The first 200 lines.
بفرما رفیق
سلام عزیزم، منم. اوم
معلومه که دیشب نیومدی خونه
ببین، من... واقعاً معذرت میخوام که اونطوری رفتم
مارلی
مارلی
مارلی
یه مار زنگی بود. داشت مستقیم میرفت سمتش
اصلاً روحمم خبر نداشت
خدایا شکرت
قضیه این تفنگ چیه، کلِی؟
فقط دارم مارها رو میکشم
خیلی خب، هر کسی که توی این مزرعه اسلحه داره
باید در جریانش باشم
چشم، قربان
ممنون. اوهوم
دیزل! رامبو! کنارم
سلام، شما دیل کرولی هستین؟
اوم
اسم من ملیندا شریدانه. من پرستار متخصص هستم
برای دکتر مالینز کار میکنم
از کی تا حالا دکتر برای ویزیتِ خونه، پرستار میفرسته؟
اوم، دکتر فعلاً یه مدتی از کلینیک دور هستن
تا کی؟ نمیدونم
ممکنه یه مدتی طول بکشه
خب، پس خودمان از پسش برمیایم
از همون راهی که اومدی میتونی برگردی
ببینید، چطوره فقط یه نگاهی به همسرتون بندازم؟
اگه از حرفام خوشتون نیومد، میرم
باشه. باشه، ببین، ببین. کنارم
مشخصه که نمیتونم به زور بیام تو
اما هر چی همسرتون دیرتر تحت مراقبتهای پزشکی قرار بگیره
احتمال بروز عوارض بیشتر میشه
چه مزخرفاتی میگی؟ چه عوارضی؟
فقط یه مسمومیت سادهست، یکم دارو میخواد و تمام
شما به دستیار کلینیک ما گفتین که ایشون درد شکمی دارن
و چند روزی هم هست که تب دارن
این میتونه... میتونه چیزی بیشتر از یه مسمومیت ساده باشه
گوش کنید، میدونم منو نمیشناسید
اما دکتر به من اعتماد داره که مراقب این شهر باشم
زود تمومش کن
کیه؟
با دکتر مالینز کار میکنه
اما قرار بود که... میدونم چی قرار گذاشتیم، آن
این پرستارشه. فقط
بذار یه نگاهی بهت بندازه، باشه؟
باشه
باشه
خب، میخوام یه بررسی بکنم
ممکنه یکم اذیت بشی
اما کمکم میکنه بفهمم مشکل چیه، باشه؟
باشه
خب، اگه اینجایی که دست میذارم درد میکنه بهم بگو؟
آره؟ اوهوم
درد میکنه؟
باشه. باشه
گوش کن، همسرت مسموم نشده. آپاندیسه
مطمئنی؟ بدون اسکن، تا جایی که بشه مطمئنم
هی، داری چیکار میکنی؟
دارم به آمبولانس زنگ میزنم. باید بریم بیمارستان
عمراً اگه بذارم
متوجه نیستی. آپاندیس نیاز به جراحی فوری داره
نه
تو متوجه نیستی
ما هیچجا نمیریم
حالا گوشی رو بده به من
هی، میتونم یه خواهشی ازت بکنم؟
حتماً
اگه برات سخته، راحت بگو نه. من، اوم
داشتم به یه چیزی فکر میکردم که بهتون بدم
که شاید یه روزی بتونین، میدونی، با اون در میون بذارین؟
و از اونجایی که قراره توی یه مزرعه بزرگ بشه، اوم
وقتی دختربچه بودم، عاشق سیب چیدن با پدربزرگ و مادربزرگم بودم
برای همین فکر کردم شاید بتونیم یه جای این زمین، یه درخت سیب بکاریم
میدونی، فقط برای یادآوری
یادی از من
آره، حتماً. یعنی
چطوره درست بیرون اتاق خوابش بکاریمش؟
اینطوری فقط کافیه از پنجره بیرون رو نگاه کنه، میدونی؟
آره، این
عالی به نظر میاد
خیلی خب، برم برای آخرین بار یه چرخی توی خونه بزنم
قبل از اینکه مددکار اجتماعی برسه
آره
برامون آرزوی موفقیت کن. موفق باشین
ممنون
مطمئن نیستم موریل اشتهای زیادی داشته باشه
معمولاً چند روز اول بعد از شیمیدرمانی خیلی سخته
اگه الان نمیتونه بخوره، میتونه بذاره فریزر برای بعداً
میدونی، فقط میگم که آمادگی داشته باشی
ممکنه حالش اصلاً خوب نباشه. آخی
والت! دیگه نمیتونم، مردم از خنده
سلام
ببخشید. آخه والت داشت یه داستان خیلی خندهدار برام تعریف میکرد
بفرمایید تو
سلام! بیاین تو
چه سورپرایز خوبی! سلام! میدونم، میدونم
بیاین تو
ای وای من
خیلی خوشحالیم که میبینیم حالت خوبه. آره
ممنونم
باید اعتراف کنم والت داره تحمل این دوران سخت رو برام راحتتر میکنه
دیشب برای حالت تهوعم، یکی از پاستیلهای ماریجوانای اون رو خوردم
و ما، اوم
فیلم «بانوی زیبای من» رو دیدیم
کل فیلم رو فقط خندیدیم
واای، ژنرال بوث! اصلاً فکر نمیکردم اهل این چیزا باشی
موقعی که خودم شیمیدرمانی میشدم، این پاستیلها نجاتبخش بودن
هنوزم هر از گاهی خوبه. تازه، آدم رو کلی هم شاد و شیطون میکنه
اوه
اوهوم
گفتم که اگه احیاناً خواستی... امتحان کنی
ممنون، ولی نه مرسی موریل. خب، بذار یه نگاهی بندازم
شوخی میکنی دیگه، نه؟
خب، میدونی، خیلی وقت گذشته. یعنی
آه! خیلی خیلی وقت گذشته
راستش... برنامه داشتم امروز غافلگیرت کنم
با رفتن به جای موردعلاقهمون
و فکر کنم بد نباشه چند تا از اینها رو هم با خودمون ببریم
حالا یه لحظه صبر کن ببینم
آخه چطور ممکنه من درباره «جای موردعلاقهتون» چیزی ندونم؟
منظورش همون مارپیچِ شمشادیِ توی باغ گیاهشناسیه
جایی که اولین بار همدیگه رو بوسیدیم
خب، نظرت چیه هوپ؟
فکر کنم این دوری از کار داره میزنه به سرت
آه
ولی اگه موریل میگه آدم رو شیطون میکنه
فکر کنم بهتره با سرویس بریم
سلام! هی
اوضاع اونجا چطوره؟ - اوه، میدونی، میگذره دیگه
دارم کوکو رو میخوابونم
دیشب بهتر خوابیدی؟
آره، مثل خرس خوابیدم
انگار گهواره امشبم همون سمت توِ تخت میمونه
خب، تا وقتی دخترای من بتونن بخوابن، میتونه همونجا بمونه
کار چطوره؟
خوبه. مل فعلاً برای ویزیت رفته بیرون، واسه همین اینجا خلوته
که عالیه، چون واقعاً باید روی این آزمونِ آزمایشی تمرکز کنم
خب، پس دیگه مزاحمت نمیشم
ولی وقتی داشتی میومدی خونه بهم پیام بده، باشه؟
حتماً. دوستت دارم
منم دوستت دارم
هی
هی
خب
اون برای چیه؟
دارم سعی میکنم فشار خونش رو بیارم بالا
اگه نشه، ممکنه به خاطر فشار پایین از حال بره
واقعاً باید ببریمت بیمارستان
خانم، کری یا خودتو زدی به نادونی؟ گفتیم که نمیریم
چرا نه؟ چون نمیشه به این بیمارستانها اعتماد کرد
چرا؟
اونا میخوان مریض بشی تا پات به سیستمشون باز بشه و
بدتر مریضت کنن
خیلی وقت پیش، با هم عهد بستیم که مراقب همدیگه باشیم
و دیگه نذاریم اون آدما با زندگیمون بازی کنن
اما شما به کلینیک زنگ زدین
دکتر ما رو درک میکنه، واسه همین براش احترام قائلیم
باشه، خیلی خب. درک میکنم
من... سعی میکنم سطح مایعات بدنت رو بالا ببرم
و ببینم میشه فشارت رو ثابت کرد یا نه
چی شد؟ باشه، تکون نخور. الان برمیگردم
کجا داری میری؟
باید برم سر ماشینم. برای چی؟
تا دستگاه سونوگرافی سیار رو بیارم
و مطمئن بشم که آپاندیس همسرت نترکیده باشه
خب، دیشب کارِ باحالی کردی؟
آره، کردم
عالیه. خوش به حالت
آره
آره
خب
سلام
سلام، میتونم کمکتون کنم؟ سلام
مایک والنزوئلا هستم. رئیس بخش جرائم سنگینِ شهرستان هامبولت
ایشون هم بری شریدان، وکیل شارمین رابرتز هستن
اه، گرنت پوپ هستم
اینجا آرایشگاه شماست؟
بله! اه
خبری شده یا
اون یکی از افرادِ موردتوجه در پرونده قتلِ
پدرِ دوقلوهاش هست
صبر کنید، شما که... واقعاً فکر نمیکنید کار اون بوده؟
من نه
نه، ولی داریم هر کاری میکنیم تا پیداش کنیم و شخصاً ازش بپرسیم
پس شاید بتونید کمک کنید؟
البته. هر کمکی از دستم بربیاد
آخرین بار کی دیدینش؟ اه، خب
اومده بود یه سری وسایل برای عروسی دوستش بگیره
چیز غیرعادیای متوجه نشدین؟
نه
خب، به جز اینکه میدونید پدر دوقلوها اذیتش میکرده، درسته؟
آره، درجریان هستیم. آره، خب
خب، اون نگران بود که اون هنوز با یه سری آدمهای خلافکار در ارتباط باشه
منظورم اینه که، شرط میبندم هر کی کشتتش، حتماً با اونا در ارتباط بوده، نه؟
کسی رو ندیدین یا اون اسمی از کسی نبرد؟
نه، چیزی نگفت
اگه چیزی شنیدین... حتماً خبرتون میکنیم
ممنون. متشکرم
ممنون
No comments yet. Be the first to leave one.