم کرده .هات یوگا انجام بدم

.باور نداری، حمله کن

.بهم یاد دادن به بزرگ‌ترهام صدمه نزنم

تا وقتی کار انجام نشه .جایی نمیرم

.باشه

.بریم

.قوانین رو می‌دونیم

.به روش تو انجامش میدیم و حرف نمی‌زنیم

.و زمزمه هم نمی‌کنید

،البته

،آهنگ لنگرگاه ساحل باعث شادی میلیون‌ها نفر شد

.با این‌حال عوضی داستان منم

.خودت میگی، نه من

.از پیرهنت خوشم میاد

.ممنون

!سلام

مری، تو این‌جا چی‌کار می‌کنی؟

.هنک بهم گفت اَبی داره زایمان می‌کنه

اولش فکر کردم داره گولم می‌زنه که زود از بار برم

.تا بتونه مجانی مشروب بخوره

بعد به کولت پیام دادم و می‌دونستم بچه داره به دنیا میاد

وقتی یه فیلم از یه بچه که داره از یه .سرسره‌ی آبی بیرون می‌زنه رو برام فرستاد

آره، واسه من یه فیلم پرواز کردن یه توپ تنیس .از یه ماشین پرتاب توپ فرستاد

بگذریم، گفتم ،شاید گرسنه باشید

پس یکم از غذایی که داشت توی بار

خراب می‌شد و برداشتم .و همه‌اش رو سرخ کردم

More Farsi Persian subtitles for The Ranch

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left